بازگويي تاريخ

تعصب نژادي مي تواند نمودهاي خشونت آميزي داشته باشد، چون انسان به دشمن نياز دارد؛ و از آن جا که دشمن ديگر کمونيسم نيست - چون ديگر وجود خارجي ندارد - دشمن ديگري خواهد بود... ملتي ديگر، قومي ديگر، سپر بلا.
يکشنبه، 12 بهمن 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
بازگويي تاريخ
 بازگويي تاريخ

 

نويسنده: ريچارد کرني
برگردان: سهيل سُمّي



 

تعصب نژادي مي تواند نمودهاي خشونت آميزي داشته باشد، چون انسان به دشمن نياز دارد؛ و از آن جا که دشمن ديگر کمونيسم نيست - چون ديگر وجود خارجي ندارد - دشمن ديگري خواهد بود... ملتي ديگر، قومي ديگر، سپر بلا.
ژوليا کريستا (1)
جوامع تاريخي محصول داستان هايي هستند که افراد اين جوامع براي خود يا ديگران تعريف مي کنند. اهميت تصحيح شرح هاي تاريخي پيشينيان به دست مورخان معاصر نيز در همين است. اين امر در مورد « تواريخ جديد » روابط بريتانيا - ايرلند ( 1798، قحطي، 1916، 1969 ) همان قدر صادق است که در مورد بحث هاي فرانسه و آمريکا در مورد انقلاب هاي ملي خود. اما مسائل مربوط به تجديدنظر و بازآفريني تاريخي به ريشه هاي آغازين تمدن غربي بازمي گردد، و رد آن ها را مي توان در داستان هاي پيدايشِ دو فرهنگ بنيادي و عمده جست: فرهنگ يوناني - رومي و فرهنگ کتاب مقدس. اين هر دو مثال ها و نمونه هايي از ملت به مثابه روايت به دست مي دهند.
داستان هاي يوناني و رومي عمدتاً بر اساطير خدايان و قهرماناني تکيه دارند که از زبان شاعراني چون هزيود، هومر و ويرژيل بازگو شده اند، اما داستان هاي مربوط به سرزمين بيت المقدس بر روايت هاي « وحياني » سفر پيدايش، سفر خروج و پادشاهان متکي هستند که از پي نسل هاي متمادي بازگويي و بازتفسير شده ( و يهوديت را به نمونه ي بارز « فرهنگ کتاب » بدل ساخته اند ). به علاوه، داستان هاي کتاب مقدس بر يادآوري حوادث دوران باستان، بعدي آينده گرايانه يا آخرت شناسانه نيز مي افزايند. توماس مان اين معناي تاريخيت روايي را به خوبي در يوسف و برادرانش (2) توصيف مي کند، آن جا که يعقوب، تَمارِ جوان را با آيين هاي داستان گويي عبري آشنا مي کند:
[ عبارت ] « روزي روزگاري » هنوز تازه بود، و صداي يعقوب لرزيد... چون اين ها همه داستان هاي خداوند بودند، داستان هايي که گفتنشان مقدس است اما مسلم است که روح شنواي تمار در حين آموزش نه تنها از عبارت تاريخي و آبستنِ زمان روزي روزگاري و واژه ي زمان دار شده ي روزگاري، بلکه از روزي نيز مملو بود. و « روزي » واژه اي دامنه دار است، اين واژه دو چهره دارد، به عقب مي نگرد، به دوردست هاي دور و روشن، به جلو مي نگرد، آن دوردست ها، و دورتر، به دل فضا، با نگاهي که چون نگاه به گذشته جدي و سنگين است، چون بيش از بوده با خواهد بود سروکار دارد... . در دل تمامي داستان ها [ ي يعقوب ] عنصري از نويد دميده شده بود، به نحوي که بدون حال و هوايي پيش گويانه نمي شد آن ها را تعريف کرد. (3)
مسيحيت با نظم و آرايشي ديگرگونه از همين سنت روايي بهره گرفت، اناجيل شامل چهار شهادت از زبان چهار راوي مسيحي متفاوت است. يکي از اين راويان به نام لوقا (4) در ارتباط با نقش محوري روايت گري در انتقال حافظه ي مسيحايي شک و شبهه اي باقي نمي گذارد.
از آن جهت که بسياري دست بردند براي تأليف حکايت آن اموري که در ميان ما تحقق يافتند، چون شاهدان و کاتبان، من نيز مصلحت چنان ديدم که پس از تحقيق دوباره و دقيق، همه چيز را به ترتيب از نو بنويسم.
[ لوقا، بخش اول، 1-4 ]
به علاوه، دليل اين امر اين است که داستان ها از دل خود داستان ها برمي آيند، به نحوي که جوامع تاريخي در نهايت مسئول و عامل تکوين و بازتکوين هويت خويش هستند. نمي توان در گذر زمان تاريخي باثبات بود - و بنابراين، به وعده ها و ميثاق هاي خويش وفادار ماند - مگر اين که انسان همواره خاستگاه و اصل و ريشه ي خويش را هر چند به شکلي کمرنگ و اندک به ياد داشته باشد و نيز فراموش نکند که چگونه به آنچه هست بدل شده. به اين مفهوم، هويت همان حافظه است. به قول هگل: « چيزي که هست آن چيزي است که شده است. » (5) يا به زبان ساده تر، گذشته همواره حال است.
اما در کنار مفهوم ثبات هر فرهنگ در خلال سپري گشت زمان، ضرورت ملازم نوآوري نيز مطرح است. بنابر استعاره ي توماس مان، مفهوم « روزي » در روايت چهره اي دوبعدي دارد. چون به محض آن که انسان دريابد که هويتش اساساً خصلتي روايي دارد، کشف مي کند که در ريشه و منبع حافظه ي جمعي نوعي گشودگي و عدم تعين پرناشدني وجود دارد. هر ملتي درمي يابد که در اصل يک « جمعيت خيالي » ( اصطلاح بنديکت آندرسون ) است، يعني ساختاري روايي که بايد بارها و بارها بازآفريني و بازسازي شود. منفعت چنين کشفي اين است که واقعي انگاشتن خويش و بديهي قلمداد کردن هويت خويش را دشوارتر مي سازد. و به همين دليل است که مي گويم راه گرايش يک ملت به بيگانه هراسي يا کوته فکري با منابع روايي آن ملت سد مي شود تا اين ملت از خودتصوري ديگرگونه بيابد - از ديد خودش يا ديگران.
مشکل اين نيست که هر جامعه اي خود را به مثابه يک داستان شکل و قوام مي دهد، مشکل اين است که اين کارش را فراموش مي کند. هرگاه يک ملت ريشه هاي روايي خود را به فراموشي بسپرد، خطرناک مي شود. فراموشيِ خود، بيماري جامعه اي است که وجود خويش را بديهي مي انگارد - يا چون نوزادي مبتلا به خودشيفتگي که رشد نابهنجار دارد، خود را مرکز عالم مي داند، و گمان مي کند که بايد به بهاي نابودکردن ملت هاي ديگر، عرض اندام کند. وقتي اين اتفاق رخ مي دهد، يک ملت به جامعه اي هولناک بدل مي شود و گرايش و اراده ي معطوف به قدرت مي يابد. نتيجه ي کار، توتاليتاريسم، فاشيسم و جزم گرايي است. اين آسيب هاي سياسي نشانه هاي همين فراموشي اَند: انکار زايش هر ملت از طريق نوعي روايت. از همين روست که آدورنو در آن جمله ي قصار معروفش مي گويد: « عيني انگاشتن، فراموش کردن است. » به همين دليل است که بسياري از تعارض هاي ملي با تمايل طرفين دعوا - ناسيوناليست ها و وحدت طلب ها، صرب ها و کروات ها، توتسي ها و هوتوها - به تبادل حافظه هاي روايي قابل حل است، چون ترجمان متقابل اين داستان هاي چالش برانگيز مي تواند در نهايت به طرفين درگير مجال دهد تا يکديگر را با چشمان و نگاهي ديگر ببينند.
اگر مللِ درگير جنگ مي توانستند به هويت هاي روايي يکديگر اقرار کنند، آن گاه ممکن بود بتوانند به تصورات جديدي از يکديگر برسند. در اين صورت، خاطرات مسدود و تثبيت شده، گرفتار در حصار تکرار و انزجار مرض گونه و وسواسي، مي توانند رها و آزاد شوند تا طرفين درگير بتوانند گذشته را به نحوي ديگرگونه ببينند و به اين ترتيب، خصم هاي تاريخي همديگر را به مثابه تصويرهاي مکمل خويش را به رسميت بشناسند. به عقيده ي من، تنها به مدد چنين يادآوري رهايي بخشي است که اقدامات دلجويانه واقعي مي توانند گذشته ي عينيت يافته را به آينده پيوند بزند. بخشش مؤثر نه نتيجه ي فراموشي، بلکه حاصل پذيرش شيوه هاي گوناگون در اداي دِين به درگذشتگان است، کاري که به ما امکان مي دهد خويشتنمان را در سايه ي گزينه هايي بديع و تازه بازآفريني کنيم. براي مثال، پاک کردن خاطره ي جنايت ها وظيفه ي محکمه هاي قضايي و صلح نيست، بلکه اين کار را تنها از طريق بازگويي اين جنايات مي توان انجام داد، به نحوي که بتوان - در صورت انتخاب و تمايل - براي اداي دِيني که در نتيجه ي اين جنايات بر شانه هاي ما فشار مي آورد، رهاتر و آزادتر بود. « فراموشي نوعي شفاي حافظه است، تکميل دوره ي سوگواري آن. حافظه اي که از زير فشار دِين رها شود، براي برنامه ها و اهداف عظيم آزاد و رها مي شود. فراموشي به حافظه آينده مي دهد. » (6) بنابراين، تناقض آميز نيست اگر بگوييم که بخشش، پيامد منطقي « حافظه انتقادي » است - به رغم آن که حافظه ي انتقادي ضد و عکسِ « حافظه ي تکرار » است.
آشکار است که در اين جا بايد محتاط و حزم انديش بود. در اين بازيِ يادآوري انتقادي، تنها کساني که در دل گذشته « نقبي » روايي زده اند مي توانند حقيقتاً از دام گذشته برهند - به حق و منصفانه ببخشند و فراموش کنند. حافظه ي روايي نمي تواند ساده و خام باشد، چون داستان هرگز معصوم و بي غرض نيست. هر بازگويي تاريخ بخشي از تعارضي پيوسته و مداوم ميان تفسيرهاي گوناگون است، آوردگاهِ معاني اي که با يکديگر در چالشند. چرا؟ چون هر تاريخي از زاويه ديدي خاص و با پيش داوري هايي خاص ( به مفهوم گادامري ) تعريف مي شود. تکرار مي کنم: يادآوري روايي هميشه هم معصومانه و فرشته وار نيست، و ممکن است به سادگي و به همان نحو که به تساهل و صبوري مي انجامد، به عذاب وجدان و تظاهرات ايدئولوژيکي نيز بينجامد. اين قدرت تحريف کننده از جانب اکثر حاميان اخلاقيات روايي - مک اينتاير، نوسباوم، بوث - که مي خواهند ضرورت هرمنوتيکي شبهه ي انتقادي را کم اهميت جلوه دهند، دست کم گرفته مي شود. اما حتي برخي از مريدانِ پسامدرنِ نيچه که پيرو مشي و منشِ تأملات نابهنگام دوم (7) هستند و معتقدند که براي تمام کردن حجت با گذشته، کافي است تا « گذشته را به شکلي فعالانه به فراموشي سپرد » نيز مرتکب همين غفلت مي شوند. کساني که گمان مي کنند مي توانند روايت تاريخي را ناديده بگيرند، ممکن است در نهايت خود از جانب روايت تاريخي ناديده انگاشته شوند.

