
پرسشی از محضر علامه مصباح یزدی
پرسش:
آیا اسلام مدلهای ترتبی و درجه بندی شده ای از حکومت ارائه می دهد یا تنها به طرح ایده آل حکومت بسنده می کند؟پاسخ:
برای مشخص شدن دقیق مفهوم سؤال خوب است به مقدمه ای کوتاه دقت کنیم.در رابطه با ارزش ها نظریه ای معروف به «همه یا هیچ» وجود دارد. طبق این نظریه برای حد عالی و ایده آل مثلا حکومت، شرایطی را بیان می کنند که اگر حکومت تمام این شرایط را دارا بود، حکومت ایده آل می باشد و اگر کوچکترین شرط از این شرایط منتفی بود دیگر آن شرایط در سطوح پایین تر نیز معتبر نیست. به عنوان مثال وقتی تقوای معصوم محقق نگشت دیگر آن شرط (تقوا) در سطوح پایین تر هم معتبر نیست. وقتی تقوای معصوم محقق نبود، اصلاً تقوا برای حاکم لازم نیست و انسان فاسدی که مرتکب گناه کبیره نیز می شود می تواند در رأس حکومت اسلامی قرار بگیرد. پس باید حد عالی تقوا را داشته باشد و اگر حد عالی را دارا نیست دیگر هیچ مرتبه ای از تقوا معتبر نیست.
اما از نظر اسلام ارزشها دارای مراتب است که از پایین ترین مرتبه شروع می شود تا عالی ترین مرتبه و مبنای اسلام در ارزشها «همه یا هیچ» و تک مرحله ای نیست. اسلام در مرحله اول یک طرح ایده آل برای حکومت مطرح می کند که تنها در شرایط خاص و توسط کسانی به اجرا در می آید که از شرایط سخت و قابلیت ها و شایستگی هایی برخوردارند که برای نوع انسانها دست نیافتنی است و در واقع آن شکل از حکومت اسلامی توسط کسانی تصدی می شود که دارای مقام عصمتند و کوچکترین خلل و خطایی در فکر، خیال و رفتار آنها راه ندارد. این عالی ترین شکل است که اسلام آنرا ترسیم کرده است. حکومتی که در رأس آن کسی باشد که نه تنها از روی هوی و هوس عصیان نکند بلکه حتی ناخواسته نیز اشتباه نکند و هیچ لغزشی از او سر نزند و کاملاً مصالح را رعایت کند و دقیقاً مجموعه قوانین اسلامی را بشناسد و به خوبی به اجرا درآورد. این همان طرح ایده آل حکومتی است که توسط انبیاء و از جمله به دست پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و در دوران کوتاهی توسّط امیر مؤمنان (علیه السلام) به اجرا درآمد.
البته مدلی ایده آل از این هم می توان تصویر کرد و آن مدل اینگونه است که علاوه بر حاکم که در رأس حکومت قرار دارد، فرمانداران و استانداران و کسانی که به نمایندگی از حاکم اصلی بر شهرها حکومت می کنند نیز معصوم باشند. البته این مدل هیچگاه محقق نخواهد شد زیرا در هیچ زمانی تعداد معصومان به حدی نمی رسد که بتوان تمام کارگزاران حکومتی را از بین آنها برگزید. بنابراین در نظام سیاسی اسلام برای حکومت مراحل و مراتب گوناگونی در نظر گرفته شده است که پس از عدم دستیابی به نظام و شکل برتر حکومتی، مرتبه و شکلی که یک درجه از آن پایین تر است جایگزین می شود. لذا در زمان غیبت معصوم ما نباید از تشکیل حکومت اسلامی صرف نظر کنیم بلکه باید حکومت را به دست کسی بسپاریم که از نظر علم، تقوا، و مدیریت -که عالی ترین وجه آنها در معصوم محقق بود چون او در علم و انگیزه و رفتار از عصمت برخوردار بود- بیشترین شباهت را به معصوم داشته باشد و در صورت عدم وجود چنین کسی به مراتب پایین تر، یکی پس از دیگری بسنده می شود تا برسد به مرتبه ای که از حداقل نصاب صلاحیت جهت اداره حکومت برخوردار است و با مرتبه فروتر از آن اصلاً اهداف حکومتی تحقق نمی یابد، که نباید تحت هیچ شرایطی آن شکل از حکومت را برگزید.
نظام ولایت فقیه هم در سایه این بیان قابل تبیین است که وقتی دسترسی به امام معصوم نیست باید کسی را برای حکومت برگزید که در علم و عمل شبیه ترین مردم به معصوم باشد و آن فقیه جامع الشرایطی است که به جهت صلاحیت ها و قابلیت ها، شباهت بیشتری که در علم، عمل و مدیریت به معصوم دارد جانشین امام معصوم محسوب می گردد و اوست که در آشنایی به قوانین، در تقوا و از جمله تقوای سیاسی و اجتماعی، در رعایت عدالت اجتماعی، اجرای قوانین، در حسن تدبیر و مدیریت جامعه، برخورداری از مهارت در عمل و شناخت راهکارهای عملی اجرای قوانین و هم در مقام مبارزه با شیطان هوای نفس و ترجیح مصالح اسلام و مسلمین بر منافع فردی و گروهی، بر دیگران برتری و تقدم دارد.
پس اینکه گفته شود وقتی به نظام ایده آل حکومتی و وجود معصوم دسترسی نداشتیم، دیگر هیچ یک از شرایط در حاکم معتبر نیست، نه شرط فقاهت و علم معتبر است و نه تقوا و مدیریت و هر کسی می تواند خودش را کاندیدای حکمرانی بر مسلمین کند و وقتی اکثریت مردم او را پذیرفتند حاکمیت او معتبر و نافذ می گردد، مورد قبول نیست و بر اصل «همه یا هیچ» مبتنی است که در دیدگاه اسلامی هیچ توجیهی ندارد و فقط گاهی از سوی برخی از روشنفکرانی مطرح می شود که برداشت سطحی و اندکی از اسلام دارند و برداشتهای خود از اسلام را با آموزه های فرهنگ غربی در هم آمیخته و دچار التقاط شده اند و در هنگام طرفداری از مدل دموکراسی عملاً نشان داده اند که تز «همه یا هیچ» را پذیرفته اند.
قاعده عقلایی فوق در همه امور اجتماعی و همچنین مسأله حکومت و حاکم جاری است و از نظر همه عقلا -اعم از مسلمان و غیرمسلمان- پذیرفته است و مستند آن حکم عقل است و نیاز به دلیل شرعی ندارد و خود عقل مستقلاً درک می کند که در صورت محروم بودن از معصوم و شخص ایده آل برای حکومت، باید کسی را برگزید که شبیه ترین انسانها به معصوم باشد و مرتبه صلاحیت او به مرتبه معصوم نزدیکتر است.
منبع مقاله :
مصباح یزدی، محمد تقی؛ (1391)، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، قم: انتشارات مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سرّه)، چاپ اول