نویسنده: دکتر همایون همتی
مشاهده ی عنوان فوق خواننده ی فرهیخته را فوراً به خواندن یک بحث هرمنویتیکی بشارت می دهد(1)، اما این مقاله بیشتر حول محور ضرورت شناخت هنر نزد دینداران و پیروان ادیان، به ویژه ما مسلمانان ایرانی است و طرح حکایت غفلت سنگین و زیان آلود ما از هنر که عرصه را یکسر در اختیار دیگران قرار داده و گویی ما از اندیشه در باب هنر ومقولات هنری برای همیشه معاف شده ایم، درحالی که درباره ی هنر، اثر هنری، تجربه ی هنرمند، فرآیند شکل گیری و تکوین اثر هنری، تحلیل و تبیین اثر هنری، نقدهنری، زبان هنر، تجربه ی مخاطب، بیننده یا شنونده ی اثر هنری، معنای اثر هنری و مسائل مربوط به ما بعدالطبیعه ی هنر، معنا شناسی، بُعد اگزیستانسیل یا وجودی هنر ونیز ابعاد شهودی و" فراعقلانی" ( Irrational) ساحت هنر تاکنون پژوهش های مهم و ارزشمندی در جهان انجام گرفته است، به ویژه درجوامع غربی جامعه شناسان، پدیدار شناسان، روان شناسان، منتقدان هنری و نیز فیلسوفان ، هر یک به فراخور دیدگاه ومنظر خاص خود در باره ی بعد یا ابعادی از مباحث مربوط به هنر، سخن گفته اند. عرفان پژوهان نیز درباره ی پیوند عرفان وهنر به تحقیق پرداخته اند واین همه البته قابل ارج وتحسین است، اما در روزگار ما دین پژوهان نیز به این عرصه گام نهادند. فیلسوفان دین، عالمان الهیات ومتخصصان دانش ادیان در سطح گسترده ای به مباحث مربوط به هنر، زیبایی شناسی، رابطه ی دین و هنر پرداخته اند. معرفت شناسان نیز با رویکردی شناختاری ( Cognitive) و معنا شناختی (Semantic) به مسئله ی هنر و چگونگی رابطه ی آن با حقیقت و بحث صدق و کذب ( Truth and Falsity) در قلمرو هنر، زبان هنری و تحلیل معنا در هنر پرداخته اند و مباحثی تأمل برانگیز وگرانقدر در دسترس اهل نظر قرار داده اند، ولی دراین میان تلاشهای متلکمان ادیان (Theologians) وفیلسوفان دین به راستی حیرت انگیز است.
در قلمرو دین پژوهی معاصر و "دانش ادیان" ( Science of Religion) شاخه ی جدیدی به نام "الهیات هنر" (Theology of Art) پدید آمده است که از دیدگاه الهیات به تبیین هنر، معنا و جایگاه آن در زندگی بشر و نیز رابطه ی آن با مقوله ی "ایمان" ( Faith) و "نجات" (Salvation) می پردازد. بحث از "امر قدسی" (The Sacred) که درکانون دین پژوهی معاصر قرار دارد و تجلیات آن در جهان و اشیاء ونیز ویژگی های جلوه های قدسی در هنر و زندگی روزمره ی آدمی از مباحث مهم این رشته است. دانش فلسفه ی دین ( Philosophy of Religion) نیز با همه ی گسترش و رواجی که در روزگار ما یافته است. بررسی مباحث مربوط به هنر و ربط آن را با دین و "تجربه ی دینی" (Religious Experience) در دستور کار خود قرار داده است و بدین سان مقایسه ی تجربه ی "زیبا شناختی"( Aesthetic)
با" تجربه ی دینی" و پی بردن به "جهان بینی" (World View) هنرمند و ساحت هنر و فهم هنری، از مباحث کانونی دانش "فلسفه ی دین"، "الهیات هنر"، "هرمنویتیک دینی" و "اپیستمولوژی دینی" در روزگار ماست. فهم زیبایی، عینیت یا ذهنیت آن،" تجربه ی بیناذهنی" ( Intersubjectivity)، پُرسش از معنا (Meaning) وکوشش برای درک تجربه ی هنری و زیبا شناختی در زمره ی مباحث مهمی هستند که الهیات هنر، فلسفه ی دین، کلام جدید یا الهیات مدرن، به عمق وگستردگی بدان می پردازند و چنین است که امروز شاهد ظهور فعال متألهان، فیلسوفان دین و متخصصان هرمنویتیک دینی در عرصه ی کاوشهای هنری هستیم.
متأسفانه جامعه ی ما دراین زمینه دچار نوعی "تأخر فرهنگی" است و تاکنون توجه جدی به این شاخه های مطالعاتی هنر نداشته است، هر چند که حکیمان و عارفان بزرگ ما در گذشته عنایتی ویژه به زیبایی و "جمال" و "تجربه ی وجودی بشر" در مواجهه با تجلیات حُسن دوست در عالم داشته اند، اما حتی همان میراث عظیم و گرانقدر پیشینیان نیز به درستی و به شیوه ای روز آمد. جذاب وتأثیر گذار عرضه نشده است. بیش از این نباید دچار غفلت ماند. تأخیر دراین زمینه پیامدهای ناگوار و زیانبار خواهد داشت. اهل نظر در این دیار باید مباحث هنری را به جد به مطالعه گیرند و هم به معرفی عالمانه ی میراث ارجمند گذشتگان بپردازند وهم نگرشهای نوین و شاخه های جدید مطالعاتی درعرصه ی هنر را به مشتاقان وعلاقه مندان این مباحث معرفی کنند. معرفی جدی "الهیات هنر"، "معرفت شناسی هنر"، رویکردهای فیلسوفان دین و دین پژوهان معاصر به هنر و ربط و پیوند عرفان با هنر به خصوص مقایسه ی "تجربه ی عرفانی" با "تجربه ی هنری" و "تجربه ی زیباشناختی" از اولویت های مهم این عرصه اند که ضرورت پرداختن به آن ها نزد آشنایان به این رشته ها و نیز آگاهان از وضعیت فرهنگی کشور ما امری انکار ناپذیر است.(2)
به خصوص توجه به "پدیدار شناسی هنر" از دیدگاه دینی یعنی کاوش در باره ی هنر از دیدگاه " پدیدارشناسی دین" که خود رشته ای مستقل است، ضرورت و فوریتی قطعی وگریز ناپذیر دارد. هرچند که تاکنون درجامعه ی ما درباره ی پدیدار شناسی هنر، گاهی به حسب اتفاق شاهد مقاله یا نوشته ای کوتاه بوده ایم، ولی آن مباحث مبتنی بر پدیدار شناسی فلسفی اِدموند هوسرل و همفکران او بوده است نه" پدیدار شناسی دین" و " هرمنویتیک دینی" که از رشته های نوظهور عرصه ی دین پژوهی معاصرند وهنوز در جامعه ی ما آنچنان که درخور است، حتی نزد خواص نیز شناخته نیستند.
چند قرن رکود" علم کلام" درجامعه ی ما و به حاشیه راندن آن توسط فلسفه، ضربه ی مهلکی بر پیکر فرهنگ دینی زده است واین دانش ارزشمند را از شکوفایی و بالیدن باز داشته است . اکنون باید به جبران این خسارت پرداخت. معرفی "الهیات هنر" کاری سِتُرگ و بایسته است. و از یاد نبریم که بی هنر زیستن عین جان کندن است. هنر دوستی و زیبا انگاری همچون حقیقت طلبی و خدا جویی در سرنوشت وساختار وجود آدمی ریشه دارد وانکار آن یا غفلت از آن جز به زیان آدمی نیست. باید در جامعه ی ما به مباحث "فلسفه ی هنر" و "هرمنویتیک" و معنایابی درهنر به شکل گسترده پرداخته شود. کاوش در باره ی هنر شاخه ای از فلسفه بوده است و"زیبایی شناسی" نیز هنوز به عنوان بخشی از "فلسفه ی عمومی" معرفی می شود. اما باید دانست که امروز رشد حیرت انگیز شاخه های مطالعات هنری در جهان، این مرزها و محدودیت ها را در نور دیده است وحتی جامعه شناسان، باستان شناسان ومردم شناسان ومورخان را نیز به خودجلب نموده است. ضرورت وخلأ "نظریه پردازی" (Theorizing) و "فلسفه ورزی"(Philosophizing) درباره ی هنر در جامعه ی ما کاملاً محسوس است وامید است صاحبدلال ژرف نگر و بلند همتی پیدا شوند که این راه دشوار را به آسانی بپیمایند و مسیر را برای نو سفران مشتاق هموارتر سازند. ایدون باد.
پی نوشت ها :
1. بحث از هرمنویتیک هنر وتفسیر هنری در ضمن مقالات دیگری در دفتر جداگانه ای تقدیم ارباب ذوق ومعرفت خواهد شد که بیشتر به فهم هنر ومقوله ی فهم، تبیین وتفسیر خواهد پرداخت و نگارش و تدوین آن دفتر محتاج عنایت دیگری از جانب آن کار ساز بنده نواز است که مُلهم حق و صواب است، تا چه پیش آید.
2. به اعتقاد راقم این سطور نه تنها بحث از فهم و شناخت هنر وتفسیر اثر هنری ضرورت دارد بلکه خود هنر به لحاظ ذات وماهیت امری معرفت زاست وخاصیت وخصلتی شناختاری ( Cognitive) نیز دارد که در مقالات دیگری باید بدان پرداخت. هنر از منابع فهم است واثر هنری حاوی معنا، پیام و کارکردی معرفتی وآگاهی بخش است. متأسفانه این جنبه غالباً مورد غفلت قرار گرفته است.