کوزه‌ی خیاط

خیاطی بود که کنار قبرستان شهر دکانی داشت و توی دکانش کوزه‌ای داشت. هر مرده‌ای را که از جلوی دکانش به قبرستان می‌بردند، او سنگی در کوزه می‌انداخت. بعد آخرین روز ماه، سنگ‌ها را درمی‌آورد و می‌شمرد.
سه‌شنبه، 13 تير 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
کوزه‌ی خیاط
 کوزه‌ی خیاط

نویسنده: محمدرضا شمس

 
خیاطی بود که کنار قبرستان شهر دکانی داشت و توی دکانش کوزه‌ای داشت. هر مرده‌ای را که از جلوی دکانش به قبرستان می‌بردند، او سنگی در کوزه می‌انداخت. بعد آخرین روز ماه، سنگ‌ها را درمی‌آورد و می‌شمرد.
یک روز که پیراهن می‌دوخت، سر و صدایی از بیرون شنید. فوری پیراهن را زمین گذاشت و سرش را از دکان بیرون برد. چند نفر تابوتی را به طرف قبرستان می‌بردند. عده‌ای هم پشت تابوت راه می‌رفتند و گریه و زاری می‌کردند. خیاط، سنگی برداشت و توی کوزه انداخت و گفت: «این هم یکی دیگه!»
آن روز هم آخر ماه بود. خیاط، سنگ‌ها را درآورد و شمرد. همین موقع نجاری که همسایه‌اش بود، به دکان آمد و با کنجکاوی سنگ‌ها را که روی هم جمع شده بود، نگاه کرد. خندید و گفت: «باز آخر ماه شد و تو داری سنگ‌ها رو می‌شمری؟ خب بگو چند تا سنگ تو کوزه انداخته‌ای؟»
خیاط بلند شد و راست ایستاد، لبخندی زد و گفت: «سی و پنج نفر، درست سی و پنج تا سنگ توی کوزه است.» نجار سرش را تکان داد و حرفی نزد.
چند روز بعد پیرمردی روستای در حالی که پارچه‌ی نخی آبی رنگی در دست داشت به دکان خیاط آمد. دکان بسته بود. پیرمرد تعجب کرد. سال‌ها بود که خیاط برای او لباس می‌دوخت و هرگز در روزهای غیرتعطیل دکانش را نمی‌بست. پیرمرد دو روبرش را نگاه کرد، نجار را دید. به طرفش رفت و با صدای بلند گفت: «سلام، خسته نباشی.»
نجار همان‌طور که اره می‌کشید: گفت: «سلام، بفرما.»
پیرمرد جلوتر رفت و به پارچه‌اش اشاره کرد و گفت: «برای خیاط کار آوردم. اما دکانش بسته است، کجاست؟»
نجار سرش را تکان داد و با خونسردی گفت: «خیاط هم تو کوزه افتاد!»
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
play_arrow
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
play_arrow
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
play_arrow
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
play_arrow
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
play_arrow
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
play_arrow
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
play_arrow
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
play_arrow
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
play_arrow
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
play_arrow
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
ماجرای پرواز هواپیمای ایرانی به یمن چه بود؟
play_arrow
ماجرای پرواز هواپیمای ایرانی به یمن چه بود؟