عنوان: حبسيه... سعد سلمان (2)

1ـ از حدود 100 رباعي بررسي شده 5 رباعي خصي(1) و مابقي رباعي ها چهار قافيه اي مي باشند و اين همان انتظاري است که از رباعي هاي اين قرن مي رود . 2ـ از ميان 100 رباعي بررسي شده ، 57 رباعي مردف ( داراي رديف ) مي باشند که اکثريت با رديف هاي فعلي است . 3ـ آرايه تلميح در اين رباعي ها اندک است و روي هم رفته بيشتر آنها را عناصر ايراني تشکيل مي دهد .
سه‌شنبه، 16 شهريور 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
عنوان: حبسيه... سعد سلمان (2)

عنوان: حبسيه... سعد سلمان (2)
عنوان: حبسيه... سعد سلمان (2)


 






 

الف) خوشبيني ها
 

ـ صبر و شکيبايي :
در محنت شو خوش و مکن نعمت ياد
شو در ده تن که داد کس چرخ نداد
چون بار بلايي که قضا بر تو نهاد
تن دار چو کوه باش و بي باک چو باد
ـ اميد به رهايي :
افکند دلم زمانه در زاري ها
در ديده ي من سرشت بيداري ها
اميد تو مي داد مرا ياري ها
تا جان نبرم چنين به دشواري ها
ـ شادي به وعده آزادي :
گفتي خبرت کنم کسي بفرستم
با دل گفتم ز انده دل رستم
من دل همه بر وعده خوبت بستم
شادم کن اگر سزاي شادي هستم
ـ خوشدلي در زندان :
امروز منم چو ماري اندر سله اي
ز آوازه ي من در اين جهان ولوله اي
بر من هر موي اگر شود سلسله اي
از چرخ فلک نکرد خواهم گله اي
ـ دل خوش داشتن به احسان شاه :
احسان خداوند به من بنده رسيد
بر شاخ اميد من بر و برگ دميد
والله که من از جاه تو آن خواهم ديد
کان نوع کس از خلق نه گفت و نه شنيد

ب ) پوزشنامه ها
 

ـ فرياد خواهي:
در زندان تا کرد مرا گردون پير
آن موي چو شير گشت و آن رخ چو زرير
از پاي درآورد مرا چرخ اثير
اي دولت « طاهر علي » دستم گير
ـ مدح در حبس :
من در عدم از جود تو موجود شدم
در دولت تو بر سر مقصود شدم
مسعود نبودم از تو مسعود شدم
در حبس چنان شدم که محسود شدم
ـ اظهار عجز :
خويش از پي من همي گريزد ملکا
دشمن بر من همي ستيزد ملکا
از آتش من شرر نخيزد ملکا
از حبس چو من کسي چه خيزد ملکا
ـ اظهار بندگي:
اي شاه عدو بندي و هم قلعه گشاي
اي خسرو جم جاه سکندر سيماي
اي راي تو چون مهر فلک ملک آراي
زين بند رهيت را رهايي فرماي
ـ تملق :
گر شاه به من چو شير دندان خايست
بر پيل نهند آنچه مرا بر بايست
در دوزخم و همچو بهشتم جايست
کانجا باشم که پادشه را جايست
ـ دعا :
چرخم چو بخواست کشت بي هيچ گمان
جاه تو به زندگانيم کرد ضمان
گويم همه شب ز شام تا صبحدمان
اي دولت « طاهر علي » باقي مان
ـ توسل به کسان :
اميد به زندگانيم نيست بسي
منصور سعيد را بگوييد کسي
هستت به خلاص عمر من دست رسي
کز جان رمقي مانده ست از تن نفسي

ز ) خودستايي ها :
|

ـ نازش به اهل بيت :
هر چند گنهکار است آخر علوي است
فرزند پيمبر است و از آل علي است
زنهار شها که بيش ازين مازارش
زيرا که به روز حشر خصمانش قوي است
ـ اظهار فضل :
خاک از رخم ار برونهم زرد شود
آتش زد دمم گر بدمم سرد شود
روز من اگر ز مرگ پر گرد شود
والله که جهان فضل بي مرد شود
ـ تعريف :
تن کوبم و سرپيچم و بر روي زنم
آماده ي درد و رنج و اندوه منم
نه ريزم و نه گدازم و نه شکنم
فولاد رخ و سنگ سرو روي تنم

بررسي و نتيجه گيري :
 

1ـ از حدود 100 رباعي بررسي شده 5 رباعي خصي(1) و مابقي رباعي ها چهار قافيه اي مي باشند و اين همان انتظاري است که از رباعي هاي اين قرن مي رود .
2ـ از ميان 100 رباعي بررسي شده ، 57 رباعي مردف ( داراي رديف ) مي باشند که اکثريت با رديف هاي فعلي است .
3ـ آرايه تلميح در اين رباعي ها اندک است و روي هم رفته بيشتر آنها را عناصر ايراني تشکيل مي دهد .
4ـ اقتباس از آيات و احاديث ناچيز مي باشد .
5ـ کنايات و ترکيبات کنايي سهم عمده اي در رباعيات حبسيه مسعود دارند که به عنوان نمونه به برخي از آنها اشاره مي شود :
ـ « تير پرتابي خوردن » کنايه از بدبياري
ـ « از ريش خسک چيدن » کنايه از گرفتاري و بند
ـ « بستر از برف و بالش از يخ داشتن » کنايه از درماندگي و مسکنت و ...
6 ـ آرايه هاي لفظي بديعي چشمگير و قابل تامل مي باشند که تنها به آرايه ي جناس اشاره مي شود :
ـ جناس تام ( ناي و ناي ) :
اي ناي ترا نقل و مي روشن کو
با تو طرب طبع و نشاط تن کو
گر تو نايي لحن خوشت با من کو
چون ناي تو را دريچه و روزن کو
ـ جناس تکرير ( گريان ، گريان ) :
اي پاي بر بخن من اي بندگران
هستم ز تو روزان و شبان جامه دران
گريان گريان در تو به زاري نگران
کاين محنت من نخواهد آمد به کران
ـ جناس زايد در وسط : ( جان و جهان ) و جناس لاحق ( تفته و رفته ) :
امروز منم تفته دل و رفته روان
تلخم شده زندگاني اندر زندان
و آنچ انده کرد مر مرا بر دل و جان
بر شيران کرد ضرب سلطان جهان
ـ جناس شبه اشتقاق ( خراشان و خروشان ) :
بودم صنما چو رفته هوشان همه شب
و ز آتش اندوه تو جوشان همه شب
با لشکر هجران تو کوشان همه شب
رخساره خراشان و خروشان همه شب
ـ ملحق به جناس زايد ( شمشير و شير ) :
دوشم همه شب چنگ چو شمشير بخست
آرام مرا چو ناخن شير بخست
تن را پس و پيش و زير و زير بخست
تا اين تن خايه و سراير بخست
ـ جناس خط ( يخ و يخ ) و ملحق به جناس زايد ( بخ و مطبخ ) :
من بستر برف و بالش يخ دارم
خاکستر و يخ پيشگه و بخ دارم
چون زاغ همه نشست بر شخ دارم
در يک دو گز آب زير و مطبخ دارم
7ـ رباعيات حبسيه مسعود سعد بيشتر به مسائل عاطفي و احساسي مي پردازد .
8 ـ سهم مسائل علمي و عرفاني در رباعيات حبسيه مسعود بسيار اندک مي باشد .
9 ـ بعضي از عبارت هاي اين سروده ها ، توانايي قرار گرفتن در رديف ضرب المثل را دارند :
ـ « آبم متعذر است نانم که دهد » .
ـ « ترسم چو چراغ مرگ باشد خوابم »
ـ « از بي سنگي گوز به دندان شکنم »
ـ « با سگ نکنند آنچه تو با ما کردي »
ـ « بي يار بود هر آن که يار تو بود »
ـ « خود جان پس ازين به کار نايد بي تو »
ـ « در زندان شير شرزه را بتوان زد »
ـ « جز پنهان مرد مرد را نتوان زد »
ـ « کردار گران شده است و گفتار ارزان »

پي نوشت ها :
 

1ـ رباعي را که داراي سه قافيه باشد ، خصي مي گويند .
 

منابع و مآخذ :
ـ حبسيه در ادب فارسي ( از آغاز شعر فارسي تا پايان زنديه ) به کوشش دکتر ولي الله ظفري انتشارات امير کبير ، تهران 1364.
ـ رباعي و رباعي سرايان ( از آغاز تا قرن هشتم هجري ) تاليف دکتر محمد کامکار پارسي به کوشش دکتر اسماعيل حاکمي انتشارات دانشگاه تهران تيرماه .1372
ـ ديوان مسعود سعد سلمان با مقدمه يي از ناصر هيري انتشارات گلشايي چاپ اول تهران خرداد 1362.
ـ سير رباعي در شعر فارسي ( با ضميمه يي در باب فهلوي ) دکتر سيروس شميسا چاپ دوم انتشارات فردوس تهران 1374.
منبع:نشريه پايگاه نور شماره 4



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط