پادشاه مریض

آورده‌اند پادشاهی بود که از بس پیتزا و هله‌هوله و سوسیس و کالباس و این‌جور چیزهای بد خورده بود، ناگهان مریض شد.
جمعه، 23 فروردين 1398
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ناهید اسدی
موارد بیشتر برای شما
پادشاه مریض
آورده‌اند پادشاهی بود که از بس پیتزا و هله‌هوله و سوسیس و کالباس و این‌جور چیزهای بد خورده بود، ناگهان مریض شد.

بعد از این‌که مریض شد، دادوهَوار راه انداخت: «ایها الناس! من حاضرم نصف قلمرو خودم را به کسی بدهم که بتواند مرا معالجه کند. اگر نتوانید مرا معالجه کنید، همه‌ی‌تان را می‌کُشم!»

همة دانشمندان و غیردانشمندان و پزشکان جمع شدند تا پادشاه را معالجه کنند؛ اما نشد که نشد. پادشاه خیلی عصبانی شد.

در همین هنگام، آقایی گفت که فکر می‌کند می‌تواند پادشاه را معالجه کند. او گفت: «اگر یک آدم خوش‌بخت پیدا کنید و پیراهنش را به پادشاه بپوشانید، او خوب خواهد شد.»

پادشاه فوری دستور داد سراسر قلمرو او را بگردند و یک آدم خوش‌بخت پیدا کنند و پیراهن او را برایش بیاورند.

پیک‌ها رفتند و گشتند و گشتند؛ اما نتوانستند یک آدم کاملاً خوش‌بخت پیدا کنند. آن‌ها سراغ هرکس که می‌رفتند یک‌جور مشکل داشت.

یکی کنکور قبول شده بود، اما پول شهریه نداشت. یکی پول داشت، سواد نداشت. یکی ماشین داشت، اما رانندگی بلد نبود. یکی پدرش کارخانة ژل‌سازی داشت، اما کچل مادرزاد بود. یکی رستوران داشت، اما دندان نداشت. یکی گوشی خوب داشت، اما سیم‌کارت نداشت. یکی خانه داشت، اما قسط خَفَن هم داشت. خلاصه هیچ‌کس نبود که مشکلی نداشته باشد و کاملاً خوش‌بخت باشد.

القصه، آخرهای شب یکی از پیک‌ها، وقتی از کنار یک کلبه‌ی خرابه رد می‌شد، شنید که یک نفر در کمال خوش‌حالی و رضایت با خودش زمزمه می‌کند. پیک جلوتر رفت و گوش داد. دید مردی با خودش می‌گوید: «آخ جان! همه‌ی کارهایم را انجام داده‌ام، غذایم را هم خورده‌ام، به کسی هم بدهکار نیستم، حالا می‌توانم راحت و خوش‌بخت سرم را زمین بگذارم و بخوابم.»

پیک خوش‌حال شد و رفت همه را خبر کرد که بالاخره یک آدم خوش‌بخت پیدا کردم. زودتر بیایید برویم پیراهن او را بگیریم و برای پادشاه ببریم.

خلاصه، پیک‌ها ریختند داخل خرابه که پیراهن آن مرد خوش‌بخت را از او بگیرند و هرچه می‌خواهد به او بدهند.

لابد ادامة این داستان را که به‌زور خواستیم طنزش کنیم، می‌توانید حدس بزنید. بله! آن مرد خوش‌بخت آن‌قدر فقیر بود که اصلاً پیراهن نداشت.

 
نویسنده: احمد عربلو 
سبک زندگی مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
پاداش هر گام در پیاده‌ روی اربعین؛ بررسی روایات امام صادق (ع)
پاداش هر گام در پیاده‌ روی اربعین؛ بررسی روایات امام صادق (ع)
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
play_arrow
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
play_arrow
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
play_arrow
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
play_arrow
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
play_arrow
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
play_arrow
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
play_arrow
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
play_arrow
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
play_arrow
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
play_arrow
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
play_arrow
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
play_arrow
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها