اراده جهاني براي نجات زمين
سلسله گزارش هاي خبرنگار اعزامي «ايران» به اجلاس ژوهانسبورگ
گروه انديشه
ujhظهور و بسط تكنولوژي برتر اطلاعاتي ـ ديجيتالي و فن آوري نوين ارتباطي به همراه گسترش ايده جهاني شدن (Globalism) و جهاني سازي (Globalization)، سمت و سوي «توسعه» را در جهان تغيير داد ومعناي اين مفهوم را وسعت بيشتري بخشيد. عوامل فوق در تحليل نهايي، به كوچك شدن جهان، هم سرنوشتي همه سرزمين ها و به هم پيوستگي وضعيت تمامي آدميان منجر شد. اين فرآيند، هماني است كه با عنوان «ظهور دهكده جهاني» نامبردار است. وضعيت جديد حامل گفتمان جديد بود و گفتمان جديد به نوبه خود تعريف نويني از «توسعه» را مي طلبيد. گفتمان جديد، مجموعه كشورها را به«كشورهاي مركز» و «كشورهاي پيرامون» بخش مي كند. «مركز» به كشورهايي اطلاق مي شود كه در بطن توليد اطلاعات و طراحي نرم افزارانه آگاهي ها هستند و «پيرامون»، شامل كشورهايي مي شود كه درمشاركتي حداقلي، بيشتر مصرف كننده اند اما درمواردي هم مولد اطلاعات هستند. آنچه در اين گفتمان، مشهود است كمرنگ شدن بار ارزشي تقسيم بندي كشورهاست. چرا كه در شبكه نوين ارتباطي، هر قوم و طيف و طايفه اي بالقوه اين امكان را دارد كه در فرآيند عرضه جهاني اطلاعات مشاركت ورزد. به اين ترتيب در گفتمان جديد، بشر امروز به چند واقعيت بصيرت پيدا مي كند:
.۱ تفكيك ميان رشد و توسعه ضرورت بيشتري دارد.
.۲ علاوه بر آنكه «توسعه» چيزي غير از «رشد» است، به تنهايي كفايت نمي كند و لذا توسعه صرف امر مطلوبي نيست.
.۳ توسعه هر بخش از جهان درگروي توسعه ساير بخش هاي جهان است.
.۴ سرنوشت مشتركي بر تمامي بشريت حاكم است و نگرش بخشي يا ملي به امر توسعه، مقرون به موفقيت نخواهد بود.
.۵ توسعه آنگاه مطلوب است كه بهبود وضعيت امروز بشر را بدون آنكه وضعيت فرداي آدمي به مخاطره بيفتد تأمين كند.
اينها همگي راه را بر ظهور رويكرد نويني به توسعه، هموار كرده است كه با عنوان «توسعه پايدار» نامبردار است.
توسعه پايدار
اهميت رويكرد جديد توسعه پايدار تا آنجاست كه جامعه جهاني از سالها پيش به فكر برگزاري اجلاس متعددي براي تحقق اين رويكرد افتاده است. كنفرانس زيست محيطي استكهلم ( ۱۹۷۲) نقطه عزيمت اينگونه نشست هاي جمعي بود واجلاس زمين (ريودوژانيرو۱۹۹۲) و اجلاس جهاني توسعه پايدار در ژوهانسبورگ تداوم و استمرار آن اجلاس است.
تحقق آرمان توسعه پايدار، بي گمان مستلزم اجماع جهاني است؛ چرا كه يكي از وجوه افتراق اين رويكرد جديد (توسعه پايدار) از رويكردهاي پيشين (توسعه كلاسيك)، لزوم مشاركت تمامي كشورها در فرآيند توسعه است. به عبارت ديگر، يكي از مميزه هاي توسعه پايدار آن است كه فعليت يافتن توسعه در يك كشور را در گرو تحقق توسعه در همه كشورها مي داند. به اين اعتبار، جامعه جهاني، سوابق گوناگوني را در گردهمايي سران و چهره هاي شاخص سياسي كشورها از سر گذرانده است. توسعه پايدار چيزي نيست كه يك دولت منحصراً با تكيه بر توانايي هاي خود به آن دست يابد. افزون بر اين نكته بروز پاره اي عوارض طبيعي از قبيل سيل هاي مخرب و ويرانگر، گرم شدن سياره، انهدام جنگل ها، تخريب لايه اوزون و … حساسيت جهاني براي تصميمات مشترك را افزايش داده است. بدين قرار از حدود ۳۰ سال پيش گردهمايي ها و اجلاسي پيرامون محيط زيست و مفهوم توسعه پايدار برگزار شده است كه از اين ميان سه اجلاس عظيم جهاني قابل ذكر است:
الف ـ كنفرانس زيست محيطي در استكهلم (۱۹۷۲ ميلادي)
ب ـ اجلاس زمين در ريودوژانيرو (۱۹۹۲ ميلادي)
ج ـ اجلاس توسعه پايدار در ژوهانسبورگ (۲۰۰۲ ميلادي)
در خلال هر يك از اين اجلاس نيز گردهمايي هاي محدود تري براي عملي كردن مصوبات صورت مي گرفته است.
الف ـ كنفرانس زيست محيطي استكهلم
۳۰ سال پيش نخستين گردهمايي زيست محيطي در سطح سران جهان درا ستكهلم برگزار شد. محور و كانون مباحثات اين اجلاس، آلودگي هاي جوي و آب و هوايي سياره بود. مباحث اجلاس استكهلم كه در فضاي سياسي جنگ سرد دنبال مي شد عمدتاً در پي آن بود كه مسؤوليت آلودگي هواي زمين را به پاي قطب هاي جهاني بنويسد. به عبارت ديگر هر يك از دو قطب سياسي آن روز جهان، مي كوشيد تبعات ناميمون آلودگي در سطح قاره را لازمه ذاتي ايدئولوژي قطب مقابل خود بداند. اردوي سوسياليسم، قطب مقابل (ليبراليسم) را متهم به آن مي كرد كه با بهره برداري بي محابا از طبيعت و امكانات طبيعي، اسباب تخريب فضاي عمومي جهان را فراهم مي آورد. از سوي ديگر اردوي ليبراليسم، قطب سوسياليستي عالم را به باد انتقاد مي گرفت كه با تضييع حقوق انساني، راه را بر توسعه صحيح مي بندد. به هر تقدير، اگرچه اجلاس استكهلم بزرگترين گردهمايي جهاني پس از جنگ دوم جهاني بود اما به دليل ماهيت دوقطبي جهان و ناتواني كشورهاي اقماري در اثرگذاري روي سياست هاي عمده حاكم بر عالم، چندان قرين توفيق نبود و به مصوباتي مطلوب و اجرايي منجر نشد.