طرح مسأله و ضروت بحث
اخلاق فناوری اطلاعات یکی از گرایشهای اخلاق کاربردی است که همچون اخلاق پزشکی، اخلاق روزنامهنگاری، اخلاق زیستمحیطی و مانند آن مورد توجه دنیای امروز میباشد.ضرورتی که جامعه جهانی و حتی برنامهریزانِ فناوری اطلاعات را به این نقطه هدایت کرده تا اصول اخلاقی را بر توسعه این فناوری حاکم بدانند، آن است که توسعه اطلاعات و ارتباطات در کنار فرصتهای فراوانی که برای جامعه جهانی فراهم آورده و مقیاس بهرهوری و بهینهسازی را در حوزه سیاست، فرهنگ و اقتصاد تغییر داده است، تهدیدها و چالشهایی جدی نیز فراروی ملل جهان پدید آورده است.
اگر دنیای امروز پذیرفته است که عصر احیای هویت تمدنی ازجمله هویت اسلامی است، ما هم باید با مشارکت در فرایندهای جهانی، اصل «تکامل» را بر محور مکتب خود تعریف کنیم.
از دهه 90 میلادی با گسترش فناوریهای نوین ارتباطی، پرداختن به مباحث اخلاقی بهویژه آثار و پیامدهای آن بر بنیانهای خانواده در کشور ما ضروری بهنظر میرسد؛ از اینرو در این مقاله سعی شده به اصول و مبانی اخلاقی تکنولوژیهای نوین ارتباطی پرداخته شود.
مقدمه و بیان مسأله
بحث رابطه «اخلاق» و «فناوری اطلاعات» در ایران سابقه چندانی ندارد، ولی اهمیت این موضوع و مباحثی از این قبیل در دنیای پیچیده امروز، بسیاری از کارشناسان و دستاندرکاران مرتبط را به اندیشه و اقدام در این زمینه تشویق کرده است.«توسعه» در دنیای کنونی را میتوان فرایند جامع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دانست که هدف از آن، بهبود مستمر رفاه مادی همه انسانها بر پایه مشارکت فعال و هدفمند در زمینه توسعه و توزیع منافع حاصل از آن است.
بر این اساس و از نگاه اسناد بینالمللی، «توسعه» اصلیترین حق جامعه بشری بهشمار میرود و حقوق دیگری همچون «حق آزادی» را باید در چهارچوب «حق توسعه» معنا کرد.
در اینجا عمق «اخلاق» در ساحت «توسعه» جستوجو و بیان میشود که مکتبهای مادی با تعریفی که از این مفهوم القا میکنند، شبکه جهانی اطلاعات را نیز در همان مسیر به گردش در میآورند. به بیان دیگر، ابتدا اخلاق و اخلاقیبودن را به هماهنگی با توسعه و توسعهیافتگی مادی تفسیر میکنند و سپس با این معیار به کنترل فناوری اطلاعات و ارتباطات میپردازند که به آثار و پیامدهای گوناگون منجر شده است.
ضرورت و منزلت «اخلاق فناوری اطلاعات»
اخلاق فناوری اطلاعات یکی از گرایشهای اخلاق کاربردی است که همچون اخلاق پزشکی، اخلاق روزنامهنگاری، اخلاق زیستمحیطی و مانند آن مورد توجه دنیای امروز میباشد.ضرورتی که جامعه جهانی و حتی برنامهریزان فناوری اطلاعات را به این نقطه هدایت کرده تا اصول اخلاقی را بر توسعه این فناوری حاکم بدانند، آن است که توسعه اطلاعات و ارتباطات در کنار فرصتهای فراوانی که فراهم آورده و مقیاس بهرهوری و بهینهسازی را در حوزه سیاست، فرهنگ و اقتصاد تغییر داده، تهدیدها و چالشهایی جدی را نیز فراروی ملل جهان پدید آورده است.
لزوم تدوین اخلاق فناوری اطلاعات از نگاه «جهانیسازان»
این تهدید، پرچمدارانِ این جریان را به فکر فرو برده تا بیشازهمه بر «اخلاق فناوری اطلاعات» تأکید ورزند. آنها بر این باورند که هرچند فرصت عظیمی را در اختیار مدیران قرار دادهاند تا به سرعت جامعه جهانی را بهسمت نظم نوین جهانی هدایت کنند.اما فناوری اطلاعات همان گونه که تهدیدی برای ملتهاست، وحدت جامعه جهانی را نیز بهخطر انداخته؛ زیرا سرعت تولید اطلاعات و امکان ورود آزادانه در فضای اطلاعاتی، بههمریختگی و ناهماهنگی در وحدت جهانی را محتمل ساخته و حرکت بهسوی توسعه جامع، هماهنگ و پایدار در مقیاس جهانی که اکنون جهانیسازان آن را پیگیری میکنند، بدون هماهنگسازی در تصمیمگیریهای جهانی ممکن نیست.
این هماهنگسازی نیز در بستر «اطلاعات» اتفاق میافتد؛ یعنی اطلاعات ما، تصمیمسازیها را در سطوح مختلف خرد، کلان و توسعه سامان میدهند (قاسمی، 1393).
بنابراین هماهنگی در تولید و توزیع اطلاعات و مدیریت این شبکه، بهگونهای که پراکندگی در آن رخ ندهد، ضامن وحدت جامعه جهانی و حرکت بهسمت توسعه است؛ اما چنانچه این هماهنگی بههم بریزد، وحدت جامعه جهانی نیز مخدوش میشود.
در این شرایط مدیرانی که بیشترین منفعت و اصلیترین انتفاع را از فناوری اطلاعات میبرند، احساس میکنند وقتی مسیر اطلاعات باز باشد، آرامآرام اطلاعاتی وارد این فضا میشود، بنابراین حریمهای خصوصی و فضاهای مختص به ایشان را میشکند و وحدت رویهای را که در «جهانیسازی» درنظر داشتهاند، بههم میزند.
به بیان دیگر، آنچه دنیای امروز بهسمت آن حرکت میکند، تحقق وحدت رویه در تولید علم است. دنیای امروز میخواهد گزارهها و فرضیههای علمی را نیز به یک جهت رهنمون سازد و شبکه علوم را پدید آورد تا بتواند تصمیمسازیها و تصمیمگیریها را انسجام بخشد.
بر این مبنا، چون فرصتهای اطلاعاتیای که در اختیار جامعه جهانی قرار میگیرد، میتواند این وحدت رویه را بههم بزند و وحدت جامعه جهانی را با خطر روبهرو سازد، بنابراین مدیران جهانی بر آن شدهاند تا اصول اخلاقی خاصی را تعیین کنند و به ثبت جامعه جهانی برسانند، آن گاه براساس آنها وفاق اجتماعی ایجاد کرده و این اصول را با ضمانتهای اجرایی در جامعه اطلاعاتی، عملیاتی سازند.
همانند آنچه در آغاز پیدایش جامعه صنعتی، به عنوان «منشور ملل» و «حقوق بشر» به ثبت رسید، اینها نیز برای ایجاد وحدت رویه در توسعه جهانی، درپی ثبت اصول اخلاقی موردنظر خود، در سرآغاز پیدایش جامعه اطلاعاتی هستند (همان).
آنچه گفته شد، بحث «اخلاق و فناوری اطلاعات» را ضروری ساخته و آن را به عنوان یکی از گرایشهای اخلاق کاربردی و حتی تا سرحد «فلسفه اخلاق» پیش برده است.
چون ما در فناوری اطلاعات با دنیایی مجازی روبهرو هستیم که مفاهیم آن با دنیای حقیقی متفاوت است، بنابراین مفاهیم و حتی بنیادهای اخلاقی همچون امنیت و حریم خصوصی باید از نو بازنگری شود. از اینرو بحث از «اخلاق و فناوری اطلاعات» حتی در مقیاس فلسفه اخلاق، ضروری میشود.

پیوند «اخلاق» و «فناوری اطلاعات» در مقیاس «توسعه»
چنانچه ضرورت بحث «اخلاق و فناوری اطلاعات» پذیرفتهشده باشد، باید اذعان کرد که در جهانِ بهاصطلاح توسعهنیافته امروز یا «جهان سوم»، به اشتباه اخلاق را درون جریان «توسعه» تعریف و فقط به اخلاق خُرد بسنده کردهاند؛ یعنی پس از تعریف جریان «توسعه» و مشخصشدن مسیر حرکت جامعه بهسمت یک چشمانداز، از اخلاق که انگیزش و تقوا ایجاد میکند، بحث میکنند تا درنهایت حدود و اصولی که راه و فرصتها را برای رسیدن به آن «توسعه» تبیین میکند، رعایت شود.در ایران اسلامی نیز آنچه در حوزه «اخلاق و فناوری اطلاعات» بحث میشود، معمولاً به اخلاق خُرد باز میگردد؛ برای نمونه بحث سرقت اطلاعات، حریم خصوصی و خطا در نرمافزارها مطرح میشود؛ به عبارت دیگر نسبت اخلاق و فناوری اطلاعات را در مقیاس مشارکت در مصرف مطرح میسازند و در مقیاس تولید و مدیریت اطلاعات، کمتر سخن میگویند (شرفالدین، 1392).
برژینسکی در کتاب «شطرنجباز بزرگ» که استراتژی آمریکا را بررسی میکند، میگوید هدف ما در ردیابی و جاسوسی اطلاعاتی، به لیبی و عراق اختصاص ندارد، بلکه کشورهای دوست همچون فرانسه را هم دربر میگیرد.
با توجه به این مثال، باید گفت درست است که برای برخی از سوءاستفادههای اخلاقی بایستی چارهجویی کرد، ولی پرسش این است که چرا باید نسبت اخلاق و فناوری اطلاعات را تا این حد تنزل دهیم؟ آیا بهراستی غربیها نیز رابطه اخلاق و فناوری اطلاعات را در این مقیاس دنبال میکنند؟
حضور مبانی«غرب» در «اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی»
برای اینکه روشن شود «غرب» رابطه «اخلاق و فناوری اطلاعات» را در چه سطحی پیگیری میکند، بندهایی از اعلامیه «اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی» که در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در ژنو 2003 و تونس 2005 به تصویب رسید، بیان میشود. در ابتدا به اصولی که چهره اصول اخلاقی ندارند، ولی به باور ما اصلیترین اصول اخلاقی را دربر گرفتهاند، اشاره میکنیم.اصل سوم: «ما جهانشمولی، تفکیکناپذیری، استقلال و همپیوندی تمام حقوق انسانی و آزادیهای اصولی شامل حق توسعه را همانگونه که در اعلامیه وین آمده، تأیید میکنیم. ما همچنین تأیید میکنیم که دموکراسی، توسعه پایدار، احترام به حقوق انسانی و آزادی اصولی، و نیز حکومت خوب در تمام سطوح، وابسته بههم هستند و باید بهصورت متقابل تقویت شوند. علاوه بر این ما تصمیم گرفتهایم که احترام به قوانین در سطح بینالمللی و ملی را تقویت کنیم».
اصل چهارم: «به عنوان یکی از اصول جامعه اطلاعاتی و همانگونه که در بند 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان شده است، ما تأیید میکنیم که هر کسی دارای حق آزادی بیان و آزادی عقیده است و این حق شامل آزادی حفظ عقاید بدون دخالت دیگران، حق جستوجو، دریافت و بهرهمندشدن از اطلاعات و ایدهها از طرف هر رسانهای بدون توجه به مرزهاست. ارتباطات به عنوان یکی از اساسیترین فرایندهای اجتماعی، از اصولیترین نیازهای بشر و پایه تمام سازمانهای اجتماعی است. این موضوع در کانون جامعه اطلاعاتی قرار دارد. هر کسی در هر کجا باید فرصت مشارکت در جامعه اطلاعاتی را دارا باشد و هیچکس را نباید از بهرهبردن از مزایای فعالیتهای جامعه اطلاعاتی محروم کرد».
فرصت این اصول، بنیاد اصول اخلاقی است که جهاننگری غرب در آنها جلوه کرده است. این اصول زیربنای ساخت و پردازش جامعه اطلاعاتی را در سطح «توسعه» پی میریزد. در اصل باید «حق توسعه» را که از چندی پیش وارد مباحث حقوقی شده است، به عنوان بنیادیترین اصول اخلاقی غرب بهشمار آورد؛ زیرا منحصرساختن اصول اخلاقی در مقیاس خُرد و بیتوجهی به اخلاق توسعه که باید بر جامعه اطلاعاتی حاکم باشد، ناشی از بیدقتی در عمق مقوله «اخلاق» است.
برخی از اصول دیگرِ اعلامیه اصول ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی که بهطور روشن، ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی را برمیشمارد، عبارتاند از:
اصل پنجاه و ششم: «یک جامعه اطلاعاتی باید به صلح احترام بگذارد و ارزشهای بنیادی و اصولی شامل آزادی، برابری، اتحاد، بردباری، احترام به سرشت طبیعی و مسئولیتهای مشترک را پاس بدارد».
اصل پنجاه و هفتم: «ما اهمیت اخلاقیات در جامعه اطلاعاتی برای رشد عدالت و هویت و ارزش نوع بشر را تأیید میکنیم. امکانات حفاظت از خانواده و تواناساختن آن برای ایفانمودن نقش حیاتی و مهم آن در جامعه باید اصلاح شود».
اصل پنجاه و هشتم: «آزادی استفاده از ICT و ایجاد مضامین باید با احترام به حقوق بشر و آزادیهای اصولی دیگران، شامل حفظ خِرَد، آزادی اندیشه، عقیده و مذهب و مطابق با اسناد بینالمللی مربوطه باشد».
اصل پنجاه و نهم: «تمام بازیگران جامعه اطلاعاتی باید ازطریق فعالیتهای مناسب و اقدامات پیشگیرانه، مطابق با قانون، از استفاده نادرست از ICT، مانند فعالیتهای غیرقانونی مربوط به اعمال نژادپرستی، تبعیض نژادی، بیگانهترسی و تعصبات مربوط به آن، نفرت، خشونت و انواع شکلهای سوءاستفاده از کودکان و انواع استفاده و بهرهبرداری از نوع بشر جلوگیری کنند».

در نقش «مکتبها» در تبیین «اخلاق توسعه فناوری اطلاعات»
تفاوت تفسیر «مکتبها» از اخلاق توسعه
توسعه را میتوان بهگونهای دیگر تعریف کرد و آن را «تکامل» نامید؛ یعنی جامعه جهانی باید بهسمت «تکامل» سیر کند و همه اصول دیگر بر محور اصل «تکامل» بازتعریف گردد. در اینجاست که «مکتبها» ظهور مییابند و هر مکتبی، «تکامل» یا «توسعه» را بهگونهای تعریف میکند.سوسیالیستها، آرمانشهرِ کمونیستی تعریف میکنند و براساس آن آرمانشهر، به ترسیم چشمانداز خود میپردازند و استراتژی و سیاست و برنامهشان را مشخص میسازند. در مبنای غربی، جامعه توسعهیافته جامعهای است که اصول لیبرالدموکراسی را که بهمثابه «پایان تاریخ» تلقی میشود، پذیرفته و پیاده کرده است.
بنابراین اختلاف مکتبها به اختلاف تعریف از توسعه و تکامل میانجامد. این اختلاف، چشماندازها و سپس استراتژیها و سیاستها را تغییر میدهد و محتوا و برنامه و سازمان را دستخوش دگرگونی میسازد؛ یعنی محتوا، سازمان و برنامه، تابعی از سیاست و استراتژی و چشمانداز، و چشمانداز، تابع نگرش به تکامل و توسعه است که در این نگاه، مکتبها نقش اصلی را دارند.
برتری «اسلام» در طرحریزی «اخلاق توسعه فناوری اطلاعات»
اگر دنیای امروز پذیرفته است که عصر احیای هویتهای تمدنی از جمله هویت اسلامی است، ما نیز باید با مشارکت در فرایندهای جهانی، اصل «تکامل» را بر محور مکتب خود تعریف کنیم. اگر نظریهپردازان غرب با ترسیم فرایند «توسعه» و تبیین اصول چشماندازها بهسمت برنامهریزی جهانی بروند، رعایت اخلاق و تقوا در این منزلت، به مفهوم پیروی از اصول اخلاقی در چهارچوب تمدن مادی خواهد بود.نتیجه رعایت این اصول اخلاقی، رسیدن به توسعهای است که حرص به دنیا را شدیدتر و جامعتر و همهجانبهتر میسازد. البته جامعه اطلاعاتی در مقیاس جهانی فرصتهای مهمی را در اختیار اسلام قرار میدهد که ما باید این فرصتها را مغتنم بشماریم. دراینمیان نکته مهم این است که قرارگرفتن در درون چهارچوبهای اخلاقی غرب و ورود به جامعه اطلاعاتی آنها، ما را به مصرفکننده اخلاق بدل میسازد.
ما همانگونه که در جریان توسعه اطلاعات، باید تولیدکننده باشیم و مدیریتِ تولید اطلاعات را هم در دست بگیریم، در اخلاق حاکم بر جامعه اطلاعاتی نیز نباید مصرفکننده اخلاقی، بلکه باید تولیدکننده اصول اخلاقی باشیم و در مقیاس مدیریت اخلاق شبکه اطلاعرسانی نیز حضور یابیم و اصول اخلاقی حاکم بر فرایند جامعه اطلاعاتی را سامان بخشیم. اگر نتوانیم تعریفهای حاکم بر جامعه جهانی را تغییر دهیم، در درون این تعریفها، هرچه تلاش کنیم، نصیبی نمیبریم.
توسعه بهرهوری نشانه تکامل نیست و وابستگی روانی به دنیا که توسعه کامیابی به آن را نتیجه میدهد، از تکامل بشر حکایت نمیکند. تکامل مترادف با توسعه عبودیت است. اگر توسعه عبادت و قرب به حضرت حق (عزوجل) بر همه روابط زندگی انسان حاکم شد، وی در مسیر تکامل قرار گرفته است.
تمدن مادی بهتدریج توانست بهسمت کلنگری و توسعهنگری حرکت کند و محوری کلی برای جامعه جهانی ترسیم سازد و برآیندها را بهسوی آن رهنمون کند. ما نیز باید به تولید ادبیات و اخلاق کاربردی همچون اخلاق فناوری اطلاعات اهتمام ورزیم.
دراینمیان باید از خلط اخلاق و روحیات فردی همچون حرص، حسد و مانند آن با «اخلاق توسعه» یا «اخلاق تکامل» پرهیز کرد. اخلاق فناوری اطلاعات بر محور «تکامل» که همان «گسترش عبودیت» است شکل میپذیرد. از این نگاه، آزادی در چهارچوب «تکامل» و «عبودیت» قرار میگیرد.
اگر جامعه بهسمت عبودیت حرکت نکند، بهجای اینکه آزادی معنوی یا آزادی اجتماعی بهوجود آورد، بردهداری مدرن ایجاد خواهد کرد و اسارت اجتماعی را توسعه خواهد داد؛ یعنی نه آزادی اجتماعی تحقق پیدا میکند، نه آزادی اخلاقی. این دو آزادی در گرو عبودیت است؛ زیرا وقتی انسان به دنیا دعوت شود، انسان ماکیاولی «گرگصفت» پدید میآید.
میتوان گفت معدل انسانشناسی غرب و انسان نرمال غربی، همان انسان ماکیاولی است. انسانی که به منافع شخصی و به سود خود میاندیشد و تا جایی به تعامل و همدلی و همکاری با دیگران میپردازد که به سود خودش دست یابد. آنجا که سودش به مخاطره میافتد، دلیلی ندارد که منافع دیگران را رعایت کند.
از این منظر، جامعه متوحش و جامعه متمدن، تفاوت مهمی دارند. جامعه متوحش، جامعهای است که مردم از یکدیگر وحشت دارند و هر کسی مراقب است تا از دیگران زیان نبیند؛ در مقابل، جامعه متمدن، جامعهای است که مردم در آن احساس انس و امنیت میکنند و هر کسی مراقب خود است که به دیگران زیان نرساند؛ به عبارت دیگر خود در رنج است تا دیگران در راحتی باشند.
حال اخلاقِ کدام مکتب میتواند جامعه متمدن برپا سازد؛ مکتبی که بشر را به دنیاپرستی، سودجویی و رفاهطلبی میخواند، یا مکتبی که انسانها را بزرگتر از دنیا میشناسد و همدلی، همفکری و همکاری آنها را بر محور عبودیت سامان میدهد؟
انسان در مکتب انبیا، انسان ماکیاولی نیست، بلکه انسانی است که به بیش از دنیا میاندیشد و به «ایثار» در دنیا میرسد تا جز خدا در وجود او نباشد. در مکتب مادی، «توسعه لذت»، اصل محوری اخلاق است که چشمانداز و برنامهریزی جامعه جهانی در پیرامون آن جای میگیرد. در نتیجه طیف اقلیت در رأس هرم قدرت جهانی مینشیند و همه قاعده هرم را زیر فشار قرار میدهد و نام آن را آزادی و دموکراسی مینهد.

گامهای مؤثر در رویارویی با مخاطرات شبکه جهانی اطلاعات
بهمنظور رهایی از اصول اخلاقی یا همان قید و بندهایی که استعمار نوین برای قاعده هرم پی ریخته است، باید اصول اخلاقی حاکم بر جامعه جهانی از جمله جامعه اطلاعاتی را تغییر دهیم و از نو تبیین کنیم. برای این تغییر میتوان سه گام را ترسیم کرد:گام نخست این است که در جامعه اطلاعاتی حضور یابیم و گزینش کنیم، نه اینکه مصرفکننده صرف باشیم. همزمان، افشاگری نسبتبه شبکه جهانی و آشکارساختن این نکته است که اخلاق خاصی بر جریان «توسعه» حاکم میباشد.
گام دوم این است که مدل گزینش و تجزیهوتحلیل اطلاعات را براساس فرهنگ خویش پدید آوریم تا اطلاعرسانی جهانی نتواند با طبقهبندی اطلاعات، هویت ما را تغییر دهد و تصمیمسازی کند.
در اطلاعرسانی امروز، با دستهبندی خاصی که در چینش اطلاعات انجام میدهند، تمایلات را هدایت میکنند و به بیم و امید خاصی در متن جوامع دامن میزنند. درحقیقت، این خبررسانی نه حکایت از حادثه رخداده، بلکه بهمثابه ایجاد حادثه است که با برهمزدن تناسبات و ایجاد ترکیبات ویژهای در رسانهها و اطلاعرسانی انجام میپذیرد.
چنانچه این کارها را انجام دهیم، بی تردید قطبهای قدرت در جهان مجبور میشوند ما را نیز در مقیاس مدیریتِ شبکه دخالت دهند. در گام بعدی خود، باید در مدیریت اخلاق شبکه اطلاعاتی (نه صرفاً در اخلاق مصرف) به ایفای نقش بپردازیم.
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد اینکه، جریان اخلاق در فناوری اطلاعات، به کاربرد این فناوری باز نمیگردد و فناوری اطلاعات فقط یک فضای الکترونیکی نیست که هیچ بار ارزشی نداشته باشد؛ چون نفس «فناوری اطلاعات» و در رتبه قبل از آن، نفس «اطلاعات» و نیز محتوایی که در این فضای ریاضی میریزیم و سپس آن فضای ریاضی را که ازطریق این فضای الکترونیکی منتقل میکنیم، جهتدار هستند و اخلاق در متن آنها حضور دارد. این بحث، از مبحث نخست مهمتر است.
شاید عدهای بگویند اطلاعات به اسلامی و غیراسلامی تقسیم نمیشود تا بتوان اخلاق اسلامی را بر آنها حاکم کرد؛ بلکه فقط باید کاربری را تابع اخلاق قرار داد. فناوری ارتباطات نیز یک فضای الکترونیکی است که اسلامی و غیراسلامی ندارد. اما حقیقت این است که نفس فضای الکترونیکی و فضای ارتباطی که از آن به Communication تعبیر میشود، فضای جهتداری است و در ضمن خود، بار اخلاقی خاصی دارد. حتی در ابزار ارتباطی سادهتر مانند رسانهها نیز «جهت» وجود دارد.
درواقع کسانی که از منطق کلنگری و جهتیابی برخوردارند، متوجه هستند این شبکه ارتباطی و این ابزار، حاوی اخلاق است، بهگونهای که ما بر این فناوری اثر میگذاریم و فرهنگ خود را در آن اشاعه میدهیم و این فناوری نیز فرهنگ خود را بر ما تحمیل میکند. برای مثال جاذبههایی چون «سکس»، «دلهره»، «طنز» و «خشونت» در بهترین و معنویترین آثار هنری ما نیز وجود دارد و لازمه جذابیت «فیلم» و «سینما» به حساب میآید.
بحث و نتیجهگیری
ابزار ارتباطی و فضاهای ارتباطی و الکترونیکی نیز دارای بار اخلاقی هستند. به بیان گویاتر، فرایند توسعه تحقیقات و اطلاعات، پیرو فرایند توسعه نیاز و ارضای اجتماعی است و فناوری اطلاعات نیز از همین جریانِ نیازمندی اجتماعی پیروی میکند.اگر نیازهای انسان را بههمپیوسته و در حال بهینه بدانیم، در آن هنگام، جهت بر فرایند تکامل حاکم میشود و بهینه نیاز و ارضا روی میدهد (Keith Tester, 1994)؛ در نتیجه، معادله نیازمندیهای ایمانی با معادله نیازمندیهای مادی متفاوت میشود و از این رهگذر، فناوری اطلاعات نیز دو سو مییابد.
البته از فضای الکترونیکی کنونی نباید کناره گرفت، بلکه برای تبدیل این فضا به فضای مطلوبِ دینی، باید به آن ورود مثبت داشت. ما باید هم در اخلاق فناوری اطلاعات در مقیاس «توسعه»، هم در مقیاس «کلان» و هم در مقیاس «بهرهوری» حضور بیابیم.
باید در حد مصرف، تولید، مدیریت، کاربرد و نیز در هویت اطلاع و ابزار ارتباطی دخالت کنیم و آنها را بهسوی حاکمیت اخلاق دینی و تعریف مکتبی خود از تکامل و توسعه، گرایش دهیم و عبودیت را بر فرایند توسعه حاکم سازیم. به یقین حاکمیتِ اخلاق دینی بر توسعه و جریان آن در فناوری اطلاعات، تضمینکننده آزادی، امنیت و کرامت بشر خواهد بود.
نویسنده: علی اصغر کیا (استاد و مدیرگروه روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی)
منابع:
فارسی:
قاسمی، میثم (1393). «اخلاق رسانه در حوزه خبر و اطلاعرسانی با تأکید بر آموزههای دینی». پژوهشنامه اخلاق. سال هفتم، ش24.
شرفالدین، سیدحسین (1392). «رویکردی دینی به اخلاق رسانه». اخلاق وحیانی. سال دوم، ش5.
لاتین:
Ali A. Kia, (2017). »Examining the Role of E-Learning In Promoting Health Awareness of Young Internet Users«. Presented A Paper In BS Lab Workshop at Rome, Italy, PP23-24.
Ali A. Kia, (2016). The Situation of Media literacy of Physician In Iran, Presented a Paper in IAFOR Conference, June 29- July 3, 2016 Brighton, UK.
Ali A. Kia. (2015). »The Role of Internet Data Bases On Enforcing The Religious Beliefs Among Tehran’s University students«. The Paper Published In IAMCR Conference 12-16 July 2015, Quebec University, and Montreal, Canada.
Ali A. Kia. (2015). The Importance of Media Literacy In Information Society The Paper Presented In Vienna Technology University, 3-7 June 2015.
Tester, Keith, (1994). Media Culture and Morality, By Routledge Publication. London UK.
منبع:
مجموعه مقالات اولین همایش علمی پژوهشی اخلاق و رسانه، جلد اول: رسانه اخلاقی (بخش اول)، انتشارات دین و رسانه، چاپ اول 1398ش.