میراث مشروطیت

اندرزنامه های سیاسی، احکام السلطانیه ها، رسائل سیاسی و اجتماعی و کتابچه ها و لوایح قانونی، ارکان منابع اندیشه و میراث تفکر سیاسی ایران را تشکیل می دهند؛ با این وجود، هنوز شماری زیادی از آن ها ناشناخته و انتشار نیافته در
شنبه، 27 ارديبهشت 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
میراث مشروطیت
 میراث مشروطیت

 

نویسنده: شادی معرفتی




 
• رسائل مشروطیت، مشروطه به روایت موافقان و مخالفان،
• غلامحسین زرگری نژاد
• تهران: انتشارات مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، 1387، 2 جلد

اندرزنامه های سیاسی، احکام السلطانیه ها، رسائل سیاسی و اجتماعی و کتابچه ها و لوایح قانونی، ارکان منابع اندیشه و میراث تفکر سیاسی ایران را تشکیل می دهند؛ با این وجود، هنوز شماری زیادی از آن ها ناشناخته و انتشار نیافته در مجموعه های شخصی باقی مانده اند و تا آن هنگام که این آثار در دسترس محققان و پژوهشگران علاقمند به مطالعات تاریخ اندیشه ی سیاسی ایران قرار نگیرد، داوری عالمانه و شایسته در باب ماهیت، روند تحول و یا انحطاط تاریخ تفکر سیاسی میسر نخواهد بود.
دکتر غلامحسین زرگری نژاد، که دغدغه ی مطالعه ی تاریخ اندیشه را در ذهن دارند، مجموعه ای از این متون را گردآوری، استنساخ و تصحیح نموده اند؛ از این مجموعه پیش تر جلد اول رسائل مشروطیت (18 رساله و لایجه درباره مشروطیت)، احکام الجهاد و اسباب الرشاد (رسائل و فتاوای جهادیه دوره ی فتحعلی شاه و جنگ های ایران و روس) و رسائل سیاسی عصر قاجار به چاپ رسیده بود. اما موضوع کتاب حاضر، مجموعه رسائل مشروطیت است که نگارنده در مقدمه چاپ های پیشین، انتشار کتاب دوم آن را وعده داده بود، این وعده با فاصله ای ده ساله جامه ی عمل پوشیده و رسائل مشروطیت «مشروطه به روایت موافقان و مخالفان» در دو مجلد و مشتمل بر 48 رساله، منتشر شد.

درآمد

پژوهش ها و تحقیقات گسترده ای درباره ی مشروطه ی ایرانی انجام شده است. با این وجود نانوشته ها و تحریفات بسیار است و بحث و بررسی درباره ی برخی جنبه های اصلی تاریخ این دوره از جمله ساختار اقتصادی، اجتماعی و مبانی توسعه نیافتگی ایران، یا به طور کلی مورد غفلت قرارگرفته و یا مراحل نخست تحقیق را طی می کند.
در طول دوره ی قاجاریه، با وجود سلطه ی نظام سلطنتی مطلقه، بیش از یکصد رساله ی سیاسی و اقتصادی، با انگیزه های متفاوت و توسط افرادی با پایگاه های سیاسی، طبقاتی و فکری مختلف، عمدتاً توسط علما، اصحاب سیاست و منورالفکرهای دوره ی قاجار و تعداد بسیار اندکی نیز توسط تجار تألیف شده اند. مهم ترین و ارزشمندترین این رسائل، رسائلی است که علما در باب مشروطه و له یا علیه آن به رشته ی تحریر کشیده اند.
فهم عمیق تر دوره ی مشروطه و بستری که این جنبش در آن رشد کرد و تکوین یافت و همچنین آگاهی از ماهیت و روند تحولات اندیشه ی مشروطه خواهان و مشروعه طلبان، بیش تر از آنکه مبتنی بر شناخت وقایع و رویدادها باشد، مستلزم مطالعه ی رسائل سیاسی عصر مشروطه است. این رسائل تنها بخشی از تاریخ تفکر سیاسی ایران را در بر ندارند، بلکه در لابلای صفحات آنها، اطلاعات پراکنده ای در باب اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران نیز وجود دارد. همچنین در برخی از این رسائل، نگرش های ضد استعماری و استقلال طلبانه منبعث از اندیشه مشروطه خواهی و نهضت مشروطیت دیده می شود.
کوچکترین تردیدی درباره ی نقش مهم علما در شکل گیری روند مشروطه وجود ندارد، اما یکی از بحث برانگیزترین سؤالات در تاریخ مشروطه این است که چه عواملی موجب دودستگی میان علما شد، چرا عده ای از آنان به حمایت از مشروطه برخاستند و برخی دیگر قاطعانه علیه آن به حرکت درآمدند؟
ابن نصراله مستوفی از مشروطه طلبان حامی شیخ فضل الله، در تاریخ خطی خویش که تاکنون به چاپ نرسیده، به دور از تعصب و جانبداری، درباره ی اختلافات این دو فرقه چنین نوشته است:
«در این اوقات مردم دو فرقه و دو جوقه هستند، جمعیتی از دنبال سیدین السندین هستند و جمعیتی نیز در اطراف حاج شیخ فضل الله هستند. از هر طرف سخنی بر ضد یکدیگر می گویند. رفته رفته بین این دو دسته کار به خصومت کشید. عداوت کلی گردید. ملت از طرد و نفی حاج شیخ سخن می گویند، جراید آزاد ملی نسبت به او خیلی بد می نویسند و تبعید او را از دولت و رئیس داخله [تقاضا می کنند]. همه روزه هیجان ملی درب مسجد مقدس و در مساجد و مدارس موجود است. در این اوقات غیرتنبیه و تبعید او حرفی نیست.»(1)
متأسفانه فاصله گرفتن از تاریخ نگاری واقع گرایانه و افتادن در ورطه ی جانبداری از این یا آن جریان فکری و سیاسی موجب شده که طرفداران هر یک از دو جریان مشروعه خواهی و مشروطه طلبی بدون پای بندی به اولین اصل تاریخ نویسی، یعنی بی طرفی، به جای تکیه بر اسناد و مدارک در وادی اتهام و استتار حقیقت گام بردارند.
بسیار ساده انگارانه است اگر این اختلاف عقیده ی میان علما را به تأسی از برخی مشروعه خواهان، دلیل کفر و ارتداد مشروطه طلبان و بالعکس به پیروی از عده ای از مشروطه طلبان، گواهی بر دنیاگرایی و منفعت طلبی مشروعه خواهان دانست.
چنین به نظر می رسد که اختلاف بین مشروطه خواهان و مشروعه طلبان، از تفاوت برداشت آنان از برخی مفاهیم همچون «سلطنت»، «حکومت»، «قانون»، «آزادی» و «مساوات» ناشی می شده است، چرا که مطمئناً علمای بزرگی چون سیدکاظم طباطبایی، سیدعبدالله بهبهانی و مراجع ثلاثه ی نجف، تردیدی در ضرورت «اسلامی» بودن مصوبات مجلس نداشتند، که به کیفر آن به کفر و ارتداد متهم شوند؛ از سوی دیگر اتهام دنیاطلبی مشروعه خواهان نیز همین قدر غیرمنصفانه است، که در این صورت، عالم مجتهدی چون شیخ فضل الله نوری، بهای اندیشه ی خویش را بر بالای دار نمی پرداخت؛ مسلماً آنچه باعث دو دستگی میان علما می شد، تفسیر متفاوت از «اسلامی بودن» بود که در باورها و اندیشه های سیاسی آنان انعکاس یافته بود.
شایسته است به جای هر نوع قضاوت و پیش داوری، برای آگاهی از مبانی اندیشه ی مشروعه خواهان و محوری ترین انتقادات آنان از مشروطه و پاسخ مشروطه طلبان در مشروعیت مشروطه، نگاهی بیندازیم به مهم ترین رسائل هر دو فرقه. برخی از مهم ترین مفاهیمی که موجب اختلاف میان علما شده بود، عبارت بود از:

قانون:

با مطالعه ی سخنان و مواضع مشروعه خواهان به خصوص رهبر برجسته ایشان، شیخ فضل الله نوری می توان به این نتیجه رسید که وی به دلیل درک خاصی از فلسفه ی سیاسی شیعه در دوره ی غیبت و احساس خطر شدید نسبت به مخدوش شدن ارزش های اسلامی، به راستی از غلبه ی لامذهبی در قالب مشروطیت اندیشناک و هراسان بود. شیخ فضل الله، اولاً: نظام مشروعه را در قیاس با حکومت مشروطه، به حال اسلام و مسلمین مفیدتر می دانست؛ ثانیاً: خطر حکومت استبدادی محمدعلی شاهی را کمتر از خطر مشروطه طلبانی می شمرد که مجلس را قبله ی خود و محل طواف، توصیف می کردند.
از اهمّ ایراداتی که مشروعه خواهان به نظام مشروطه می گرفتند، در درجه نخست، در درجه نخست، مبحث قانون بود. در بنیاد تفکر مشروعه خواهان، اصلی ترین دلیل شرعی حرمت مشروطه و شالوده ی عدم انطباق آن با شریعت اسلامی، به رسمیت شناخته شدن «قانون گذاری» در نظام مشروطه و تشکیل دارالشوری برای «جعل قانون» بود. این دسته از علما، قانون شرع را کامل می دانستند و بر این عقیده بودند که قوه مقننه، در شرع اسلام است؛ به طور مثال نویسنده ی رساله ی کشف المراد (از مهم ترین رسائل مشروعه خواهان) در همین باره چنین نوشته است: «چگونه شایسته و رواست به کسانی که خود را معتقد به قرآن می دانند، فریب چند نفر شیطان انسان نما را خورده، به جای کعبه، مجلس پارلمنت نما را قرار داده، عوض قرآن، قانون بخواهند و احکام نبوی را کهنه خوانده، نظام نامه اساسی مطالبه کنند.»(2)
ششیخ فضل الله نوری نیز در «رساله ی حرمت مشروطه» عقیده دارد: «چنین می نماید که جعل بدعتی و احداث ضلالتی می خواهند بکنند، و الّا وکالت چه معنی دارد؟»، «قانون همان قانون اسلام است»(3) و «ممکن نیست مشروطه منطبق شود با قواعد الهیه و اسلامیه»(4)
نویسنده رساله ی «تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل» بهترین قانون را قانون الهی می داند و می نویسد: «اگر کسی را گمان آن باشد که مقتضیات عصر، تغییردهنده بعض مواد آن قانون الهی است یا مکمل آن است، چنین کس هم، از عقاید اسلامی خارج است به جهت آن که [پیغمبر ما(صلی الله علیه و آله وسلم)] خاتم انبیاء است و قانون او ختم قوانین است و خاتم آن کسی است که آنچه مقتضی صلاح حال عباد است الی یوم الصور به سوی او وحی شده باشد و دین را کامل کرده باشد. پس بالبدیهه چنین اعتقاد، کمال منافات را با اعتقاد به خاتمیت و کمال دین او دارد و انکار خاتمیت به حکم قانون الهی کفر است.»(5)
علمای طرفدار مشروطه نیز، به طور قطع جعل هر قانونی، در مقابل قانون الهی را کفر می دانستند، اما برای اثبات مشروعیت مشروطه و عدم مباینت آن با خاتمیت پیامبر دلایلی داشتند.br /> ممیرزا حسین نائینی نویسنده ی رساله ی «تنبیه الامة و تنزیه الملة» معتقد است که قانون جانشین عصمت در حکومت فرمانروایان غیرمعصوم است، وی در این باره چنین آورده: «مرتب داشتن دستوری که به تحدید مذکور و تمیز مصالح نوعیه لازمة الاقامة از آنچه در آن حق مداخله و تعرض نیست، کاملاً وافی و کیفیت اقامه آن وظایف و درجه استیلاء سلطان و آزادی ملت و تشخیص کلیه حقوق طبقات اهل مملکت را موافق مقتضیات مذهب، به طور رسمیت متضمن [گردد] ... دستور مذکور در ابواب سیاسیه و نظامات نوعیه، به منزلة رسائل علمیة تقلیدیه در ابواب عبادات و معاملات و نحوهما و اساس حفظ محدودیت مبتنی بر عدم تخطی از آن است لهذا نظامنامه و قانون اساسیش خوانند.»(6)
شیخ محمداسماعیل محلاتی غروی نیز در رساله ی «اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه» در این باره معتقد است:‌«... آنچه باعث رفاهیت رعیت و خلاصی آنهاست از فشار ظلم استبداد، دخلی به احکام کلیه شرعیه که مورد اجتهاد مجتهدین ندارد. آیا در قانون اساسی... برخلاف اجتهاد مجتهدین چیزی مقرر داشته، یا بعد از این مقرر خواهد داشت و در احکام کلیه الهیه که مرجع در آنها کتاب و سنت است و به دست یاری فهم مجتهدین بایست معین شود، مداخله خواهند نمود و دین دیگری اختراع خواهند کرد؟»(7)

سلطنت:br />

ییکی دیگر از ایرادات مشروعه خواهان به مشروطه، تضعیف سلطان بود. این دسته از علما بر این عقیده بودند که مشروطه طلبان علیرغم ادعایشان در تقویت دولت اسلام، برای تأمین نظم داخلی و حفظ حدود و ثغور کشور از تعرض بیگانگان، عملاً به تضعیف سلطان اسلام می پردازند. سلطان در نظر مشروعه خواهان، پاسدار شریعت و حافظ دولت اسلامی محسوب می شد؛ چنانچه نویسنده ی تذکرة الغافل چنین نوشته: «مقصود اینها تقویت دولت اسلام بود، چرا اینقدر تضعیف دولت اسلام پناه را می کردند»(8)
مؤلف کشف المراد نیز عقیده دارد: «اگر در حواشی سلطان پاره ای تعدیات بر مردم وارد آید، بلی در ضمن فوایدی هم دارند که شر فساق و اشرار از قبیل قطاع طریق و دزد خانه ها و الواد محله ها و شر همسایه ها را از مال و جان رعیت، مانع گشته و نگهداری می نمایند.»(9)
در مقابل، علمای مشروطه طلب، برای تحدید ظلم و استبداد، تلاش می کردند که مشروطه را با بنیان های سیاسی تشیع منطبق کنند. آنان بر این عقیده بودند که سه نوع حکومت وجود دارد: 1-حکومت معصوم، 2-حکومت استبدادی مطلقه و 3-حکومت مشروطه.br /> از آنجایی که در زمان غیبت امام، تشکیل حکومت عادله ی کامله ی شیعی ممکن نیست، باید در تحدید قدرت سلطان و اعاده ی حقوق مردم کوشید. در اندیشه ی آنان منظور از مشروطه، محدود کردن قلمرو اعمال قدرت شاه و مقیدکردن روش های خودسرانه و بدون قید دستگاه پادشاهی، به قیود و حدود بود.
ممحلاتی در رساله ی «مراد از سلطنت مشروطه» در این باره نوشته است: «ملخص مفاد مشروطیت سلطنت و پادشاهی عبارت است از محدود شدن ادارات دولت و ارادات سلطنت به حدود و قیودی که عمل کردن به آنها به حال مملکت اسلامیه مفید باشد و باعث قوت و شوکت دولت گردد»(10)
نائینی، صاحب معتبرترین رساله ی مشروطه خواهان نیز در باب حکومت استبدادی چنین آورده است: «این قسم از سلطنت را چون دلبخواهانه و ارباب تصرف آحاد مالکین در املاک شخصیت خود و بر طبق اراده و میل شخصی سلطان است، لهذا: تملکیه و استبدادیه گویند... صاحب این چنین سلطنت را حاکم مطلق ... و ملتی را که گرفتار چنین اسارت و مقهور به این ذلّت باشند، اسراء و اذّلاء و ارقّاء گویند.»(11)

آزادی:br />

بحث بر سر مفهوم آزادی و حریّت نیز، از جمله منازعات میان علما بود. مشروعه خواهان از یکسو آزادی را به معنای لاقیدی و بی بند و باری می دانستند و در مقابل، مشروطه طلبان به آزادی در پرتو شرع می نگریستند و آن را لازمه ی پیشرفت و توسعه ی جامعه می دانستند.
ششیخ فضل الله رهبر مشروعه خواهان طی مناظره ای با طباطبایی، صراحتاً اعلام می کند که آزادی «در اسلام کلیتاً کفر است... اگر از من می شنوید، لفظ آزادی را بردارید که عاقبت این حرف ما را مفتضح خواهد کرد»(12)
البته شیخ فضل الله تحدید سلطنت را تأیید می کند و می گوید: «این که بیان گردید حدودی برای پادشاه و وزرا معین خواهد شد خیلی خوب و به جا است. کسی نمی تواند تکذیب کند»،(13) اما با این وجود آزادی را تأیید نمی کند و حتی آن را به موجب رخنه و آشفتگی در دین اسلام و ایجا ناامنی در جامعه می داند و از همین روست که باید آزادی را محدود نمود.
نویسنده ی رساله ی «تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل» نیز، اعتقاد به آزادی را مطلقاً خلاف شرع می داند و صراحتاً می نویسد: «بنای قران بر آزاد نبودن قلم و لسان است»(14)
در مقابل شیخ فضل الله، نائینی، عالم بزرگ مشروطه خواه، آزادی را حقی «خدادادی» می داند(15) و آن را وسیله ی خلع استبداد می داند.
وی به آزادی در پرتو شریعت می نگرد، از وضعیت موجود ناراضی است و معتقد است برخی جراید، اهل منبر، دوستان نادان و دشمنان دانا به جای اینکه به مردم درباره ی آزادی و حقوقشان آگاهی بدهند، آنان را از مقصد اصلی به کلی دور می کنند و بهانه و دستاویز به دست مستبدین می دهند، «غافل از آن که آفتاب را به گل اندودن محال و دهنه ی دریای نیل را به بیل مسدود ساختن از ابلهی است»(16)
محلاتی، عالم دیگر مشروطه خوان نیز ر رساله ی «اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه» چنین می نویسد: «حریت در دو مقام گفته می شود: یکی حریت و آزادی مردم است از قید رقیت استبداد سلطنت؛ دیگری حریت و آزادی آنها از قید رقیت و عبودیت خدایی که لازمه ی مخلوقیت خلق و امکان آنها است.»(17)
علمای دو دسته، در برداشت از برخی مفاهیم دیگر نیز اختلافاتی داشته اند، که برای آگاهی بیشتر مطالعه ی رسائل آنان، ناگزیر است.br />

مشروطه به روایت دکتر زرگری نژاد:

ممجموعه ی حاضر، نخستین منتخب رسائل مشروطیت نیست که منتشر شده است، پیش از این نیز، تعدادی از رسائل این دوره به صورت مجزا و یا در ضمیمه ی کتبی با موضوع مشروطیت به چاپ رسیده بود، که از میان آنها می توان به رسائل چاپ شده توسط دکتر فریدون آدمیت،(18) رسائل چاپ شده در کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران»،(19) رسائل موجود در کتاب «تشیع و مشروطیّت در ایران»،‌(20) رسائل ضمیمه ی کتاب «مبانی نظری حکومت مشروطه و مشروعه»(21) و بالاخره «بنیاد فلسفه ی سیاسی در ایران (عصر مشروطیت)»(22) اشاره کرد.
هر چند این رسائل بر اساس نگرش و سلیقه ی نگارنده ی کتاب انتخاب شده اند و مسلماً اگر کسی دیگر اقدام به چاپ آنها می کرد، این مجموعه به گونه ای دیگر به چاپ می رسید. با این وجود، تاکنون هیچ مجموعه ای با این تعداد رسائل و با وجود این تفاصیل به چاپ نرسیده است. مجموعه رسائل منتخب دکتر زرگری نژاد دارای ویژگی هایی چند است:br /> 1- نگارنده، در ابتدای کتاب مقدمه ای مفصل درباره ی سیر روند وقایع مشروطیت و دلایل اختلاف میان علما به رشته ی تحریر درآورده اند. این مقدمه ی جامع، نه تنها گزارشی مستند از روند حوادث مشروطه ارائه کرده، بلکه ریشه های حضور علما از ابتدای قاجاریه تا عصر مشروطه را نیز مورد بررسی و مداقّه قرار داده است.
همچنین در نگاهی مقایسه ای، دلایل حرمت مشروطه از نگاه مشروعه خواهان و مبانی مشروعیت مشروطه در اندیشه ی علمای مشروطه طلب را مورد بررسی قرار می دهد، که برخی از اهمّ مطالب آن در «درآمد» همین گفتار ملاحظه شد.
این مقایسه، به ذهن خواننده انسجام می بخشد و به او فرصت می دهد که به دور از هرگونه پیش داوری، عقاید هر دو فرقه را مطالعه نماید و به نتیجه برسد.
2- او، به پیروی از اصل بی طرفی در تاریخ، نه همانند مذهبیون، علمای مشروطه خواه را تقدیس کرده و به تبلیغ مشروطه ی مشروعه پرداخته و نه مثال روشنفکران، آنان را به ارتجاع و کهنه پرستی متهم نموده است.
3- در ابتدای بیشتر رسائل درآمدی وجود دارد که مشخصات نویسنده و منش فکری او، اهمّ مطالب و تحلیل نگارنده ی کتاب را شامل می شود.
4- از دیگر ویژگی های این تصحیح، توضیح لغات غریب، اصطلاحات فنی فقهی، کلامی و غیره، آوردن آدرس آیات استفاده شده در رسائل و همچنین آوردن برخی توضیحات لازم در ذیل آنها است. نگارنده ی کتاب، کوشیده است تا با افزودن یادداشت ها و پیوست های روشنگر و ایضاحات مفید، برخی ابهامات و پیچیدگی های موجود در لابه لای مباحث بسیاری از رساله ها را کاهش دهد.

رسائل مشروطیت:

مجموعه ی حاضر، مشتمل بر چهل و هشت رساله است که در دو مجلد ارائه شده اند:
جلد اول- کتاب نخست: نه رساله از مشروعه خواهان.
کتاب دوم: پانزده رساله از مشروطه طلبان
جلد دوم- ادامه ی کتاب دوم (بیست و چهار رساله از مشروطه طلبان)
آوردن مشخصات تمام رسائل، در ینجا کار چندان آسانی نیست؛ لذا مشخصات برخی را که نگارنده ی کتاب بر آنها تأکید کرده است، در اینجا می آورم:

کتاب نخست: رسایل مشروعه خواهان

نگارش رسایل مشروعه خواهان، از نخستین ماه های استقرار مجلس اول و اندک زمانی پس از تدوین قانون اساسی و متمم آن آغاز شد و در دوره ی استبداد صغیر، هم بر محتوای آنها در مباینت مشروطیت با شریعت و کفر و الحاد مشروطه طلبان افزوده شد. تألیف این رساله ها، پس از پایان دوره استبداد صغیر و خلع محمدعلی شاه تا عصر رضاشاه ادامه پیدا کرد.

1-کشف المراد من المشروطه و الاستبداد:

رساله ی کشف المراد تألیف عالم مشروعه خواه محمدحسین بن علی اکبر تبریزی است. وی نخستین عالم مشروطه بود که برخلاف دیگر مشروعه خواهان که تا زمان استبداد صغیر سیاستی احتیاط آمیز در پیش گرفته بودند و به اعلام حرمت مشروطیت و طرح عقاید واقعی خود را نپرداختند، در اوایل شعبان 1325، یعنی زمانی که شیخ فضل الله نوری و یارانش تحصن خود در عبدالعظیم را به پایان می بردند، به تألیف این رساله پرداخت و با صراحت تمام از حرمت مشروطه سخن گفت و به تشریح حکومت مشروعه به عنوان جایگزین نظام مشروطه پرداخت. یکی از دلایل اهمیت این رساله در اثبات دلایل ترجیح استبداد بر مشروطه و آزادی است، نویسنده ی رساله صراحتاً از سلطنت دفاع می کند.
ممؤلف رساله نظرات انتقادی خویش در باب مشروطه را ذیل دوازده عنوان مطرح نموده است. وی در سه بخش، به بیان سه نوع حکومت مشروطه، استبداد و مشروعه پرداخته و در مقایسه ای میان مشروطه و استبداد، به تصریح نوشته که از عمل مشروطه طلبان «بوی کفر استشمام می شود»(23)
وی همچنین در بیان مشروعه، نظام مطلوب سیاسی خویش را شرح داده و تعیین یک مجتهد اعلم و عادل و یا جمعی از عدول اهل علم را برای اخذ احکام شرعی و نظارت بر امور کشور، پیشنهاد کرده است.(24)

2-رساله حرمت مشروطه:br />

این رساله که متعلق به شیخ فضل الله نوری است، از سوی مؤلفش عنوان خاصی نگرفته و به این عنوان مشهور شده است. شیخ شهید این رساله را در پاسخ به سؤال علت موافقت اولیه با مشروطه و مخالفت ثانویه اش با آن نوشته است. این رساله، اصلی ترین و مهم ترین منبع در باب تفکر مشروطه است و مجتهد شهیر عصر، در آن دلایل حرمت مشروطه و ستیز علیه این نظام را به تحریر کشیده است.
مؤلف، نخست علت همراهی با نهضت مشروطه و همچنین علل کناره گیری اش از جریان مزبور را شرح می دهد و در ادامه پس از بیان مقدمه گونه ای در روند نهضت مشروطه و نظام مشروطیت، ابتدا نوشتن قانون اساسی و اعتبار اکثریت آراء را به عنوان مسلم ترین دلایل مباینت مشروطه با شریعت اسلامی می نویسد و آنگاه به قول خویش، عمده ترین مواد آن ضلالت نامه را برمی شمارد تا جهان حرمت مشروطه را بیشتر آشکار سازد.

3-تذکره الغافل و ارشاد الجاهل:

این رساله یکی از مهم ترین رسائل سیاسی و بیانیه ی اصلی مشروعه خواهان است که در آن هم معایب مشروطیت و دلایل مباینت آن با شریعت مورد بررسی قرار گرفته، هم به معرفی کوتاهی از نظام مشروعه مبادرت شده است.
ممتأسفانه از نام و نشان مؤلف اطلاعی در دست نیست. هر چند دکتر آدمیت نام او را «آقا سید احمد آقا پسر سیدکاظم»(25) حدس زده و کاتبی به نام الانزلیجی، مؤلف رساله را شیخ فضل الله ذکر نموده است.(26)
دکتر آدمیت در مبحثی در باب رسائل مشروعه طلبان، می نویسد «نویسنده هر که هست، نماینده ی قشری ترین عقاید مذهبی است، خود را با هیچ کدام از احکام و احادیث اسلامی که ممکن است عنصری از آزادمنشی در آن یافته شود آشنا نمی سازد، دشمن فکر و دانش جدید است... اما این مدافع سرسخت شریعت این اندازه شهامت مند نیست که نامش را بر روی رساله اش بنویسد»(27)
مؤلف، قبل از آغاز بحث اصلی، متذکر می گردد که قصد او، ارائه ی دلیل شرعی علیه مشروطیت است، اما هر چه مباحث را به پیش می برد، به همان اندازه هم از استواری و پای بندی خود به دلایل شرعی کاسته و به ناسزاگویی به مشروطه خواهان می پردازد.br /> نگارنده ی کتاب که معتقد است این رساله دارای نثری ضعیف و عاری از نظمی منطقی در ارائه مباحث است، جهت نظم بخشیدن به بحث و سهولت بررسی محتوای این رساله، هر قسمت از مباحث آن را با عنوان برگرفته از مطالب همان قسمت آورده و بررسی نموده است.

کتاب دوم: رسایل مشروطه طلبان

مجموعه رسائل مدافعان مشروطه، از نظر زمان تألیف به چند دسته تقسیم می شوند:
1- دسته ای که اغلب پیش از غوغای مشروطه و مشروعه نوشته شده اند و هدف از نگارش آنها، آموزش اصول و مبانی حکومت مشروطه بوده است.
2- رساله هایی که در اواسط 1325، به هنگام اوج گرفتن زمزمه های حرمت مشروطه، در آستانه ی استبداد صغیر و پس از گلوله باران مجلس نوشته شده اند.
هدف اصلی از تألیف این دسته از رسائل، دفع شبهاتی بود که مشروعه خواهان با تحریف اصول و قواعد مشروطیت القاء می کردند.
3- این دسته از رسائل در موضوعات مختلف، پس از استبداد صغیر و در عصر مشروطه ی دوم نوشته شده اند. برخی از آنها ناظر به نصایح مشروطه خواهان در باب چگونگی تنظیم امور کشور، انتخاب وکلا و استفاده از مستشاران شایسته است و برخی در نقد سیاست دولت و وکلای مجلس دوم در باب اولتیماتوم روسیه و بعضی هم در تحلیل و ریشه یابی ناکامی دولت های مشروطه از تحقق برنامه های مشروطه خواهان. برخی از رسائل مشروطه خواهان به شرح زیر است:

1-احیاء الملّه:

این رساله، یکی از رسائل دسته ی اول است که توسط حسین المعتقد اهرمی البوشهری از زبان عربی به فارسی، برای چاپ در روزنامه ی مظفری بوشهر ترجمه شده است.
مؤلف رساله، مشروطیت را از علائم ظهور می داند و برخی آیات و روایات را با مجلس شورای ملی تطبیق می دهد.

2- قانون مشروطه ی مشروعه:

این رساله اثر حاج سیدعبدالحسین لاری در اوایل سال 1325 و در فاصله ی ماه های ربیع الاول تا رجب به نثری متکلف و مغلق نوشته شده است.
در بین علمای مشروطه خواه، سیدعبدالحسین لاری نامی آشناست، وی علاوه بر این رساله، رسائل دیگری نیز در دفاع از مشروطه نوشته است.
او اگرچه رساله ی حاضر را به دفاع از مشروطه نوشته است، اما دیدگاه های او با مشروطه خواهان متفاوت و انتظارات او فراتر است، هر چند که در دسته ی مشروعه خواهان نیز قرار نمی گیرد. مشخصات و وی‍ژگی هایی که لاری برای حکومت مشروطه مشروع برمی شمارد، این رساله را از بنیاد با دیگر رسائل مشروطه خواهان متمایز می سازد.
لازم به ذکر است، لاری به رغم برآورده نشدن انتظاراتش در مواجهه با مصوبات مجلس، نه تنها در مقابل مجلس و مشروطه، موضع منفی اتخاذ نکرد، بلکه پس از دوره ی استبداد صغیر نیز بی درنگ رساله ی «قانون در اتحاد دولت و ملت» را در دفاع از مشروطه نوشت و در آن از «شعریات» مخالفان مشروطه انتقاد کرد.

3-اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه:

رساله ی حاضر، یکی از آثار سیاسی مفصل مجتهد معروف عتبات، شیخ محمداسماعیل محلاتی غروی است. از محلاتی، جز این رساله، رساله ی دیگر با عنوان «کشف حقیقت مشروطیت» ر همین کتاب به چاپ رسیده است. از وی رساله های دیگری نیز در باب دفاع از تولیدات داخلی و مبارزه با تهاجم کالاهای سرمایه داری غرب در دست است.
رساله ی اللئالی دلایلی مستحکم در دفاع از مشروطه و نثری ساده دارد. این رساله حاوی دو قسمت است. وی در قسمت نخست به شبهات مطرح شده در رساله ی «کشف المراد» پرداخته است. و مدتی بعد الحاقی بر قسمت نخست و در پاسخ به رساله ی «حرمت مشروطه» نوشته و سپس هر دو رساله را با عنوان اللئالی منتشر کرده است.
محلاتی در رساله اش به طرح مفهوم مشروطه و تأیید آن با توجه به دیدگاه سیاسی شیعه در باب حکومت پرداخته و برای اثبات آن از فقه و اصول سود جسته است.

4-مکالمات مقیم و مسافر:

این رساله، که برخی تألیف آن را به روحانی مبارز حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی نسبت داده اند، رساله ی دیگری در دفاع از مشروطیت است.
عمده ترین تفاوت این رساله، با رسائل دیگر مشروطه، قالب محاوره ای آن است. مؤلف که سعی داشته رساله ای در حد درک عوام بنگارد، مکالمه ای فرضی میان حاجی مقیم و آمیرزا مهدی و یا حضور آمیرزا هدایت الله در قریه ی سعادت آباد ترتیب داده و در قالب این گفتگو، به طرح اندیشه ها و نظریات خود، در دفاع از مشروطیت و پاسخ به شبهات مخالفین، مبادرت نموده است.
درج واژه های عدالت، حریّت، مساوات و آزادی در چهار گوشه ی کادر صفحه ی اول کتاب، نشان از اعتقاد نویسنده به این چهار رکن زندگی اجتماعی دارد.
بحث اصلی رساله، با گفت و گوی جدی میان حاجی مقیم و مسافر آغاز می شود. مقیم خرابی های حالیه ی ایران را ناشی از نظام مشروطه می داند، اما مسافر که ایران را سیاحت کرده و از تقاضاهای مشروطه طلبان آگاه است. شبهات او را رفع کرده و سرانجام مقیم نیز مشروطه خواه می شود.

