محمّدعلی سلطانی
محمّدعلی سلطانی (۱۳۳۶ در کرمانشاه)، نویسندهٔ کردپژوه است که در زمینهٔ ادبیات، تاریخ و ادیان و مذاهب کردستان و به ویژه منطقهٔ کرمانشاه به پژوهش پرداختهاست. وی در مراکز آموزش عالی به تدریس علوم انسانی میپردازد.
زندگی محمّدعلی سلطانی
محمّدعلی سلطانی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمانشاه به پایان رساند. سلطانی در همان زمان تحصیل علوم مذهبی را نیز پی گرفت و مدتی نزد سید محمدطاهر هاشمی و سیدمحمد شیخالاسلام (استاد دانشگاه تهران و شیخالاسلام کردستان) به شاگردی در علوم اسلامی پرداخت.
محمدعلی سلطانی پس از آن برای تحصیلات دانشگاهی به تهران رفت و در آنجا در زمینۀ عرفان و فلسفه نزد غلامرضا کیوان سمیعی شاگرد عباسعلی کیوان قزوینی به شاگردی پرداخت. کیوان سمیعی بعدها اجازهٔ تنقیح و تصحیح آثار خود را به واسطهٔ این رابطه به سلطانی واگذار کرد.
سلطانی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکترا ادامه داد. وی در سال ۱۳۶۳ با فریبا مقصودی ازدواج کرد و در سال ۱۳۶۶ به همراه وی به تهران مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد.
پژوهش محمّدعلی سلطانی در تاریخ ادبیات
محمدعلی سلطانی در سال ۱۳۶۲ و هنگامی که ۲۶ سال داشت، نخستین پژوهش خود در حوزهٔ ادبیات کردی را با عنوان «مناجاتهای جاویدان ادب کردی» منتشر کرد. وی پس از آن پژوهشهای خود در این زمینه را ادامه داد و در سال ۱۳۶۴ نخستین مجلد از مجموعهٔ ۶ جلدی «حدیقه سلطانی: احوال و آثار شاعران برجسته کرد و کردیسرایان کرماشان از عهد تیموری تا عصر حاضر» را به چاپ سپرد. سید محمدطاهر هاشمی بر این مجلد نظارت کرده و بر آن مقدمه نوشته بود.
تاریخ منطقهٔ کرمانشاهان توسط محمّدعلی سلطانی
محمدعلی سلطانی به پژوهش در زمینهٔ تاریخ و جغرافیای منطقهٔ جنوب کردستان ایران و بهطور مشخص منطقهٔ کرمانشاه پرداخت و در سال ۱۳۷۰ نتیجهٔ پژوهش و گردآوریهای خود را در کتابی با عنوان «جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان (باختران)» در سه جلد به چاپ رساند.
این کتاب بار دوم در سال ۱۳۸۰ برای بار دوم و این بار در ۱۰ مجلد چاپ شد. این مجموعه از سوی جمهوری اسلامی ایران دو لوح تقدیر کتاب سال و پژوهش سال در سطح کشور و از سوی اقلیم کردستان عراق تندیس بلورین آراس دریافت کرده و تاکنون جامعترین کتاب در زمینهٔ تاریخ منطقهٔ کرمانشاه بهشمار میآید.
کار دیگر سلطانی در زمینهٔ تاریخ معاصر کرمانشاه، انتشار کتاب «اسناد نهضت مشروطیت در کرمانشاهان از آرشیو آیتالله حاج محمدمهدی کرمانشاهی (فیض مهدوی) لیدرملیون کرمانشاهان» بودهاست که در سال ۱۳۸۷ از طریق مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی دانشگاه تهران به چاپ رسید.
تاریخ کردستان توسط محمّدعلی سلطانی
محمدعلی سلطانی علاوه بر پژوهش در تاریخ و ادبیات منطقهٔ جنوب کردستان ایران (کرمانشاه و ایلام)، در رابطه با تاریخ مناطق دیگر کردستان نیز به پژوهش پرداختهاست. در این رابطه وی به چاپ کتابهای «اوضاع سیاسی اجتماعی تاریخی ایل بارزاناسرار بارزان: به انضمام اسرار بارزان - اسماعیل اردلان - ۱۳۲۵ شمسی» (۱۳۸۴) و «نقش کردها در پاسداری از فرهنگ و تمدن ایرانی» (۱۳۸۵) مبادرت ورزیدهاست. وی همچنین کتاب «تاریخ جاف» اثر کریمبیگ فتاحبیک جاف را به فارسی ترجمه کردهاست.
پژوهش محمّدعلی سلطانی در آیین یارسان
سلطانی همچنین در زمینهٔ تاریخ یارسان به پژوهش پرداخته و بررسی خود را در سال ۱۳۷۶ در کتابی با عنوان «قیام و نهضت علویان زاگرس در (همدان، کرمانشاهان، کردستان، خوزستان، آذربایجان)، یا (تاریخ تحلیلی اهل حق)» در ۲ مجلد به چاپ رساند. کتاب اخیر به زبانهای کردی سورانی و ترکی استانبولی ترجمه شدهاست.
خوشنویسی محمّدعلی سلطانی
محمدعلی سلطانی در زمینهٔ خوشنویسی نیز به تحقیق پرداخته و همچنین در این زمینه در ارتباط با مرتضی نجومی به فراگیری خوشنویسی پرداخت. سلطانی دو مجموعه از آثار نجومی با نامهای «کیمیای هستی» و «سحر مبین» شامل آثار وی در زمینهٔ خوشنویسی و تذهیب را جمعآوری کرده و بر آنها مقدمه نوشتهاست. وی همچنین مدتی عضو هیئت تحریریه فصلنامه هنری «چلیپا» به سردبیری حسین الهی قمشهای بود.
تصحیح اشعار محمّدعلی سلطانی
محمدعلی سلطانی در زمینهٔ تصحیح و چاپ آثار شاعران کرد نیز فعالیت داشتهاست. وی تاکنون اشعار شاعران کردی سرا مانند شامی کرمانشاهی، پرتو کرمانشاهی، سید یعقوب ماهیدشتی، سید صالح ماهیدشتی، غلامرضاخان ارکوازی و درویش قلی کرندی و همچنین اشعار شاعران فارسی سرای کرد مانند طهماسب قلیخان وحدت کرمانشاهی و میرزا احمد الهامی کرمانشاهی را تصحیح و منتشر نمودهاست.
دربارهٔ سلطانی
کتاب یادنامهٔ محمدعلی سلطانی حاوی مقالاتی دربارهٔ وی و آثارش با مشخصات زیر به چاپ رسیدهاست:
ارجنامه سلطانی: بهپاس چهلسال تلاش تأثیرگذار و خستگیناپذیر محمدعلی سلطانی پدر تاریخ کرمانشاهان در حوزهٔ کُردپژوهی و کرمانشاهشناسی، زیرنظر ابراهیم رحیمیزنگنه و خلیل کهریزی، ۲ ج، تهران: سها، ۱۳۹۷.
بزرگداشت محمّدعلی سلطانی
مراسم تجلیل از محمدعلی سلطانی و فریبا مقصودی عصر روز چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸ با عنوان «آئین نکوداشت محمدعلی سلطانی و رونمایی از کتاب ارجنامهٔ سلطانی» به مناسبت روز فرهنگی کرمانشاه از طرف معاونت فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری کرمانشاه با حضور هنرمندان و چهرههای فرهنگی کرد برگزار شد و طی آن کتاب «ارجنامهٔ سلطانی» نیز معرفی و رونمایی شد. در این مراسم محمدعلی سلطانی انتقاداتی را از وضعیت فرهنگی شهر و استان کرمانشاه و بیتوجهی به فرهنگ و تاریخ این منطقه از جانب مسئولان بهطور کلی، و آثار خودش بهطور خاص مطرح کرد.
در ۱۲ تیر ۱۳۹۸ در جریان کنگرۀ جهانی مشاهیر و مفاخر کُرد در دانشگاه کردستان از محمدعلی سلطانی به عنوان یکی از ۳۰ چهرۀ برگزیده تجلیل شد. وی یکی از سخنرانان اصلی این مراسم نیز بود.
در ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ همزمان با زادروز محمدعلی سلطانی شهرداری روانسر در مراسمی بلواری را در این شهر از استان کرمانشاه به نام «بلوار محمدعلی سلطانی» نامگذاری کرد.
هیوا پاشایی
هیوا پاشایی (مرداد ۱۳۵۸ در اسلامآباد غرب ) نقاش، عکاس، خوشنویس، طراح گرافیک، ناشر و کنشگر کرد اهل ایران است که در حوزهٔ نقاشی، طراحی گرافیک، پژوهش و آموزش نقاشی و گرافیک فعال است. او به عنوان آغازگر هنر پیکسل آرت در ایران شناخته میشود.
هیوا پاشایی پیشتر مدیریت «گالری روژ» و «آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی ژوان» را در تهران برعهده داشته است. وی هم اکنون «مرکز فرهنگی کُردهای آمریکا» را در لس آنجلس ایالت کالیفرنیا اداره می کند. پاشایی تاکنون نمایشگاههای فردی و گروهی متعددی را در ایران و کشورهای دیگر مانند عراق، ژاپن، ایتالیا، فرانسه و ایالات متحدهٔ آمریکا برگزار کرده است.
زندگی هیوا پاشایی
هیوا پاشایی در مرداد ۱۳۵۸ در شهر اسلامآباد غرب در استان کرمانشاه به دنیا آمد. در سال ۱۳۷۶ از هنرستان هنرهای تجسمی ادارهٔ فرهنگ و ارشاد اسلامی دیپلم گرافیک گرفت. سپس برای ادامهٔ تحصیل به همدان رفت و در سال ۱۳۷۹ در مقطع کاردانی از مرکز آموزش عالی شهید مفتح این شهر دانشآموخته شد.
پاشایی در سال ۱۳۸۲ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ارتباط تصویری از دانشگاه سوره تهران دریافت کرد. او سپس وارد مقطع کارشناسی ارشد شد و در این دوران توجه خود را به نشانهشناسی فرهنگ مردمان خاورمیانه معطوف کرد و در سال ۱۳۸۵ از پایاننامهٔ خود با عنوان طراحی نشانه در ایران، طراحی نشانه برای مؤسسات ایرانی تحت راهنمایی بهرام کلهرنیا و مشاورت منوچهر رخشان دفاع کرد و از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز در رشتهٔ ارتباط تصویری در مقطع کارشناسی ارشد دانشآموخته شد.
هیوا پاشایی سپس از سوی موزهٔ هنرهای معاصر تهران به فرانسه رفت و به تمرین و تحقیق در نقاشی و ارتباطات تصویری پرداخت و در سال ۱۳۹۱ به عنوان شهروند افتخاری شهر بینالمللی هنر در پاریس شناخته شد.
هیوا پاشایی در سال ۱۳۸۸ «سایت خبری هنرجو» را تأسیس کرد و از همان زمان در آتلیهٔ شخصی خود به نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت. او همچنین در سال ۱۳۸۹ «آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی ژوان» را تأسیس کرد.
همچنین از ۱۳۸۴ مدیر هنری «مؤسسهٔ فرهنگی-هنری تخت جمشید» و از ۱۳۸۷ عضو «مرکز توسعهٔ هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» بوده است.[۳] او همچنین در سال ۱۳۹۲ گالری هنر «روژ» را در تهران و در سال ۱۳۹۷ «مؤسسهٔ فرهنگی هنری کالیفرنیا (ACCC)» را در لس آنجلس آمریکا تأسیس کرد. از ۱۳۸۷ عضو «انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران» و از ۱۳۸۹ عضو «انجمن مخترعین ایران» نیز بوده است.
فعالیتهای هنری هیوا پاشایی
هیوا پاشایی از سال ۱۳۷۶ در بخشهای مختلف دولتی و غیر دولتی در زمینهٔ طراحی نشانه، پوستر، گرافیک محیطی و صفحهآرایی و همچنین عکاسی مستند اجتماعی و تبلیغاتی به فعالیت پرداخته است.
او علاوه بر تدریس هنرهای تجسمی، به برگزاری ورکشاپها و کارگاههای متعددی اقدام کرده است. یکی از پوسترهای برجستهٔ او، طراحی نشانه و پوستر جشنوارهٔ بینالمللی رقص و موسیقی کردی در کردستان عراق است. پاشایی در سال ۱۳۹۰ «انتشارات چرو» را در تهران تأسیس کرد و در حوزهٔ نشر نیز به فعالیت پرداخت.
هیوا پاشایی نخستین هنرمندی بود که در ایران آثاری را بهصورت پیکسل آرت و تکستایل آرت آفرینش و ارائه کرد. همچنین آثاری را در سبک نقاشی آمیخته (میکسد مدیا)، چیدمان، هنر مفهومی و هنر دیجیتال خلق کردهاست. او همچنین با برگزاری کارگاههایی در فرهنگسرای نیاوران، گالری آریانا و باغموزه قصر این هنر را به دستکم ۳۰۰ هنرمند جوان آموزش داده است.
هیوا پاشایی تکنیک نستعلیق در خوشنویسی ایرانی را که توسط میرزا محمدرضا کلهر در زمان قاجار برای استفاده در صنعت چاپ توسعه یافته بود، و عمدتاً برای نگارش متون زبان فارسی استفاده میشد، با الفبای کردی تطبیق داده و آثاری را در زمینهٔ خوشنویسی و نیز نقاشیخط با این تکنیک به زبان کردی طراحی و اجرا کرده است.
هیوا پاشایی آثار متعددی را با موضوع زنان و نیز مردان کرد ایل کلهر خلق کرده که بهطور مشخص آنها را در نمایشگاههای فردی خود با عنوانهای «ههناسه»، «دایه» و «باوان» ارائه کرده است.
او برای خلق این آثار سالهای بسیاری به جمعآوری عکسها و آلبومهای خانوادگی خانوادههای کرد پرداخته و با پژوهش بر روی آنها و ارائهٔ الگوهایی از فرمهای فیگوراتیو معرف شخصیت مردم کرد، در عین قرار دادن شخصیتها در درون آمیزهای از نقشمایههای سنتی و ظواهر زندگی مدرن توانسته به بیانی امروزی از هویت تصویری مردم کرد منطقهٔ کرمانشاه با حفظ ریشههای تاریخی و قومشناختی آن دست بیابد، و شاید از این حیث نخستین هنرمندی باشد که با رویکردی پژوهشی و ادراکی به بازنمایی مردم کرد و به ویژه زنان کرد دست زده است.
پاشایی با پژوهش بر روی این آلبومها به این نتیجه رسید که لباس مردان کرد بسیار زودتر از زنان دستخوش استحاله شده و زنان کرد در منطقهٔ کرمانشاه تا سالهای بسیار در برابر تغییر پوشش خود مقاومت کرده و پوشش کردی خود را حفظ کرده بودهاند. بهطور کلی هیوا پاشایی کوشیده تا تصویری از کردان منطقهٔ کرمانشاهان را در منظر هنرهای بصری ایران و جهان در جایگاه فاخری ارائه دهد.
آیین گشایش نمایشگاه «باوان» که در اردیبهشت ۱۳۹۴ در باغموزهٔ قصر برگزار شد، با اجرای موسیقی کردی توسط گروه موسیقی شاخوشین، پرفورمنس رقص کردی توسط آسو نادری و نمایش فیلم مستند ساختهٔ مجید آزادی همراه بود. در سال ۱۳۹۶ یکی از آثار هیوا پاشایی در گالری گروه هنر دانشگاه ایالتی میشیگان به نمایش درآمد.
فعالیتهای آموزشی هیوا پاشایی
پاشایی از سال ۱۳۸۳ به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای سوره، آزاد و جامع علمی-کاربردی تهران و کیش تدریس کردهاست. او از سال ۱۳۸۷ اقدام به برگزاری ورکشاپ های نقاشی، طراحی و نقاشیخط در دانشگاههای آزاد اسلامی، جامع کیش و «مؤسسهٔ ایده» نموده است.
همچنین در سال ۱۳۸۸ به عنوان مدرس مدعو در کارگاه گروهی طراحی نشانه و نوشته در دانشگاههای علم و فرهنگ واحد تهران و آزاد اسلامی واحد پرند به تدریس پرداختهاست. او همچنین در نخستین جشنوارهٔ هنرهای تجسمی فجر در موزهٔ هنرهای معاصر تهران به عنوان دبیر بخش نقاشی خیابانی به برگزاری کارگاه نقاشی خیابانی پرداخت و همزمان به عنوان استاد مدعو در بخش نقاشی نیز فعالیت داشت.
پاشایی در دومین جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر در سال ۱۳۸۸ موزهٔ هنرهای معاصر اهواز نیز به عنوان دبیر و عضو هیئت داوران حضور داشت. او در سال ۱۳۹۳ به عنوان دبیر و رئیس هیئت داوران جشنوارهٔ فرهنگی اجتماعی دانشآموختگان هنر دانشگاههای ایران در باغموزه قصر در تهران فعالیت داشت.
علاوه بر این در سال ۱۳۹۴ در جشنوارهٔ طراحی و خوشنویسی دانشآموختگان هنر دانشگاههای ایران دبیر و رئیس هیئت داوران، و همچنین در نخستین جشنوارهٔ سالانهٔ هنرهای تجسمی آزادگان دبیر و عضو هیئت داوران بود که هر دو جشنواره در مکان باغموزهٔ قصر تهران برگزار شد.
هیوا پاشایی در سال ۱۳۹۵ به عنوان دبیر، مدرس و کیوریتور نمایشگاه پرترهنگاری مشاهیر موسیقی ایران که در فرهنگسرای نیاوران و با شرکت ۱۴ هنرمند و با حضور چهرههای شاخص موسیقی سنتی ایران برگزار شد فعالیت داشت.
او در سال ۱۳۹۶ در نمایشگاه یکصد چهرهٔ سینما و تئاتر ایران در گالری آریانا تهران که با شرکت یکصد هنرمند نقاش و حضور چهرههای شاخص سینما و تئاتر ایران برگزار شد سمت دبیری، مدرس و داوری را بر عهده داشت.
افزون بر این در سال ۱۳۹۷ در نمایشگاه یکصد چهرهٔ ورزشی ایران که با شرکت یکصد هنرمند نقاش و حضور وزیر، رئیس کمیتهٔ بینالمللی المپیک و چهرههای شاخص ورزشی ایران در موزه هنرهای زیبا و مجموعهٔ فرهنگی تاریخی سعدآباد برگزار شد دبیر، مدرس، کیوریتور و رئیس هیئت داوران بود.
