نشسته‌ام بنویسم

نشسته‌ام بنویسم گدا گدا آقا چقدر محترم است این گدای با آقا نشسته‌ام بنویسم حسن، کریم، کرم مدینه، سفره‌ی آقا، برو بیا، آقا نشسته‌ام بنویسم به جای العفوم الهی یا حسن یا کریم یا آقا
شنبه، 29 خرداد 1395
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
نشسته‌ام بنویسم
نشسته‌ام بنویسم

 

شاعر: علی اکبر لطیفیان





 
نشسته‌ام بنویسم گدا گدا آقا
چقدر محترم است این گدای با آقا
نشسته‌ام بنویسم حسن، کریم، کرم
مدینه، سفره‌ی آقا، برو بیا، آقا
نشسته‌ام بنویسم به جای العفوم
الهی یا حسن یا کریم یا آقا
تو مهربانی‌ات از دستگیری‌ات پیداست
بگیر دست مرا هم تو را خدا آقا
دخیل‌های نبسته شده زیاد شدند
چرا ضریح نداری؟ چرا چرا آقا
تویی کریم کرم زاده من گدا زاده
مرا خدا به تو داده تو را به من داده
همه فقیر تو هستند ما گداها هم
گدای لطف تو هستند خضر و موسی هم
سه بار زندگی‌ات را به این و آن دادی
هر آنچه داشته بودی و گیوه‌ات را هم
قسم به ایل و تبارت - قسم به طایفه‌ات
غلام قاسم و عبدالله توآم با هم
عجیب نیست بگردد فرشته دور سرت
عجیب نیست بگردد علی و زهرا هم
من از بهشت به سمت شما سفر کردم
که من بهشت بدون تو را نمی‌خواهم
بدون عشق مسلمان شدن نمی‌ارزد
بدون مهر تو انسان شدن نمی‌ارزد
ندیده‌اند افاضات آفتابت را
نخوانده است کسی سطری از کتابت را
به دست‌های گدایان فقط دعا دادند
به چشم‌های تو دادند استجابت را
چرا غلام نداری؟ مگر که ما مردیم
نشسته‌ایم ببینیم انتخابت را
تو تکسواری حتی کسی شبیه حسین
عجیب نیست بگیرد اگر رکابت را
نه که نظر نخوری- نه - مدینه می‌میرد
اگر که دست علی وا کند نقابت را
نقاب خویش بیفکن مرا دچار کنی
نقاب خویش بیفکن که تار و مار کنی
نشسته‌ام بنویسم که قامتت طوباست
نگات مثل علی و صدات مثل خداست
نشسته‌ام بنویسم علی است بابایت
نشسته‌ام بنویسم که مادرت زهراست
نشسته‌ام بنویسم هزار ای والله
هنوز هم که هنوز است پرچمت بالاست
سکوت کردی اما حسین شهر شدی
سکوت کردن تو کربلاست - عاشوراست
اگر که جلوه نکردی همه کم آوردند
نبود دست تو آری خدا چنین می‌خواست
قرار بود که در صلح - کربلا بشوی
سکوت پیش بگیری و لافتی بشوی
نشسته‌ام بنویسم که سفره داری تو
همیشه بیشتر از حد انتظاری تو
به دست با کرمت می‌دهی کریمانه
به سائلان حسینت هر آنچه داری تو
تو نیمه‌ی رمضانی ولی شب قدری
مرا به دست خداوند می‌سپاری تو
اگر بناست بسوزم به هیزم فردا
قسم به چادر زهرا نمی‌گذاری تو
نخواستم بنویسم ولی نفهمیدم
چطور شد که نوشتم حرم نداری تو
نوشتم از سر این کوچه رد مشو اما
نگاه کردم و دیدم چگونه داری تو .....
.... تلاش می‌کنی از مادرت جدا نشوی
تلاش می‌کنی او را حرم بیاری تو
میان کوچه به دنبال توست مادر تو
میان کوچه به دنبال گوشواره تو
مگر چه دیده‌ای از زندگیت سیر شدی
چقدر زود شکسته شدی و پیر شدی

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
پاداش هر گام در پیاده‌ روی اربعین؛ بررسی روایات امام صادق (ع)
پاداش هر گام در پیاده‌ روی اربعین؛ بررسی روایات امام صادق (ع)
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
play_arrow
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
play_arrow
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
play_arrow
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
play_arrow
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
play_arrow
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
play_arrow
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
play_arrow
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
play_arrow
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
play_arrow
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
play_arrow
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
play_arrow
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
play_arrow
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها