20 داستان خواندنی از سیر نژادپرستی و برده داری از دیرباز تاکنون، از چگونگی تبدیل شدن برده داری به صنعت، تا شکل گیری تمدن غربی در قرن 18 میلادی برپایه برده داری و تفاوت این نگاه به نگاه احترام آمیز اسلام به رنگین پوستان و نفی نژاد پرستی را در سری جدید داستانک های راسخون دنبال کنید.
1- بلال؛ نغمهای که از دل رنج
بلال در کوه های اطراف مکه در حال چراندن گوسفندان بود.
که با پیامبر اکرم صل الله علیه و آله آشنا شد و ندای توحید را شنید؛ دلش بیدار و روشن کرد.
اما پیامبر به او گفت ایمانش را مخفی کند.
تا اینکه مشرکان او را در حال بیزاری از بتها دیدند و رازش آشکار شد.
از آن پس، امیه بن خلف و ابوجهل او را زیر آفتاب سوزان مکه بر شنهای گداخته، سخت شکنجه می کردند تا دست از ایمانش بردارد.
اما هرچه زنجیرها سنگینتر میشد، دل بلال استوارتر میگردید. سنگی سوزان بر سینهاش نهادند و از او خواستند نام بتها را بر زبان آورد؛ ولی از میان لبهای خشک و رنجور او تنها یک نغمه برخاست:
«اَحَد، اَحَد...»
خدای من یکی است.
پایداری بلال چنان بلند بود که حتی دلهای سخت را به شگفتی واداشت،
ورقة بن نوفل که از بزرگان قریش و عموی حضرت خدیجه بود مقاومت او را تحسین کرد و گفت: «به خدا سوگند اگر او را بدین حال بکشید، قبرش را زیارتگاهی مقدس قرار خواهم داد که بدان تبرک جویند»
سرانجام آزاد شد، و پس از هجرت مؤذن و امین پیامبر شد؛
روز فتح مکه دیندی بود، همان مردمی که میخواستند صدای بلال را با شکنجه خاموش کنند، اینک میشنیدند که صدای او از فراز کعبه بلند شده است:
«الله اکبر، الله اکبر...»
غلامی که زنجیرهای بردگی را با ایمان گسست و نامش را با آوای توحید در تاریخ جاودانه کرد.

