خوشنویسی بر اشیای شیشهای در مقیاسی محدودتر از فلزکاری و سفالگری صورت میگرفته است. به علت شکنندگی و آسیبپذیری شیشه، نمونههای اشیای شیشهای خوشنویسی شده کمتر برجا مانده است. عمده اشیای شیشهای خطدار، تنگ، جام و بهویژه انواع چراغ و قندیل است.
در شیشهگری نیز، محتوای نوشته با کاربرد شیء هماهنگی دارد. مثلا بر روی قندیلی از سده هشتم از مصر، موجود در مجموعه هنر اسلامی ناصر خلیلی، نام سلطان برقوق و آیه نور حک شده است، چراغهای مساجد که نام اهداکننده را نیز بر خود دارند، سراج منیر خوانده میشدند، که اشاره به وصف پیامبر اکرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم در آیه چهل و ششم سوره احزاب است.
از نمونههای خوشنویسی بر ظروف شیشهای، جامی طلایی و شیشهای به شکل شاخ است همراه با مجسمه یکی از قدیسان مسیحی، از سده هشتم، ساخت سوریه که در موزه ارمیتاژ نگاهداری میشود و احتمالا هدیهای برای حاکمی مسیحی بوده است.
خوشنویسی بر انواع شیشهها
خوشنویسی علاوه بر اشیای قابل حمل شیشهای و بلوری، گاه بر شیشههای پنجرههای برخی بناهای تاریخی نیز اجرا میشده است. برای نمونه عبارت «محمد رسول اللّه» بر شیشههای رنگین و منقوش مسجد سلیمانیه، بنا شده در سده دهم در استانبول، است. روش خوشنویسی بر شیشه به صورت تراش سطح آن، گاه به صورت طلاکاری، و گاه به روش مُهرزنی بوده است، مانند سَنجه شیشهای موجود در موزه آبگینه با کتیبه کوفی روی آنکه در روابط تجاری برای مبادله بهکار میرفته است.
خوشنویسی در دیگر هنرها
خوشنویسی بر اشیای چوبی، چرمی، لاکی، استخوانی، صدفی، عاجی و غیره نیز معمول بوده است. خوشنویسی بر چوب بر اشیایی نظیر منبر، گهواره، رحل، صندوق قرآن، ساز، قاشق افشرهخوری، شانه و انواع درهای چوبی دیده میشود که بیشتر کوفی است.
از اشیای چرمی حاوی عبارات خوشنویسی، انواع جلد کتاب، فانوسقه و دبّه باروت است که بیشتر آنها از سدههای دوازدهم و سیزدهم برجای ماندهاند. بدنه اشیای ظریف و گرانبهای عاجی نیز گاه در کنار انبوه تزیینات، خوشنویسی میشد. جعبههای نفیسی از اوایل سده چهارم بهجا مانده است که در اندلس ساخته شدهاند و بر لبه آنها نوشتههایی به کوفی مورق به چشم میخورد.
در سدههای دوازدهم و سیزدهم، رواج خوشنویسی به ویژه نستعلیقنویسی بر اشیایی از جنس خمیر کاغذ (پاپیه ماشه) مشاهده میشود. اغلب این اشیا ظریف و کوچک اند، مانند جلدهای کتاب، قاب آیینه، جعبه، قلمدان، و زیرپایی حنابندان نگینهای کوچک انگشتریها نیز نمونهای مناسب برای کاربرد خوشنویسی در حکاکی و جواهرسازی به شمار میروند «حکاکی، مُهر، خاتم». شاید مهمترین عرصه خوشنویسی در حجاری، خوشنویسی بر سنگ قبور باشد که امروز نیز ادامه دارد.
فهرست منابع
آیدین آغداشلو، آسمانی و زمینی: نگاهی به خوشنویسی ایرانی از گذشته تا امروز، تهران ۱۳۸۵ش.
محمدتقی احسانی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
ابوتراب احمدپناه، «زیباییشناسی نقوش سفال نیشابور»، هنرنامه، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۸۰).
علی ایمانی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
عیسی بهنام، «هنر تزئین به وسیله خط»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
یحیی ذکاء و محمدحسن سمسار، «اشعار و اشیاء»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
بزیل ویلیام رابینسون، «بررسی نقاشی ایرانی: ۱۳۱۴ـ۷۵۰ه ق/ ۱۸۹۶ـ۱۳۵۰م»، ترجمه کرامت اللّه افسر، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
زهره روحفر، نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی، تهران ۱۳۸۰ش.
زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
عباس زمانی، «خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
عباس سرمدی، دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام: از مانی تا معاصرین کمالالملک، تهران ۱۳۸۰ش.
سفال معاصر ایران: گزیده آثار پنجمین نمایشگاه سفالگران معاصر ایران، تهران ـ اردیبهشت ۱۳۷۵، زیرنظر محمد صحفی، تهران: انجمن هنرهای تجسمی ایران، ۱۳۷۵ش.
«شعر و جام: معرفی چند اثر هنری از موزه هنرهای تزئینی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
هلن علی اکبرزاده کردمهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ش.
جواد علیمحمدی اردکانی، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
فاطمه بنت علی، «'باتیک، مالزیایی و اندونزیایی، از جنبه اسلامی آن»، در راز و رمز هنر دینی: مقالات ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی هنر دینی، تنظیم و ویرایش مهدی فیروزان، تهران: سروش، ۱۳۸۰ش.
حبیب الله فضائلی، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش.
فرزانه قائینی، موزه آبگینه و سفالینههای ایران، تهران ۱۳۸۳ش.
ارنست کونل، هنر اسلامی، ترجمه هوشنگ طاهری، تهران ۱۳۵۵ش.
محمدیوسف کیانی، پیشینه سفال و سفالگری در ایران، تهران ۱۳۸۰ش.
محمد معمارزاده، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی، تهران ۱۳۸۶ش.
اسدالله سورن ملکیان شیروانی، «نوشتاری درباره جامعهشناسی هنر اسلامی: نقره آلات و ملوک الطوایفی در ایران سدههای میانه»، ترجمه ژاله کهنموییپور، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
پرویز ورجاوند، «سیری در هنر ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۴ (فروردین ۱۳۵۱).
ابوالفضل وکیلی، شناخت طرحها و نقشههای قالی ایران و جهان، تهران ۱۳۸۲ش.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.