نويسنده: جان پايك
مترجمان: دكتر سيدمحمدعلي تقوي
دكتر محمدجواد رنجكش
مترجمان: دكتر سيدمحمدعلي تقوي
دكتر محمدجواد رنجكش
feminism
در فلسفه ي سياسي، فمينيسم مكتبي است كه دغدغه ي برابري زنان يا در شكل افراطي اش رهايي زنان را دارد. آنچه از برابري مستفاد مي شود وسيعاً مورد اختلاف است. اثر وُلستونكرافت به نام دفاع از حقوق زنان ( Vindication of the Rights of Woman ) ( 1792 ) يكي از اولين نوشته هايي است كه از مشاركت زنان در زندگي عمومي جانبداري مي كند. او ( برخلاف روسو ) اين ديدگاه را مطرح مي كند كه زنان و مردان از سرشتي يكسان برخوردارند و به يك اندازه خردمندند. از آنجا كه بحث در مورد امكان مشاركت سياسي بر عقلانيت متكي است، پس در اين مورد هم زنان بايستي از حقوقي مساوي با مردان برخوردار باشند.نمونه ي كلاسيك فمينيسم معتقد به برابري حقوق را در كتاب جان استوارت ميل و هريت تيلور ( Harriet Taylor ) تحت عنوان انقياد زنان مي توان مشاهده كرد. اين اثر بحث در مورد طبيعت اساسي [ مرد و زن ] را بسيار به اختصار مطرح كرده و به جاي درگير شدن در اين مجادله كه ادعاهاي ذات گرايانه در مورد برتري مردان بي پايه است، صرفاً از برابري حقوقي به عنوان يك پيش فرض دفاع مي كند.
فمينيست هاي سوسياليست از آن جهت كه علل سركوب زنان را نه در نابرابري هاي حقوقي بلكه در ساختارهاي اقتصاديِ سلطه و انقياد مي يابند با فمينيست هاي ليبرال متفاوت اند. از اين رو فمينيست هاي سوسياليست امكان رهايي زنان و برخورداري آنها از رفتار برابر را نه از طريق اصلاحات محدود به نظام حقوقي بلكه در صورت غلبه بر اين روابط اقتصادي ميسر مي دانند. فمينيسم راديكال، به جاي تأكيد بر حقوق قانوني و ساختار اقتصادي، توجه خود را به سطح گفتمان و ايدئولوژي معطوف مي دارد. مفهوم كليدي در اين نوع فمينيسم پدرسالاري است و بسياري از فمينيست هاي راديكال بر نقد جنبه هاي مختلف فرهنگ پدر سالارانه از قبيل نشر تصاوير شهوت انگيز تأكيد مي ورزند.
فمينيست هاي معاصر خود را از ليبراليسم بي توجه به تفاوت ها دور نگه داشته، از منظر نظريه ي انتقادي به آن حمله مي كنند. به عنوان نمونه، آيريس ماريون يانگ بر آن است كه يك مدل جهان شمول و انتزاعي در مورد مشاركت سياسي تفاوت ها را ناديده مي گيرد و نتيجتاً موقعيت زنان و اقليت ها را تضعيف مي كند. درحقيقت يانگ معتقد است كه برابري واقعي نيازمند حقوق ويژه براي برخي گروه هاست. برخي منتقدين معتقدند چنين نگرشي به منزله ي آن است كه ادعاهايي را كه درستي شان با اصول جهان شمول توجيه مي شود به مطالبات خاص تقليل دهيم.
منبع مقاله :
پايك، جان، (1391)، فرهنگ اصطلاحات فلسفه ي سياسي، مترجمان: سيد محمدعلي تقوي- محمدجواد رنجكش، تهران: نشر مركز، چاپ اول