يکشنبه، 24 فروردين 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

امام هادی علیه السلام فرمودند:
الکُفْرُ للنِّعَمِ اَمارَةُ البَطَرِ وَ سَبَبٌ لِلتَّغْییرِ؛

کفران نعمتها، نشانه ی سرمستی و سبب تغییر نعمت است.

موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 309.
شرح حدیث:
نخستین گام معرفت، «شناخت نعمت» است.
زیرا بسیاری از مردم، از نعمتهایی که خدا به آنان داده است، غافلند.
گام دوم، شناختِ «صاحب نعمت» است؛ یعنی آن که به ما نعمت داده و ما عمری سر سفره ی احسان و نعمت او نشسته ایم و هرچه داریم از اوست؛ یعنی خدای رحمان.
گام سوم، «شکر نعمت» است و زبان شاکر داشتن و نعمت را در راه رضای خدا به کار گرفتن و ناسپاس نبودن.
بعضی در هر سه مرحله ضعیف هستند. نه به نعمتها توجه دارند، نه ولی نعمت خود را می شناسند، نه شکرگزار نعمتهای خدایند. این ناسپاسان، دچار غرور و غفلتند و با ناشکری خود، نعمت را در معرض زوال یا کاهش قرار می دهند.
«شکر نعمت، نعمتت افزون کند. »
و... کفران نعمت نشانه ی سرمستی و طغیان است و هر که شایسته ی برخورداری از نعمت الهی نباشد، یا آن را در غیر راه صحیح به کار گیرد، از دست می دهد.
مثلاً جوانی یک نعمت است؛ نعمتی زودگذر و بهاری رو به خزان. می توان از آن برای سعادت یک عمر بهره گرفت. اما کسی که قدر جوانی را نداند و آن را در راه خوشگذرانی و بطالت و بیهودگی سپری کند، دچار حسرت و پشیمانی خواهد شد.
برای این که ناسپاس نباشیم، باید پیوسته نعمتها را یاد کنیم و درباره ی هر نعمتی مثل چشم و گوش و زبان و سلامتی و پدر و مادر و دین اسلام و امنیت و... فکر کنیم که اگر اینها را نداشتیم، در چه وضعی بودیم؟
قدر هر نعمت را با تصوّر فقدانش بهتر می توان شناخت.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
بیشترین بازدید هفته
اساس عقل پس از ایمان به خدا، حیا و نیکخوئى است.
سخن حق را از هر که شنیدى بپذیر اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدى نپذیر اگر چه دوست و نزدیک باشد.
من جوادم، من عالم به نسبهاى مردم در صلبها هستم، من از نهانها و آشكارهاى شما آگاهترم، و بهتر مى دانم كه سرانجام شما چه خواهد بود
خداوند تبارك و تعالى فرمود: من تعهدى نسبت به بنده ام دارم كه اگر نماز خود را در وقتش به پا دارد، او را عذاب نكنم و بى حساب وى ر
خداوند جلّ جلاله را چشمها هرگز آشكارا نبيند، اما دلها با نيروى حقيقت ايمان، وى را درك كنند.
روزگار پر آشوبى فرا مى رسد كه در آن روز مردم جز با كتاب هاى خود انس نمى گيرند .
مؤمن در سختيها صبور و در مقابل اضطراب ها با وقار است، بدانچه به او داده شده قانع است، وگرفتاريها نزد او بزرگ نيست.
نيكوترين نيكو ، خُلق نيكو است .
جريان امور در بستر تقدير است تا آنجا كه گاهي مرگ هم در تدبير است.
بدترين دوست كسي است كه دوستان را به زحمت اندازد. زيرا به زحمت افكندن، مستلزم مشقّت است كه از آن دوست رسد، پس او بدترين دوستان ا