شاهکار یا حماقت؟

ویلفردو پارتو (1848-1923) (1) از پدری ایتالیایی و در تبعید و مادری فرانسوی، در پاریس متولد شد. پدر پارتو مهندس راه و ساختمان و از خانواده‌ای اشرافی بود که به دلیل افکار جمهوری خواهانه از ایتالیا به فرانسه تبعید شده بود. پارتو
جمعه، 6 ارديبهشت 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
شاهکار یا حماقت؟
 شاهکار یا حماقت؟

نویسنده: رحمت الله صدیق سروستانی و دیگران




 

ویلفردو پارتو (1848-1923) (1) از پدری ایتالیایی و در تبعید و مادری فرانسوی، در پاریس متولد شد. پدر پارتو مهندس راه و ساختمان و از خانواده‌ای اشرافی بود که به دلیل افکار جمهوری خواهانه از ایتالیا به فرانسه تبعید شده بود. پارتو در سنین کودکی به همراه خانواده‌اش به ایتالیا بازگشت و تحصیلات خود را تا درجه مهندسی در مدرسه‌ی پلی‌تکنیک تورن ادامه داد و پایان‌ نامه‌ای تحت عنوان «اصول بنیادین تعادل در اجسام سخت» نوشت. پس از پایان تحصیلات در اداره‌ی راه آهن ایتالیا مشغول به کار شد و به زودی به مقام مدیر کلی راه ‌آهن رُم ارتقا یافت. بعد از چندی مدیریت شرکت محصولات آهن فلورانس که در تملک بانکهای ایتالیایی بود به او واگذار شد. در اینجا او با مسائل اقتصادی آشنا شد و به آن علاقه‌مند گردید. ارثیه‌ی کلانی که از عمویش به او رسید، باعث شد تا وی با خیالی راحت بقیه‌ی عمر خود را به تحقیق و تألیف بپردازد.
وضعیت غیرعلمی اقتصاد- در مقایسه با علوم فیزیکی- پارتو را به تدوین اقتصاد جدیدی بر اساس روش علمی و اصول حسابگری تشویق کرد. اقتصاد پارتو به تحلیل کنش منطقی انسان در حل مشکلات منابع کمیاب، محدود می‌شد و عقل‌گرایی سنگ اصلی بنای نظریه‌ی اقتصاد وی بود. پارتو کرسی استادی اقتصاد در دانشگاه لوزان را برای خود حفظ کرد و فعالیهای علمی خود را بیشتر بر اقتصاد ریاضی متمرکز ساخت. مقالات بسیار ارزشمندی در اقتصاد نوشت؛ اما، در همان حال متوجه بود که علمی جامعتر از اقتصاد لازم است تا بتوان جامعه را به طور کلی مطالعه کرد. پارتو در سالهای 1902-1903 نقد مهمی بر نظامهای سوسیالیست و نظریه‌ی سوسیالیستی نوشت که متنی سیاسی- اقتصادی و جامعه شناختی بود. پس از آن، بیش از پیش به موضوعات جامعه‌شناختی عمومی(2) را همزمان به دو زبان ایتالیایی و فرانسوی منتشر ساخت. این رساله را در سالهای 1935-1936 آرتو لیوینگستون به انگلیسی ترجمه کرد که با ویرایشی کامل و تنظیم دقیق مطالب و الحاق منابع و مآخذ با عنوان ذهن و جامعه در نیویورک منتشر شد و همین امر موجب اشتهار پارتو و نفوذ آرا و اندیشه‌های او در قلمرو جامعه‌شناسی گردید. کتاب ذهن و جامعه مجدداً در سال 1963 چاپ و تحت همان عنوان اصلی رساله‌ای در جامعه‌شناسی عمومی منتشر گردید.
پارتو، تنها هدف خود را از تألیف رساله‌ی مذکور، کشف واقعیت تجربی از طریق به کار گرفتن روش‌های اثبات شده‌ی فیزیک، شیمی، نجوم و زیست‌شناسی، در علوم اجتماعی می‌داند(3). پارتو در تکاپوی تأسیس نظامی جامعه‌شناختی بود که وجوه اصلی آن مشابه نظام کلی فیزیکی- شیمیایی گیبس(4) در ترمودینامیک باشد(5). عوامل مشخصه در این نظام، چنان وابستگی متقابلی به یکدیگر دارند که تغییر در یک جزء از آن به تغییر متناسب در سایر اجزا منتهی خواهد شد. به نظر وی جامعه نظامی در حال تعادل است که مولکولهای آن افرادند. انسانهایی متأثر از نیروهای اجتماعی با نشانه‌های ثابت و خواص مشترک. انسانهایی با عواطف، امیال و کششهایی شبیه آنچه در ترکیبات شیمیایی در طبیعت یافت می‌شود (6).
به نظر پارتو، وضعیت نظام اجتماعی در هر زمانی در شرایط زیر تعیین می‌شود: 1) محیط فوق بشری؛ 2) عناصر بیرونی جامعه در آن زمان- مثل سایر جوامع یا وضعیت قبلی همین جامعه‌ی موردنظر؛ 3) عناصر درونی نظام، خصوصاً امیال، معرفت، بازمانده‌ها و مشتقات که در واقع مظاهر عواطف انسانی است (7).
پارتو دریافته بود که مباحث اقتصادی تنها به کنشهای منطقی انسان‌ها می‌پردازد و تحلیل کنشهای غیرمنطقی و غیرعقلانی آنها از قلمرو آن خارج است.
در واقع، پارتو متوجه بود که امور انسانی به طور عمده تحت تأثیر کنشهای غیرعقلانی و غیرمنطقی است و جامعه‌شناسی قلمرو مناسب تبیین اینگونه کنشهاست. در رساله‌ی پارتو، تحلیل نیروهای درونی مذکور بر پایه‌ی تمایز بین کنش منطقی و غیرمنطقی قرار گرفته است. کنش منطقی است که «ابزاری متناسب با اهداف خود را به کار گیرد و ابزار را به طور منطقی به اهداف مربوط سازد»(8).
پارتو، پس از بحث اجمالی درباره‌ی کنش منطقی (نظیر تدوین نظریه‌ی علمی، کنش اقتصادی و رفتار وکلای مدافع)، بقیه‌ی رساله‌ی خود را به مباحث کنش غیرمنطقی (غیرعقلانی) اختصاص می‌دهد.
به نظر وی، جامعه‌شناسی علم مطالعه‌ی کنشهای غیرمنطقی انسان است. کنشهای غیرمنطقی که بر حیات اجتماعی غلبه دارند عبارتند از:
1. کنشهای بیهوده؛ یعنی کنشهایی که هدف‌ها و وسایل آن، خواه در واقع یا در ذهن صاحب کنش، با یکدیگر پیوندی ندارد و وسایل به هیچ نتیجه‌ای که بتوان گفت با آن ارتباط دارد، منتهی نمی‌شود. بعضی کنشهای تحمیلی ناشی از آداب و رسوم، جزء این دسته ‌اند. البته این نوع رفتار، بسیار نادر است و چون انسانها غالباً رفتارهای خود را توجیه می‌کنند به کنشهای بیهوده‌ ی خود، رنگی منطقی می‌دهند و آن را از این دسته ‌بندی خارج می‌سازند(9).
2. کنشهایی که صاحب کنش فکر می‌کند به هدفی دست خواهد یافت، اما در واقع چنین نخواهد شد. یعنی در اینگونه کنشها بین‌ وسایل و اهداف، پیوندی ذهنی وجود دارد (نه عینی). آیا خواندن دعای باران منطقاً ارتباطی با بارش باران دارد؟
3. کنشهایی که به اهدافی مرتبط با وسایل خود دست می‌یابد، بدون آنکه صاحب کنش از آن آگاهی داشته باشد. رفتارهای غریزی غالباً از این نوعند.
4. کنشهایی که به نتایجی مغایر با اهداف مورد نظر دست می‌یابد. یعنی نتایجی منطقاً مربوط به وسایل حاصل می‌شود و صاحب کنش نیز به لحاظ ذهنی پیوند موجود بین وسایل و اهداف را متوجه است؛ اما نتایج عینی به غیر از چیزی است که (در ذهن) مورد انتظار بوده است، مثل کنشهای انقلابیون و مصلحان اجتماعی برای دفع استبداد که در نهایت خود به استبداد جدیدی منتهی می‌شود.
جامعه‌ شناسی پارتو، بر تحلیل علمی دو نوع مشخص از کنشهای غیرمنطقی مذکور، یعنی کنش نوع دوم و نوع چهارم تأکید کرده است. از نظر پارتو، تحلیل علمی، تحلیلی منطقی- تجربی (10) است. هدف جامعه ‌شناسی از مطالعه کنشهای غیرمنطقی، جستجوی واقعیت است نه فایده. وی جمع بین جستجوی واقعیت و مفید بودن را نمی‌پذیرد و معتقد است یک مسلک مهمل الزاماً برای جامعه زیان‌آور نیست و چه بسا بسیار مفید هم هست؛ و بالعکس، هرگاه نظریه ‌ای مفید مطرح می‌ شود، منظور اصلاً این نیست که نظریه ‌ی مذکور از لحاظ تجربی با واقعیت منطبق است (11). البته تحلیل منطقی- تجربی پارتو، هر نوع مفهوم فوق تجربی (مابعد تجربی) را کنار می‌گذارد و تنها بر واقعیات مشاهده‌ای تکیه می‌کند.
پارتو- همچنانکه تلویحاً ذکر شد- کنشهای غیرمنطقی را به طور عمده برآمده از وضعیتهای روانی محدود، عواطف و احساسات ناخودآگاه و امثال آن می‌داند. آنچه از چنین کنشهایی مشاهده می‌شود تظاهر عواطف و وضعیت روانی فرد است؛ برخی از این عواطف، فرد را تشویق می‌کند تا کنشهای غیرمنطقی خود را به طریق غیرمنطقی توجیه کند. پارتو چگونگی توجیه نحوست بعضی اعداد، ایام و مکانها در جوامع مختلف را مورد توجه قرار داده و با مطالعه‌ی دقیق این توجیهات و نظریه‌های غیرمنطقی (غیرعلمی) به کشف تمایز بین عناصر متغیر و نسبتاً ثابت چنین نظریه‌هایی دست یافته است. او عناصر سطحی، متغیر و کم‌اهمیت را «مشتقات» (12) و عناصر عمیق، ثابت و مهم را «بازمانده‌ها» (13) نامیده است.
به نظر پارتو «بازمانده» با بعضی از غرایز انسان مطابقت دارد و احتمالاً به دلیل همین مطابقت است که تقریباً در همه‌ی پدیده‌های اجتماعی ثابت است؛ اما «مشتق»، کار ذهنی انسان درباره‌‌ی بازمانده است. مشتقات، متغیرتر از بازمانده‌ها هستند، چون معرف کار خیال انسانند. (14) بازمانده‌ها یا بخش ثابت نظریه‌های غیرعلمی، همان علاقه‌ی انسان به برقراری رابطه بین امور، ارقام، مکانها و معانی است. مشتقات یا بخش متغیر، همان دلایلی است که انسان در هر موقعیتی برای توجیه رابط مذکور، مطرح می‌کند؛ پس می‌توان با مطالعه‌ی توجیهات متنوع یک موضوع و جدا کردن عناصر ثابت آن، «بازمانده» را یافت. معرفت نسبت به بازمانده‌ها - که به عواطف نزدیکترند- موجب نفوذ عمیقتر به علل کنشهای انسان است.
نظر پارتو درباره‌ی کنشهای انسانی، با دیدگاه عقل‌گرایان متفاوت است. عقل‌گرایان بر این عقیده‌اند که انسانها اول می‌اندیشند و آرا و اندیشه‌های خود را تنظیم می‌کنند؛ سپس دست به عمل می‌زنند. اما پارتو می‌گوید رفتار انسانی عکس این مدل عمل می‌کند؛ یعنی، ارتکاب مقدم بر تعلیل است (15). هیچ رابطه‌ی متقابل علّی مستقیمی بین نظریه‌ و کنش وجود ندارد. هم کنش و هم نظریه، معلول عواطف اساسیند که به وجه ثابتی خود را در کنش ظاهر می‌سازند؛ اما در نظریه و توجیهات، عواطف تقریباً به صورت تصادفی بروز می‌کنند. مطمئناً هر شیوه‌ی رفتاری مبتنی بر توجیهاتی است؛ ولی در هر مورد معین، این توجیهات نظری به طور تصادفی معین می‌شوند. پس نقش اینگونه توجیهات در تحلیل رفتار، چندان اهمیتی ندارد؛ این نتیجه، محور مهم دیگری در تحلیل جامعه‌شناختی پارتو است. (16)
گرچه انسانها، تعداد بیشماری از انواع مشتقات را برای توجیه و منطقی کردن کنشهای خود به کار می‌برند، اما پارتو مدعی است که بازمانده‌ها، در طول تاریخ غرب تقریباً ثابت مانده‌اند و می‌توان آنها را به شش طبقه و چندین زیرطبقه، تقسیم‌بندی کرد. به همین دلیل پارتو گمان کرده است که طبقات عمده‌ی بازمانده‌ها با برخی «غرایز» یا تمایلات خاص انسانی همخوانی نزدیکی دارند؛ طبقه‌ی اول غریزه‌ی ترکیب یا قوه‌ی ایجاد پیوند و ارتباط بین اشیا؛ طبقه‌ی دوم بازمانده‌ی بقا مجموعه‌ها یا تمایل به حفاظت اجزا؛ طبقه سوم بازمانده‌ی بروز عواطف به وسیله‌ی کنشهای بیرونی (مثل ابراز احساسات موافق از طریق دست زدن و امثال آن)؛ طبقه چهارم بازمانده‌‌ی جامعه‌پذیری یا کشش ترکیب جوامع و اِعمال شیوه‌های سلوک همسان بر آنها و ایجاد انضباط در زندگی اجتماعی؛ (17) طبقه پنجم بازمانده‌ی یگانگی شخص با بستگان او - که به کنشهایی در جهت حفظ مالکیت شخصی و مقاومت در مقابل تغییر در نظم اجتماعی منجر می‌شود؛ طبقه‌ی ششم بازمانده‌ی جنسی که تنها بازمانده‌ی این طبقه است.
پارتو دو طبقه‌‌ی اول و دوم بازمانده‌ها را مهمتر از بقیه می‌داند. طبقه‌ی اول بازمانده‌‌ها که آن را «غریزه» نامیده است، گرایش انسانی به ادراک نسبتهای موجود میان افکار و اشیا را نشان می‌دهد. این غریزه منشأ پیشرفتهای فکری انسان و منشأ توسعه‌ی تمدن و هوش اوست. درخشانترین جوامع آنهایی هستند که طبقه‌ی اول بازمانده‌ها را به حد وفور دارند. طبقه‌ی دوم بازمانده‌ها تقریباً نقطه‌ی مقابل طبقه‌ی اول یعنی غریزه ترکیب است؛ این بازمانده، همان گرایش بشر به حفظ ترکیبات و امتناع از تغییر آنهاست. پارتو می‌گوید، بعضی از ترکیبات، مجموعه‌ای را تشکیل می‌دهند مرکب از عناصری که با یکدیگر متحد شده‌اند؛ چنین مجموعه‌ای، همانند شخصیت موجودات شخصیتی واقعی می‌یابد. این نوع ترکیبات اغلب نامی خاص و متمایز از مجموع نامهای عناصر خود دارند. پس از ایجاد چنین مجموعه‌ای غریزه‌ای به کار می‌افتد که مانع جدایی اجزا از یکدیگر می‌شود. این غریزه شبیه به غریزه‌ی سکون مکانیکی است و در برابر حرکت ناشی از دیگر غرایز مقاومت می‌‌کند. اهمیت اجتماعی فراوان بازمانده‌های طبقه‌ی دوم از همین‌جا ناشی می‌شود (18).
پارتو معتقد است که یک بازمانده می‌تواند منشأ انواع متعددی از نظامهای عقیدتی یا مشتقات باشد. یک مسلمان، کاتولیک، کالوینیست، کانتی، هگلی، و یک ماتریالیست همگی از دزدی پرهیز می‌کنند؛ اما هر یک برای این رفتار خود توجیه متفاوتی ارائه می‌دهند؛ (19) به همین دلیل توجیهات متغیر از یک ویژگی ثابت است؛ چیزی که پارتو نتیجه گرفته است یعنی، علت واقعی رفتار را باید در ثبات یک بازمانده‌ی موجد مشتقات متفاوت جستجو کرد.
تحلیل پارتو از مشتقات، به تفصیل بحث بازمانده‌ها نیست. مشتقات، مظاهر سطحی نیروهای اساسی در حیات اجتماعند. به بیان پارتو، مشتقات معادل همان چیزی است که اغلب ایدئولوژی یا نظریه‌ی توجیهی نامیده می‌شود.
پارتو مشتقات را به چهار طبقه تقسیم‌بندی کرده است:
طبقه‌ی اول، مشتقات امری؛ (20) مشتمل بر تصدیق بی‌چون و چرای واقعیات و عواطف (مثل مادری که به بچه‌اش می‌گوید اطاعت کن چون باید اطاعت کنی).
طبقه‌ی دوم: مشتقات اقتداری؛ امر به تصدیق موضوعی به استناد اعتبار و اقتدار منبع حکم، که ممکن است شخص، گروه، عرف، و یا شرع مقدس باشد.
طبقه‌ی سوم: مشتقات تصریحی؛ یعنی مشتقاتی که بر عواطف و اصول مشترک مبتنی است و با تصریح توافقهای موجود، اوامر یا نواهی را قانع کننده می‌سازد.
طبقه‌ی چهارم، مشتقات لفظی؛ مشتقاتی که نیروی قانع‌کننده‌ی آنها از «ادله‌ی کلامی» (21) ناشی می‌شود. مشتقات لفظی از کاربرد اصطلاحاتی با معنایی نامعین، مشکوک و مهم که با واقعیت مطابقت ندارد - مثل استعاره‌ها و تمثیل‌ها- حاصل می‌شود (22). نظریه‌ی پارتو درباره ی مشتقات، سهم بسزایی در روانشناسی مناسبات شخصی یا گروهی در صحنه‌ی سیاست داشته است. وی درباره‌ی شیوه‌هایی که سیاستمداران یا مؤلفان می‌توانند دیگران را قانع کنند و به دنبال خود بکشانند و همچنین درباره شیوه‌های روانشناختی که افراد از طریق آن بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند، مباحث مهمی دارد.
پارتو، مدتها پیش از هیتلر و مبلغان او، اعلام کرد که تکرار نامحدود مطلبی نامعین یکی از مؤثرترین ابزار قانع کردن شنوندگان یا خوانندگان است. به نظر وی «تکرار، حتی اگر کمترین ارزش منطقی- تجربی را نداشته باشد، از بهترین استدلالات منطقی- تجربی معتبرتر است. تکرار، مخصوصاً بر عواطف مؤثر است و موجب تحول در بازمانده‌ها می‌شود ...» (23).
پارتو، پس از طبقه‌بندی و تشریح مفصل بازمانده‌ها و مشتقات اظهار می‌دارد که بازمانده‌ها را نباید واقعیاتی عینی یا مستقل دانست؛ حتی طبقه‌بندی بازمانده‌ها هم یک طبقه‌بندی قطعی نیست. این طبقه‌بندی تنها می‌خواهد گرایشهای عمده‌ی رفتارها و عواطف انسانی را به ذهن متبادر سازد؛ اما در عین حال نباید اهمیت این طبقه‌بندی را دست کم گرفت؛ زیرا همین طبقه‌بندی مؤید آن است که رفتارهای انسانی دارای ساختار خاصی است و انگیزه‌ی رفتارها نیز نظم معینی دارد. در طبیعت بشر نظمی درونی نهفته است؛ در رفتارهای منطقی- تجربی افراد نیز می‌توان وجود نوعی منطق را تشخیص داد.
پارتو، سپس به تحلیل کارکرد بازمانده‌ها و مشتقات می‌پردازد و کارکردگرایی وی از همین جا آغاز و مشخص می‌شود؛ زیرا به طور مفصل به تشریح اجزاء نظام‌ اجتماعی- با توضیح خاصیتهای بازمانده‌ها و مشتقات می‌پردازد. البته اجزای دیگری نیز در نظام قرار دارند؛ از قبیل عناصر اقتصادی، ناهمگونی انسانها و گروههایی که تشکیل می‌دهند، تحرک اجتماعی مردم و ... .
اجزای نظام متقابلاً و به شکلهای مختلف به یکدیگر وابسته‌اند. به عقیده ژوزف لوپراتو، کارکردگرایی پارتو، نوع بسیار پیشرفته کارکردگرایی است؛ زیرا وی جامعه را نظامی می‌داند که به سمت وضعیت خاصی از تعادل گرایش دارد (24). در این نظام اجزاء متعدد- به صورت آشکار یا نهان- به حفظ تعادل کمک می‌کنند.
البته، پارتو به جای «کارکرد» (25) اصطلاح «فواید» (26) را به کار برده که معادل «کارکرد» در جامعه‌شناسی امروز است.
پارتو همیشه به مسأله چگونگی انسجام و دوام جوامع توجه داشته است. وی برای یافتن پاسخ این سؤال، تعادل متغیر بین بازمانده‌ها در جامعه را با تأکید بر دو بازمانده‌ی کلیدی (ترکیبات و بقا) آزمایش کرده است. او مردان ترکیبات را به «روباهان ماکیاولی» و مردان بقا را به «شیران ماکیاولی» تشبیه کرده است.
روباهان، مردان تجربه و ابداعند؛ اما بدون وفاداری به اصولی که پایداری نظام را تأمین می‌کند و شیران، دارای احساسی قوی از وفاداری به خانواده، قبیله، شهر و کشورند؛ آنها همبستگی طبقاتی، وطن‌پرستی و تعصب مذهبی دارند و اگر لازم شود به زور متوسل می‌شوند. شیران «قدرت» لازم برای تکمیل «هوش و فراست» روباهان را دارند. پارتو مدعی است که در زمان حیات او در همه جهان خصوصاً ایتالیا و فرانسه، روباهان بر مصادر امورند و صحنه‌های سیاسی و اقتصادی در چنگ دلالان سیاست، وکلای فاسد و روشنفکران سفسطه‌گر است. پارتو نگران بود که اگر وضع موجود ادامه یابد، تعادل اجتماعی متزلزل و نظم اجتماعی آشفته شود؛ اما در عین حال امیدوار بود که همچون گذشته، مردان بقا (شیران) بالاخره برخیزند و بساط مردان ترکیبات (روباهان) را در هم پیچند و پایداری نظام را تأمین کنند. پس از مدت زمانی روباهان مجدداً در دستگاه‌های حکومتی نفوذ کرده و به دلیل مهارت و استعداد فکری خود مناصب را اشغال می‌کنند و به تدریج بر شیران مسلط می‌شوند.
نظریه‌ی «گردش نخبگان» (27)، شاید پایدارترین وجه جامعه‌شناسی پارتو باشد. این نظریه‌ بخشی از مباحث وی درباره‌ی تحولات اجتماعی است. پارتو به نظامی در حال تعادل که اجزاء آن در طول زمان، ارزشهای خود را متحول می‌سازند، معتقد است. برای پارتو، تحول «دوری»، نه خطّی، و نگهدارنده‌ی نظام است؛ اجزاء نظام که در آنها تحول روی می‌دهد، همان بازمانده‌ها و مشتقاتند که به صورت کمّی تغییر می‌یابند. به نظر پارتو جامعه، از «توده‌ها» و «نخبگان» ساخته شده و تنها نخبگان مسئول و مسبّب تحولاتند. به طور کلی وی مرد را از لحاظ جسمی، اخلاقی و هوشی نابرابر می‌داند. در هر جامعه و در هر یک از گروهها و طبقات جامعه، بعضی افراد از دیگران مستعدترند و نخبگان، مستعدترین افراد هر گروه و جامعه‌اند(28). نخبگان، صاحبان توانایی و کفایت در قلمرو خود هستند؛ البته اصطلاح نخبگان، الزاماً حاکی از موقعیت افتخارآمیز و اخلاقی افراد این طبقه نیست (29).
نخبگان دو طبقه‌اند، یکی «نخبگان حاکم»، متشکل از افرادی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم صاحب نقش مهمی در سازمان قدرت سیاسی‌اند و دیگر «نخبگان توانا» که در موضع قدرت قرار ندارند (30).
پارتو معتقد است، همانگونه که هوش و استعداد در میان مردم نابرابر است، بازمانده‌ها نیز در بین آنها متفاوت است و این نابرابری در اوضاع اجتماعی حایز اهمیت فراوان است (این مسأله مورد توجه خاص فاشیستها قرار گرفت). شایان ذکر است که موسولینی خود را شاگرد پارتو می‌دانست و پارتو نیز تا حدود زیادی از اندیشه‌های فاشیستی حمایت می‌کرد؛ او در آخرین سال عمر خود سناتور انتصابی موسولینی در پارلمان ایتالیا شد (31). نخبگان حاکم برای دستیابی به موفقیت باید دارای مخلوطی قوی از بازمانده‌های طبقه‌ی اول و دوم یعنی غریزه‌ی ترکیب و بازمانده‌ی بقاء گروهی باشند. طبقه‌ی حاکم ایده‌آل از شیران و روباهان، یعنی هم از مردانی مصمم و نیرومند و هم از مردانی مبتکر و فاسد تشکیل می‌شود.
پارتو معتقد است که آنچه در قلمرو سیاست حاکم است، در زمینه‌های اقتصادی نیز به همان صورت عمل می‌کند. نخبگان اقتصادی نیز دو طبقه‌اند؛ یکی طبقه‌ی «سودجویان»(32) و دیگری طبقه‌ی «مال‌اندوزان» (33). سودجویان به روباهان و مال‌اندوزان به شیران شبیه هستند. در طبقه‌ی سودجویان، بازمانده‌ی طبقه‌‌ی اول یعنی غریزه‌ی ترکیب و در طبقه‌ی مال‌اندوزان، بازمانده‌ی طبقه‌ی دوم یعنی بقاء جامعه غالب است. هنگامی که سودجویان در رأس امور اقتصادی باشند، قلمرو اقتصاد در جامعه تحولات زیادی خواهد داشت و هر وقت مال اندوزان مسلط شوند، وضعیت پایدارتری به وجود خواهد آمد.
پارتو می‌گوید، تصور نکنید که مال‌اندوزان محافظه کار و سودجویان انقلابیند و یکی ثروتمند و دیگری بی‌چیزی است؛ بلکه وقتی بازمانده‌ی طبقه‌ی اول در کسی زیاد باشد تا زمانی که به ثروت و بهره فراوان دست یابد، به فعالیتهای سودجویانه می‌پردازد. هنگامی که به چنین موقعیتی دست یافت، در او تحولی رخ می‌دهد و بازمانده‌ی طبقه‌ی دوم در او رشد می‌یابد و او را به یک مال‌اندوز تبدیل می‌کند. نخبگان اقتصادی بر نخبگان حاکم نفوذ دارند و طبیعی است که هر دو نوع نخبگان، در جایگاه‌های مختلف قدرت سیاسی قرار گرفته و مرتب جای خود را با همدیگر تعویض کنند.
به نظر پارتو، تکامل و ترقی بی‌معنی است. جامعه‌ی بشری همیشه در این گرداب می‌چرخد و به اجبار این دو را تکرار می‌کند و اگرچه همیشه در حال تغییر و تحول است، اما در نهایت در تعادلی تغییرناپذیر باقی خواهد ماند. تاریخ هیچ‌چیز تازه‌ای ندارد. تاریخ سند بلاهت بشر است. مدینه‌ی فاضله ناکجاآباد است، (34) و تاریخ قبرستان حکومت نخبگان است (35).
سخن پایانی درباره‌ی پارتو اینکه، نظریه‌ی گردش نخبگان و نظریه‌ی سیستمی او، بر افکار اندیشمندان جامعه‌شناس متعددی تأثیر گذاشته و نشانه‌های نفوذ او در تألیفات آنان بخوبی آشکار است. در میان این اندیشمندان تالکوت پارسونز و سی‌رایت میلز از دو طیف مقابل قرار دارند. جامعه‌شناسی سیاسی نیز تا حدود زیادی تحت تأثیر اندیشه‌های او بوده است و آثار تام باتومور مبیّن این موضوع است؛ اما قضاوتهای متناقضی درباره‌ی جامعه‌شناسی پارتو وجود دارد؛ بعضی از جمله موسولینی آن را شاهکار ذهن بشری و خارق‌العاده‌ترین مفهوم جامعه‌شناختی عصر جدید دانسته‌اند (36) و برخی دیگر آن را نشانه‌ای از حماقت بشری و مثالی بارز از چیزی می‌شمارند که باید از آن پرهیز کرد (37).

پی نوشت ها :

1. Vilfredo Pareto.
2. Trattato di Sociologia Generale
3. Homans George C. and Curtis, Charles P., An Introduction To Pareto., N.Y. Alfred. A. Knopf, 1934, p.291.
4. J. Willard Gibbs
5. Henderson, Lawrence J., Pareto's General sociology., Cambridge, Harvard University Press, 1935, pp.10-20.
6. Pareto, Vilfredo., A Treatise on General Sociology., Trans. By Arthur Livingston, N.Y., Dover, 1963, p.v 2080.
7. Sociological Theory: Its Nature Growth., p.162.
8. A Treatise on General Sociology., p.148.
9. Ibid., p.154.
10. logico-experimental
11. A Treatise on General Sociology., pp.72-73.
12. derivations
13. residues
14. A Treatise on General Sociology., pp.850-851.
15. Ibid., p.256.
16. Sociology Theory: Its Nature and Growth., p.164.
17. A Treatise on General Sociology., p.1113.
18. Ibid., pp.991-992.
19. Ibid., p.1416.
20. assertion
21. verbal proof
22. A Treatise on General Sociology., p.1543.
23. Ibid., p.1749.
24. Loperato, Joseph., A Functionalist Re-appraisal of Pareto's Socilogy., American Sociological Review, Vol. LXiX, No.6, 1964.
25. function
26. untilities
27. circulation of elites
28. A Treatise on General Sociology., p.2027.
29. Ibid., p.2031.
30. Ibid., p.2032.
31. Sociology Theory., Its Nature and Growth., p.166.
32. speculators
33. renters
34. Masters of Sociological Thought., p.396.
35. A Treatise on General Sociology., p.2053.
36. Hughes, Stuart., Consciousness and Society., N.Y., Vintage Books, 1961, p.272.
37. Gurvitch G., Le Concept Des Classes Sociales de Marx a Nos Jours., C.D.U. Paris: 1957, p.78.

منبع: صدیق سروستانی، رحمت الله، ... و [دیگران]؛ (1373)، درآمدی به جامعه شناسی اسلامی، تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، سازمان مطالعه و تدوین کتب انسانی دانشگاهها(سمت)، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی، چاپ سوم.

 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بدون تعارف با نخبگان طلایی
play_arrow
بدون تعارف با نخبگان طلایی
لحظاتی از مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»
play_arrow
لحظاتی از مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
play_arrow
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
حمله هوایی اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه
play_arrow
حمله هوایی اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه
حمله دقیق پهپادی ارتش یمن به تجمعات و خودروهای زرهی مزدوران سعودی
play_arrow
حمله دقیق پهپادی ارتش یمن به تجمعات و خودروهای زرهی مزدوران سعودی
نوه شهید طهرانی مقدم از لحن سخنگوی قرارگاه خاتم رمزگشایی کرد
play_arrow
نوه شهید طهرانی مقدم از لحن سخنگوی قرارگاه خاتم رمزگشایی کرد
بازی تراکتور و پرسپولیس ۱۰۰ درصد بدون تماشاگر است
play_arrow
بازی تراکتور و پرسپولیس ۱۰۰ درصد بدون تماشاگر است
هدیه هیئت پارلمانی ایران به آستان مقدس علوی
play_arrow
هدیه هیئت پارلمانی ایران به آستان مقدس علوی
آیا برای وثیقه گذاشتن حتما باید سند ملک و زمین داشته باشید؟
play_arrow
آیا برای وثیقه گذاشتن حتما باید سند ملک و زمین داشته باشید؟
تعریف گواهی عدم افزار از زبان آقای قاضی
play_arrow
تعریف گواهی عدم افزار از زبان آقای قاضی
تصاویر ماهواره‌ای از بمباران باند پایگاه هوایی ابوظهور ادلب توسط اسرائیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از بمباران باند پایگاه هوایی ابوظهور ادلب توسط اسرائیل
آیا این مادر می‌تواند فرزند خود را در آتش بیفکند؟
play_arrow
آیا این مادر می‌تواند فرزند خود را در آتش بیفکند؟
مراسم چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید در قشم
play_arrow
مراسم چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید در قشم
حضور داریوش ارجمند در رواق دارالذکر
play_arrow
حضور داریوش ارجمند در رواق دارالذکر
حضور رهبر شهید در مراسم غبارروبی حرم رضوی طی سال‌های گذشته
play_arrow
حضور رهبر شهید در مراسم غبارروبی حرم رضوی طی سال‌های گذشته