مار و مارگير

مارگيري بود که با مارش از شهري به شهري مي‌رفت و معرکه مي‌گرفت. يک روز مار فرار کرد و به طرف بيابان رفت. مارگير بساطش را جمع کرد و دنبال او دويد. مار با سرعت خودش را به جواني رساند که زير سايه‌ي درختي خوابيده بود. جوان
شنبه، 30 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
مار و مارگير
 مار و مارگير

نويسنده: محمدرضا شمس

 
مارگيري بود که با مارش از شهري به شهري مي‌رفت و معرکه مي‌گرفت.
يک روز مار فرار کرد و به طرف بيابان رفت. مارگير بساطش را جمع کرد و دنبال او دويد. مار با سرعت خودش را به جواني رساند که زير سايه‌ي درختي خوابيده بود. جوان را بيدار کرد و از او کمک خواست. جوان که دلش به حال مار سوخته بود گفت: «بيا برو تو جيبم قايم شو.»
مار گفت: «نه، مارگير خيلي زرنگه و راحت پيدام مي‌کنه.»
جوان پرسيد: «پس کجا قايم‌ات کنم؟»
مار جواب داد: «تو شکمت، اونجا بهترين جاست.»
جوان نادان قبول کرد و مار رفت توي شکمش. کمي بعد، مارگير خسته و کوفته به آنجا و از جوان پرسيد: «تو مار من رو نديدي؟»
جوان گفت: «نه، من خواب بودم.»
مارگير که شک کرده بود گفت: «مار من خيلي خطرناکه. ممکنه بدون اينکه فهميده باشي، گوشه‌اي قايم شده باشه. بلند شو تا من همه جا رو خوب بگردم.»
جوان ايستاد و مارگير همه جا را گشت. حتي توي جيب جوان را گشت. بعد راهش را گرفت و رفت.
مارگير که دور شد، جوان مار را صدا زد و گفت: «بيا بيرون، مارگير رفت.»
مار سرش را از دهان جوان بيرون آورد و گفت: «خب، حالا کجات رو نيش بزنم؟»
جوان با تعجب گفت: «من تو رو از مرگ نجات دادم. حالا مي‌خواي نيشم بزني؟ مگه سزاي نيکي، بدي مي‌شه؟»
مار گفت: «بله، اگر قبول نداري بريم از سه نفر بپرسيم. اگر به تو حق دادند، نيشت نمي‌زنم.»
جوان قبول کرد. رفت تا به گاوي رسيد و قصه‌ي مار و مارگير را براش تعريف کرد و گفت: «اي گاو، بيا و بين من و مار قضاوت کن.»
گاو گفت: «من مي‌گم مار بايد تو رو نيش بزنه، چون ‌بي‌رحم‌تر از آدميزاد پيدا نمي‌شه. آدميزاد، تا وقتي ما جوونيم ازمون کار مي‌کشه، اما همين که پير و از کار افتاده شديم، ما رو مي‌کشه، گوشت‌مون رو مي‌خوره و استخوان‌هامون رو مي‌اندازه جلوي سگ.»
جوان وقتي اين حرف را شنيد، با غصه به راه خود ادامه داد. رفت و رفت تا به گوسفند رسيد. سرگذشتش را براي گوسفند تعريف کرد و از او خواست بين او و مار قضاوت کند. گوسفند گفت: «اگر از من مي‌پرسي، از آدميزاد بي‌رحم‌تر خودشه! من حق رو به مار مي‌دم. چون تا جوونم و بره مي‌آرم و شير مي‌دم، به من مي‌رسه و خورد و خوراکم رو مي‌ده، ولي وقتي پير و از کار افتاده شدم، من رو مي‌کشه و گوشتم رو مي‌خوره و از پوستم لباس درست مي‌کنه و استخوان‌هام رو مي‌اندازه جلوي سگ.»
مار از توي شکم جوان گفت: «اين دوميش!»
جوان دوباره راه افتاد. رفت و رفت تا به روباه پيري رسيد. روباه را صدا زد و گفت: «روباه، بيا و محض رضاي خدا بين من و اين مار قضاوت کن.»
روباه پرسيد: «بگو ببينم موضوع چيه؟»
جوان سرگذشتش را از سير تا پياز براي روباه تعريف کرد. روباه گفت: «غيرممکنه! من که باور نمي‌کنم ماري به اون بزرگي توي شکم تو جا بگيره. دروغ مي‌گي.»
جوان گفت: «به پير، به پيغمبر، هرچي گفتم راست بود. اين مار، دو متره. تنه‌اش تو شکمم و سرش تو دهانمه.»
روباه گفت: «من تا با چشم خودم نبينم، باور نمي‌کنم.»
همين موقع، مار از شکم جوان بيرون پريد و گفت: «بفرما، روباه نادان! بفرما، با چشم‌هاي خودت ببين.»
تا مار از شکم جوان بيرون آمد، روباه به جوان گفت: «زود باش نشونش بده که سزاي نيکي بدي نيست.»
جوان که منظور روباه را فهميده بود سنگي برداشت و بر سر مار کوبيد. مار از حال رفت. جوان مار را برداشت و پيش مارگير برد.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌هاي اين‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
منتظران موعود؛ از ادعا تا آمادگی برای ظهور
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری؛ پیشرفت یا افت تحصیلی؟
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
play_arrow
حنظله با هک تلفن فرمانده اسرائیلی به اسناد یگان یاهالوم دست یافت + فیلم
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
play_arrow
معرفی سامانه ۱۳۶ بازرسی کل کشور از زبان آقای قاضی
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
play_arrow
غارتگر شورشی و آشوبگر برای فرانسه؛ قهرمان دانشجو و شجاع برای ایران!
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
play_arrow
نادر محمدی: روس‌ها فقط بخاطر پرتاب اوت من را نخواستند
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
play_arrow
حواشی جالب از درخشش گوش شکسته‌های ایرانی در خاک آمریکا
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
play_arrow
ایران آمریکا را در خاورمیانه آواره کرد
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
play_arrow
درگیری لفظی نمایندگان آمریکا و کوبا در سازمان ملل بر سر سیاست‌های دولت ترامپ + فیلم
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
play_arrow
رئیس پیشین ام‌آی۶: یمنی‌ها شکست‌ناپذیر هستند + فیلم
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
دفاع از انسانیت؛ بالاترین جهاد و گم‌شده‌ انسان معاصر
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
play_arrow
تا در شکست، سر شکست / استوری فاطمیه
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
play_arrow
استوری شروع فاطمیه / روضه مادرم شروع شد
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
play_arrow
قطع دست یک فروشنده در تنکابن در اثر حمله با شمشیر
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)
play_arrow
قهرمانان کشتی آزاد و فرنگی ایران در حرم امام رضا(ع)