کتاب شناسي دکتر سعيد حميديان
کتاب شناسي دکتر سعيد حميديان


 

نويسنده:شهلا پروين زاد




 
دکتر سعيد حميديان، استاد زبان و ادبيات فارسي و از جمله سعدي شناسان برجسته همروزگار ماست. وي در گزنيش آثاري براي ترجمه، حساسيت خاصي دارد، به گونه اي که از آغاز کار خود، به دنبال آثاري رفته که نويسنده آن در زمان خود، حرف و نظري جديد ارائه کرده باشد. به همين دليل، به ترجمه آثاري از « گوردون چايلد»، « چخوف»، «ريچاردز»، «داستايوسکي»، «لئوناردسيلي« و «آلدوس هاکسکي» پرداخته است.دکتر حميديان در تأليف و تصحيح آثار نيز به راهي نو رفته و در هر اثرش، نظر و سخن تازه اي مطرح کرده است.
آثار دکتر حميديان در چهار بخش کلي: تأليف، ترجمه، تصحيح و تحشيه، و ويرايش پراکنده اند. متأسفانه با همه کوشش هاي ما و استاد حميديان، دسترسي به چند اثر وي ميسر نشد، از اين نظر تنها به نام آنها تحت عنوان « ديگر آثار چاپ نشده استاد» بسنده کرده ايم. در کتاب شناسي حاضر، نخست تأليفات و ترجمه ها، سپس تصحيح و تحشيه ها و سرانجام، مقالات دکتر حميديان به ترتيب چاپ اول کتاب ها و نيز سير زماني چاپ مقالات آمده است.
نکته در خوريادآوري اين که تعداد مقالات اين کتاب شناسي، گزيده اي است که از بين يکصد مقاله منتشر شده دکتر حميديان انتخاب شده است.

الف: تأليفات
 

درآمدي بر انديشه و هنر فردوسي
 

تأليف: سعيد حميديان، چاپ دوم، تهران، انتشارات ناهيد، 1383، ( چاپ اول ناشر پيشين، مرکز 1372)، 466 ص، وزيري.
مؤلف نکته سنج درباره علت پرداختن به انديشه و هنر فردوسي در بخشي از پيشگفتار خود بر اين اثر به طنز مي نويسد: «... ايام ما را از لحاظ پژوهش هاي شاهنامه شناختي بايد پربرکت دانست. همچنين همه گونه نگرشي در باب فردوسي هست. گروهي او را حامي توده رنجبر خوانده اند و معدودي هم برعکس، وي را همسوي ارباب زر و زور دانسته و ضحاک بودن وي را تطهير فرموده اند! برخي او را شعوبي افراطي دين گريز انگاشته و برخي ديگر وي را بر کنار از گرايش شعوبي، يا سخت متدين قلمداد کرده اند... باري، با وجود همه گونه گفتار و جستاري در هر باره و با هر ديدگاهي، تا آنجا که نگارنده به ياد دارد، تاکنون هيچ بحث مبسوط و بساماني در باب او از ديد هنر داستان پردازي صورت نگرفته و آن چه در اين زمينه وجود دارد، دست بالا، چيزي فراتر از بحث هاي کلي يا مقالاتي در اينجا و آنجا نبوده، گو که برخي از آنها، گوشه هايي از کار و کمال فردوسي را روشن کرده اند. بنابراين، نخستين باري است که کتابي مستقل درباره داستان پردازي او بر مبناي بحث از عناصر داستان پرداخته مي شود.»
کتاب در شش بخش بدين قرار سامان يافته است:
بخش اول، شامل: مقدمات و کليات و غرض از آن، به دست دادن نما و زمينه اي عمومي از مسايل است. در همين بخش از ويژگي هاي داستان هاي سنتي در زمينه « طرح»، «زمان»، «مکان»، « شخصي پردازي» و غيره و نيز آبشخورهاي فرهنگي اين ويژگي ها سخن گفته شده و آنگاه مصاديق هر يک از آنها در شاهنامه بيان گرديده است.
بخش دوم، بحثي درباره دورنمايه کلي داستان هاي شاهنامه و محتوي آنها در پيوند با منش و گرايش فردوسي است.
در بخش سوم، ساختار داستان هاي شاهنامه و همچنين الگوهاي داستاني و نسخ هاي باستاني شاهنامه مطرح شده است.
بخش چهارم کتاب درباره ويژگي هاي شخصيتي قهرمانان شاهنامه است.
در بخش پنجم، نويسنده به تشريح و تحليل شگردهاي توصيف و تصويرگري فردوسي و ابعاد توصيفات او پرداخته است و سرانجام، در بخش ششم با جزييات زباني و چگونگي آنها سروکار داريم؛ اين بخش به بررسي واژگان و ترکيبات، موسيقي کلام لحن، ديالوگ و غيره، همچنان از ديدگاه تأثير در بيان داستاني اختصاص دارد.
نکته در خور ذکر اين که مبناي کار دکتر حميديان در اين اثر، شاهنامه طبع مسکو بوده است.

داستان دگرديسي
 

تأليف: سعيد حميديان، چاپ اول، تهران، انتشارات نيلوفر، تابستان 1381، 408 ص، رقعي.
دکتر حميديان در توضيح واژه « دگرديسي»، يعني عنواني که براي روند دگرگوني هاي شعر نيما برگزيده مي نويسد: « نيما در ابتداي شاعري، چون کرم ابريشمي است آرام و پر حوصله در پي کاري سودمند. مدت ها از برگ توت غذاي سنتي تغذيه مي کند. آنگاه به بيرون دادن لعاب و تار مي پردازد و در همان مايه هاي هميشگي لعاب را با حرکتي کند و شکلي شکيل و منظم، شبيه شعرهاي سنتي، دور سر مي چرخاند و پيله اي موزون ولي بسته مي سازد که خون نيز در آن محبوس مي شود. اما ديگر چيزي از آن دست بلکه در تنهايي درون پيله کم کم به قوام و تنوع نزديک مي شود تا آن که شفيره اي شود و پر و بالي بيابد. به هنگام خود پيله را مي شکافد و پرواز... کار ما بررسي تمامي مراحل اين دگرديسي است.»
دکتر حميدي به خوبي دريافت است که :« چند دهه اي است که دو نسل در باب شعر نو، خرج خود را يکسره از هم سوا کرده اند و هيچ يک راهي به ديگري ندارد يا نمي خواهد بيابد...» چنين است که وي به عنوان استادي آگاه به ادبيات کهن و نو فارسي، مي کوشد تا راه وصل و وفاق ميان هرگونه ارزش والا و ماندگار گذشته و هر نوآوري ريشه مند و مايه دار را بيابد و به ديگران انتقال دهد.
رمانتيسم نيمايي، برخي نمودها/ رمانتيسم نيمايي، نمايش منظوم/ رمانتيسم نيمايي، روايت داستاني/ رئاليسم نيمايي، روايت داستاني/ سمبوليسم نيمايي، بر خوان کهن/ سمبوليسم نيمايي و راه گذار از تمثيل/ سمبوليسم نيمايي، نداي نماد/ سمبوليسم نيمايي، تعهد نمادها/ سمبوليسم نيمايي و « بلوغ قالب و بيان» عناوين فهرست اين اثر تحليلي را تشکيل مي دهند.
در صفحات پاياني کتاب، سه پيوست: ساختار، زبان، صنعت و نيز « سخن واپسين، يادداشت ها، فهرست مآخذ، نمايه عام و فهرست تحولات شعر نيما آمده است.

در ادب پارسي
 

تأليف: دکتر سعيد حميديان، چاپ اول، تهران، نشر قطره، 1383، 359 ص، رقعي.
مجموعه حاضر در برگيرنده بيست و دو مقاله علمي دکتر حميديان در زمينه هاي گوناگون ادبيات زبان فارسي و نقد ادبي است که از ميان حدود يکصد مقاله نشر يافته در نشريات معتبر کشور، توسط استاد گزيده شده است. اين مقالات شامل جستارهايي است که از سال 47 به اين سو، به تدريج چاپ و نشر شده اند.
تحليلي جامعه گرايانه از شاهنامه/ داستان رستم و سهراب: تأثير گرفته از الگوي داستان فرود/ نقش هنري عناصر اساطيري در شاهنامه/ حسن روز افزون بوستان/ سعدي و سيف فرغاني: کاميابي و ناکامي/ دو سه نکته بر شروح سعدي/ کاري نه در خور حافظ/ حافظ نامه خرمشاهي، چند نکته/ کرامات نجومي لسان الغيب/ اصول و قواعد تأليف فرهنگ هاي بسامدي و نظري به فرهنگ هاي بسامدي حافظ/ بحثي در ساختار غزل فارسي، زمينه هاي تنوع مضامين در غزل حافظ/ آماري از تنوع مضموني در غزل هاي حافظ/ عزيز نسفي، عارفي بحق و معلمي موفق/ نقد پروين ( بحث و تحليل درباره شعر و شيوه پروين اعتصامي/ فخر الدين مزارعي و شعر او/ فارسي در سير تاريخي « درباره فرهنگ تاريخي زبان فارسي»/ صحاح العجم/ آزموني در پس پشت و آرزويي در پيش روي، درباره فرهنگستان زبان و ادب فارسي/ مهاجرت شعرا به هند در عصر صفويه و برخي تأثيرات آن بر شعر پارسي/ کارکردهايي از متون ناشسته و تصحيح خطايي، سبک شناختي/ و « باز هم باز، سختي درباره حروف اضافه اي کهن» فهرست عناوين اين مجموعه اند.

سعدي در غزل
 

تأليف: دکتر سعيد حميديان چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1384، (چاپ اول 1383)، 401 ص، وزيري.
مؤلف کتاب در پيشگفتار خود بر اين اثر، چنين مي آغازد: «درباره سعدي کمتر کاري شايسته نام بزرگ او کرده ايم. نگاهي به کتاب شناسي او بيندازيم، بدون قصد نفي زحمات پژوهندگان مي پرسم: به راستي چه مايه از کتاب ها و مقالات در باب اين ابر سخنور پارسي در خور يا به دردخور است؟
دکتر حميديان در ادامه، پرسش هاي ديگري را نيز مطرح مي کند « درباره غزل سعدي، گذشته از ديگر آثارش، پرسش هايي کلان و کلي هست که جواب مي طلبد، مثلاً: آيا عشق در غزل هاي او بشري است يا عرفانه؟ معشوقي که در آنها تصوير مي شود چگونه موجودي است؟ آدم دو پا يا فرا آدم؟ و چرا؟ ويژگي بزرگ و مشهور « سهل و ممتنع» که اين همه از آن داد سخن مي دهيم، به راستي چيست؟ چگونه و در چه شرايطي پديد مي آيد: تفاوت هاي دقيق و مهم شيوه غزلسرايي سعدي با ديگران در چه چيزهايي است؟ اينها و دهها پرسش ديگر، مطالبي است که نويسنده محقق در اين اثر با توجه به « شناخت مفهومي يا نمودي»- از طريق برخي نمودها و نشانه هاي مشخص آثار - جنبه هاي متنوع غزل سعدي را پي گرفته و تبيين کرده است.
ب: ترجمه ها

سه خواهر
 

اثر : آنتون چخوف، ترجمه : دکتر سعيد حميديان، کامران فاني، چاپ اول، تهران، نشر قطره، 1383. ( چاپ نخست ناشر اول، انديشه 1354)، 136 ص، رقعي.
بسياري از منتقدان و اهل ادب، نمايشنامه بلند « سه خواهر» چخوف را شاهکار وي در ميان ديگر نمايش هايش دانسته اند. سه خواهر بيانگر مقطعي از زندگي سه دختر بازمانده از ژنرالي در گذشته، به ترتيب سني: ماشا، اولگا و جوان ترين آنها « ايرنا» است که با برادرشان « آندري». در ملکي ييلاقي در يک شهرستان زندگي مي کنند و همگي با سواد و روشنفکر و زبان دانند، اما معلوم نيست فرانسه داني آنها در آن محيط روستايي به چه کارشان مي آيد؟ آنها به بحث هاي دور و دراز فلسفي، سياسي و اجتماعي مي پردازند که معمولاً هم اين کار پس از شکم چراني مبسوط و سرهاي خوش از نشئه شراب صورت مي گيرد، يعني پوچي در پوچي و مسخره در مسخره. به هر حال، واقعگرايي چخوف، آنگاه که دست به دست طنز بي نهايت ماهرانه و در عين حال تلخ او مي دهد، زندگي آن روزگار روسيان را همچون آينه اي شفاف بازتاب مي دهد و در متن يکنواخت پوچي ها و لودگي هاي عده اي، ارزش هاي زيبا و شايان تکريم انسان را در کساني که معمولاً به هيچ گرفته مي شوند، برجسته مي سازد.

خطا به پوشکين
 

اثر: فئورد داستايوسکي. ترجمه سعيد حميديان، کامران فاني. چاپ اول، تهران آذر 1374، 53 ص، رقعي.
در توضيح خطا به پوشکين در مقدمه اثر چنين مي خوانيم:
« در ششم ژوئن 1880 از مجسمه پوشکين در مسکو پرده برداري شد. اين نخستين باري بود که تنديس اين شاعر روسي بر پا مي شد. مردم سه روز تمام اين واقعه را جشن گرفتند، مراسم و اجتماعات برپا کردند، آثار پوشکين را خواندند و به تمجيد و بزرگداشتش پرداختند و با شور و شيفتگي، شاعر ملي اش خطاب کردند. گرچه علي الظاهر، اين يک واقعه ادبي بود، اما منشاء سياسي قوي داشت. در آن زمان در روسيه دو دسته بندي مهم به چشم مي خورد: يکي غرب گرايان که تمام اميدشان را به اروپا دوخته بودند و ديگر اسلاوپرستان يا ناسيوناليست ها که ايمان داشتند روسيه خود مي تواند به تنهايي آينده اش را بيافريند. « تورگنيف» سخنگوي اصلي غرب گرايان بود و « داستايوسکي» با کمال تعجب، خودش را مدافع اسلاوپرستان يافت، اما در اين واقعه، خطا به داستايوسکي بود که مردم را به جوش آورد و او را قهرمان روز کرد. بعداً در ماه اوت 1880، داستايوسکي قسمت هايي از « يادداشت هاي روزانه يک نويسنده را منتشر کرد که شامل متن کامل خطا به پوشکين و دو يادداشت در پيرامون آن بود. متني که پيش رو داريد، ترجمه اين خطابه و يکي از دو يادداشت از زبان انگليسي است.

تاريخ
 

اثر: و. گوردون چايلد. ترجمه: سعيد حميديان. چاپ اول، تهران، امير کبير، 1355، 134ص، رقعي.
سخن گفتن درباره تاريخ و روند آن، در شرايطي که جزم هاي مادي، نژادگرايانه، استعماري و مسلکي پشتوانه و راهبر آن نباشد، مي تواند چراغ راه جويندگان حقيقت و روشنگر آينده بشر باشد. گوردون چايلد در انتهاي بخش يکم کتاب که عنوان « اجتماع، علم و تاريخ» را برخود دارد درباره هدف خود از انتشار اين اثر مي گويد: بر تاريخدان است که نظام موجود در روند تاريخ بشري را تبيين کند. غرض از اين کتاب آن نيست که يک سلسله قوانين کلي منتج به نظام تاريخي را به ميان بکشيم و بقيه مجلدات احتمالي را صرفاً براي جمع آوري موارد کاربرد آنها باقي گذاريم. قوانيني از اين دست وجود خارجي ندارند؛ آن روند تاريخي که قوانين تحميل شده از خارج بر آن حکمفرما باشد، حتي از تحول جسمي کندتر است. غرض ما اين است که با مرور در نظريه هاي مختلف نظام تاريخي، نشان دهيم که چه نوع نظامي را به واقع مي توان از تاريخ انتظار داشت و مطالعه در اين باره از چه طريق مفيد تواند بود. اجتماع، علم و تاريخ/ مثالي از يک نظام تاريخي / صورتبندي يک سنت تاريخ نگاري/ دين و جادو در نظام تاريخي/ نظريه هاي طبيعت گرايانه درباره نظام تاريخي/ تاريخ به عنوان يک علم تطبيقي/ و « تاريخ به عنوان يک روند آفرينشگر» هفت بخش اين اثر را تشکيل مي دهند.

اصول نقد ادبي
 

اثر: آي. ا. ريچاردز. ترجمه: سعيد حميديان. چاپ اول، تهران، شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، 1375، 289ص، رقعي.
« ايور آرمسترانگ ريچاردز» منتقد انگليسي ( تولد 1893) و يکي از پر نفوذترين منتقدان جديد است.
آراء و انقلابي در نقد ادبي جديد به شمار مي رود. وي کوشش مي کند تا عقايد خرافي و بي اساس و فاقد زمينه استوار علمي را از عرصه نقد بيرون کند. و روش علمي و ملموسي را جايگزين آنها نمايد. عقايد وي نقطه مقابل آراء شهود گراياني چون« بند توکروجه» فيلسوف ايتاليايي و نيز مکتب « هنر براي هنر» است. با اين همه، ريچاردز از صدور دستورالعمل هاي تجويزي و جزمي پرهيز دارد. وي بنيانگذار مکتب « نقد علمي» است و آراء او در چندين کتاب پر آوازه از جمله در کتاب هاي : « معني در معني»، « علم و شعر»، « نقد علمي» و کتاب حاضر بيان شده است. آثاري که نقد ادبي را به شيوه اي انقلابي متحول ساخته است. کتاب نقد ادبي در 35 فصل، همراه با دو پيوست « درباره ارزش» و « شعرتي. اس. اليوت» همراه با دو واژه نامه « انگليسي به فارسي» و « فارسي به انگليسي» در صفحات پاياني کتاب ارائه شده است.

ايوانف
 

اثر: آنتوان چخوف. ترجمه: دکتر سعيد حميديان. چاپ اول ناشر، تهران، نشر قطره 1382، ( چاپ اول پيشين، پيام، 1349) 136 ص، رقعي.
ايوانف اولين نمايشنامه بلند چخوف ( فوت 1904)، نويسنده بزرگ طنزآفرين و واقعگراي روسي است. شخصيت اصلي نمايش، نيکلاي الکسويچ ايوانف، مردي است باطناً نيک، خوش قلب، اما ناتوان در ميدان عمل و محصور در محيطي سرشار از اعمال و اقوال مبتذل، کج فهمي، اتهام.
همسر ايوانف « آنا» زني است دردمند و مسلول که در ماههاي آخر عمر قرار دارد؛ زني که ايوانف را عميقاً دوست دارد و به خاطر ازدواج با او، قيد پدر و مادر مخالف خوان با اين ازدواج را زده و حتي از دين يهود به مسيحيت گرويده است و در حقيقت، جز شوهر کسي را در اين جهان ندارد و تنها دلخوشي اش حرف زدن با ايوانف يا پيانو زدن براي اوست. اما ايوانف از ملال حکمفرما بر فضاي خانه و همسر بيمارش گريزان است و براي رفع بي حوصلگي، گاهي عصرها به منزل ليبيدف، بوروکرات پول پرست و ساده لوح مي رود. در اين رفت و آمدها « ساشا» دختر ليبيدف به ايوانف دل مي بندد. ماجراي آنها به زودي سبب شايعات و اتهاماتي تازه مي شود. همسر ايوانف « آنا» هم که از اين رابطه آگاه مي شود، در پرده سوم و چهارم نمايشنامه به تلخي جان مي سپارد و ايوانف پس از مدتي به اصرار ساشا مي پذيرد که با او ازدواج کند. در مراسم غريب عروسي، ايوانف در پيش چشمان حيرت زده ميهمانان و ساشا خود را با تير مي زند تا بدين وسيله خود را از سقوط بيشتر به ورطه پوچي و بي معنايي اين گونه حيات باز دارد و خودکشي هم عاقبت اين گونه زندگي پر سوناژهاي چخوف است.
ج: تصحيح، حواشي و...

ديوان امير شاهي سبزواري
 

سروده: امير شاهي سبزواري، تصحيح و حواشي و مقدمه از: سعيد حميديان، چاپ اول، تهران، انتشارات ابن سينا، 1348، شصت و چهار+ 109 ص، وزيري.
در مقدمه اثر درباره احوال اميرشاهي سبزواري آمده است: نامش « آق ملک» است. نام پدرش را جمال الدين فيروزکوهي آورده اند. سال درگذشتش به اتفاق اقوال 857 هجري است و دولتشاه سمرقندي نوشته است که عمرش فزون از هفتاد بوده... روزگار امير شاهي مصادف بوده است با امارت جانشينان امير تيمور در ايران. شاعر ما چنان که پيداست « شاهي» تخلص دارد. و به تخلص اش را خواند مير چنين نوشته: چون نسب اش به سربداران مي پيوست و مذهب شيعه داشت، شاهي تخلص مي نمود. قاضي نورالله شوشتري قول خواند مير را بدين صورت آورده : ( چون از شيعه شاه ولايت پناه بود، تخلص به شاهي مي نمود... امير شاهي در جواني از سبزوار به هرات رفته و ديرگاهي ملازمت با يسنغر داشته. وي سپس از هرات به زادگاه خويش بازگشته است. در مجالس النفائس آمده است که « مدتي حکومت استراباد فرموده و مردم از عدالت او شاکر بوده اند، چنان که دولتشاه نوشته: امير شاهي منصب تقرب و نديمي بايسنغر داشته است. امير شاهي جز شاعري، در هنرهاي ديگر نيز دستي داشته، اقساط خطوط را زيبا مي نگاشته، نقاشي و موسيقي نيک مي دانسته و عود، خوش مي نواخته است.
متن ديوان اميرشاهي، چنان که دکتر حميديان نوشته است، شامل 1032 بيت و شامل 182 غزل، 5 قطعه، 15 رباعي و 5 بيت معماست. درباره جايگاه شعري امير شاهي، مصحح دانشمند کتاب مي نويسد: اگر غزلسرايان سده نهم را با هم بسنجيم، مي پذيريم که امير شاهي اگر بهترينشان نباشد، يکي از دو سه بهترين هست. دکتر حميديان در مقدمه بلند و 64 صفحه اي خود بر اين اثر، همه گفتني ها را درباره زندگي، شعر و هنر امير شاهي به تحقيق باز گفته است.
اينک دو رباعي از او:

شادم که زم من بر دل کس باري نيست
کس راز من و کار من آزادي نيست

گر نيک شمارند و گرم بدگويند
با نيک و بد هيچکسم کاري نيست

بشتاب که از رهش به گردي برسي
در کوي وفا به اهل دردي برسي

رو خاک شواندر ره خدمت شاهي
باشد که به پاي بوس مردي بررسي

فرهنگ جعفري
 

تأليف: محمد مقيم تويسرکاني، به تصحيح و تحشيه و تعليق دکتر سعيد حميديان، چاپ اول، تهران، مرکز نشر دانشگاهي، 1362، 56+623 ص، وزيري.
« فرهنگ جعفري» اثري است که محمد مقيم تويسرکاني در سال 1040 هجري، در عهد صفوي به انجام رسانده است. اين فرهنگ بر حسب احصاء و نوشته مصحح، دقيقاً 8510 واژه دارد که اکثر قريب به اتفاق آنها پارسي است و اينها يا لغات فرس، اعم از متروک و معمول است و يا صورت مبدل و متحول لغات فرس باستان و پهلوي اوستايي، ليکن در اين ميان، تعداد بسيار کمي لغات عربي مشاهده مي شود که غالباً از روي سهو در عداد لغات فارسي درآمده و بعضي نيز معناً با اصل عربي آنها متفاوت است. همچنين، مقداري لغات مغولي و ترکي و هندسي و لغاتي از لهجه هاي مختلف در اين فرهنگ ديده مي شود. مصحح دانشمند کتاب در بخش اول اين فرهنگ، در دو قسمت مطالب ارزنده اي نيز تحت عنوان: مجملي درباره فرهنگ نويسي فارسي و فرهنگ جعفري آورده است و بخش اول شامل اين عناوين است: تاريخچه فرهنگ نويسي پارسي به پارسي/ وضع فرهنگ نويسي در قرن يازدهم/ اصناف فرهنگ هاي فارسي و روش هاي مختلف فرهنگ نويسي/ روش هاي مختلف ترتيب و تبويب لغات/ درباره فرهنگ حاضر/ بررسي مندرجات و محتويات/ وزن لغات/ پيراستگي از مجعولات/ لغات غير فارسي/ لغات لهجات مختلف/ لغات مختص اين فرهنگ/ عيوب عمده/ و روابطه و داد و ستد فرهنگ جعفري با فرهنگ هاي ديگر.
دکتر حميديان در قسمت دوم به مشخصات نسخه ها و روش کار خود در تصحيح اين فرهنگ پرداخته است. عناوين اين بخش نيز چنين است.
الف: مشخصات نسخه ها/ روش کلي تصحيح/ رسم الخط و علامت گذاري/ و « درباره تعليقات»
ب: فهرست مأخذ مقدمه و تعليقات شامل: کتاب ها و مقالات.

شاهنامه فردوسي ( دوره 4 جلدي)
 

متن انتقادي تحت نظر: برتلس. ع آذر. نوشين و به تصحيح و اهتمام: رستم علي يف و « م. عثمانف»
به کوشش: دکتر سعيد حميديان، چاپ ششم، 1382، ( چاپ اول، تهران، نشر قطره، 1373)، مجلد اول، يازده + 35ص، 269ص، وزيري، مجلد دوم، 435 ص، مجلد سوم،468ص، مجلد چهارم،546ص.
« برتلس» محقق و شاهنامه شناس شهير بر اين باور بود که متن شاهنامه احتمالاً در چهار قرن اول پس از مرگ فردوسي دچار تغيير شکل شديدي گرديده است... از اين جهت در سال 1425 ميلادي در دربار بايسنغر تيموري به تدوين متن انتقادي شاهنامه مبادرت ورزيدند.
در سده هاي اخير، درک ضرورت برخورد انتقادي با متن شاهنامه، نخستين بار از طرف آموزگاران کالج معروف فورت ويليام در هندوستان به عمل آمد. آموزگار کالج مذکور « لامسدن» در سال 1808 درصد بر آمد متن انتقادي اين منظومه را بر اساس بيست نسخه خطي ترتيب دهد.
کوشش دکتر حميديان در ارائه اين اثر در ايران، شامل، اصلاحات، طراحي ها، هماهنگ سازي ها، آماده سازي متن براي چاپ، ويرايش، همگون سازي ترجمه فقرات روسي اعم از مقدمه ها، حواشي، فهارس و نيز تبديل اختصارات متن به نشانه هاي فارسي، تهيه و تنظيم مؤخره با استدراکات پايان کتاب و پس از حروفچيني نيز مقابله تمامي نمونه هاي مطبعي با متن آماده چاپ بوده است.
دکتر حميديان در سه پيوست خود در مجلد چهارم، توضيحاتي درباره « متن»، « حواشي»، اغلاط چاپي يا چاپي انگاشته اين مجموعه به ترتيب هر مجلد آورده است.
پس از او محققان ديگري نيز به کوشش هايي در ارائه و چاپ متن انتقادي از شاهنامه برخاستند که متن انتقادي حاضر نيز از جمله آن هاست.
دکتر سعيد حميديان به عنوان ويراستار و سرپرست طبع جديد شاهنامه فردوسي ( چاپ مسکو)، در مجلد نخست اين اثر مي نويسد: از ميان چاپ هاي کمابيش علمي و انتقادي فراواني که از حدود يکصد و هشتاد سال پيش تاکنون با ارزش ها و کيفيت هاي مختلف از اثر جاوداني و بي همتاي فردوسي شده، به اقرار اکثريت شاهنامه پژوهان و صاحبنظران ادب پارسي، هيچ کدام به پاي چاپ مسکو- با وجود برخي ناهماهنگي ها و نارسايي هايي که در پيشگفتار روسي، برتلس بدان اشاره گرديده و متن مذکور گام مهم در تهيه متني کاملاً صحيح و علمي از شاهنامه دانسته شده- نرسيده، چنان که بيشتر پژوهش هاي جديد درباره فردوسي و شاهنامه بر اساس همين طبع و با ارجاع و استناد بدان انجام گرفته است.

مخزن الاسرار
 

اثر: حکيم نظامي گنجه اي، تصحيح: حسن وحيد دستگردي، به کوشش: دکتر سعيد حميديان، چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، 200ص، وزيري.
« مخزن الاسرار»، چنان که ويراستار اثر آورده است: منظومه اي است حکمي- اخلاقي و تا حدودي عرفاني که قابل تقسيم بر سه بخش مشخص است. بخش نخست که بيشتر حاوي معتقدات سنتي از قبيل توحيد و مناجات، نعوت پيامبر اکرم (ص)، مدح و ممدوح، بيان اهميت و مقام اين دفتر و امثال اينهاست. دوم، بخشي که مي توان آن را عرفاني خواند، شامل: توصيف دل و عوالم آن و چگونگي خلوت و پرورش دل. سوم، بيست مقاله که بيشتر موضوعات آنها را امور اخلاقي و ديني تشکيل مي دهد. مقالاتي کاملاً مستقل از يکديگر که خط ويژه اي را دنبال نمي کند و هر مقاله مذيل به حکايتي در اثبات مطلب است.
« مخزن الاسرار» ثمره تأملات و مکاشفات و درون بيني ها و دل کاوي هاي نظامي در تاريخ و حکمت ذوقي و شعري ايران است.
کتاب به ملک فخرالديني بهرامشاه پادشاه ارزنجان در سنه پانصد و هفتاد و دو انجام يافته است. دکتر حميديان در پيشگفتار خود بر اين جلد از کتاب، ضمن توضيحاتي کوتاه درباره چگونگي چاپ مبنا( به تصحيح و حواشي مرحوم وحيد دستگردي)، کارهاي انجام شده بر روي اين اثر و نيز روش کار خود در ويرايش مخزن الاسرار به آگاهي خوانندگان رسانده است.

خسرو و شيرين
 

اثر: حکيم نظامي گنجه اي، تصحيح و حواشي از مرحوم حسن وحيد دستگردي. به کوشش دکتر سعيد حميديان چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، 505 ص، وزيري.
دکتر حميديان درباره اين اثر و مقايسه آن با « ليلي و مجنون» و « ويس و رامين» مي نويسد: « خسرو و شيرين» بي ترديد جذاب ترين اثر نظامي از لحاظ پرداخت داستاني، توصيف احوال و مناظره و همچنين سنخ پروري است. داستاني تقريباً طولاني واقع در پهنه اي فراخ، طبيعتي دل انگيز ( برخلاف ليلي و مجنون)، صحنه هايي سرشار از تخيل و جمال و تنوع و شکوه، قهرماناني متعدد و از نظر سنخي، متفاوت... وي در ادامه، در مورد شيوه داستان سرايي نظامي در خسرو و شيرين مي نويسد: دقيق ترين توصيف و پرورش سنخي در ميان تمام داستان هاي نظامي نيز در همين منظومه است، چنان که او در اينجا بيش از داستان هاي ديگر به بيان دقايق و ظرايف و پيچيدگي هاي دنياي روان و تنش انگيزه ها و کنش و واکنش هاي دروني پرداخته است. اين امر را البته در محدوده امکانات داستاني هاي سنتي و سنجه هاي گذشتگان بايد سنجيد، نه با رمان غربي.

ليلي و مجنون
 

اثر: حکيم نظامي گنجه اي. تصحيح و حواشي از : مرحوم حسن وحيد دستگردي. به کوشش: دکتر سعيد حميديان. چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، 302 ص، وزيري.
«ليلي و مجنون نظامي، ظاهراً داستاني عاشقانه است، اما دکتر حميديان در مقدمه خود بر اين اثر، آن را «سوگنامه ليلي و مجنون» خوانده است. وي معتقد است که اين سوگنامه قصه اي است با لحن يکپارچه و سراسري غم، درباره پسري و دختري جوان سال با عشقي شورانگيز. عشقي آميخته به عفافي فوق تصور، تا سر حد شهادت و در خصوص مجنون، آشکارا گراييده به گونه اي از خود آزاري ناشي از محيط، محدوديت هاي قبيله اي که به هيچ روي با روح مجموعاً شاد و سرشار از حس حيات در داستان هاي عاشقانه ايراني سازگار نيست. ليلي و مجنون از هر حيث نقطه مقابل هفت پيکر است که يکسره ستايش شادي و آسان گذراني، وصف مظاهر لذت اين جهاني و توصيه به اغتنام فرصت، البته همراه با نيک کرداري.
دکتر حميديان در ادامه مقدمه، ضمن توضيح درباره اين داستان و مقايسه آن با ديگر داستان هاي غنايي غربي و ايراني همچون « رومئو و ژوليت» يا « تريستين و ايزولد» و « خسرو و شيرين»، تفاوت آنها را ياد کرده و از تأثير ليلي و مجنون بر شعر عارفانه فارسي و مصطلحات عارفانه بحث کرده است. وي معتقد است که کمتر داستان ادبي به اندازه ليلي و مجنون بر ادب عرفاني ما تأثير گذاشته است.

هفت پيکر
 

اثر : حکيم نظامي گنجه اي. تصحيح و حواشي: مرحوم حسن وحيد دستگردي. به کوشش: دکتر سعيد حميديان چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، هشت + 397ص، وزيري.
در اين جلد از خمسه و به اعتباري ديگر « سبعه نظامي» نيز دکتر حميديان با اشاره به تصحيح و حواشي شادروان استاد حسن وحيد دستگردي از آثار نظامي و اين که اين تصحيح همواره در نظر اکثريت قاطع پژوهندگان نظامي به عنوان معتبرترين طبع شناخته شده، که مواردي از چاپ پر غلط پيشين که خالي از ايراد روشي در چگونگي ارائه نسخه بدلها نيز نيست، پرداخته و با انتقاد از بازاري کاري ها و سودجويي ها در چاپ هاي بعدي، دلايل پرداختن به اين مجموعه را توضيح داده است.
اما درباره محتوا و متن هفت پيکر؛ روايت دکتر حميديان از محتواي اين اثر چنين است: هفت پيکر يا بهرامنامه، چهارمين منظومه نظامي از نظر ترکيب زماني و يکي از دو شاهکار او از لحاظ کيفيت است. اين دفتر را از جهت ساختار کلي و روال داستاني مي توان بر دو بخش متمايز تقسيم کرد. يکي بخش اول و آخر کتاب درباره رويدادهاي مربوط به بهرام پنجم ساساني از بدو ولادت تا مرگ راز گونه او، که بر پايه روايتي تاريخ گونه است و ديگر، بخش مياني که مرکب از هفت حکايت يا اپيزود از زبان هفت همسر او و از زمره حکايات عبرت انگيزي است که دختران پادشاهان هفت اقليم براي بهرام نقل مي کنند.
دکتر حميديان با توجه به درونمايه هفت پيکر، درباره جنبه هاي ديگر اين اثر مي افزايد: « نظامي بيش از هر شاعر ديگري در ادب ما در نزديک کردن شعر و کلام به هنرهاي تجسمي توفيق يافته است.» وي در جاي ديگر مي گويد: هفت پيکر ستايش داد و رفق و نکوهش و ستم بيراهي است... اين منظومه روح خوشدلي و نشاط است. هفت پيکر پيام شادي و سبک روحي و گريز از بيش و کم و چند و چون حيات و پناه گرفتن در کاخهايي است که بنيادشان بر شادي و منظرشان تماشاي جمال هستي است.

شرفنامه
 

اثر: حکيم نظامي گنجه اي، با تصحيح و حواشي از مرحوم دستگردي، به کوشش دکتر سعيد حميديان، چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، 564 ص، وزيري.
« شرفنامه» به اتفاق « اقبالنامه» در بردارنده ماجراهاي اسکندر بر وفق افسانه ها و فرهنگ عامه و آرماني ترين اوصاف در ادب فارسي از اين نابغه لشکرکسي و جهانگشايي است. ماجراهايي که فقط قالب کلي خود، يعني سفرهاي جنگي اسکندر را از تواريخ موجود در باب او ستانده ولي با انتساب خوارق عادات و نيز سجاياي کامل اخلاقي به اين جهانجوي سنگدل که تاريخ واقعي بسي صفات ناخوش براي او در کنار برخي ويژگي هاي مثبت برشمارد، مي خواهد وي را همان ذوالقرنين و به صورت اسطوره دليري و خردمندي بشناساند.
اسکندر در شرفنامه، منجي ايرانيان از ستم دارا شمرده مي شود. دکتر حميديان در مقدمه خود بر اين دفتر، به چند و چون اين اثر پرداخته و آن را با روايت فردوسي از اسکندر مقايسه کرده است. وي درباره ساختار شرفنامه مي نويسد: شرفنامه همچون اسکندرنامه هاي منثور، از نظر ساختار، مجموعه اي از اپيزودهاي کاملاً مستقل و از نظر روال نقل، در طول خطي مستقيم است و جز در دو سه مورد جزئي که ايپزودهاي متفاوت به قهرماني به جز اسکندر در ميان مي آيد، گسترش عرفي ندارد...
از نظر نحوه بيان، مهمترين ايرادي که در شرفنامه بر نظامي وارد است، آميختن درونمايه رزمي و حماسي که با عناصر بياني غنايي است.

اقبالنامه
 

اثر: حکيم نظامي گنجه اي، تصحيح و حواشي از : مرحوم حسن وحيد دستگردي، به کوشش: دکتر سعيد حميديان، چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، 314 ص، وزيري.
در مقدمه اين اثر مي خوانيم: اقبالنامه دنباله شرفنامه است، دربار ماجراهاي اسکندر، با اين تفاوت که در شرفنامه، جنبه جهانگشايي مورد نظر است ولي در اقبالنامه، سفرهاي وي به انگيزه سياخت جهان و مشاهده اقوام مختلف و طرز زندگي ايشان و عبرت گيري از کار و بار دنياي عصر اوست، و از حدود ميانه کتاب است که اسکندر به پيغمبري ( به باور شاعر) برگزيده مي شود، به قصد دعوت و انجام رسالت.
اين منظومه، سرگذشت اسکندر در پيوند با حکيمان عصر اوست، البته حکيماني که برخي از آنان همزمان نيستند ولي بدون توجه به عامل زماني با هم در يکجا گرد آمده اند.
اقبالنامه همچون شرفنامه، مجموعه اي از قصه هاي تماماً يا تقريباً مستقل است ليکن تفاوتي که با آن دارد اين است که بسياري از قسمت هاي آن درباره افرادي بجز اسکندر است، يا نقش اسکندر در آنها محوري نيست.
نظامي همچنان که در آغاز گفته است، در کل اسکندرنامه، سه جنبه کشور ستاني، حکيمي و پيمبري اسکندر را که هر گروهي از مردم او را به يکي از اين سه ويژگي شناخته اند، به هم آميخته است.
دکتر حميديان معتقد است: ارزش درونمايه اي اقبالنامه را گذشته از ارزش هاي شعر و بياني آن، بايد در اين دانست که تقريباً يک دوره حکمت نظري و علمي بر وفق آراء پيشينيان، از جمله شخص نظامي و مکمل مخزن الاسرار است، زيرا در اپيزودهاي مختلف آن، باورهايي درباره اصل جهان و ماده المواد آن، چگونگي آفرينش آن، خلقت آدمي، کيفيت نزع روان از او، بازگشتگاه وي و اموري از اين دست، همراه با تمثيلاتي درباره نکات اخلاقي مي آيد.

گنجينه گنجه اي حکيم نظامي گنجه اي
 

تصحيح و حواشي از مرحوم حسن وحيد دستگردي، به کوشش: دکتر سعيد حميديان، چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1376، 389ص، وزيري.
« گنجينه گنجه اي» شامل شرح حال نظامي، فرهنگ لغات ديوان قصيده، غزل و رباعيات است.
دکتر حميديان در مقدمه اين اثر تحت عنوان « يادآوري ويراستار» کارها و اقدامات خود در بخش هاي گوناگون اين اثر را توضيح داده است.
گنجينه در برگيرنده اين مطالب است:

بخش اول:
 

مقام شاعري نظامي و مقايسه آن با شعراي بزرگ/ سبب راه يافتن غلط و سقط و تحريف و اشعار الحاقي در خمسه/ چگونگي تصحيح و ترجمه ابيات/ عقايد جهانيان درمرتبه و مقام شاعري وي و ترجمه اشعارش به زبان هاي ديگر/ شرح حال مختصر شش پادشاه خواستار منظومه از نظامي و تاريخ نظم هر يک/ خرابي تمام نسخ تازه و کهن و نموداري از اغلاط و تصرفات/ نگارش هاي تذکره نويسان و مورخان و تحقيق حق/ خمسه سرايان پيرو نظامي و ستاينده وي/ مصنوعي نبودن اشعار نظامي و تناسب هر دفتر با دوره اي از عمر او/ شعراي بزرگ معاصر وي و حاسدان او/ اشعار و ادبيات مشکله و دشواري هاي امثال و اصطلاحات / ديوان قصيده و غزل و قطعات وي/ فرهنگ نظامي./ اشعار مسلم نظامي.
بخش دوم، شامل: اشعار مشکوک/ اشعاري که از حکيم نظامي نيست/ و « پيوست » است.

ديگر آثار يافت نشده استاد حميديان
 

1- لنتس و ويتسک. اثر : کارب گئورگ بوخنر تهران، پيام، 1350
2- آدم هاي ماشيني، اثر: کارل چاپک، تهران. پيام، 1353.
3- تکامل ( براي نوجوانان)، ج ا : انسان. لئوناردسيلي، تهران، امير کبير، 1355.
4- آرمانشهر زيبايي ( گفتارهايي در شيوه بيان نظامي)، تهران، قطره، 1372.
5- مثنوي معنوي، از روي طبع نيکلسون. تهران، قطره، 1384.

د: مقالات
 

1- «چابک و آدم هاي ماشيني» تهران: کتاب پيام، بهار 1352.
2- « ديوان ناصر خسرو، به تصحيح: مجتبي مينوي و مهدي محقق» نامه انجمن کتابداران، د7، ش4 ( زمستان 1353)
3- « فارسي در سير تاريخي» ( نقد و معرفي فرهنگ تاريخي زبان فارسي)، نشر دانش، س ا، ش3 ( فروردين و ارديبهشت 1360)
4- « چون غرض آمد، هنر پوشيده شد» ( نقد کتاب حماسه داد، درباره شاهنامه)، نشر دانش، س2، ش4 ( خرداد و تير 1361).
5- « حسن روزافزون بوستان» ( نقد بوستان سعدي، به تصحيح: غلامحسين يوسفي)، نشر دانش، س3، س4 ( خرداد و تير 1361).
6- « فرهنگ فارسي- ترکي» ( نقد و بررسي صحاح العجم)، نشر دانش، س3، ش2 ( آذر و دي 1361).
7- «توصيه هايي به نويسندگان مترجمان و ويراستاران»، مجموعه مسايل نثر فارسي، تهران، مرکز نشر دانشگاهي ( 1363).
8- «کاري نه در خور حافظ» ( نقد واژه نامه غزل هاي حافظ، تأليف: خديو جم)، نشر دانش، س4، ش3 ( فروردين و ارديبهشت 1363)
9- «مهاجرت شعرا به هند در عصر صفويه»، وحيد، س5، ش6، 8،7و 10.
10- « نقد کاغذ زر» ( نقد و معرفي کاغذ زر، تأليف: غلامحسين يوسفي)، نشر دانش، س6، ش1 ( آذر و دي 1364).
11- «عزيز نسفي» عارفي بحث و معلمي موفق»، معارف، د4، ش1، ( فروردين - تير 1366)
12- « فرهنگ بسامدي ديوان حافظ» ( تأليف: گروه ايران شناسي دانشگاه ونيز، ايتاليا)، نشر دانش، س9، ش1( آذر و دي 1367).
13- « يادداشت هايي درباره حافظ نامه بهاء الدين خرمشاهي» مستدرک حافظ نامه، تهران، شرکت انتشارات علمي و فرهنگي ( 1368).
14- «سخنوري خوش سخن و کم شناخته» ( درباره فخرالدين مزارعي و کتاب سرود آرزو)، کلک، شماره 11 و 12 ( بهمن و اسفند 1369).
15- «رستم و سهراب: برگرفته از الگوي داستان فرود»، نشر دانش، س11، ش4، ( خرداد و تير 1370).
16- «آزموني در پس پشت و آرزويي در پيش روي» رشد ( ويژه ادبيات فارسي)، س 6، ( پاييز 1370).
17- « بينش تمثلي و چگونگي تأثير آن در هنر نظامي»، گلچرخ، ش3 ( تير و مرداد 1371).
18- « نقش هنري عناصر اساطيري در « شاهنامه»، نشر دانش، س 12 ش 6 ( مهر و آبان 1371).
19- «چهره پيران ويسه در شاهنامه»، گلچرخ، س2، ش6، ( ارديبهشت 1372).
20- « نقد پروين»، مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت معلم، س2، ش2 ( بهار و تابستان 1373).
21- « بحثي در ساختار غزل فارسي»، مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي مشهد، س 27، ش4 ( زمستان 1373).
22- «آماري از تنوع مضموني در غزلهاي حافظ» منبع پيشين، س29، ش 3 و 4 ( پاييز 1375).
23- «به جاه و برخي مترادف هاي آن»، گلچرخ، ش17 ( آذر 1376).
24- «اصول و قواعد تدوين فرهنگ هاي بسامدي و نظري به فرهنگ هاي بسامدي حافظ»، مجله دانشکده ادبيات و زبانهاي خارجي دانشگاه علامه طباطبايي»، س2، ش3 ( بهار 1377).
25- «کارکردهايي از متون ناشسته و تصحيح خطايي سبک شناختي»، بخارا، ش 4( بهمن و اسفند 1377).
26- « دو سه نکته بر شروح سعدي»، سعدي شناسي، دفتر سوم ( ارديبهشت 1379).
27- «سنت مديحه پردازي ضمن غزل، با اشاره به جايگاه سعدي در آن» منبع پيشين، دفتر چهارم ( ارديبهشت 1380).
28- «باز هم « باز» درباره حرف اضافه اي کهن»، نشر دانش، س 19، ش1 ( بهار 1381).
29- «تضاد علائق در شاهنامه»، کتاب ماه ادبيات و فلسفه، س7، ش1 ( شماره پياپي 7)، آبان 1382.
30- « غزل سعدي: عاشقانه يا عارفانه؟ » سعدي شناسي، دفتر هفتم ( ارديبهشت 1383).
منبع: نشريه کيهان فرهنگي، شماره272و 273.