5- تنبیه الامه و تنزیه المله:

آآخرین رساله ای که در اینجا مورد بررسی قرار می دهیم، رساله ای به قلم میرزا محمدحسن نائینی است. این رساله، معتبرترین، مشهورترین و ماندگارترین رسائل مشروطه خواهان است و در اهمیت آن همین بس که نه تنها سه بار به صورت سنگی چاپ شده، بلکه در عصر حاضر نیز بارها به صورت مجزا منتشر شده است.(28)
دکتر فریدون آدمیت به رغم دیدگاهی که نسبت به روحانیون دارد، درباره نائینی نوشته است: «پیوستگی استدلال خصلت بارز نویسندگی اوست و نشانه ی ذهن تحلیلی مرد اصولی... تحلیل خود نائینی استادانه است، گرچه استدلالش همیشه قانع کننده نیست... در انتقاد سیاسی بسیار تواناست. این را هم بگوییم که مردی وارسته و بزرگوار است».(29)
در ابتدای رساله تقریظ دو تن از مراجع بزرگ نجف اشرف، آیات عظام آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی وجود دارد.br /> ننائینی پس از مقدمه ای در وجوب و ضرورت حکومت، از وظایف اصلی حکومت سخن می گوید و سپس به بیان انواع حکومت می پردازد. وی حکومت ها را به دو نوع تملیکیه و ولایتیه تقسیم می کند و معتقد است که شق ثالثی وجود ندارد.
به رغم اعتقاد راسخ نائینی به صحت و اعتبار اساس دلایل عقلی و شرعی اش در تنبیه الامة و گزارشی از تأیید موضوع محوری رساله یعنی مشروطیت نظام مشروطه و انطباق آن با شریعت توسط امام دوازدهم شیعه در رؤیایی صادقه، گویا نائینی پس از مشاهده ی انحراف مشروطیت از مسیر اصلی خویش، دستور داد تا کلیه ی نسخ تنبیه الامة جمع آوری گردند، این اقدام احتمالاً به دلیل انتقادات مردم، نسبت به افراط و تفریط های مشروطه و عدم برآورده شدن انتظارات مردم صورت گرفته است.(30)
چنین فرصت کوتاهی، مجال مناسبی برای نقد و بررسی تمام رسائل موجود در این کتاب نیست و برای آگاهی بیشتر، مطالعه ی این رسائل لابد است.br />

پی نوشت ها :

1. زرگری نژاد، غلامحسین، رسائل مشروطیت، مشروطه به روایت موافقان و مخالفان، تهران: انتشارات مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، 1387، جلد اول، ص 39.
2. همان، رساله ی «کشف المراد من المشروطة و الاستبداد»، ص 204.
3. همان، رساله ی «حرمت مشروطه»، ص 260.
4. همان، ص 261.
5. همان، رساله ی «تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل»، ص 284.
6. همان، جلد دوم، رساله ی «تنبیه الامة و تنزیه الملة»، ص 421.
7. همان، جلد دوم، رساله ی «اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه»، ص 236.
8. همان، جلد اول، رساله ی «تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل»، ص 295.
9. همان، رساله ی «کشف المراد من المشروطة و الاستبداد»، ص 216.
10. همان، جلد دوم، رساله ی «مراد از سلطنت مشروطه»، ص 288.
11. همان، رساله ی «تنبیه الامة و تنزیه الملة»، صص 417-418.
12. همان، درآمد، ص 30.
13. همان، همان جا.
14. همان، جلد اول، رساله ی «تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل»، ص 293.
15. همان، جلد دوم، رساله ی «تنبیه الامة و تنزیه الملة»، ص 414.
16. همان، ص 431.
17. همان، رساله ی «اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه»، ص 239.
18. بنگرید به: آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، تهران: انتشارات پیام، 2535.
19. ملک زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران: انتشارات علمی، 7 جلد، 1371.
20. بنگرید به: حائری عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1381.
21. بنگرید به: آبادیان، حسین، مبانی نظری حکومت مشروطه و مشروعه؛ به انضمام رسائل علمای موافق و مخالف مشروطه، تهران: نشر نی، 1374.
22. نجفی، موسی، بنیاد فلسفه سیاسی در ایران (عصر مشروطیت)؛ تلاقی اندیشه سیاسی اسلام و ایران با غرب، به انضمام دوازده رساله مهم سیاسی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1373.
23. همان، ص 217.
24. همان، صص 217-225.
25. آدمیت، همان،ص 260.
26. برای آگاهی بیشتر بنگرید به درآمد نویسنده بر رساله ی «تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل»، صص 277-279.
27. آدمیت، همان، ص 261.
28. برای نمونه بنگرید به: آقا شیخ محمدحسین نائینی، تنبیه الامة و تنزیه الملة یا قانون حکومت از نظر اسلام، به ضمیمه مقدمه و پاصفحه و توضیحات به قلم سیدمحمود طالقانی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1361.
29. آدمیت، همان، صص 229-230.
30. برای آگاهی بیشتر بنگرید به: درآمد نویسنده بر رساله ی «تنبیه الامة و تنزیه الملة»، صص 406-410.

منبع مقاله :
کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 131، صص 75-69



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط