دست هایی پر از نرگس

شبي مرد، خواب عجيبي ديد. ديد كه دستهايش از بدنش جدا شده.آنها مثل يك موجود زنده عمل مي‌كردند و خودشان تصميم مي‌گرفتند. دستها تند‌تند حركت مي‌كردند. بالا و پايين مي‌رفتند، حركتهاي عجيب و غريبي انجام مي‌دادند. يك‌دفعه حالت نوشتن داشتند، چند لحظه بعد انگار كه چيز ارزشمند و ظريفي را در خود دارند، آرام بودند. گاهي حركتشان سريع مي‌شد. مثل اينكه در هوا مي‌رقصيدند. گاهي مشت مي‌شدند و خود را تكان مي‌‌دادند.دستها حركت ديگري آغاز كرده بودند، انگار كه كسي را در آغوش دارند.
چهارشنبه، 11 دی 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
دست هایی پر از نرگس
دست هایی پر از نرگس
دست هایی پر از نرگس

نويسنده: سکینه قدیمی
شبي مرد، خواب عجيبي ديد. ديد كه دستهايش از بدنش جدا شده.آنها مثل يك موجود زنده عمل مي‌كردند و خودشان تصميم مي‌گرفتند.
دستها تند‌تند حركت مي‌كردند. بالا و پايين مي‌رفتند، حركتهاي عجيب و غريبي انجام مي‌دادند. يك‌دفعه حالت نوشتن داشتند، چند لحظه بعد انگار كه چيز ارزشمند و ظريفي را در خود دارند، آرام بودند. گاهي حركتشان سريع مي‌شد. مثل اينكه در هوا مي‌رقصيدند. گاهي مشت مي‌شدند و خود را تكان مي‌‌دادند.دستها حركت ديگري آغاز كرده بودند، انگار كه كسي را در آغوش دارند.
لحظه به لحظه حركت و حالتشان عوض مي‌شد. او از اين حركات چيزي نمي‌فهميد ولي آنها برايش آشنا بودند. شايد خودش قبلاً اين حركات را انجام داده بود. از اين سردرگمي احساس بدي داشت. دلش مي‌خواست آن دستها باز هم براي او مي‌شدند. نمي‌دانست اين وضع تا كي ادامه خواهد داشت. حركت دستها كند شده بود و معطل مانده بودند. كم‌كم دستها كاملاً بي‌حركت شدند، مثل دستهاي مرده. نمي‌دانست آنها بعد از اين چه مي‌كنند. ديگر با فكر او يكي نبودند و حركاتشان تابع ذهن او نبود. تأسف مي‌خورد از اينكه وقتي آنها مال او بودند به قدرت آنها پي نبرده بود.دستهايش؛ هيچ‌وقت آنها را اين‌طور مجسم نكرده بود. حالا اين دستها مثل يك موجود زنده حيات داشتند. گاهي حركاتي را كه او قبلاً انجام مي‌داد تقليد مي‌كردند و گاهي خودشان تصميم مي‌گرفتند.حركت كوچكي در انگشت اشاره دست چپ، او را از افكارش بيرون آورد. مطمئن نبود كه واقعاً اين حركت را ديده باشد. حركت انگشتان بعدي به او ثابت كردند كه اشتباه نكرده است. دستها كم‌كم جان گرفتند.مثل موجودي كه چشم دارد، اطراف را مي‌پائيدند. هوا را لمس مي‌كردند، به چپ و راست متمايل مي‌شدند و جلو مي‌آمدند.احساس عجيبي داشت. نمي‌خواست باور كند. چه كسي مي‌توانست باور كند او از دستهايش مي‌ترسد. خودش را عقب كشيد. دستها ترس او را احساس كردند و جلوتر آمدند.
مثل گربه‌اي كه در كمين باشند آرام و با طمأنينه حركت مي‌كردند. يك‌دفعه با يك جهش خود را به او رساندند و دور گردنش حلقه شدند. كم‌كم فشاري بر گردنش احساس كرد. حلقه تنگ‌تر شد. حركت دستها سريع‌تر شده بود. انگار از اين‌ كار لذت مي‌بردند. تا حالا اين كار را نكرده بودند.نااميدي و ياس؛ اين احساس بعدي بود كه به سراغش آمد.
سعي مي‌كرد فرياد بزند اما نمي‌توانست. دستهايي كه هميشه به او كمك مي‌كردند، اين‌بار تصميم به قتل او گرفته بودند.نمي‌دانست چه‌ كار بايد بكند. ديگر چيزي نمانده بود. اگر دست داشت حتماً از آنها استفاده مي‌كرد. يك‌دفعه چيزي به ذهنش آمد. هميشه در اوج نااميدي كه ديگر چيزي به فكر انسان نمي‌رسد، ته قلب نوايي هست كه ما را به خود مي‌خواند.چشمهايش را بست و از ته قلبش صدا كرد. فرياد زد: «خدا ....»
از اعماق وجودش با هر ذرّه از هستي‌اش.ناگهان احساس سبكي كرد. قلبش آرام شده بود. انگار كه دستها هم متوجه اين صدا شده بودند.
حالت عجيبي در خودش احساس مي‌كرد. دلش مي‌خواست اين حالت تا ابد ادامه داشته باشد. ديگر حواسش متوجه دستها نبود. ديگر مردن برايش مهم نبود. او به معرفت هستي رسيده بود.دستها به او زل زده بودند. آنها هم تا به حال اين حالت را نديده بودند.
يك تجربه تازه. يك حس تازه، آنها هم دلشان مي‌خواست در اين تجربه شريك باشند. سرجايشان برگشتند.حالا دستها همراه دل مرد بالا مي‌رفتند. اين حس تازه هردويشان را سرشار كرده بود.
وقتي برگشتند، دستها پر از نرگس شده بود.
صبح وقتي مرد از خواب بيدار شد، دست ها را به سوي آسمان گرفت و خدا را شكر كرد كه يك روز ديگر فرصت جبران دارد. بعد از آن، اتاق مرد هميشه پر بود از بوي نرگس.
منبع: سوره مهر / ادبیات داستانی / ش 82


تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
play_arrow
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
play_arrow
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
play_arrow
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
play_arrow
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
play_arrow
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
play_arrow
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
play_arrow
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
play_arrow
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
play_arrow
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
play_arrow
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
play_arrow
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)
play_arrow
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)