داستانی از داستان‌های مثنوی معنوی

استاد و شاگردانش

... در یکی از شهرهای بزرگ مکتبخانه ای بود که استادی در آنجا کار تعلیم و تربیت بچه‌ها بر عهده داشت. در آن زمانها، آنهایی که درس می‌خواندند تعدادشان کم بود و مکتب خانه‌ها نیز که همان مدرسه‌های فعلی می‌باشند، تعدادشان از
يکشنبه، 22 شهريور 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
استاد و شاگردانش
استاد و شاگردانش

 

سروده ی مولوی
بازنویسی: مهرداد آهو



 

داستانی از داستان‌های مثنوی معنوی

... در یکی از شهرهای بزرگ مکتبخانه ای بود که استادی در آنجا کار تعلیم و تربیت بچه‌ها بر عهده داشت. در آن زمانها، آنهایی که درس می‌خواندند تعدادشان کم بود و مکتب خانه‌ها نیز که همان مدرسه‌های فعلی می‌باشند، تعدادشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد.
به هر حال در این مکتبخانه استادی بود که شاگردانش از دست او به تنگ آمده بودند و می‌خواستند به هر صورتی که ممکن است از دست استادشان خلاصی پیدا کنند، این استاد بسیار سختگیر بود و شاگردانی را که درس بلد نبودند و یا شیطنت می‌کردند و به نحوی باعث آزار و اذیت دیگران و استاد می‌شدند به شدت تنبیه می‌کرد و به آنها خیلی سخت می‌گرفت.
در بین شاگردان، یک شاگرد بود که از استاد دل پرخونی داشت و می‌خواست که هر طور شده حتی برای مدتی از دست استادش نجات پیدا کند و انتقام خود را از او بگیرد. پس نقشه ای کشید و آن را با شاگردان دیگردر میان گذاشت. او به آنها گفت: ای بچه‌ها! من می‌خواهم از این استاد سختگیر و لجوج انتقام بگیرم، آیا شما هم مرا یاری می‌کنید؟
بچه‌ها همه با هم جواب دادند: بله! چون همگی از دست استاد، ناراضی بودند و از سختگیری‌های بی جای او بسیار خسته شده بودند.
پس شاگرد زرنگ و تیزهوش گفت: ای بچه‌ها، نقشه من این است که فردا وقتی استاد به کلاس آمد و ما یکی یکی وارد مکتبخانه شدیم و داخل کلاس رفتیم هر کداممان به استاد بگوییم که حالش بد و نامساعد است و از صورت و رخساره اش مشخص است. بعد یکی یکی و جداگانه به او بفهمانیم که حالش مساعد نیست و رنگش زرد شده و از صورتش پیداست که بیمار است. پس او به شک خواهد افتاد و بعد خودش هم باور می‌کند که مریض است و به خاطر این مریضی به خانه می‌رود تا استراحت کند و به این ترتیب ما از دست او خلاصی می‌یابیم و تا مدتی از دستش راحت می‌شویم.
پس بچه‌ها همگی قبول کردند و نقشه این کار را ریختند و همگی توافق کردند که فردا این کار را انجام دهند.
در ادامه و فردای آن روز وقتی که استاد سرکلاس بود، شاگرد زرنگ داخل کلاس شد و به استاد سلام داد و سپس به او گفت: استاد عزیز خدا بد ندهد، حالتان مساعد نیست؟ صورتتان چرا زرد شده و انگار که بیمار گشته اید؟ استاد گفت خیر، حالم هم بسیار خوب است برو سر جایت بنشین. ولی بعد از این حرف، استاد در دلش شک افتاد که نکند حالم بد باشد.
سپس شاگرد دوم آمد و همین را گفت و سوم و چهارم و الی آخر تا کم کم استاد باورش شد که واقعاً مریض شده. پس خود را به تمارض زد و به خود تلقین کرد که مریض است. در این حال استاد از بچه‌ها عذرخواهی کرد و به داخل خانه اش که در همان مکتبخانه بود رفت و به زنش گفت: ای زن! تو چطور متوجه بیماری من نشدی. در صورتی که بچه‌ها همه فهمیدند که من سخت بیمارم. پس برو و لحاف و تشک را بیاور تا من استراحت کنم.
زنش گفت: ولی تو حالت خوب است هیچ احتیاجی به استراحت نداری.
استاد گفت: خیر اتفاقاً حالم بسیار بد و نامساعد است و فکر می‌کنم که به زودی به جهان دیگر هجرت خواهم کرد. پس زن رفت و لحاف و تشک خواب را پهن کرد و استاد در آن خوابید. بچه‌ها همچنان در کلاس بودند که آن شاگرد زرنگ و طراحی نقشه گفت: بچه‌ها! بیایید تا سر و صدا کنیم و استاد مجبور شود ما را مرخص کند. پس همه بچه‌ها شروع به سر و صدا کردند و استاد ناچار به زنش گفت که بچه‌ها را مرخص کند و بچه‌ها خوشحال به خانه‌های خود رفتند و مادران بچه‌ها هم که فکر می‌کردند آنها دروغ می‌گویند، به خانه استاد آمدند و دیدند که او مریض است و استاد گفت: درود به شیر پاک خورده‌هایتان که مرا از بیماری‌ام آگاه کردند.
منبع مقاله :
مهرداد، آهو؛ (1389)، 62 داستان از (کلیله و دمنه- سیاستنامه- مرزبان نامه- مثنوی معنوی- تحفةالمجالس- سندبادنامه- قابوسنامه- جوامع الحکایات- منطق الطیر)، تهران: انتشارات سما، چاپ سوم



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
عقد ضمان در قانون مدنی ایران
عقد ضمان در قانون مدنی ایران
عقد صلح در قانون مدنی ایران
عقد صلح در قانون مدنی ایران
وقتی نگهبان بیمارستان فرشته نجات کودک ۴ ماهه می‌شود
play_arrow
وقتی نگهبان بیمارستان فرشته نجات کودک ۴ ماهه می‌شود
قلدری پیاده‌نظام صهیونیست‌ها، کف خیابان‌های اسپانیا!
play_arrow
قلدری پیاده‌نظام صهیونیست‌ها، کف خیابان‌های اسپانیا!
پرواز ناتمام یک مسافر صهیونیستی
play_arrow
پرواز ناتمام یک مسافر صهیونیستی
شبیخون فرهنگی فرانسه در ایران به روایت سیمیاری
play_arrow
شبیخون فرهنگی فرانسه در ایران به روایت سیمیاری
یورش گسترده نظامیان رژیم اشغالگر به جنین
play_arrow
یورش گسترده نظامیان رژیم اشغالگر به جنین
درگیری ترامپ با خبرنگار CNN
play_arrow
درگیری ترامپ با خبرنگار CNN
تصاویری از جایگزینی پرچم‌ها به مناسبت اول ربیع الاول در حرم حضرت زینب(س) همزمان با پایان موسم عزاداری را مشاهده می‌کنید.
play_arrow
تصاویری از جایگزینی پرچم‌ها به مناسبت اول ربیع الاول در حرم حضرت زینب(س) همزمان با پایان موسم عزاداری را مشاهده می‌کنید.
توصیه مهم جاسوس کارکشته فرانسوی به سرشبکه‌ها در ایران
play_arrow
توصیه مهم جاسوس کارکشته فرانسوی به سرشبکه‌ها در ایران
نقش سفارت فرانسه در ایجاد پایگاه نفوذ اطلاعاتی غرب در ایران
play_arrow
نقش سفارت فرانسه در ایجاد پایگاه نفوذ اطلاعاتی غرب در ایران
روایت رئیس عدلیه از تغییرات و جابجایی‌ها در عدلیه
play_arrow
روایت رئیس عدلیه از تغییرات و جابجایی‌ها در عدلیه
یک ناوشکن موشک‌انداز آمریکا منطقه را ترک کرد
play_arrow
یک ناوشکن موشک‌انداز آمریکا منطقه را ترک کرد
رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا: هیچ جای امنی در کشورهای منطقه برای نیروهای ناو آبراهام لینکلن وجود ندارد
play_arrow
رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا: هیچ جای امنی در کشورهای منطقه برای نیروهای ناو آبراهام لینکلن وجود ندارد
دست‌نوشته‌های سربازان آمریکایی روی بال هواگرد ارتش آمریکا
play_arrow
دست‌نوشته‌های سربازان آمریکایی روی بال هواگرد ارتش آمریکا