عدالت سوسکی

یکی بود که اون یکی یه سوسکه بود. سوسکه طلایی بود، موهای بلند داشت با دست و پای کشیده. خلاصه توی سوسکا خیلی خوشگل بود. مامانش از بچگی هی قوربون صدقه ­اش می ­رفت،
پنجشنبه، 9 اسفند 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ناهید اسدی
موارد بیشتر برای شما
عدالت سوسکی
یکی بود که اون یکی یه سوسکه بود. سوسکه طلایی بود، موهای بلند داشت با دست و پای کشیده. خلاصه توی سوسکا خیلی خوشگل بود. مامانش از بچگی هی قوربون صدقه ­اش می ­رفت، می­ گفت:« بچه من از همه سوسکا خوشگل تره؛ طلاییه.» اسمش هم گذاشته بود طلایی. طلایی هم سرشو بالا می ­گرفت و از توی سوسکا رژه می­ رفت، تازه چشماشم نازک می ­کرد.

اونجایی که طلایی زندگی می­ کرد، هیچ سوسکی جرات نداشت بره تو خونه آدما. آخه آدما یه بچه داشتن که از سوسک می­ ترسید. هرکی رفته بود تو اون خونه دیگه برنگشته بود.

سوسکا همگی توی چاهی که تو حیاط بود زندگی می­ کردن و هیچ کس طرف خونه نمی ­رفت. تا اینکه یه روز طلایی به خودش مغرور شد و تصمیم گرفت بره تو خونۀ آدما. هرچی نصیحتش کردن فایده نداشت. باخودش می­ گفت: «اون بچه ازمن نمی ­ترسه، چون من خیلی خوشگلم. میرم باهاش دوست می ­شم و روی همۀ سوسکا رو کم می­ کنم.»

تا اینکه یه روز سرشو گرفت بالا و باغرور رفت تو خونه آدما. چند لحظه بعد صدای یه جیغ بلند اومد و مامان سوسکه دوید رفت دنبال بچه­ اش. دوباره صدای یه جیغ بلند اومد، و از اون روز دیگه هیچ کس مامان سوسکه با بچه طلاییش رو ندید چون دمپایی اونارو کشته بود.

بابای سوسکه رفت از دمپایی شکایت کرد تازه وکیل هم گرفت. وکیلش که یه سوسک تپل بود بهش گفت: « بی تعارف بهت بگم آقا سوسکه؛ بهتره شکایتت رو پس بگیری چون قاضی به نفع تو رای نمی­ده، می­ دونی چرا؟»

آقا سوسکه گفت: «چرا؟»

وکیل آروم تو گوشش گفت: «چون دمپایی پارتیش کلفته. می­ دونی به کجا وصله؟»

آقا سوسکه گفت: « به کجا؟!»  

وکیل آروم گفت:« به پای آدما!»

آقا سوسکه که عزادار بود و دلش برای زن و بچه­ اش تنگ شده بود، عصبانی شد و گفت: «خوب به پای آدما وصل باشه! که چی؟، اگه دادگاه حق من رو نده خودم می رم انتقام می­ گیرم. پس جواب زن مهربونم و دختر خوشگلم که زیر دمپایی له شدن رو کی باید بده؟!»

بالاخره روز دادگاه رسید؛ اما دادگاه دمپایی رو محکوم نکرد. قاضی همینطورکه با چکشش ور می ­رفت گفت: «دمپایی که خود به خود راه نمی­ره! پس دمپایی بی گناهه و تبرئه می­شه. دادگاه مختومه است!»

و با چکش سوسکی خودش، دادگاه رو تعطیل کرد.

آقا سوسکه اون شب خون جلوی چشماش روگرفته بود، خیلی عصبانی بود. رفت تو خونۀ آدما که انتقام بگیره؛ اما دیگه هیچ کس آقا سوسکه رو ندید!

همۀ سوسکا تو گوش هم پچ پچ می­ کردن که حتما اون هم رفته پیش زن و بچه ­اش.

نویسنده: فاطمه نفری
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
مرکزآهن چه تفاوتی با یک فروشنده معمولی مقاطع فولادی دارد؟
مرکزآهن چه تفاوتی با یک فروشنده معمولی مقاطع فولادی دارد؟
راهنمای خرید بهترین نرم‌افزار حسابداری (معیارها، مقایسه و چک‌لیست نهایی)
راهنمای خرید بهترین نرم‌افزار حسابداری (معیارها، مقایسه و چک‌لیست نهایی)
ناو هواپیمابر زنگ زده آبراهام لینکلن در تایلند
play_arrow
ناو هواپیمابر زنگ زده آبراهام لینکلن در تایلند
انیمیشن/ پهپاد شاهد و سربازان آمریکایی
play_arrow
انیمیشن/ پهپاد شاهد و سربازان آمریکایی
نگرانی مزدور شبکه تروریستی اینترنشنال برای جان آمریکایی‌ها!
play_arrow
نگرانی مزدور شبکه تروریستی اینترنشنال برای جان آمریکایی‌ها!
بازگشت ایرانیان به کشور مزدوران موساد را عصبانی کرد
play_arrow
بازگشت ایرانیان به کشور مزدوران موساد را عصبانی کرد
اعتراف جاسوس موساد به برنامه ریزی برای ایجاد آشوب در ایران
play_arrow
اعتراف جاسوس موساد به برنامه ریزی برای ایجاد آشوب در ایران
خلاصه دربی ۱۰۷؛ استقلال ۱ - ۱ پرسپولیس
play_arrow
خلاصه دربی ۱۰۷؛ استقلال ۱ - ۱ پرسپولیس
بازخورد حملات قاطع ایران به مواضع آمریکا در رسانه‌های دنیا
play_arrow
بازخورد حملات قاطع ایران به مواضع آمریکا در رسانه‌های دنیا
تصاویر ماهواره‌ای از اردوگاه "تیتن" واقع در ساحل خلیج عقبه در اردن
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از اردوگاه "تیتن" واقع در ساحل خلیج عقبه در اردن
زودهنگام ترین گل‌های تاریخ شهرآورد تهران
play_arrow
زودهنگام ترین گل‌های تاریخ شهرآورد تهران
محل برگزاری عروسی در سیریک بعد از حمله آمریکا
play_arrow
محل برگزاری عروسی در سیریک بعد از حمله آمریکا
پدری که عروسی دخترش تبدیل به عزا شد
play_arrow
پدری که عروسی دخترش تبدیل به عزا شد
بازداشت عامل ایجاد رعب و وحشت در اتوبان ارتش
play_arrow
بازداشت عامل ایجاد رعب و وحشت در اتوبان ارتش
پشت پرده انتشار بیانیه‌های متناقض سنتکام چیست؟
play_arrow
پشت پرده انتشار بیانیه‌های متناقض سنتکام چیست؟