فهرست کامل اسم پسر که با حرف ت شروع میشود
اسامی فارسی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تابال | نام فرمانداری ایرانی در زمان کوروش پادشاه هخامنشی |
| 2 | تباک | از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و فرمانروای جهرم در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی |
| 3 | تخار | نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام یکی از همراهان فرود |
| 4 | تخواره | نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام پدر خزانه دار خسرو پرویز پادشاه ساسانی |
| 5 | تژاو | از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی داماد افراسیاب تورانی |
| 6 | تکاور | تیزتک، (در نظام) مأمور عملیات ویژه در ارتش، دونده، تندرو |
| 7 | تلیمان | از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پهلوانان در زمان فریدون پادشاه پیشدادی |
| 8 | توار | نوعی ریسمان؛ توارکوه نام کوهی در شمال ایران، شهرستان چالوس ؛ نام محلی در ناحیه برسویر در ایالت دوسِور فرانسه |
| 9 | تَوانا | دارای قدرت انجام کار، نیرومند، پر قدرت، قادر در مقابل ناتوان |
| 10 | توان | قدرت، توانایی، توانایی تحمل چیزی، طاقت، توانستن - قدرت، توانایی، تحمل کردن چیزی، طاقت |
| 11 | تورنگ | قرقاول، پرنده ای از خانواده ماکیان، خروس صحرایی، تذرو |
| 12 | تورک | نام پسر شیدسب پادشاه زابلستان |
| 13 | تهماسب | طهماسب، به معنی دارنده اسب قوی |
| 14 | تَهمتن | تنومند، قوی جثه، نیرومند؛ لقبِ رستم پهلوانِ داستانی شاهنامه |
| 15 | تَهمورث | طهمورث، به معنی قوی جثه و نیرومند |
| 16 | تهمورس | تهمورث، نیرومند، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هوشنگ پادشاه پیشدادی، ملقب به دیوبند |
| 17 | تهمین | پهلوان، شجاع، پهلوان، از القاب رستم پهلوان شاهنامه |
| 18 | تیرداد | زاده شده در تیرماه؛ نام سه تن از شاهان اشکانی |
| 19 | تیران | نام پسر اردشیر سوم، نام چند تن از پادشاهان سلسله اشکانی |
| 20 | تیماس | جنگل، بیشه |
اسامی عربی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تاجالدین | تاجِ دین؛ مورد افتخار برای دین؛ نام پادشاهی از اتابکان لرستان |
| 2 | تبرّک | مبارک بودن، مبارکی، خجستگی، خوش یمنی؛ برکت گرفتن |
| 3 | تحسین | ستودن و تمجید کردن، مورد ستایش قرار دادن، آفرین گفتن و نیک شمردن |
| 4 | تُراب | خاک |
| 5 | تقدیر | سرنوشت |
| 6 | تقی | تقوا پیشه، پرهیزکار |
| 7 | تَمیم | تمام و کامل؛ استوار، سخت؛ نام چند تن از صحابه و اشخاص در جهان اسلام |
| 8 | توحید | یگانه دانستن خدا؛ اقرار به یگانگی خداوند، یکتا پرستی؛ اخلاص |
| 9 | توفیق | امکان دستیابی به مقصود، موفقیت، کامیابی؛ یاری و تأیید، تأیید پروردگار، مدد الهی |
| 10 | توکل | یقین داشتن به رحمت خداوند و امید بستن به او؛ واگذار کردن کارها به خداوند در جایی که اراده و قدرت بشری کارساز نباشد |
| 11 | تَهانی | تهنیت گفتن به یکدیگر |
اسامی ترکی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تایماز | پابرجا، استوار |
| 2 | توماج | چرم دباغی شده؛ تیماج (چرمی رنگی که بوی خوشی دارد) |
| 3 | تیمور | آهن، فولاد؛ نام مؤسس سلسهی تیموریان یا گورکانیان، مشهور به امیر تیمور گورکانی |
| 4 | ترخان | در دوران مغول آنکه خان به او امتیاز ویژه میداده است |
| 5 | تکش | نام یکی از پادشاخان ساسله خوارزمشاهیان |
| 6 | تکین | پهلوان دلاور |
| 7 | تگین | تکین، پهلوان، دلاور |
| 8 | تورال | جاوید، همیشه زنده |
| 9 | توسن | اسب سرکش |
| 10 | تیمورتاش | نام یکی از طوایف ترک |
اسامی کردی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تَوار | پرنده |
اسامی اوستایی – پهلوی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تور | تیره و تاریک، سرزمین توران، پارچه نازک، از شخصیتهای شاهنامه، اسم دومین فرزند فریدون |
| 2 | تورج | نام پسر بزرگ فریدون؛ همان تور که توران منسوب به اوست، چنانکه ایران منسوب به ایرج است |
اسامی عبری
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تارخ | (= تارح) به معنی تنبل؛ نام پدر حضرت ابراهیم(علیه السلام) |
| 2 | توما | توام، همراه، نام یکی از حواریون حضرت عیسی (علیه السلام) |
اسامی لری
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تیام | (دخترانه و پسرانه) چشمانم؛ عزیز و گرامی |
اسامی ارمنی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | تیگران | خوب و پسندیده، نام پادشاه ارمنستان و داماد مهرداد ششم، نام یکی از سرداران خشایار پادشاه هخامنشی |
اسامی آرامی
| ردیف | اسم | معنی |
| 1 | توفان | (دخترانه و پسرانه) جریان هوای بسیار شدید، هیاهو و غوغا |
منبع: سایت آکا