این نمایشگاه مورد استقبال چهرههایی همچون شهرام ناظری و صادق زیباکلام قرار گرفت. پاشایی در سال ۱۳۹۷ اقدام به برگزاری دورهٔ مسترکلاس فاین آرتز در تهران و لس آنجلس نمود.
فعالیتهای مطبوعاتی هیوا پاشایی
هیوا پاشایی در رابطه با هنرهای تجسمی با نشریاتی از قبیل دوهفتهنامهٔ تندیس و روزنامههای همشهری، ایران، ابتکار، جام جم و ... و نیز خبرگزاریهای هنر ایران، مهر، ایرنا، ایسنا و ... و همچنین شبکههای تلویزیونی یک، چهار و آموزش همکاری کردهاست.
آثار هیوا پاشایی
پاشایی، هیوا، ۱۵۰ طراح جوان ایرانی، مؤلف و مدیر هنری هیوا پاشایی، ترجمه سپیده خلیلی، تهران: طلایی، ۱۳۸۸.
پاشایی، هیوا، طراحان جوان ایرانی The young Iranian designers، گردآوری و صفحهآرایی و مدیر هنری هیوا پاشایی، دبیرخانه نشر آثار طراحان جوان ایرانی، تهران: هیوا پاشایی، ۱۳۸۹.
پاشایی، هیوا، دستنویس. خوشنویسی. نقاشیخط و یا تاپیوگرافی پوستر، در تندیس، ش ۶۳، آذر ۱۳۸۴، ص ۱۳-۱۲.
پاشایی، هیوا، نقاشیهای میورال کالیفرنیا، نشر ایده، ۱۳۹۷
پاشایی، هیوا، پیکسل آرت و شیوههای بهکارگیری آن، نشر ایده، ۱۳۹۷.
نمایشگاههای هیوا پاشایی
نمایشگاه پوستر و عکس در محل دائمی نمایشگاههای هنرهای تجسمی ادارهٔ فرهنگ و ارشاد اسلامی، سالهای ۱۳۷۷، ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹.
نمایشگاه گروهی تصویرسازی نوما ژاپن، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۱.
نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی، فرهنگسرای نیاوران، ۱۳۸۲.
نمایشگاه اولین دوسالانهٔ بینالمللی پوستر جهان اسلام، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۳.
نمایشگاه نسل پنجم طراحان گرافیک ایران، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۵.
نمایشگاه دومین دوسالانهٔ بینالمللی پوستر جهان اسلام، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۶.
اولین نمایشگاه عکس کُردی، گالری نیکول فریدنی، ۱۳۸۶.
نمایشگاه سورهٔ تماشا، نگارخانهٔ سوره، ۱۳۸۶.
نمایشگاه پوستر «روز ملی ایثار، مقاومت و پیروزی»، موزهٔ امام علی، ۱۳۸۷.
نمایشگاه نقاشی اولین جشنوارهٔ هنرهای تجسمی فجر، موزهٔ هنرهای معاصر تهران، ۱۳۸۷.
نمایشگاه آثار نخستین جشنوارهٔ هنرهای تجسمی آزادگان، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۹.
نمایشگاه سرو نقرهای ویژهٔ اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، خانهٔ هنرمندان ایران، ۱۳۸۹.
نمایشگاه انفرادی میکس مدیا و نقاشی در گالری دزاخت پاریس و مرکز فرهنگی ایران در فرانسه، ۱۳۹۰.
نمایشگاه میکسمدیا با موضوع فرهنگ کردی با عنوان «ههناسه»، گالری هنر خاورمیانه تهران، ۱۳۹۱.
نمایشگاه انفرادی «نقاشیعَکس»، گالری هنر خاورمیانه تهران، ۱۳۹۱.
نمایشگاه انفرادی «نقاشیعَکس»، گالری هنر «شهر بینالمللی هنر»، پاریس، فرانسه، ۱۳۹۱.
شرکت در نخستین نمایشگاه نگارخانههای جهان در ایران، تهران، باغ موزه قصر، ۱۳۹۳.
نمایشگاه انفرادی نقاشی «باوان»، تهران، باغ موزه قصر، ۱۳۹۴.
نمایشگاه انفرادی نقاشی با عنوان «هاوبهش» در در نگارخانهٔ شهرداری سنندج، ۱۳۹۵.
نمایشگاه انفرادی نقاشی با عنوان «دایه» در نگارخانهٔ کلهر کرمانشاه، ۱۳۹۵.
نمایشگاه گروهی آثار در نگارخانهٔ دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا، ۱۳۹۵.
نمایشگاه پرترهنگاری مشاهیر موسیقی ایران، فرهنگسرای نیاوران تهران، ۱۳۹۵.
نمایشگاه گروهی نقاشی، VEFA Art Gallery لس آنجلس، کالیفرنیا، ۱۳۹۷.
نمایشگاه یکصد چهرهٔ سینما و تئاتر ایران، گالری آریانا تهران، ۱۳۹۶.
نمایشگاه یکصد چهرهٔ ورزشی ایران، موزهٔ هنرهای زیبا و مجموعهٔ فرهنگی تاریخی سعدآباد، ۱۳۹۷
نمایشگاه خوشنویسی پیکسل آرت اشعار خیام، لس آنجلس، کالیفرنیا، 1400
نمایشگاه گروهی نقاشی «زن کُرد»، لس آنجلس، کالیفرنیا، 1403
جوایز هیوا پاشایی
نفر سوم بخش عکاسی جشنوارهٔ فرهنگی هنری دانشجویان سراسر کشور، ۱۳۷۸.
نفر سوم همایش نگارش بسمالله حوزهٔ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۲.
نفر اول بخش گرافیک، چهارمین جشنوارهٔ هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۲.
برگزیدهٔ دومین جشنوارهٔ جهانی هنر مقاومت، ۱۳۹۰.
برگزیدهٔ هفتهٔ طراحان ژاپن، توکیو، ۱۳۹۲.
سه اثر برگزیده در دوسالانهٔ هنرهای تجسمی ونیز ایتالیا، ۱۳۹۴.
۱۳۹۴ دریافت حکم نخبهٔ هنری از دولت فدرال آمریکا (EB1).
میرزا محمدرضا خان کلهر
میرزا محمدرضا خان کلهر (۱۲۰۸، گیلانغرب - ۲۹ مرداد ۱۲۷۱، تهران) از خوشنویسان صاحبنام خط نستعلیق در زمان قاجار بود. او از خوشنویسان پرآوازهٔ دوره ناصری و از نستعلیقنویسان مؤثر در تاریخ هنر ایران بهشمار میرود که شیوهای خاص در نستعلیقنویسی ایجاد کرد. این شیوه پس از او و تا زمان حاضر شیوهٔ رایج نستعلیقنویسی دوران معاصر محسوب میشود.
زندگی میرزا محمدرضا خان کلهر
محمدرضا کلهر، فرزند محمدرحیم بیگ خمان جلودار فوج سواره رو ایل کلهر بود. خمان نام جد اول این طایفه است.[۲] به این خاطر که مادر او را در کوه و به حالت (خم شده) خمیده و در شرایط نامساعد (احتمالاً حمله راهزنان) به دنیا آورد؛ او را «خَمان» نامید به معنای (غمگین-غم دار) یا کسیکه مادر به (حالت خم شده) او را زاده باشد.
در درگیری که بین ایل کلهر (به سردستگی پدر وی) با قشون دولتی روی داد میرزا هم حضور داشت و بعد به تصمیم پدر، پسران خانواده از طایفه هجرت کردند ابتدا به نفت شهر و سپس طهران قدیم مهاجرت کردند بدین ترتیب او در ابتدای ساکن شدن در طهران، برای در امان بودن نام عامهٔ «کلهر» را به جای نام پدری میآورد که بعدها هم بخاطر استعمال فراوان به نام اصلی و هنری وی در تاریخ هنر ایران ثبت و ضبط شد.
پسرش اسکندر همزمان با مبتلا شدن پدر به بیماری وبا، توسط عمویش میرزا نوروز علی -میر شکار سلطنتی- به زادگاه مادری شیه رگ دیره نقل مکان نمود، این هجرت به دلیل شیوع وبا و قحطی همگانی بود که در تهران و نواحی اطراف رخ داد. سپس فرزندان و نوادگان وی: الهی خمان، ابراهیم اسکندری خمان و خوشنویس و مینیاتوریست معاصر سهراب اسکندری کلهر مهاجرت کردند.
خوشنویسی محمدرضا خان کلهر
در نوجوانی به کار خوشنویسی رو آورد؛ طی حوادثی به تهران آمد و نزد میرزا محمد خوانساری شاگرد محمد مهدی تهرانی تعلیم خط گرفت. از آنجایی که از استادان خود پیشی گرفت از روی خطوط باقیمانده از میرعماد مشق کرد. حتی یکبار به اصفهان رفت تا از روی کتیبه معروف میرعماد در تکیه میرفندرسکی مشق کند. صاحبنظران این مشقها و تلاشهای شبانهروزی و جانفرسای کلهر را در خلقیات ویژه او میدانند که برخی معتقدند رفع عیوب فنی و زیباشناختی نستعلیق بود.
او افزون بر نستعلیق در شکسته نستعلیق نیز استاد بود. میرزا رضا چون در نستعلیق سرآمد شد و شهرت یافت ناصرالدین شاه قاجار او را احضار کرد و بسیار مورد توجه شاه قرار گرفت. حتی شاه اندکی شخصاً نزد وی مشق خط کرد. ناصرالدین شاه خواست که وی در وزارت انطباعات (وزارت چاپ) به کار گمارده شود اما از آنجایی که میرزا مردی بلندهمت و آزادمنش بود نپذیرفت و به کتابتی مختصر و دستمزدی اندک میساخت.
فقط یکبار که ناصرالدین شاه به مشهد میرفت به شوق زیارت حرم امام رضا در اردوی شاه ملازم شد. او در این سفر در ضمن سفر کار خوشنویسی روزنامه وقایع اتفاقیه را انجام میداد که به تدریج چاپ میشد.
پس از بازگشت از خراسان با شیوع همگانی وبا در تهران، او هم مبتلا شد و در روز جمعه ۲۵ محرم الحرام سال ۱۳۱۰ در گورستانی در حسن آباد که اکنون محل آتشنشانی شهرداری تهران است به خاک سپرده شد.
در دوره قاجار با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله اساتید قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیقنویسی تغییراتی حاصل شد. از سویی جامعهای که گامهای نخست برای حرکت بهسوی مدرن شدن را طی میکرد.
خوشنویسی هم به سمت هنرهای کاربردی رفت و با این تحولات همراه شد. خوشنویسی ایرانی با از دست دادن مصرف اصلی آن یعنی کتابت و مواجهه با نیازهای جامعه مدرن در قرن اخیر روند تازهای را دنبال کرد.
هنرهای کاربردی رفت و با این تحولات همراه شد. خوشنویسی ایرانی با از دست دادن مصرف اصلی آن یعنی کتابت و مواجهه با نیازهای جامعه مدرن در قرن اخیر روند تازهای را دنبال کرد.
ویژگیهای فردی میرزا محمدرضا خان کلهر
محمدرضا کلهر مردی تکیده با قدی متوسط بود که محاسنی کوتاه داشت که اندکی به سرخی میزد. میرزا رضا در جوانی به سبب زندگی ایلی به سوارکاری و تیراندازی تمایل داشت. از این رو مردی بنیه دار و نیرومند بود.
میرزا محمد رضا کلهر مردی پاکدامن، بلند نظر، هنردوست و خوش محضر بود و از لذایذ دنیا جز هنر خود به چیزی علاقهای نداشت. برخی از روزها هجده ساعت را صرف مشق خط میکرد و اغلب خطهای خود را چون مناسب طبع بلند خود و دور از انتظارش نمییافت محو میکرد و از بین میبرد. بیشتر آنچه از او مانده رقم (امضاء) ندارد. او برای امرار معاش به کتابت چند کتاب پرداخته که خوشبختانه باقی ماندهاند.
آثار میرزا محمدرضا خان کلهر
محمدرضا کلهر با نگارش روزنامههایی چون شرف و شرافت و کتابهایی چون ریاض المحبین و فیضالدموع و سفرنامههای ناصرالدین شاه قاجار به خراسان نمونههایی برای تمرین مشق در وسعت زیاد برای مشتاقان بهجای گذاشت.
او به جهت خوشنویسی بر روی سنگ و با مرکب غلیظ که برای چاپ سنگی اجتنابناپذیر بود شیوهای پدید آورد که حروف آن چاق و کشیدهها کوتاه بودند از آنجایی که ارتباط خوشنویسان در اواخر دوره قاجار با سلسله اساتید قدیمی قطع شده بود آثار چاپ شده محمدرضا کلهر سرمشق خوبی برای علاقهمندان به خط بهشمار میرفت این شیوه تا هماکنون شیوهٔ رایج و مطلوب بسیاری از خوشنویسان معاصر میباشد. از مهمترین آثار خطی او فیضالدَموع است که در کتابخانه سلطنتی ایران نگهداری میشدهاست.
شاگردان میرزا محمدرضا خان کلهر
پس از کلهر عمادالکتاب سیفی قزوینی از آثار او مشق کرد و این شیوه را رواج داد. عمادالکتاب را میتوان آخرین حلقه از سلسله استادان پیشین در خط دانست که از او «آداب المشقی» باقی ماند و همین او را به سلسله خوشنویسان معاصر متصل کرد.
از شاگردان مستقیم میرزا رضا کلهر میرزا زین العابدین شریفی قزوینی معروف به ملک الخطاطین است. از نظر اشاعه هنر خوشنویسی و شیوه خطاطی کلهر مهمترین شاگرد او آقاسید مرتضی برغانی بود که سبک کلهر را به دو فرزند خود حسن میرخانی و حسین میرخانی آموزش داد. این دو استاد که با یک واسطه شاگرد کلهر محسوب میشوند با تأسیس انجمن خوشنویسان ایران در تعلیم خوشنویسان معاصر بسیار کوشیدند.
نظر شاگردان میرزا محمدرضا خان کلهر
عبدالله مستوفی از شاگردان کلهر در کتاب خود «شرح زندگانی من» آورده: برادر بزرگترم و من از شاگردان استاد کلهر بودیم، او مردی ثابت قدم، گزیده گو و راست گفتار، خوش خلق، مهمان نواز و قانع به نیم نان خویش بود. او همیشه بر این احوالات نیکو بود و در حالیکه به راحتی و با زحمت کمتر میتوانست کارمند وزارت چاپ و نشر شود (در مقطعی از طرف دربار و امیر کبیر به او پیشنهاد شد) اما او این درخواستها را رد میکرد.
سوای این مطلب کلهر به اندک مواجب و مستمری که از شاگردان بدست میآورد قناعت میکرد تعداد شاگردان وی گاه به تعداد انگشتان یک دست نمیرسید در صورتیکه شاه و دخترش، وزیران و خانوادههای آنان و عامه مردم منت پذیر شاگردی در مکتب و محفل انس او بودند.
گاهی اوقات که عصرگاه ما به درب منزل اجارهای او در سنگلج برای مشق گرفتن میرفتیم میفهمیدیم که او و خانوادهاش نهار نخورده چشم براه ما هستند تا از پول و مواجبی اندکی که میدهیم نهاری برای خانواده تهیه کنند. به مال دنیا بسیار بیتوجه و بیمیل بود و تمام عمرش را صرف مشق کردن نمود.
نحوه مشق او هم منحصر بفرد بود: یک هفته تمرین حرف «ن ی» و دایره میکرد و یک هفته بعد هم به مشق «کشیدها و مدات» مشغول بودند بطوریکه در صفحه مشق وی یک نقطه سفیدی باقی نمیماند.
او دوستان اندک و خاصی داشت در شاگرد گرفتن هم بسیار سختگیر و نمونه گزین بود. یکی از دوستان وی که دایم به او سرکشی میکرد هادی نجمآبادی بود که ایشان بههمراه یارانش در هنگام مرگ کلهر را در حسنآباد به خاک سپردند.
سید مرتضی نجومی در کتاب «یادنامه محمدرضا کلهر» نوشته:
در مجلس انس و الفت استاد کلهر عشق موج میزند. آن عزیز همشهری من به چنان مرحلهای از خلوص و تهذیب نفسانیت دست یافته بود که جان داده بود و به جانان رسیده بود. اندک دوستان و هم صحبتان وی چند تن از خواص وقت همچون هادی نجمآبادی بودهاند. همیشه پیش از طلوع آفتاب برمیخیزد و هیچگاه نماز صبح و راز و نیاز با معبود خویش را قضا نمیکند به نیم نانی خرسند است و منت نمیکشد.
هیچگاه پای آثارش را امضا نمیزند و بیشتر خطوطش را با آب شسته است چرا که ترجیح میداده که آب روان آنها را پاک کند تا بدست... بیفتد. اندک آثاری از خط وی در دست است ولی همین هم غنیمت است آنکس که ورقی از دستنوشتههای او را میخرد خرسند است چراکه اندک مالی داده و جان عالمی را خریده است (اگرچه میلیاردها میلیارد پرداخت کرده باشد، ایشان میافزایند: چرا بخود نبالم که من از رهروان راه پاک او و از دوستداران و همشهریان ایشان هستم...
سید مرتضی نجومی
سید مرتضی نجومی (۵ آذر ۱۳۰۷ در کرمانشاه -۲۵ آبان ۱۳۸۸ در کرمانشاه)، روحانی شیعه، مفسر قرآن و خوشنویس ایرانی بود. وی عضو پیوسته فرهنگستان هنر و چهره ماندگار هنر ایران بود.
در آثار به ثبت رسیده از او میتوان به مجموعه عکسی از آثار خطی او، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون: «رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصویر و التمثیل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسیر سوره مؤمن و رسالهای در تعظیم شعائر اسلامی» اشاره کرد.
او از برترینهای هنر خوشنویسی جهان بود و نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی به تمرین و ممارست پرداخت تا در انواع خطوط اسلامی خطاطی چیرهدست شد. او همچنین در تذهیب و تشعیر و تجلید و گل و بوتهسازی آثار جاودانهای پدیدآورد. وی به عنوان یکی از چهرههای ماندگار ایران در عالم هنر، مورد تقدیر قرار گرفت.
زندگینامه سید مرتضی نجومی
در ۵ آذر ۱۳۰۷ در محله برزهدماغ در کرمانشاه زاده شد و تحصیل علوم حوزوی را نخست نزد پدرش و دیگر اساتید کرمانشاه آغاز کرد و با تأسیس حوزه علمیه کرمانشاه در مسجد حاج شهبازخان نزد اساتیدی چون آقا میرزا ابراهیم پورمعتمد، سیدمحمود معصومی لاری و حسن حاجآخوند تحصیلات دینی را ادامه داد.
او در سال ۱۳۲۹ خورشیدی (۱۳۶۹ قمری) به شهر نجف رفت و در مدارس سیدمحمد کاظم یزدی، مدرسۀ آیتالله آخوند خراسانی، مدرسۀ «حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل» و مدرسۀ آخوند به تحصیل دروس حوزوی پرداخت و به درجۀ اجتهاد رسید.
در سال ۱۳۴۹ در پی اخراج ایرانیان مقیم عراق توسط ارتش بعث، نجومی به کرمانشاه مراجعت و اتا پایان عمر در کرمانشاه اقامت گزید و فعالیتهای هنری خود را پی گرفت و به یکی از چهرههای پرنفوذ مذهبی شهر بهشمار میرفت. نجومی صبح روز ۲۵ آبان ۱۳۸۸، در سن ۸۱ سالگی در شهر کرمانشاه درگذشت.
تولد و خانواده سید مرتضی نجومی
بر اساس شناسنامه، وی متولد ۲۶ بهمن ۱۳۰۷ است، هرچند در نوشتهای از خود او در پشت نسخهای نفیس از نهج البلاغه، به نقل از پدرش ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۴۶ مصادف با ۵ آذر ۱۳۰۷ در کرمانشاه ثبت شدهاست.
وی فرزند سید محمد جواد نجومی فرزند آقاسید میرزا اسماعیل نجومی است. بر اساس شجرهنامهای که در پشت همان کتاب آمده سلسله سیادت او به امام چهارم شیعیان علی ابن الحسین میرسد.
خانوادۀ پدری وی حدود دو قرن پیش از سمنان و عراق برای تبلیغ مذهب تشیع وارد شهر کرمانشاه شدند. پدر و جدش آقا سید میرزا اسماعیل نجومی متولد کرمانشاه و از سادات ساکن در شهر کرمانشاه بودند و طول عمرشان را در آنجا سپری کردند. مادر او نیز از خانوادۀ آلآقا و فرزند مرتضی علمالهدی آلآقا بود.
دوران کودکی و نوجوانی سید مرتضی نجومی
در سال ۱۳۱۴ در دبستان هدایت کرمانشاه به تحصیل پرداخت و تا کلاس ششم آنجا بود که بعد در سال ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ کلاسهای اول و دوم دبیرستان را نیز گذراند و به تحصیل دروس حوزوی پرداخت.
دوران جوانی و تحصیل علوم حوزوی سید مرتضی نجومی
در شرایطی که مدرسهٔ علوم دینیای در کرمانشاه وجود نداشت، وی تحصیل علوم حوزوی را در محضر پدرش و دیگر استادهای شهر شروع کرد تا آنکه با گذشت چند ماه، علمای شهر به امر سید ابوالحسن اصفهانی، حوزهٔ علمیهٔ کرمانشاه را پایهگذاری کردند که در مسجد حاج شهباز خان برگزار میشد.
زندگی در نجف سید مرتضی نجومی
او در کتاب کیمیای هستی دربارهٔ دلیل عزیمت به عراق (نجف) آورده است: «رفت و آمد علاقمندان و همشهریان را به منزل والد و معاشر بیش از اندازه را بلائی برای ادامه تحصیل دیدم لذا تصمیم به عزیمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم».
در سال ۱۳۲۹ خورشیدی (۱۳۶۹ قمری) به نجف رفت و در مدارس آقا سید محم کاظم یزدی، آیتالله آخوند خراسانی، حاجی «حاج میرزا حسین خلیلی»، آخوند به تحصیل پرداخت.
وی در این ایام در درس خارج استادانی چون میرزا محمد باقر زنجانی، میرزا حسن موسوی بجنوردی، محسن حکیم و سیدمحمود شاهرودی شرکت کرد.
تشکیل خانواده سید مرتضی نجومی
وی در سال ۱۳۳۴ با دختر سید عباس ناجی از علمای نجف به نام به نام اشرفالسادات ناجی که اصالتاً از اهالی آذربایجان ایران بود ازدواج کرد و از او سه پسر و سه دختر و تعدادی نوه به جا ماندهاست. همسر وی اشرفالسادات ناجی در ۶ دی ۱۴۰۲ درگذشت.
بازگشت سید مرتضی نجومی به ایران
در پی اخراج ایرانیان مقیم عراق توسط بعثیها او نیز در سال ۱۳۴۹ به کرمانشاه بازگشت. از آن به بعد در کرمانشاه زندگی کرد و به یکی از چهرههای پرنفوذ معنوی شهر تبدیل شد. او در مسجد نواب نماز میگزارد که از جمله مساجد فعال شهر کرمانشاه است.
سید مرتضی نجومی در جریان انقلاب
او در خصوص فعالیتهایش در دوران انقلاب چنین نگاشته است: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامی دیگر مجال نوشتن کتابی یا استنساخی پیدا نشد و به کارهای معمولی و وظایف مقرره روحانیت مشغول شدیم. تا اوان انقلاب اسلامی که جوانان عزیز و سر باخته، دستگاه تکثیر و چاپ اعلامیهها را مخفیانه به منزل ما آوردند؛ بهطوریکه خود آقایان روحانیون محترمی که کاملاً در جریان انقلاب بودند، نمیدانستند که اعلامیهها کجا تکثیر میشود.
حتی گاهی جلسه آقایان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزیز در زیر زمین مشغول تکثیر و چاپ اعلامیهها با انشاء این حقیر بودند.» در اوج درگیریهای انقلاب در ۹ مهر ۱۳۵۷ داماد او محمدصادق صابونپز در درگیری با عوامل رژیم شاه جان باخت.
آثار و تألیفات سید مرتضی نجومی
در آثار به ثبت رسیده از او میتوان به مجموعه عکسی از آثار خطی او، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصویر و التمثیل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسیر سورهٔ مؤمن، و رسالهای در تعظیم شعائر اسلامی اشاره کرد.
او در ذیل بخش آثار و تالیفات چنین آوردهاست: «مطلبی را اینجا تذکر دهم و آن اینکه ما از اول بفکر کتابنویسی یا اگر جسارت نباشد بفکر خودنمائی و تألیف و تصنیف نبودیم و همیشه میگفتیم مردی در فهمیدن کلمات بزرگان و محققان عظیم ماست؛ لذا چندان رغبتی به نوشتن کتاب مستقل نداشتیم.» هرچند که او بسیاری از آثار بزرگان را استنساخ کرد که از جملهٔ آنها ریاض العلمای عبدالله افندی، رسالهٔ صحیحه از میرزای زنجانی و چند اثر دیگر را میتوان نام برد.
ویژگیهای هنری سید مرتضی نجومی
او در خصوص ویژگیهای هنری خود و خانوادهاش چنین نوشتهاست: «در خاندان ما هنرهای زیبا جایگاه ویژهای دارد و هنرمند خوشنویس، نقاش و صحاف زیاد داشتهایم، جدم آقای میرزا اسماعیل که در ابتدای کلام ترجمه حال ایشان را آوردم، از خوشنویسان بسیار خوبی بودند که انواع خطوط را بسیار استادانه مینوشتند و آثار بسیار ارزشمندی در این زمینه دارند که همراه برادرش آقا میرزا رضای منجم باشی از شاگردان میرزا محمدعلی خوشنویس کرمانشاهی بودهاند.» آقا سیف السادات، سید میرزا عبدالرحمن نجومی، سید میرزا محسن و سید محمد صالح سیف السادات، سید نصرالله نجومی و سید میرزا حسن نجومی و سید هادی و مهدی نجومی و آقا سید محمد جواد نجومی پدر گرانقدر وی نیز از هنرمندان این خانواده هستند.
او جزء اساتید خوشنویسی بود و تابلوهای زیبایی از او به جا ماندهاست. او نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی و احمد نجفی به تمرین و ممارست پرداخت تا در انواع خطوط اسلامی استاد و در خط نسخ و ثلث صاحبنام شد و در تذهیب و تشعیر و تجلید و گل و بوتهسازی آثاری ماندگار پدیدآورد.
در سال ۱۳۵۷ خورشیدی (۱۳۹۸ هجری قمری)، احمد معصومی زنجانی اجازهای عربی در عالم خط برای او نوشت. او لوح تقدیر در نخستین گردهمایی و جشنواره خوشنویسان جهان را از آن خود نمود و نیز به عنوان چهرهٔ ماندگار ایران در عالم هنر مورد تقدیر قرار گرفت.
همچنین به پاس خدمات ارزشمند ایشان مراسم تکریمی به همت بنیاد نخبگان استان کرمانشاه و با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و سایر مراکز دانشگاهی و دستگاه های اجرایی در سال ۱۳۹۸ با حضور جمعی از مسئولان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و مستعدین برتر برای ایشان برگزار شد.
درگذشت سید مرتضی نجومی
وی سرانجام در ۲۵ آبان ۱۳۸۸ در سن ۸۱ سالگی و در منزل شخصی خود در کرمانشاه درگذشت. در پی درگذشت او سه روز عزای عمومی در استان کرمانشاه اعلام شد.
سید علی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی، علی لاریجانی، سید محمد خاتمی، محسن رضایی و میرحسین موسوی هر یک در پیامی جداگانه درگذشت او را تسلیت گفتند.
مجمع نمایندگان استان کرمانشاه نیز طی اطلاعیهای، درگذشت او را تسلیت گفتند. همچنین شورای فرهنگ عمومی نیز در پیامی جداگانه درگذشت او را تسلیت گفت. محمد حجتی هرسینی کرمانشاهی، حسین حجت (حجتی هرسینی کرمانشاهی)، بهروز مرادی استاندار همدان، حسن ممدوحی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری، لطفی امام جمعه ایلام، علما و روحانیون اهل تسنن استان، حوزههای علیمه استان، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، سازمان بنیاد شهید، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، روابط عمومی اداره کل اطلاعات، امام جمعه، فرماندار و مسئولان ادارات سنقر و کلیایی و فرماندار قصرشیرین هم از جملهٔ دیگر شخصیتها و مسئولان سازمانها و اداراتی بودند که در خصوص درگذشت وی پیام صادر کردند.
بزرگداشت سید مرتضی نجومی
در ۲۶ دی ۱۳۹۸ مراسم بزرگداشتی برای مرتضی نجومی در تالار انتظار کرمانشاه برگزار شد که طی آن از تندیس دیگری از وی نیز رونمایی شد. همچنین مراسم بزرگداشت مرتضی نجومی ۳۰ آبان ۱۴۰۳ در تالار غدیر شهرداری کرمانشاه برگزار شد.
نصب مجسمه سید مرتضی نجومی
در ۲۳ آبان ۱۳۸۹ مجسمهای از مرتضی نجومی در محل ورودی سالن شهدای دولت استانداری کرمانشاه نصب و پرده برداری شد. این مجسمه در حوزۀ هنری کرمانشاه و زیر نظر ناصر خاورزاده و زهرا پورخوش ساخته شد. همچنین سردیسی از وی در محل سهراه شریعتی کرمانشاه نصب شدهاست.
اقدام به تبدیل منزل نجومی به موزه
پس از درگذشت مرتضی نجومی در سال ۱۳۸۸ تلاشی از جانب استانداری کرمانشاه و ادارۀ میراث فرهنگی و گردشگری کرمانشاه برای تبدیل منزل وی ب موزه صورت گرفت. با این وجود در ۱۲ دی ۱۴۰۲ اعلام شد که ساختمان محل سکونت وی حتی به ثبت ملی نیز نرسیده و تلاش برای تبدیل آن به موزه نیز به سرانجام نرسیدهاست.
در آبان ۱۴۰۳ شهردار کرمانشاه در مراسم بزرگداشت سیدمرتضی نجومی در تالار غدیر شهرداری کرمانشاه بار دیگر از تلاش برای تبدیل منزل وی به موزه خبر داد.
منابع:
یساولی ثانی، پیدایش و سیر تحول هنر خط، انتشارت یساولی، چاپ دوم ۱۳۶۰ ص ۱۷۹ و ۱۹۳
عنایت الله شکیباپور (۱۳۴۸)، اطلاعات عمومی، کتابفروشی اشراقی، ص. ۵۱
فضائلی، حبیبالله، اطلس خط، انتشارات مشعل اصفهان، ۱۳۶۲
سیدمرتضی نجومی، کیمیای هستی؛ زندگینامه خودنوشت، ص ۶۱
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.