پي‌نوشت‌ها:

1. Julia kristeva, strangers to ourselves: The Hope of the singular", in Richard keraney ( ed. ), states of Mind: Dialogues with contemporary Thinkers, New York, New York university press, 1995, p. 9.
کريستوا بعداً در همين گفتگو استدلال مي کند:
ما بايد افسارگسيختگي تمايلات مربوط به هويت را جدي تلقي کنيم. براي مثال، وقتي کسي خود را در ريشه x يا y مي شناسد، اين کار ممکن است بسيار ستودني به نظر رسد، نيازي مبرم به داشتن هويت. اما نبايد افسارگسيختگي مستور در پسِ اين ميل را ناديده گرفت... که به جنگ هاي برادرکشي منجر شده است. پس بايد نه تنها مفهوم نسبي برادري انسان، بلکه نياز - آموزشي و نيز درماني - به توجه به ميل مرگ و خشونت نهفته در درون خود را نيز درک کنيم.
( p. 12 )
2. Joseph and his Brothers.
3. Thomas Mann, Joseph and his Brothers, 4 vols, trans. H. Lowe - porter, New York, knopf, 1948, pp. 1026-8.
اين نياز بنيادين مذهبي به گفتن و بازگفتن داستان هاي بنيادين خلقت و غيره از خود کتاب مقدس ريشه مي گيرد - که شامل بازگويي هاي يهودي و مسيحايي روايت هاي سنخ شناختي و آغازين است و به دقت توسط نورتروپ فراي در The Great code تحليل شده - و تا تاريخ متعاقب بازگويي هاي کلامي و ادبي ميلتون تا توماس مان و نيز جديدترين قالب سايبرنتيکي را دربر مي گيرد:
Neon Genesis Evangelion: The Gospel of the New century
مجموعه ي ويديوئي فوق العاده محبوبي که ميليون ها تماشاگر در سرتاسر جهان دارد. جي. آر. آر. تالکين مي گويد که دليل بقاي اين گونه داستان ها در باب پادشاهي اي که خواهد آمد در خلال اعصار اين است که بيانگر نوعي بار مذهبيِ ديرينه در باب خلقت هستند و هر يک از اين بازگويي هاي روايي نوعي ريزخلقت است. به خصوص، او ادعا مي کند که کتاب مقدس
حاوي يک داستان پريان است، يا داستاني بزرگتر که آبستن جوهره ي کل داستان هاي پريان است. اين داستان ها شامل عجيب - به خصوص هنرمندانه، زيبا و تأثيرگذار - بسيارند: اين داستان ها در قالب بي نقص و خودبسنده شان « اسطوره اي » هستند... اما اين داستان به تاريخ و جهان نخستين وارد شده است؛ ميل و آرزوي ريزخلقت به مرحله تحقق خلقت انجاميده است... آغاز و پايان اين داستان سرخوشانه است. اين داستان شاخصاً داراي « انسجام دروني واقعيت » است. تا به حال داستاني گفته نشده که از نظر انسان حقيقي نيامده باشد و نيز افراد شک گرا، في نفسه، به عنوان حقيقت نپذيرفته باشندش. چون هنر نهفته در داستان لحن متقاعد کننده هنر نخستيني را دارد، يعني خلقت... خداوند قادر مطلق است، خداوند فرشتگان و انسان ها و پريان. افسانه و تاريخ به هم جوش خورده و پيوند يافته اند.
تالکين مي گويد، اميد هر داستان گو اين است که در « عالم خيال به غنا و پربارتر شدن خلقت کمک کند. » به طور خلاصه، تمام داستان هاي بزرگ آبستن داستان بزرگ هستند. رجوع کنيد به:
on Fairy - stories", pp. 88-9.
بسياري از متخصصان روان شناسي اعماق از يونگ و فون فرانتس تا کمبل و الياده به نکات مشابهي اشاره مي کنند، جز اين که از نظرآن ها، بنيادي ترين روايت ها کم تر مربوط به کتاب مقدس و مسيحايي و بيش تر تجلي کهن الگوهاي ناخودآگاه جمعي اند که از طريق تحليل تطبيقي اسطوره شناسي ها، انسان شناسي ها، الهيات ها و ادبيات ها از عهد عتيق تا دوره ي مدرن آشکار مي شوند.
4. Luke.
5. das wesen ist das Gewesene.
6. see Ricoeur, Memory - Forgetfulness - History", ZIF, vol. 2, universitat Bielefeld, 1995, pp. 12-13. see also Ricoeur"s discussion of la mémoire empechée" and the healing role of pardon and amnesty etc. in La Mémoire, L"histoire, L"oubli.
7. second untimely considerations.

منبع مقاله :
کرني، ريچارد؛ (1384)، در باب داستان، مترجم: سهيل سُمّي، تهران: انتشارات ققنوس، چاپ اول



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
play_arrow
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
play_arrow
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
play_arrow
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
play_arrow
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
play_arrow
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
play_arrow
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
play_arrow
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
play_arrow
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
play_arrow
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
play_arrow
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...
play_arrow
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...