دختر قاضی

قاضی‌ای بود که دختری ساده داشت. یک روز دختر با مادرش توی آشپزخانه سرگرم کار بودند. بادی از دختر رفت. بزی دم در آشپزخانه بود، بع‌بع کرد. مادر دختر دستپاچه شد و هرچه زر و زیور داشت به بز آویزان
چهارشنبه، 24 خرداد 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
دختر قاضی
دختر قاضی

نویسنده: محمدرضا شمس

 
قاضی‌ای بود که دختری ساده داشت. یک روز دختر با مادرش توی آشپزخانه سرگرم کار بودند. بادی از دختر رفت. بزی دم در آشپزخانه بود، بع‌بع کرد. مادر دختر دستپاچه شد و هرچه زر و زیور داشت به بز آویزان کرد که به شوهرش چیزی نگوید. اما بز بیشتر بع‌بع کرد. مادر گفت: «دخترجون، این بز، آبروی تو رو پیش پدرت می‌بره، باید از خونه بیرونش کنیم.»
بز را با همان زر و زیور از خانه بیرون کردند. کمی که گذشت، دختر گفت: «ننه جون! بد کردی بز رو از خونه بیرون کردی، حالا یک راست می‌ره پیش پدر و چغلی ما رو می‌کنه.»
مادر گفت: «راست می‌گی. بهتره خودم زودتر به دیوان‌خانه برم و به پدرت بگم بز دروغ می‌گه.»
مادر فوری خودش را به دیوان‌خانه رساند. قاضی سرگرم رسیدگی به کارهای مردم بود. زن گفت: «حرف بز رو باور نکن.»
بعد هم همه چیز را تعریف کرد. قاضی جلوی مردم شرمنده شد. زن را به خانه برد و گفت: «بز را با زر و زیور از خانه بیرون کردی بس نبود؟ یک‌کاره پا شدی اومدی دیوان‌خانه آبروی من رو ببری؟ من دیگه نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم.»
بعد به خانه‌ی پدرش رفت که درددل کند. صدای پاش که بلند شد، مادر زن گفت: «هر کس داره می‌آد تو اتاق، هاون سنگی رو هم بیاره.»
قاضی تو رودربایستی ماند. عرق‌ریزان با هن و هن، هاون را توی اتاق برد. مادرزن شرمنده شد و گفت: «تو رو به خدا، من رو ببخش. نمی‌دونستم شمایی وگرنه نمی‌گفتم هاون رو بیاری. حالا برای اینکه از شرمندگی دربیام، ببر بگذار سر جاش!»
قاضی هاون را برد و سر جاش گذاشت. از خانه بیرون آمد و به شهر دیگری رفت. وقتی رسید دید مردم جمع شده‌اند و گریه و زاری می‌کنند. پرسید: «چه خبره؟»
گفتند: «روی تاقچه‌ی خونه‌ی حاکم، یک بچه اژدها دهان باز کرده. اگر دو سه روز بگذره، بزرگ می‌شه و همه رو می‌کشه.»
قاضی رفت، دید یک قیچی بزرگ است که باز مانده! مردم هم خیال کرده‌اند بچه اژدهاست. برگشت و گفت: «یکی یک سکه به من بدید تا شما رو از دست اژدها خلاص کنم.»
همه با دل و جان سکه را دادند. او هم رفت قیچی را بست و گذاشت پر کمرش. مردم گفتند: «پهلوان، اینجا باش. نرو.»
گفت: «کار دارم، باید برم.»
از آنجا به شهری دیگر رفت. مردم را که دید، حالش به هم خورد، همه ژولیده، کثیف، موها درهم، تنبل و پژمرده. پرسید: «شما چرا این‌جوری هستید، مگه حمام ندارید؟»
گفتند: «حمام دیگه چیه؟»
گفت: «جایی که حوض‌های آب گرم داره و با صابون و گِل سرشوی سر و تن رو تمیز می‌کنن و آدم رو مشت و مال می‌دن.»
گفتند: «ما چنین چیزی نداریم.»
گفت: «پس خشت پخته و سنگ و آهک بیارید، براتون درست کنیم.»
گرمابه‌ای براشان ساخت. از هر کدام‌شان چند سکه گرفت، جیب‌هاش را پر کرد و با خودش گفت: «بهتره برگردم شهر خودم؛ اهل هر جا رو می‌بینم، انگار از خویشان من نادون‌ترند.»
با پول زیادی که به چنگ آورده بود، سر خانه و زندگی خودش برگشت.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
اطاعت از مخلوق در معصیت خالق؛ از قانون اساسی دین تا مرگ نزدیک
اطاعت از مخلوق در معصیت خالق؛ از قانون اساسی دین تا مرگ نزدیک
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
play_arrow
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
play_arrow
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
play_arrow
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
play_arrow
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
play_arrow
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
play_arrow
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
play_arrow
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
play_arrow
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
play_arrow
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
play_arrow
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
play_arrow
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
play_arrow
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
play_arrow
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم