رؤیا

در روزگاران قدیم، مردی فقیر زندگی می‌کرد. او مجبور بود برای تهیه غذای خودش گدایی کند، اما بعضی روزها گرسنه می‌ماند وقتی که در کوچه‌ها راه می‌رفت تا شاید کسی به او کمک کند، یک کوزه پر از آرد پیدا کرد. خیلی خوشحال
چهارشنبه، 4 آذر 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
رؤیا
 رؤیا

 

نویسنده: شیو کومار
مترجم: سیما طاهری



 
در روزگاران قدیم، مردی فقیر زندگی می‌کرد. او مجبور بود برای تهیه غذای خودش گدایی کند، اما بعضی روزها گرسنه می‌ماند وقتی که در کوچه‌ها راه می‌رفت تا شاید کسی به او کمک کند، یک کوزه پر از آرد پیدا کرد. خیلی خوشحال شد کوزه را برداشت و با عجله به خانه برگشت. آن را از سقف خانه‌اش آویزان کرد و زیر آن دراز کشید. به کوزه خیره شد و با خودش فکر کرد: «تنها آرزوی من این است که یک روز پولدار شوم. آن‌وقت لازم نیست در کوچه‌ها گدایی کنم. این کوزه پر از آرد است و می‌توانم چند روز خودم را سیر کنم، اما نَه، بهتر است آن را نگه دارم. شاید روزی در این شهر قحطی بیاید، آن‌وقت مردم چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کنند. من کوزه را برمی‌دارم و به بازار می‌روم. یک گوشه می‌ایستم و فریاد می‌زنم: «چه کسی می‌خواهد کوزه آرد مرا بخرد؟» مردم دورم جمع می‌شوند. هر کس پولی بیشتری داد، کوزه را به او می‌فروشم. پول‌ها را که گرفتم با آن یک جفت بز می‌خرم. از آن‌ها خوب نگهداری می‌کنم. آن‌ها برایم بزغاله می‌آورند و چند سال که بگذرد من صاحب چندین بز می‌شوم. بزهایم را به بازار می‌برم و داد می‌زنم: «چه کسی بزهای مرا می‌خرد؟» از میان مردم یک مرد روستایی جلو می‌آید و با قیمتی خوب بزهای چاق مرا می‌خرد. من می‌توانم با آن پول یک کت قرمز ابریشمی یا یک رختخواب زیبا و راحت بخرم، اما نَه، به جای آن‌ها دو تا گاو می‌خرم. گاوها برایم گوساله می‌زایند. گوساله‌ها بزرگ می‌شوند و آن‌ها نیز برایم گوساله‌های دیگری می‌زایند. گاوهایم بیشتر و بیشتر می‌شوند و هر روز می‌توانم از آن‌ها مقدار زیادی شیر با کره و خامه بدست بیاورم. مقداری از آن‌ها را می‌فروشم و با باقی‌مانده آن شیرینی می‌پزم و یک قنادی باز می‌کنیم. بچه‌ها با شادی سکه‌های نقره‌شان را می‌آورند. به شیرینی‌های من نگاه می‌کنند. آب دهانشان را قورت می‌دهند و برای خریدن آن‌ها دورم جمع می‌شوند. از آن طرف هم زنان و مردان از راه می‌رسند و جلوی مغازه من صف می‌کشند و شیرینی‌های مرا با قیمتی خوب می‌خرند. من مردی ثروتمند می‌شوم. حالا این پول را چه کار کنیم؟»
مرد کمی فکر کرد و گفت: «چه‌طور است یک فیل بخرم و یک معبد بزرگ بسازم، ولی نَه، اگر مشغول تجارت مروارید، الماس و سنگ‌های قیمتی دیگر شوم خیلی بهتر است. آن‌وقت می‌توانم لباس مرتب و گران‌قیمتی بپوشم و نزد شاه بروم و بگویم: «سرورم! این سنگ‌های قیمتی را برای شما آورده‌ام». شاه از سنگ‌های قیمتی من خوشش می‌آید و آن‌ها را برای ملکه می‌خرد. او مشتری من می‌شود و روزبه‌روز پولدارتر و پولدارتر می‌شوم. آن‌وقت قصری می‌خرم با باغ‌هایی پر از انبه، باغچه‌هایی پر از گل سرخ و استخرهایی با قوهای زیبا و نیلوفرهای آبی قشنگ. ثروتمندان کشور به دیدارم می‌آیند و از من می‌خواهند که دخترشان را به همسری بپذیرم، اما من با هیچ کدامشان ازدواج نمی‌کنم. تا این‌که یک روز شاه نزدم می‌آید و از من می‌خواهد که با دخترش ازدواج کنم. من قبول می‌کنم و داماد شاه می‌شوم. به زودی صاحب دو پسر و یک دختر می‌شویم. روزها در باغ با آن‌ها بازی می‌کنم و وقتی خسته می‌شوم، دراز می‌کشم. به همسرم می‌گویم بچه‌ها را سرگرم کن تا من استراحت کنم. ممکن است همسرم مشغول کاری باشد و نتواند بچه‌ها را ساکت کند. آن‌ها هم با سر و صدایشان مزاحم خواب من می‌شوند. من فریاد می‌کشم، اما ساکت نمی‌شوند. پس عصایم را برمی‌دارم و آن‌ها را این‌طوری تنبیه می‌کنم.»
مرد به خیال این‌که دارد فرزندانش را تنبیه می‌کند، دست‌هایش را در هوا تکان داد. ناگهان دستش به کوزه آرد خورد و کوزه به زمین افتاد و شکست و آردها کف اتاق پخش شد. مرد از جایش پرید. دور و برش را نگاه کرد؛ نه از قصر خبری بود و نه از باغ‌های زیبا. نه از شاهزاده‌ خانم خبری بود و نَه از بچه‌ها. او مانده بود و یک کوزه شکسته و اتاقی که کف آن پر از آرد شده بود.
منبع مقاله :
کومار، شیو؛ (1393)، 27 قصه‌ی کوتاه و آموزنده از پنجه تنتره (کلیله و دمنه)، مترجم: سیما طاهری. تهران: ذکر، چاپ اول



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
شیعه جعفری ام / استوری ولادت امام صادق علیه السلام
play_arrow
شیعه جعفری ام / استوری ولادت امام صادق علیه السلام
شکست در تست اولیه پهپادهای ۳۵ میلیون دلاری کره جنوبی!
play_arrow
شکست در تست اولیه پهپادهای ۳۵ میلیون دلاری کره جنوبی!
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
play_arrow
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
ورود آقای قاضی به ماجرای دکل‌های مخابراتی و نگرانی‌های مردم
play_arrow
ورود آقای قاضی به ماجرای دکل‌های مخابراتی و نگرانی‌های مردم
دو کودک فلسطینی در محاصره آتش؛ تلاش برای زنده ماندن
play_arrow
دو کودک فلسطینی در محاصره آتش؛ تلاش برای زنده ماندن
سقوط سناریوی ترامپ در برابر خطوط قرمز ایران
play_arrow
سقوط سناریوی ترامپ در برابر خطوط قرمز ایران
خلاصه بازی فولاد ۰ - ۰ استقلال
play_arrow
خلاصه بازی فولاد ۰ - ۰ استقلال
خلاصه بازی سپاهان ۲ - گل‌گهر ۰
play_arrow
خلاصه بازی سپاهان ۲ - گل‌گهر ۰
مرشایمر: ایران تنها نیست؛ آمریکا راهی برای به زانو درآوردنش ندارد
play_arrow
مرشایمر: ایران تنها نیست؛ آمریکا راهی برای به زانو درآوردنش ندارد
خلاصه بازی چادرملو ۰ - تراکتور ۲
play_arrow
خلاصه بازی چادرملو ۰ - تراکتور ۲
بدون تعارف با زندانیان مالی که با کمک‌های مومنانه آزاد شدند
play_arrow
بدون تعارف با زندانیان مالی که با کمک‌های مومنانه آزاد شدند
مچ‌گیری شهرام همایون از تحریف خبری ‌اینترنشنال در آنتن زنده!
play_arrow
مچ‌گیری شهرام همایون از تحریف خبری ‌اینترنشنال در آنتن زنده!
نفتکش‌های سوخت‌رسان در ترافیک پمپ‌بنزین‌ها
play_arrow
نفتکش‌های سوخت‌رسان در ترافیک پمپ‌بنزین‌ها
تجلیل از ۵۸ نخبه علمی کشور در شصت‌وچهارمین جایزه البرز
تجلیل از ۵۸ نخبه علمی کشور در شصت‌وچهارمین جایزه البرز
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی