عقب ماندگى ذهنى چیست ؟
نويسنده: محمود بهشتی
تقريباً سه در صد كل افراد جامعه به عقب ماندگى ذهنى مبتلا هستند.
اين افراد ممكن است به يكى از انواع عقب ماندگيهايى كه در اين مقاله به آنها اشاره شده است، دچار باشند.
عقب ماندگى ذهنى از اختلالاتى است كه از ديرباز شناخته شده و به نامهاى مختلفى در تاريخ علوم پزشكى، روانشناسى و روانپزشكى از آن ياد شده است.
از قرون گذشته تا به امروز، هميشه نحوه برخورد جامعه و محافل قانونى با افراد عقبمانده متفاوت بوده است.
در گذشته دور، از آنها به عنوان ديوانه ، مجنون، ناقص العقل و كندذهن ياد مى شده است.
البته دو واژه اخير هنوز هم در زبان عامه رايج است، اما امروزه براى بحث درباره اين افراد، خصوصاً در محافل علمى، از اصطلاح «عقب ماندگى ذهنى» يا افراد استثنايى استفاده مى شود.
اما هيچ يك از اين تعاريف مورد قبول همگان نيست.
با اين حال، تعريفى كه از سوى «انجمن نارسايى ذهنى» ارائه شده، بيشتر مورد پذيرش است.
اين انجمن، عقبماندگى ذهنى را به اين صورت تعريف مى كند:
«عقب ماندگى ذهنى به شرايطى اطلاق مى شود كه در آن، عملكرد كلى ذهنى به طور مشخصى پايينتر از حد متوسط است و در عين حال در رفتارهاى انطباقى كودك در دوره رشد، تأخير و نارسايى ديده مى شود.»
دوره رشد را عموما حد فاصل بين تولد تا 18 سالگى مى دانند.
بنابراين، نارساييهايى كه پس از سن 18 سالگى شروع مى شوند، عقب ماندگى ذهنى تلقى نمى شوند.
عقب ماندگى ذهنى همانند همه اختلالات، از شدت و ضعف بسيارى برخوردار است.
شخص عقبمانده، بسته به اين كه ميزان هوشش در چه حدى باشد، خصوصيات حركتى، رفتارى، اجتماعى و هيجانى اش شكل مى گيرد.
از اين رو، مهمترين عامل قابل بررسى در عقب ماندگى ذهنى، عامل هوش است.
هوش، مقولهاى است كه روانشناسان هنوز نتوانسته اند در تعريف ماهيت و چگونگى اش به اتفاق نظرى كامل دست يابند.
در تعاريف مختلفى كه از هوش شده است، اغلب نقاط مشترك بسيارى ديده مى شود و حتى در مواردى موضوعات يكسان را در قالب الفاظ متفاوت بيان كرده اند.
در تمام تعاريف تقريباً به سه جنبه اساسى اشاره شده است، كه به نظر مى رسد ديدگاه نسبتاً جامعى را درباره ماهيت هوش به دست دهد.
اين سه جنبه عبارتند از:
1 ـ توانايى و استعداد كافى براى يادگيرى و درك امور;2 ـ هماهنگى و سازش با محيط;3 ـ بهرهبردارى از تجربيات گذشته، قضاوت و استدلال صحيح و پيدا كردن راه حل مناسب در رويارويى با مشكلات.
بنابراين، مى توان عقب ماندگى ذهنى را تأخير در رشد و عملكرد سه جنبه بالا دانست كه باعث مى شود فرد عقب مانده، نتواند همپاى همسالانش مهارتهاى مورد نياز و متناسب با سن خود را بياموزد و به عبارت ديگر، مهارتهايش با سطح سنى اش همخوانى ندارد.
همچنين، نمىتواند با محيط اطراف خود سازگارى و انطباق كافى برقرار كند، و سرانجام، از شركت در امور اجتماعى، به مقتضاى سن خود ناتوان است.
بسته به اين كه يك فرد در مقايسه با همسالان خود تا چه حد نسبت به يادگيرى موارد مذكور تأخير نشان دهد، شدت عقبماندگيها سنجيده مى شود.
از اين رو، فرض بر اين است كه هر چه هوش كودك ـ كه عامل شكوفايى استعداد او در يادگيرى و سازگارى اجتماعى است ـ بيشتر باشد، عقب ماندگى اش داراى شدتى كمتر است و لذا، عقب ماندگى ذهنى را با ميزان هوش افراد دسته بندى مى كنند.
بر اساس معيارهاى سنجش هوش، چنين فرض مى شود كه هوش متوسط برابر با 100 است.
افرادى كه هوششان، ميان 85 تا 100 است، در رديف «متوسط پايين» قرار دارند.
افرادى را كه ميان 70 تا 84 هستند، «سرمرز» مى گويند; يعنى در مرز عقبماندگى ذهنى و حد متوسط (پايين) قرار دارند.
كسانى كه از اين محدوده پايينتر و در زير 70 هستند، عقب مانده ذهنى ناميده مى شوند.
معمو روانشناسان عقب ماندههاى ذهنى (يعنى گروه زير 70) را نيز بر حسب ميزان انطباق رفتار اجتماعى، سازگارى با محيط و درجه هوش، به صورت زير طبقه بندى مى كنند:
1. خفيف:
عقب ماندگان ذهنى خفيف با بهره هوشى 55 تا حدود 70، معمو كسانى هستند كه با رفتارهاى ساده لوحانه در اجتماع و كندذهنى در فعاليتهاى مدرسه شناخته مى شوند.
اين افراد چون عموما عوارض جسمى و ناهنجاريهاى آشكار حركتى و قيافهاى ندارند، تا سنين مدرسه به عقب مانده بودنشان پى برده نمى شود.
غالباً نخستين بار، معلم مدرسه است كه احساس مى كند كودك همانند ديگر شاگردان قادر به يادگيرى مطالب ارائه شده نيست.
اين طبقه از عقب ماندگان، نسبت به ديگر عقب ماندگان ذهنى، از سازگارى اجتماعى بيشترى برخوردارند و حتى اگر در جامعهاى ساده يا غير شهرى پرورش يابند، مى توانند سازگارى حرفهاى نيز داشته باشند و به طور مستقل زندگى كنند.
اين افراد قادرند ازدواج كرده، خانواده تشكيل دهند.
اين گروه، 75 تا 85 درصد كل تعداد عقب ماندگان با بهره هوشى زير 70 را تشكيل مى دهند.
2. متوسط:
عقب ماندگى ذهنى متوسط، با بهره هوشى حدود 35 تا 55 مشخص مى شود.
در اين گروه، ناهنجاريهاى جسمى و اختلالات حسى و حركتى ديده مى شود، اما قيافه آنان تقريباً حالت عادى دارد.
توانايى انتزاعى اين گروه بسيار ضعيف است و سازگارى اجتماعى گروه قبل را ندارند.
مى توان بعضى كارها و حرفه هاى بسيار ساده و جزئى را به آنان آموخت.
اينان مى توانند مراقبت بهداشتى و امور شخصى خود را بر عهده گيرند، ولى توانايى درك حق و حقوق خود را ندارند و به راحتى مورد سوء استفاده قرار مىگيرند.
از اين رو، لازم است براى اداره امور زندگى خود، از نزديك تحت نظارت و مراقبت باشند.
3. شديد:
بهره هوشى اين دسته از عقب ماندگان ذهنى، ميان 25 تا 35 است.
رفتار انطباقى آنان بسيار ضعيف است و از لحاظ گفتار و كردار و رفتار از كودك 5 ـ 6 ساله فراتر نمى روند.
گرچه اين كودكان از عهده غذا خوردن و توالت رفتن و تميز كردن خود برمى آيند، ولى به هيچ وجه قادر نيستند خواندن و نوشتن فراگيرند.
از لحاظ گفتار نيز محدوديت دارند و قدرت تميز و تعميم مسائل را ندارند.
اين افراد مى توانند به فعاليتهاى بسيار ساده و بازيهاى ابتدايى در حد كودك 4 ـ 3 ساله بپردازند.
4. عميق:
افرادى هستند با بهره هوشى كمتر از 20 تا 25.
توانايى ذهنى آنان در نهايت رشدشان، از يك كودك 3 ساله تجاوز نمى كند.
از لحاظ چهره و قيافه، ناهنجاريهاى آشكار و شديدى دارند و از همان ابتداى تولد يا در چند ماهگى به راحتى قابل تشخيص هستند.
در سنين بزرگتر توانايى كنترل ادرار و مدفوع خود را ندارند و نيازمند به مراقبت شبانه روزىاند و قادر به تكلم و يادگيرى مسائل حتى بسيار ساده هم نيستند.
اينان در بيشتر موارد فاقد قدرت خوديارى اند و نمى توانند مستق غذا خوردن يا ديگر نيازهاى بسيار ابتدايى خود را برآورده سازند.
معمو اين افراد را در محلهاى خاص نگهدارى مىكنند.
اين چهار زمينه عبارتند از:
رفتار حركتى; رفتار كلامى; رفتار عاطفى و هيجانى; و رفتار اجتماعى.
هر يك از چهار زمينه فوق، در ادوار مختلف رشد، جلوههاى خاص خود را بروز مى دهد.
اگر كودكى نتواند طى فرآيند رشد خود، همانند ديگر كودكان، و پا به پاى آنان به ويژگيهاى متناسب با گروه سنى خود دست يابد، به معناى آن است كه رشدش با كندى و يتأخير همراه است و احتما در يكى از چهار طبقه سابق الذكر جاى دارد.
لازم است اضافه كنيم كه هر يك از چهار محور رشد كودك (حركتى; كلامى; هيجانى; و اجتماعى) داراى خصوصياتى است كه به طور خلاصه به آنها اشاره مى شود.
اين خصوصيات برحسب سن و سال كودك ابعاد متفاوتى به خود مى گيرند.
منبع: سلامتی تن و روان
اين افراد ممكن است به يكى از انواع عقب ماندگيهايى كه در اين مقاله به آنها اشاره شده است، دچار باشند.
عقب ماندگى ذهنى از اختلالاتى است كه از ديرباز شناخته شده و به نامهاى مختلفى در تاريخ علوم پزشكى، روانشناسى و روانپزشكى از آن ياد شده است.
از قرون گذشته تا به امروز، هميشه نحوه برخورد جامعه و محافل قانونى با افراد عقبمانده متفاوت بوده است.
در گذشته دور، از آنها به عنوان ديوانه ، مجنون، ناقص العقل و كندذهن ياد مى شده است.
البته دو واژه اخير هنوز هم در زبان عامه رايج است، اما امروزه براى بحث درباره اين افراد، خصوصاً در محافل علمى، از اصطلاح «عقب ماندگى ذهنى» يا افراد استثنايى استفاده مى شود.
عقب ماندگى ذهنى
اما هيچ يك از اين تعاريف مورد قبول همگان نيست.
با اين حال، تعريفى كه از سوى «انجمن نارسايى ذهنى» ارائه شده، بيشتر مورد پذيرش است.
اين انجمن، عقبماندگى ذهنى را به اين صورت تعريف مى كند:
«عقب ماندگى ذهنى به شرايطى اطلاق مى شود كه در آن، عملكرد كلى ذهنى به طور مشخصى پايينتر از حد متوسط است و در عين حال در رفتارهاى انطباقى كودك در دوره رشد، تأخير و نارسايى ديده مى شود.»
دوره رشد را عموما حد فاصل بين تولد تا 18 سالگى مى دانند.
بنابراين، نارساييهايى كه پس از سن 18 سالگى شروع مى شوند، عقب ماندگى ذهنى تلقى نمى شوند.
عقب ماندگى ذهنى همانند همه اختلالات، از شدت و ضعف بسيارى برخوردار است.
شخص عقبمانده، بسته به اين كه ميزان هوشش در چه حدى باشد، خصوصيات حركتى، رفتارى، اجتماعى و هيجانى اش شكل مى گيرد.
از اين رو، مهمترين عامل قابل بررسى در عقب ماندگى ذهنى، عامل هوش است.
هوش، مقولهاى است كه روانشناسان هنوز نتوانسته اند در تعريف ماهيت و چگونگى اش به اتفاق نظرى كامل دست يابند.
در تعاريف مختلفى كه از هوش شده است، اغلب نقاط مشترك بسيارى ديده مى شود و حتى در مواردى موضوعات يكسان را در قالب الفاظ متفاوت بيان كرده اند.
در تمام تعاريف تقريباً به سه جنبه اساسى اشاره شده است، كه به نظر مى رسد ديدگاه نسبتاً جامعى را درباره ماهيت هوش به دست دهد.
اين سه جنبه عبارتند از:
1 ـ توانايى و استعداد كافى براى يادگيرى و درك امور;2 ـ هماهنگى و سازش با محيط;3 ـ بهرهبردارى از تجربيات گذشته، قضاوت و استدلال صحيح و پيدا كردن راه حل مناسب در رويارويى با مشكلات.
بنابراين، مى توان عقب ماندگى ذهنى را تأخير در رشد و عملكرد سه جنبه بالا دانست كه باعث مى شود فرد عقب مانده، نتواند همپاى همسالانش مهارتهاى مورد نياز و متناسب با سن خود را بياموزد و به عبارت ديگر، مهارتهايش با سطح سنى اش همخوانى ندارد.
همچنين، نمىتواند با محيط اطراف خود سازگارى و انطباق كافى برقرار كند، و سرانجام، از شركت در امور اجتماعى، به مقتضاى سن خود ناتوان است.
بسته به اين كه يك فرد در مقايسه با همسالان خود تا چه حد نسبت به يادگيرى موارد مذكور تأخير نشان دهد، شدت عقبماندگيها سنجيده مى شود.
از اين رو، فرض بر اين است كه هر چه هوش كودك ـ كه عامل شكوفايى استعداد او در يادگيرى و سازگارى اجتماعى است ـ بيشتر باشد، عقب ماندگى اش داراى شدتى كمتر است و لذا، عقب ماندگى ذهنى را با ميزان هوش افراد دسته بندى مى كنند.
سطوح عقب ماندگى
بر اساس معيارهاى سنجش هوش، چنين فرض مى شود كه هوش متوسط برابر با 100 است.
افرادى كه هوششان، ميان 85 تا 100 است، در رديف «متوسط پايين» قرار دارند.
افرادى را كه ميان 70 تا 84 هستند، «سرمرز» مى گويند; يعنى در مرز عقبماندگى ذهنى و حد متوسط (پايين) قرار دارند.
كسانى كه از اين محدوده پايينتر و در زير 70 هستند، عقب مانده ذهنى ناميده مى شوند.
معمو روانشناسان عقب ماندههاى ذهنى (يعنى گروه زير 70) را نيز بر حسب ميزان انطباق رفتار اجتماعى، سازگارى با محيط و درجه هوش، به صورت زير طبقه بندى مى كنند:
1. خفيف:
عقب ماندگان ذهنى خفيف با بهره هوشى 55 تا حدود 70، معمو كسانى هستند كه با رفتارهاى ساده لوحانه در اجتماع و كندذهنى در فعاليتهاى مدرسه شناخته مى شوند.
اين افراد چون عموما عوارض جسمى و ناهنجاريهاى آشكار حركتى و قيافهاى ندارند، تا سنين مدرسه به عقب مانده بودنشان پى برده نمى شود.
غالباً نخستين بار، معلم مدرسه است كه احساس مى كند كودك همانند ديگر شاگردان قادر به يادگيرى مطالب ارائه شده نيست.
اين طبقه از عقب ماندگان، نسبت به ديگر عقب ماندگان ذهنى، از سازگارى اجتماعى بيشترى برخوردارند و حتى اگر در جامعهاى ساده يا غير شهرى پرورش يابند، مى توانند سازگارى حرفهاى نيز داشته باشند و به طور مستقل زندگى كنند.
اين افراد قادرند ازدواج كرده، خانواده تشكيل دهند.
اين گروه، 75 تا 85 درصد كل تعداد عقب ماندگان با بهره هوشى زير 70 را تشكيل مى دهند.
2. متوسط:
عقب ماندگى ذهنى متوسط، با بهره هوشى حدود 35 تا 55 مشخص مى شود.
در اين گروه، ناهنجاريهاى جسمى و اختلالات حسى و حركتى ديده مى شود، اما قيافه آنان تقريباً حالت عادى دارد.
توانايى انتزاعى اين گروه بسيار ضعيف است و سازگارى اجتماعى گروه قبل را ندارند.
مى توان بعضى كارها و حرفه هاى بسيار ساده و جزئى را به آنان آموخت.
اينان مى توانند مراقبت بهداشتى و امور شخصى خود را بر عهده گيرند، ولى توانايى درك حق و حقوق خود را ندارند و به راحتى مورد سوء استفاده قرار مىگيرند.
از اين رو، لازم است براى اداره امور زندگى خود، از نزديك تحت نظارت و مراقبت باشند.
3. شديد:
بهره هوشى اين دسته از عقب ماندگان ذهنى، ميان 25 تا 35 است.
رفتار انطباقى آنان بسيار ضعيف است و از لحاظ گفتار و كردار و رفتار از كودك 5 ـ 6 ساله فراتر نمى روند.
گرچه اين كودكان از عهده غذا خوردن و توالت رفتن و تميز كردن خود برمى آيند، ولى به هيچ وجه قادر نيستند خواندن و نوشتن فراگيرند.
از لحاظ گفتار نيز محدوديت دارند و قدرت تميز و تعميم مسائل را ندارند.
اين افراد مى توانند به فعاليتهاى بسيار ساده و بازيهاى ابتدايى در حد كودك 4 ـ 3 ساله بپردازند.
4. عميق:
افرادى هستند با بهره هوشى كمتر از 20 تا 25.
توانايى ذهنى آنان در نهايت رشدشان، از يك كودك 3 ساله تجاوز نمى كند.
از لحاظ چهره و قيافه، ناهنجاريهاى آشكار و شديدى دارند و از همان ابتداى تولد يا در چند ماهگى به راحتى قابل تشخيص هستند.
در سنين بزرگتر توانايى كنترل ادرار و مدفوع خود را ندارند و نيازمند به مراقبت شبانه روزىاند و قادر به تكلم و يادگيرى مسائل حتى بسيار ساده هم نيستند.
اينان در بيشتر موارد فاقد قدرت خوديارى اند و نمى توانند مستق غذا خوردن يا ديگر نيازهاى بسيار ابتدايى خود را برآورده سازند.
معمو اين افراد را در محلهاى خاص نگهدارى مىكنند.
ملاكهاى رشد طبيعى
اين چهار زمينه عبارتند از:
رفتار حركتى; رفتار كلامى; رفتار عاطفى و هيجانى; و رفتار اجتماعى.
هر يك از چهار زمينه فوق، در ادوار مختلف رشد، جلوههاى خاص خود را بروز مى دهد.
اگر كودكى نتواند طى فرآيند رشد خود، همانند ديگر كودكان، و پا به پاى آنان به ويژگيهاى متناسب با گروه سنى خود دست يابد، به معناى آن است كه رشدش با كندى و يتأخير همراه است و احتما در يكى از چهار طبقه سابق الذكر جاى دارد.
لازم است اضافه كنيم كه هر يك از چهار محور رشد كودك (حركتى; كلامى; هيجانى; و اجتماعى) داراى خصوصياتى است كه به طور خلاصه به آنها اشاره مى شود.
اين خصوصيات برحسب سن و سال كودك ابعاد متفاوتى به خود مى گيرند.
منبع: سلامتی تن و روان