ویدئو "مقاومت بلال زیرشکنجه کفار قریش" از فیلم محمد رسول الله
2- بوی خوش!
آیا از کربلا عظیمتر، صحنهای برای فهم انسانیت وجود دارد؟
آنگاه که امام حسین علیه السّلام بر بالین جون، غلام سیاهپوستش، نشست؛ خم شد، گونه بر گونهاش نهاد و گفت:
«چه بوی خوشی داری !»
در کربلا، رنگ پوست و جایگاه اجتماعی معنا نداشت؛ آنچه ارزش داشت، دل بود و وفاداری.
مشکل ما هیچگاه با دین و رنگ و نژاد نبوده است؛
مشکل، همیشه ظلم بوده و هست.
و چه کسی زیباتر از حسین(ع) میتوانست در آن هنگامه خون و عطش، کرامت یک انسان را اینگونه به رخ تاریخ بکشد؟
کربلا فقط میدان شهادت نبود؛
میدانِ شکستن مرزهای نژاد و طبقه بود؛
جایی که حسین(ع)، انسانیت را بر پیشانی تاریخ بوسید.
3- جاذبه «جون» برای جوانان آمریکا
در آمریکا، شبهای محرم مجلس روضهای برپا کرده بودیم. شب اول، یک جوان سیاهپوست وارد مجلس شد. برایش مترجم گرفتیم.
شبهای بعد، تعدادشان بیشتر شد؛ آنقدر که مجبور شدیم برای جمعیت تازهوارد، مکان دیگری فراهم کنیم.
شب آخر، حدود ۱۵۰ جوان سیاهپوست گفتند: «میخواهیم شیعه شویم!»
با تعجب پرسیدم: «چرا؟»
همه نگاهها به همان جوانی افتاد که شب اول آمده بود. از او پرسیدم: «تو چه گفتی که اینها تصمیم گرفتند شیعه شوند؟»
گفت: «شب اول، روضه جون را خواندی؛ غلام سیاه امام حسین علیه السّلام. گفتی وقتی سرِ جون را بر دامان امام حسین گذاشتند، او گفت: جایی که سر علیاکبر بوده، جای سر من نیست. اما حسین، سر او را بر دامان گرفت و با او همانگونه رفتار کرد که با عزیزترین یارانش.»
سپس گفت:
«من به این سیاهپوستها گفتم: بیایید! دینی را پیدا کردهام که در آن، سیاه و سفید فرقی ندارد؛ جایی که ارزش انسان را رنگ پوستش تعیین نمیکند، بلکه دل و وفاداری اوست.»
و شاید راز ماندگاری کربلا همین باشد؛
حسین(ع) در کربلا فقط ظلم را رسوا نکرد؛ بلکه معیارهای جاهلی را هم به خاک سپرد
4- باغ وحش های انسانی!
تا میانه قرن بیستم، در برخی کشورهای غربی، انسانهایی را به جای حیوانات، پشت میلهها به نمایش میگذاشتند؛ انسانهایی که تنها جرمشان، رنگ پوست و تفاوت نژادشان بود.
اما روزی، عکسی پرده از این فاجعه برداشت:
دختربچهای آفریقایی، با لباسی غربی، پشت نردهها ایستاده بود و یکی از بازدیدکنندگان، همچون غذا دادن به حیوانات، از پشت میلهها لقمهای به سوی او دراز کرده بود.
عکس، بیش از هزار کلمه سخن گفت؛
موجی از اعتراض به راه افتاد و نگاهها به این نمایش شرمآور تغییر کرد.
گاهی یک عکس، آنقدر حقیقت را عریان نشان میدهد که دیگر هیچ توجیهی برای پنهان کردن زشتیِ انسان باقی نمیماند.

5- داستان آزادی
در زمانیکه بردهداری در آمریکا رایج بود، زن سیاه پوستی به نام هریت تابمن، گروهی مخفی به راه انداخته بود که بردگان را فراری میداد.
بعدها از او پرسیدند:
سختترین مرحله کار شما برای نجات بردگان چه بود؟
او عمیقا به فکر فرو رفت و گفت:
قانع کردن یک برده به اینکه
تو برده نیستی و باید آزاد باشی…
(ناگفته نماند این اعتقاد بین بومیان و سیاهان رو هم تفکری استعماری دیکته می کرد. راسخون)

6- آبخوری ویژه سفید پوستان و مجزا برای سیاه پوستان
عکس مشهور الیوت ارویت (Elliott Erwitt) که در سال ۱۹۵۰ در ایالت کارولینای شمالی آمریکا گرفته شده که بعدها در ردیف عکسهای تکاندهنده تاریخ قرار گرفت.
عکس سیاهپوستی را نشان میدهد که از آبخوری تفکیکشدهای مینوشد که بالای آبخوریها تابلوهای WHITE و COLORED قرار دارد و نگاهی به آبخوری سفیدپوستان و تبعیضی که در حقش شده دارد!
گویاترین سند غمبار از تبعیض نژادی و نژاد پرستی مدرن!

7- زن نژاد پرست
در یکی در پرواز های شرکت تام tam
یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوست است با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد
مهماندار از او پرسید “مشکل چیه خانوم؟”
زن سفید پوست گفت:
“نمی توانی ببینی؟به من صندلی ای داده شده که کنار یک مرد سیاهپوست است.
من نمی توانم کنارش بنشینم، شما باید صندلی مرا عوض کنید!”
مهماندار گفت: “خانوم لطفاً آروم باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا می شود یا نه”
مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: “خانوم، همانطور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم”
و قبل از اینکه زن سفید پوست چیزی بگویید مهماندار ادامه داد: “ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با اینحال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کند اینکه یک مسافر کنار یک مسافر افتضاح بنشیند ناخوشایند هست.”
و سپس مهماندار رو به مرد سیاهپوست کرد و گفت: “قربان این به این معنی است که شما می توانید کیف تان را بردارید و به صندلی قسمت درجه یک که برای شما رزرو نموده ایم تشریف بیاورید…”
تمامی مسافران اطراف که این صحنه را دیدند شوکه شدند و در حالی که کف می زدند از جای خود قیام کردند.

8- حراج بردگان آفریقایی در سواحل آمریکا
در سده ۱۶ میلادی کشتیهای باری سیاه پوستان آفریقایی را از اروپا به سواحل آمریکا می آوردند و به حراج می گذاشتند.
اولادا اکیانو یکی از این بردگان است که در ۱۷۸۹ میلادی به بردگی درآمد. او تجربه های شخصی خود را به صورت دست نویس درآورده که در بخشی از نوشتههای او میخوانیم:
طولی نکشید که مرا به زیر عرشه بردند. به محض پایینرفتن مشامم از بویی متعفن پر شد. این بو به حدی انزجار برانگیز بود که هرگز در زندگی شبیهاش را تجربه نکرده بودم. تنها آرزویم این بود که مرگ، همانند آخرین دوست، به سراغم بیاید و مرا خلاص کند؛ اما خیلی زود و در نهایت تاثر ۲ مرد سفیدپوست با غذا به سراغم آمدند و وقتی که با امتناع من مواجه شدند، یکی از آنها دستهایم را محکم گرفت و مرا، فکر میکنم روی چرخ بادبان کشتی، خواباند و پاهایم را با طناب بست و دومی مرا به زیر ضربات شدید شلاق گرفت. این اولین بار بود که چنین قساوت بیرحمانهای را در میان انسانها میدیدم.

9- اگر بد بود کتکش بزن
رمان «جنایت» جان استاینبک از مجموعه The Long Valley داستان واقعی یک مزرعهدار آمریکایی با موضوع خشونت آمیز و نژاد پرستانه است، در این داستان مردی با دختری یوگوسلاو ازدواج میکند. در ابتدا از اینکه با زنی زیبا ازدواج کرده خوشحال است، اما رفته رفته با وجودی که زن، فرمانبردار است و همه نیازهای مرد را پیشبینی میکند، اما احساس مرد نسبت به او، احساس یک مرد به همسرش نیست، بلکه گمان میکند او هم یکی از حیوانات مزرعه است؛ یک اسب
پدر زن، در شب عروسی به دامادش توصیه میکند دخترش را مدام کتک بزند: «یلکا از نژاد اسلاوه، مثل دخترهای امریکایی نیست. اصلا در مقابل اونها پسره. اگه بد بود کتکش بزن. اگه هم یه مدت دیدی خوبه باز هم کتکش بزن. من که مامانش رو میزنم. بابام هم مامانم رو میزد. خلاصه این دختر اسلاوه. مردی رو که یه فصل کتکش نزنه دوست نداره.» مرد، از این کار ابا دارد، اما خودداری او مقدمه ارتکاب به جنایت است.
10- پلیسِ سفید پوستان!
«جورج فلوید» سیاه پوست سر اختلاف 20 دلار با تلفن صندوقدار یک فروشگاه! توسط پلیس می خواهد بازداشت شود -در حالی که اگر سفید پوست بود، این نوع بازداشت معمول نبود- جورج مقاومت می کند و می گوید ترس از جاهای تنگ و بسته دارد.
پلیس با خشونت به او را روی زمین میخواباند و افسر پلیس زانوی اش را روی گردنش می گذارد فشار میدهد! سه پلیس دیگر نیز با زانوهای خود به کمر و بدن او فشار وارد می کردن! چند دقیقه بعد جورجفلوید (George Floyd) التماس میگنه و خواهش که او را رها کنند و میگه"اینجوری به احتمال زیاد خواهم مرد" و 12 بار طی 6 دقیقه میگه "نمیتونم نفس بکشم!" ولی افسر پلیس هیچ توجهی نمیکنه! و مرد سیاه پوست زیر دست و پای پلیس آمریکا جون میده! و پلیس روانی به این کارش افتخار می کنه و سلفی هم می گیره!

11- برده داری تحقیرآمیز غرب
بستن بردهها به یکدیگر و پیاده بردن آنها در حالی که مردان سفیدپوست شلاق بهدست در گذشته و تفنگ بهدوش در دوره های اخیر بود که جلو و پشت صف آنها حرکت میکردند روشی مرسوم برای انتقال گروهی بردهها در دوران بردهداری در آمریکا بود.
تصویرسازی برده داری غرب در تابلو به جا مانده از یک نقاش و بردهداری در زندانهای آمریکا در زمان حاضر
هر چند زندانیان در ایالات متحده ظاهراً «برده» قلمداد نمیشوند، اما رفتارهایی که با بسیاری از زندانیان کار اجباری میشود مصداق همان بردگی است.
.jpg)
12- برده های گلادیاتور!
بردههای قوی در یونان باستان به عنوان «گلادیاتور» پرورش داده میشدند تا خوب ورزیده شوند و در نمایشی خشونتآمیز با دیگر گلادیاتورها، حیوانات وحشی و جنایتکاران محکوم به مرگ در میدانهای بزرگ برای تفریح مردم یکدیگر را بکشند!
اسپارتاکوس یکی از این بردهها بود که علیه چنین وضعی قیام کرد و توسط «کراسوس» سرکوب شد. که چند مجموعه پرمخاطب سینمایی تاکنون با این موضوع ساخته شده است. که همه برشی از فرهنگ توحش غربی و افتخار و خلق لذت با این توحش را تصویرسازی می کند.

13- بکارگیری غیرانسانی و تحقیرآمیر برده!
از دیگر عکس های تکان دهنده که البته در دوره ای که ثبت شده جز افتخارات کسانی بوده که این عکس را انداخته اند، استتفاده از برده به عنوان صندلی است، که در ژورنال های عکاس قدیمی موارد زیادی و مشابهی از این عکس های غیر انسانی و غیراخلاقی توسط سربازان بریتانیایی، پرتقالی، آمریکایی دیده می شود.
عکس زیر استفاده از یک برده به عنوان صندلی توسط سرباز آمریکایی در سال 1862 را نشان می دهد.

14- کلبه عمو تام
«...تام بردهی بی نظیری است و به آن قیمت می ارزد. تام واقعا بردهی خوب، فهمیده، پاک و مؤمنی است. او مزرعه را مثل ساعت اداره می کند....»
مرگ نوزاد ۱۸ ماهه نویسنده باعث درک عمیقتر و دردناک او از موضوع برده داری شد بگونه ای که اعتراف کرد: «با تجربهای که با از دست دادن یکی از نزدیکانم نصیبم شد، میتوانم با همه بردگان فقیر و ناتوان در حراجهای ناعادلانه همدردی کنم. شما هم همیشه در قلب من ساموئل چارلز استو خواهید بود» بگونه ای که «کلبه عمو تام» پرفروش ترین کتاب بعد انجیل در اروپا شد!
رهبر انقلاب درباره این باره گفته: «در جنگهای داخلی آمریکا در ۱۸۶۰ ...[طیّ] چهار سال، بیش از یک میلیون کشته دادند؛ بین شمال و جنوب جنگ بود که دنبالهی این جنگها مسئلهی آزادی غلامان، آزادی بردگان سیاهپوست مطرح شد. در جنوب، کشاورزی بود، در شمال صنعت بود. جنوب مرکز بردگان بود، بردهها بیشتر در جنوب بودند که کشاورزی میکردند، شمالیها احتیاج داشتند به کارگرِ ارزان، به این سیاهها احتیاج داشتند؛ جنجال آزادی بردهها را شمالیها شروع کردند.
شما اگر این رمان کلبهی عمو تام را خوانده باشید، میبینید؛ این تقریباً مال دویست سال پیش است؛ این کلبهی عمو تام، نوشتهی نزدیک دویست سال قبل؛ مال همان وقتها است. آنها را تشویق میکردند، از اینجا فرار میکردند، آن طرف میبردند؛ برای چه؟ برای اینکه آزاد باشند؟ نه، برای اینکه کارگر ارزان لازم داشتند؛ کارگر ارزان! تقلّبِ حضراتِ متمدّنینِ غربی در مسائل گوناگون از این قبیل است.» ۱۴۰۱/۱۰/۱۴
15- رمانی درباره فجایع بردهبرداری غرب
آلکس هیلی هزاران کیلومتر سفر میکند، دهها هزار رسانه را میکاود و با افراد متعددی به گفتگو مینشیند تا آنچه را که بر بیلیونها برده سیاه گذشته است، بشناسد. آمریکا به مردمانی که آزادانه در کشورهای خود زندگی میکردند، رحم نکرد و نمیکند. رهبر معظم انقلاب دراینباره با اشاره به چند قرن خوی استکباری آمریکاییها میفرمایند: «این کتاب «ریشهها» کتاب مغتنمی است برای نشان دادن گوشهای از این فجایع. انسانِ امروز چهطور میتواند اینها را فراموش کند؟ با همه این حرفها هنوز هم در آمریکا بین سیاه و سفید تبعیض هست.»
کتاب حاضر، دومین کتابی است که رهبری درباره فجایع بردهبرداری غرب معرفی کرده اند، شرح واقعیت بردهداری از نخستین سالهای شروع تا دوران اخیر در قالب یک داستان است.

16- می خوای بدونی برده داری چجوری بوده فیلم «12 سال بردگی» را ببین
این فیلم بر اساس داستانی کاملاً واقعی ساخته شد.«سالومون نورثاپ» خودش تمام اتفاقاتی که در این فیلم رخ داد را تجربه کرده و پس از آزادی توانست ماجرای 12 سال بردگی خود را با همین عنوان در قالب یک رمان بنویسد
فیلم ۱۲ Years a Slave داستان زندگی پرفراز و نشیب و تراژیک یک آمریکایی آفریقایی تبار آزاد و مرد خانواده ای که زندگی پر از آرامش اش بعد از ربوده شدن غیرقانونی و فروخته شدن به بردگی، از دست می رود. در جریان ۱۲ سال زندگی او در بردگی، سالومون مجبور می شود دشواری ها و بی رحمی های بسیاری را متحمل و شاهد باشد، دشواری هایی که از این فصل تراژیک از تاریخ آمریکا نشأت می گیرند.

17- برده داری متفاوت ایرانیان
از افتخارات ایران باستان همین بس که بردهداری هرگز در شکل و سطحی که در مصر، روم و یونان جاری بود در ایران وجود نداشت. برای ساخت عظیمترین و پرهزینهترین پروژههای ایران باستان همچون تخت جمشید به کارگران حقوق پرداخت میشد.
18- جایگاه نداشتن برده داری مدرن قبل قرن هجدهم در خاورمیانه
بردهداری در منطقه خلیج فارس تا قبل از قرن هجده به واسطه تأثیر و نفوذ اسلام جایگاهی نداشت و بهندرت مشاهده میشد. اما از این مقطع به بعد بود که بردهفروشی در ایران و خلیج فارس به نحو چشمگیری افزایش یافت. در واقع رونق پدیده بردهفروشی تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی و اجتماعی و نیاز به نیروی کار و در عین حال افزایش نفوذ و حضور امپراتوری بریتانیا در منطقه بود
....در حال تکمیل...
مرتبط:
داستانک های زیبا از امام رضا علیه السلام