داستانی از روس‌ها

گرگ حریص

دوازده تا گرگ پا به فرار گذاشته بودند و پیرمردها با بیل عقب آنها می‌دویدند. یکی از گرگ‌ها گفت: - پیرمردها! به خانه برگردید... پدرمن صد تا از گوسفندهای شما را خورده، ولی من یک بار هم به گلّه‌ی شما نیامده‌ام. پیرمردها به حرف گرگ گوش
چهارشنبه، 29 ارديبهشت 1395
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
گرگ حریص
 گرگ حریص

 

نویسنده: آ. ک. باریشنیکوا (کوپر یانیخا)
مترجم: روحی ارباب



 

داستانی از روس‌ها

دوازده تا گرگ پا به فرار گذاشته بودند و پیرمردها با بیل عقب آنها می‌دویدند. یکی از گرگ‌ها گفت:
- پیرمردها! به خانه برگردید... پدرمن صد تا از گوسفندهای شما را خورده، ولی من یک بار هم به گلّه‌ی شما نیامده‌ام. پیرمردها به حرف گرگ گوش دادند و به منزل برگشتند.
گرگ هم راه خود را پیش گرفت و دوان دوان رفت. در راه خوکی را دید که با بچّه‌هایش به طرف او می‌آمدند. گرگ به خوک گفت:
- تو را می‌خورم.
خوک ترسید و گفت:
- خوک کوچولوی مرا بردار و برو.
گرگ خوک کوچولو را گرفت، پوستش را کند، نشست، و خورد. در این موقع سرو کلّه‌ی روباهی پیدا شد و گفت:
- سلام علیکم! در فلسطین خیلی تعریف تو را می‌کردند؛ می‌گفتند که تو گرگ خاکستری رنگ شجاعی هستی!؛ آمده‌ام مهمان تو باشم و مقداری استخوان بخورم.
گرگ حریص گفت:
- زود راه خودت را پیش بگیر و برو؛ والاّ، سرنوشت همین بچه خوک را خواهی داشت.
روباه ترسید، چهار پا داشت، چهار پای دیگر هم قرض کرد و فرار کرد! روباه توی جنگل رفت و دید روی درخت بلوط خروسی نشسته است، به او گفت:
- سلام ای خروس عزیز! من در کشور فلسطین بودم؛ همه از تو تعریف می‌کردند؛ می‌گفتند که ریش ابریشمی داری. بال‌هایت قرمز است و کفش‌هایت سرخ؛ تو هفتاد و هفت تا زن داری؛ بیا پایین، تو را ببرم به جایی که گندم سیری بخوری.
خروس گول حرف‌های روباه را خورد و از روی درخت پایین آمد. روباه او را به جنگل‌های انبوه برد و سرش را کند. او را خورد و شکمش سیر شد. بعد رفت کنار آب که آب بخورد و عطشش را برطرف کند. گرگ حریص هم بچّه خوک را خورد و دوان دوان رفت. در راه اسبی را دید. رو به اسب کرد و گفت:
- می‌خواهم تو را بخورم.
اسب گفت:
- چه مانعی دارد؟ من حرفی ن دارم. ولی باید اول گذرنامه‌ی مرا ببینی. این گذرنامه زیر پای عقبم، روی نعل راستم نوشته شده است.
گرگ رفت که گذرنامه را ببیند، اسب هم با لگد او را نقش بر زمین کرد چیزی نمانده بود که بمیرد.
گرگ دراز کشیده بود، و با خود می‌گفت:
-عجب احمقی هستم؛ برای چه از او گذرنامه خواستم؟ بدون گذرنامه هم می‌توانستم او را بخورم. خوب درسی شد برایم. بعد از این دیگر به هیچ کس رحم نمی‌کنم.
نگاهش افتاد به گوسفندی که داشت علف می‌خورد. گرگ حریص به او گفت:
- گوسفند! تو را می‌خورم.
- چه مانعی دارد؟ دهانت را باز کن، خودم می‌پرم توی دهانت.
گرگ دهانش را باز کرد و گوسفند با ضربت سختی با شاخ‌هایش زد توی دهان گرگ. گرگ بی‌هوش افتاد روی زمین. بعد با زحمت از جا برخاست و رفت به طرف رودخانه. از آن جا دید که روباه دارد می‌دود. گرگ با او حرفی نزد و چیزی از او نپرسید. او را گرفت، پوستش را کند، او را خورد، و دید که خیلی خوشمزه و لذیذ است. راهش را پیش گرفت و دوان دوان رفت تا به کشور دیگری رسید.
در آن جا دید آفتاب می‌درخشد و شهرهای قشنگی بنا شده است، و مردم در نهایت ناز و نعمت زندگی می‌کنند. مردم وقتی که گرگ را دیدند، چماق به دست، عقب او دویدند. گرگ به آن‌ها گفت:
- ای مردم مهربان! نیامده‌ام با شما بجنگم، آمده‌ام شهر زیبای شما را تماشا کنم.
مردم به او جواب دادند:
- ما خوب تو را می‌شناسیم، می‌دانیم چه موجودی هستی! تو همان گرگ حریصی هستی که از هیچ چیزی نمی‌گذری. حق نداری در کشور ما زندگی کنی.
مردم با کلنگ و بیل و چماق به جان گرگ افتادند و پوستش را کندند. زندگی گرک سرآمده بود.
منبع مقاله :
باریشنیکوا (کوپر یانیخا)، آ.ک؛ (1382)، داستانهای روسی، ترجمه‌ی روحی ارباب، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم

 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟
play_arrow
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟
فرهنگ «چهل همسایه»؛ مسئولیت‌پذیری اجتماعی در قبال محله
فرهنگ «چهل همسایه»؛ مسئولیت‌پذیری اجتماعی در قبال محله
جزئیات و تصاویر تازه از رهگیری هواگردهای آمریکایی/ اف۱۵ آمریکایی چگونه شکار شد؟ +فیلم
play_arrow
جزئیات و تصاویر تازه از رهگیری هواگردهای آمریکایی/ اف۱۵ آمریکایی چگونه شکار شد؟ +فیلم
قاضی‌ دهه شصتی که مردم او را به مداحی‌هایش می‌شناسند
play_arrow
قاضی‌ دهه شصتی که مردم او را به مداحی‌هایش می‌شناسند
موکب عراقی‌ها در مسیر زائران حرم امام رضا(ع)
play_arrow
موکب عراقی‌ها در مسیر زائران حرم امام رضا(ع)
اگر هنگام حمله هوایی در خیابان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خیابان بودیم چه کنیم؟
آداب خوش‌آمدگویی به همسایه جدید؛ سنت‌های زیبای فراموش‌شده
آداب خوش‌آمدگویی به همسایه جدید؛ سنت‌های زیبای فراموش‌شده
اگر هنگام حمله هوایی در مترو بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در مترو بودیم چه کنیم؟
بزرگترین تشییع های تاریخ جهان
بزرگترین تشییع های تاریخ جهان
کمک‌های مومنانه در محله؛ حفظ آبروی همسایگان نیازمند
کمک‌های مومنانه در محله؛ حفظ آبروی همسایگان نیازمند
وقتی ترامپ برای نجات خودش، خبرنگاران‌ را طعمه کرد تا فرار کند
play_arrow
وقتی ترامپ برای نجات خودش، خبرنگاران‌ را طعمه کرد تا فرار کند
چهارپایه‌خوانی حسین ستوده در جمع زائران عزادار حرم رضوی
play_arrow
چهارپایه‌خوانی حسین ستوده در جمع زائران عزادار حرم رضوی
باب‌المندب کابوس تازه آمریکا!
play_arrow
باب‌المندب کابوس تازه آمریکا!