ضريح چشمهاي تو

و اکنون مگر نه چنين است؟ آري ولي طاقتم تمام شده است. اينکه الآن مي آيم محصول تصميم هم الآن نيست.از همان ابتدا که ترا نشانم دادند و از همان ابتدا که آن دوربين دوست داشتني پيکر تو را پيش چشمم کشيد، تاکنون در التهاب و اضطراب اين تصميم بوده ام که چگونه ترا از معرکه درببرم. نجاتت دهم از اين وانفساي خود و گلوله و آتش. پس اين سينه خيز نتيجه آن سوزش سينه اي است که اين پنج شب و روز دست و پنجه ام را براي رفتن نرم مي کرده است.
چهارشنبه، 23 بهمن 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
ضريح چشمهاي تو
ضريح چشمهاي تو
ضريح چشمهاي تو

نویسنده: سيد مهدي شجاعي
امشب پنجمين شبي است که تو برخاک آرميده اي و دست مَحرم باد کاکل هايت را پريشان مي کند. بي معني است اگر بگويم که دلم پيش توست، تو خود دل مني که اکنون بر خاک افتاده اي و ديگر نمي تپي.
دل مرده نيستم که هرگز نمرده اي؛ دلسرد هم نيستم که توبه خورشيد گرما مي دهي. چطور بگويم؟ دل خسته، نه دلريش هم نه، دلخوشم، که تو خوشحال و سرخوشي.
از آن دم که تو آنجا خفتي، من تا بحال نخوابيده ام، از آن لحظه که تو قرار يافتي، من آرام نگرفته ام.
بي قراري ام را نگذاشته ام کسي بفهمد اما تو فهميده اي لابد.
در اين پنج شبانه روز تو حتماً نوازش مدام اين نگاه خسته را به روي پيکر شکسته ات، احساس کرده اي.
فکر نکن جان بابا! که من بي فکري کرده ام.
تمام اين پنج شب و روز که از فراز آن تل خاک، تو را مي نگريسته ام، در بيابان و ذهنم راهي مي جسته ام که به تو دسترسي بيابم و از دسترس آتش دورت کنم.
اما ديدي خودت که ميسر نبود قاسم من!
آتش بود که از دو سو مي باريد و نفس خاک را مي بريد.
و اکنون مگر نه چنين است؟ آري ولي طاقتم تمام شده است. اينکه الآن مي آيم محصول تصميم هم الآن نيست.از همان ابتدا که ترا نشانم دادند و از همان ابتدا که آن دوربين دوست داشتني پيکر تو را پيش چشمم کشيد، تاکنون در التهاب و اضطراب اين تصميم بوده ام که چگونه ترا از معرکه درببرم. نجاتت دهم از اين وانفساي خود و گلوله و آتش. پس اين سينه خيز نتيجه آن سوزش سينه اي است که اين پنج شب و روز دست و پنجه ام را براي رفتن نرم مي کرده است.
هم الآن اگر بدانند ديگران که چه مي کنم، بي ترديد ممانعت خواهند کرد و مرا باز خواهند داشت.
نه که بگويند، نبايد چنين شود. بل خواهند گفت که اين کار تو نيست و خود بار اين رسالت را بر دوش خواهند کشيد. و رضاي من در اين نيست.
با خود عهد کرده ام که بيايم و تنها بيايم و پيکر ضعيف و سبکت را همراه با غم سنگينت و خاطره هاي شيرينت، تنها بر دوش بکشم.
و پدري معنايش همين است.
متن کتاب "  ضريح چشمهاي تو " 


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
صدور گواهی انحصار وراثت چند روز طول می‌کشد؟
play_arrow
صدور گواهی انحصار وراثت چند روز طول می‌کشد؟
اظهارات طوفانی کارشناس وطن‌پرست در آنتن زنده اینترنشنال
play_arrow
اظهارات طوفانی کارشناس وطن‌پرست در آنتن زنده اینترنشنال
اعتراض در قلب تل‌آویو به جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان
play_arrow
اعتراض در قلب تل‌آویو به جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان
تشریح قانون نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی توسط بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه
play_arrow
تشریح قانون نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی توسط بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه
حضور گسترده مردم قم در چهلم رهبر شهید ایران
play_arrow
حضور گسترده مردم قم در چهلم رهبر شهید ایران
حنایی که دیگر رنگی ندارد
play_arrow
حنایی که دیگر رنگی ندارد
پاسخ محکم هوش مصنوعی به پروپاگاندای اسرائیل اینترنشنال!
play_arrow
پاسخ محکم هوش مصنوعی به پروپاگاندای اسرائیل اینترنشنال!
چرا رضا پهلوی حرف‌های خودش را انکار می‌کند؟
play_arrow
چرا رضا پهلوی حرف‌های خودش را انکار می‌کند؟
کنایه کمال شرف به پنهان شدن ترامپ در کامیون حمل غذا
play_arrow
کنایه کمال شرف به پنهان شدن ترامپ در کامیون حمل غذا
دستگیری عامل حمله تروریستی به دادگستری بهبهان
play_arrow
دستگیری عامل حمله تروریستی به دادگستری بهبهان
ضدحال بزرگ برای یک کودک هنگام عکس با پادشاه بحرین
play_arrow
ضدحال بزرگ برای یک کودک هنگام عکس با پادشاه بحرین
سکانسی از دادگاه مصدق پس از کودتای 28 مرداد 1332
play_arrow
سکانسی از دادگاه مصدق پس از کودتای 28 مرداد 1332
توصیف شنیدنی پسر جو بایدن درباره ترامپ
play_arrow
توصیف شنیدنی پسر جو بایدن درباره ترامپ
راز صدای «تق‌تق» در انگشتان دست چیست؟
play_arrow
راز صدای «تق‌تق» در انگشتان دست چیست؟
ادعاهای تکراری ترامپ: تنگه هرمز باز است و کشتی‌های زیادی از آن عبور می‌کنند
play_arrow
ادعاهای تکراری ترامپ: تنگه هرمز باز است و کشتی‌های زیادی از آن عبور می‌کنند