معمای نخستین الفبا و سرآغاز نوشتار
پیدایش خط و الفبا از بنیادیترین موضوعات در تاریخ تمدن و فرهنگ بشری به شمار میآید. از زمان آغاز مطالعات علمی درباره تمدنهای باستانی تاکنون، پژوهشگران بسیاری کوشیدهاند منشأ خط و الفبا را شناسایی کنند. با وجود صدها سال تحقیق و بررسی، هنوز اتفاق نظر کاملی درباره محل پیدایش نخستین الفبا و قوم یا تمدنی که آن را ابداع کرده است وجود ندارد.
در این میان، نظریههای متعددی از سوی زبانشناسان، مورخان و باستانشناسان مطرح شده است. برخی منشأ الفبا را به اقوام سامی نسبت دادهاند، برخی آن را محصول تمدنهای مصر و بینالنهرین دانستهاند و گروهی نیز ریشه آن را در تمدنهای آریایی جستجو کردهاند. یکی از مهمترین دیدگاههای مطرح در این زمینه، نظریه وادل، استاد پیشین دانشگاه لندن، است که در کتاب «اصل آریایی الفبا» به تفصیل بیان شده است. وی با رد بسیاری از فرضیات رایج زمان خود، تلاش کرد منشأ الفبا را به خط سومری و تمدنهای آریایی نسبت دهد.
این مقاله با رویکردی تحلیلی و پژوهشی به بررسی دیدگاه وادل و جایگاه آن در مطالعات مربوط به تاریخ خط و الفبا میپردازد و تلاش میکند ابعاد مختلف این نظریه را در بستر پژوهشهای تاریخی و باستانشناسی تبیین نماید.
اختراع خط یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ بشر محسوب میشود. اگر کشف آتش، آغاز زندگی اجتماعی و شکلگیری کشاورزی را از عوامل اصلی تحول زندگی انسان بدانیم، بیتردید اختراع خط را نیز باید از بزرگترین دستاوردهای تمدنی بشر به شمار آورد. خط امکان ثبت اندیشه، انتقال دانش، تدوین قوانین و حفظ میراث فرهنگی را فراهم کرد و زمینهساز پیدایش تمدنهای بزرگ شد.
با وجود اهمیت فوقالعاده این اختراع، منشأ دقیق آن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. هر کشف باستانشناسی جدید میتواند فرضیات پیشین را دگرگون سازد و چشمانداز تازهای را پیش روی پژوهشگران قرار دهد. همین موضوع سبب شده است که تاریخ الفبا به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات علوم تاریخی تبدیل شود.
در طول دو قرن اخیر، دانشمندان بسیاری درباره منشأ خط و الفبا نظریهپردازی کردهاند. برخی پژوهشها بر تمدنهای سامی، برخی بر مصر باستان و برخی دیگر بر تمدنهای میانرودان تمرکز داشتهاند. در این میان، وادل از جمله پژوهشگرانی بود که با ارائه نظریهای متفاوت، مسیر جدیدی را در مطالعات مربوط به تاریخ الفبا گشود.
مسئله منشأ الفبا در مطالعات تاریخی
از نخستین روزهای شکلگیری علم باستانشناسی، مسئله منشأ الفبا توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد. علت این اهمیت آن است که الفبا نه تنها وسیلهای برای نگارش بلکه یکی از شاخصهای اصلی پیشرفت تمدنی محسوب میشود. هر تمدنی که توانسته باشد نظام نوشتاری منسجمی ایجاد کند، امکان توسعه ساختارهای اداری، اقتصادی، فرهنگی و علمی را نیز به دست آورده است.
با وجود تلاشهای فراوان، دانشمندان هنوز نتوانستهاند به پاسخ قطعی و مورد توافقی درباره منشأ الفبا دست یابند. علت این امر را میتوان در کمبود اسناد، نابودی بسیاری از آثار باستانی و پیچیدگی روابط میان تمدنهای کهن جستجو کرد. افزون بر این، گاه دیدگاههای سیاسی، قومی و فرهنگی نیز در شکلگیری نظریات مختلف تأثیرگذار بودهاند.
برخی پژوهشگران بر این باورند که نخستین الفبا در میان اقوام سامی شکل گرفته و سپس به سایر مناطق جهان انتقال یافته است. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که تمدنهای شرقی و آریایی نقش اصلی را در این فرآیند ایفا کردهاند. اختلاف میان این دو دیدگاه همچنان در محافل علمی ادامه دارد.
سومریان و آغاز تمدن نوشتاری
یکی از کهنترین تمدنهای شناختهشده جهان، تمدن سومر در جنوب بینالنهرین بود. سومریان از نخستین اقوامی بودند که توانستند جامعهای سازمانیافته، شهرنشین و پیشرفته ایجاد کنند. آنان در شهرهای مهمی همچون ارک، اور، لارسا، نیپور، کیش و بابل زندگی میکردند و آثار ارزشمندی از خود بر جای گذاشتند.
حفاریهای باستانشناسی نشان داده است که سومریان در زمینههای مختلف علمی و فرهنگی پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند. آنان قوانین اجتماعی تدوین کردند، نظامهای اداری و اقتصادی منظمی به وجود آوردند و در علوم مختلف از جمله نجوم، پزشکی و ریاضیات به موفقیتهای قابل توجهی دست یافتند.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که سومریان از نخستین ملتهایی بودند که دانش نوشتن را به شکلی سازمانیافته توسعه دادند. کشف هزاران لوح گلی در شهرهای سومری نشان میدهد که این قوم از خط برای ثبت معاملات اقتصادی، قوانین، متون مذهبی، آثار ادبی و اطلاعات علمی استفاده میکردهاند.
خط از مهمترین دستاوردهای تمدن بشری به شمار میرود و نقش اساسی در شکلگیری فرهنگ، دانش، حکومت و تمدن داشته است.
در میان تمدنهای باستانی، سومریان، مصریان، کنعانیان، فینیقیان، آرامیان و اقوام جنوب شبهجزیره عربستان از جمله ملتهایی بودند که در تکامل نظامهای نوشتاری سهمی تعیینکننده ایفا کردند.
هر یک از این اقوام با توجه به نیازهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود، شیوهای خاص برای ثبت اندیشهها و اطلاعات ابداع نمودند که بعدها پایه و اساس خطوط پیشرفتهتر جهان شد. پژوهش حاضر به بررسی جایگاه خط سومری، مصری، کنعانی ـ فینیقی، آرامی و مسند میپردازد و نقش هر یک از این نظامهای نوشتاری را در تحول تمدن انسانی مورد تحلیل قرار میدهد.
پیدایش خط یکی از بزرگترین انقلابهای فکری و فرهنگی در تاریخ بشر محسوب میشود. پیش از اختراع خط، انتقال اطلاعات تنها از طریق حافظه و سنتهای شفاهی صورت میگرفت و همین امر موجب نابودی بسیاری از دانشها و تجربههای بشری میشد. با ظهور خط، انسان توانست اندیشهها، قوانین، باورها، رویدادها و دستاوردهای خود را ثبت و به نسلهای بعد منتقل کند.
تمدنهای باستانی بینالنهرین، مصر، شام و جنوب عربستان از نخستین مراکز شکلگیری نظامهای نوشتاری بودند. این تمدنها نه تنها در توسعه فرهنگ و دانش نقش مهمی ایفا کردند، بلکه بنیان بسیاری از خطوط امروزی را نیز پیریزی نمودند. بررسی این خطوط نشان میدهد که تحول خط نتیجه هزاران سال تجربه، نوآوری و نیاز اجتماعی بوده است.
پیدایش خط میخی سومری
بزرگترین دستاورد فرهنگی سومریان اختراع خط میخی بود. این خط حدود ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد پدید آمد و یکی از قدیمیترین نظامهای نوشتاری جهان به شمار میرود.
در آغاز، نشانههای خط سومری به صورت تصاویر و نقوش ساده ترسیم میشدند. هر تصویر نمایانگر یک شیء یا مفهوم خاص بود. اما به تدریج برای سهولت نگارش و سرعت بیشتر، این تصاویر به علامتهایی زاویهدار و میخمانند تبدیل شدند. به همین دلیل این شیوه نگارش «خط میخی» نام گرفت.
سومریان برای نوشتن از قلمهایی با نوک مثلثی استفاده میکردند که بر روی لوحهای گلی فشار داده میشد. اثر این قلمها به شکل خطوط کوتاه و میخمانند ظاهر میشد و مجموعه آنها حروف و واژهها را تشکیل میداد.
در مراحل اولیه، خط سومری دارای حدود ششصد علامت بود. این تعداد زیاد یادگیری و استفاده از خط را دشوار میکرد. با گذشت زمان بسیاری از نشانهها حذف یا ساده شدند و تعداد آنها به حدود یکصد تا یکصد و پنجاه علامت کاهش یافت. با این حال، یادگیری خط همچنان نیازمند آموزش طولانی بود.
گسترش خط میخی در خاور نزدیک
اهمیت خط میخی تنها به سومریان محدود نماند. پس از قدرتگیری اقوام مختلف در بینالنهرین، این خط توسط ملتهای دیگر اقتباس شد. آکادیها نخستین قومی بودند که خط سومری را پذیرفتند و آن را متناسب با زبان خود تغییر دادند.
پس از آنان، آشوریان، بابلیان و عیلامیان نیز از این خط بهره گرفتند. در دوران حکومت سارگن اول، نفوذ فرهنگی و سیاسی آکادیان باعث گسترش خط میخی در سراسر منطقه شد و این خط به یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی جهان باستان تبدیل گردید.
برای بیش از دو هزار سال، خط میخی زبان رسمی حکومتها، معابد و مراکز علمی خاور نزدیک بود. بسیاری از اسناد تاریخی، قراردادهای سیاسی، قوانین و آثار ادبی تمدنهای باستانی به این خط نگاشته شدهاند.
خط مصری و شکوه هیروگلیف
همزمان با شکوفایی تمدن سومر، در سرزمین مصر نیز یکی از مهمترین نظامهای نوشتاری جهان باستان شکل گرفت. مصریان برای ثبت اطلاعات خود از خطی موسوم به هیروگلیف استفاده میکردند.
هیروگلیف مجموعهای از تصاویر، نشانهها و علائم بود که هر کدام معنا یا صدایی خاص را نشان میدادند. این خط بر دیوار معابد، آرامگاهها، بناهای سلطنتی و پاپیروسها نوشته میشد.
مصریان از خط هیروگلیف برای ثبت رویدادهای تاریخی، متون دینی، آیینهای مذهبی و شرح زندگی فرعونها استفاده میکردند. پیچیدگی این خط موجب شد که تنها گروهی از کاتبان آموزشدیده توانایی خواندن و نوشتن آن را داشته باشند.
به مرور زمان برای سهولت در نگارش، گونههای سادهتری از هیروگلیف مانند خط هیراتیک و دموتیک پدید آمد که کاربردهای اداری و روزمره داشتند.
کنعانیان و آغاز الفبا
یکی از مهمترین تحولات تاریخ خط توسط کنعانیان رقم خورد. آنان با الهام از خطوط پیشین توانستند نظام نوشتاری سادهتری ایجاد کنند که مبنای بسیاری از الفباهای بعدی شد.
در این نظام، به جای صدها علامت تصویری، تعداد محدودی نشانه برای نمایش صداهای زبان به کار میرفت. این نوآوری موجب شد یادگیری نوشتن آسانتر شود و افراد بیشتری بتوانند از خط استفاده کنند.
پژوهشگران معتقدند که الفبای کنعانی نقطه عطفی در تاریخ نوشتار محسوب میشود؛ زیرا برای نخستین بار اصل نمایش صداها به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت.
فینیقیان و گسترش الفبای جهان
فینیقیان که از اقوام دریانورد و بازرگان منطقه شام بودند، نقش مهمی در انتشار الفبا ایفا کردند. آنان با استفاده از شبکه گسترده تجارت دریایی خود، الفبای فینیقی را به مناطق مختلف مدیترانه منتقل کردند.
الفبای فینیقی دارای تعداد اندکی حرف بود و به همین دلیل نسبت به خطوط پیچیده گذشته بسیار کاربردیتر محسوب میشد. این ویژگی باعث شد بسیاری از ملتها آن را بپذیرند و متناسب با زبان خود تغییر دهند.
الفباهای یونانی، لاتین، عبری و بسیاری از خطوط دیگر به طور مستقیم یا غیرمستقیم از الفبای فینیقی تأثیر پذیرفتهاند. از این رو میتوان فینیقیان را یکی از مهمترین واسطههای انتقال فرهنگ نوشتاری در جهان باستان دانست.
خط آرامی و نفوذ گسترده آن
آرامیان یکی از اقوام سامیتبار بودند که در بخشهای وسیعی از خاور نزدیک سکونت داشتند. آنان با بهرهگیری از الفبای فینیقی، خط آرامی را پدید آوردند.
سادگی، روانی و قابلیت نگارش سریع موجب شد که خط آرامی به سرعت گسترش یابد. این خط در دوران امپراتوریهای بزرگ خاور نزدیک به عنوان زبان و خط اداری مورد استفاده قرار گرفت.
نفوذ گسترده آرامی سبب شد بسیاری از خطوط بعدی از آن منشعب شوند. پژوهشگران منشأ خطوط پهلوی، عبری جدید، سریانی، نبطی و حتی عربی را در ارتباط با خط آرامی میدانند.
به همین دلیل آرامی را میتوان یکی از تأثیرگذارترین خطوط تاریخ بشر به شمار آورد.
خط مسند و تمدن جنوب عربستان
در جنوب شبهجزیره عربستان نیز نظام نوشتاری مستقلی به نام خط مسند شکل گرفت. این خط در میان حکومتهای باستانی یمن مانند سبأ، معین، حضرموت و قتبان رواج داشت.
خط مسند دارای حروفی هندسی و منظم بود و بیشتر برای نگارش کتیبههای سنگی، اسناد حکومتی و متون رسمی مورد استفاده قرار میگرفت.
آثار فراوانی از این خط بر روی سنگها، بناها و معابد کشف شده است.
اهمیت خط مسند در آن است که نشاندهنده سطح بالای تمدن و سازمان اجتماعی دولتهای جنوب عربستان است. این خط قرنها در منطقه رواج داشت و بخشی از میراث فرهنگی جهان عرب محسوب میشود.
بررسی خطوط سومری، مصری، کنعانی ـ فینیقی، آرامی و مسند نشان میدهد که تاریخ خط، تاریخ پیشرفت اندیشه انسانی است. سومریان با اختراع خط میخی راه را برای ثبت دانش و فرهنگ هموار کردند. مصریان با هیروگلیف نظامی پیچیده و هنری از نوشتار به وجود آوردند.
کنعانیان و فینیقیان با ابداع و گسترش الفبا انقلابی بزرگ در تاریخ ارتباطات ایجاد کردند و آرامیان این دستاورد را به سراسر خاور نزدیک منتقل نمودند. همچنین خط مسند نشاندهنده شکوفایی تمدنهای جنوب عربستان است.
این خطوط نه تنها ابزار ثبت اطلاعات بودند، بلکه ستونهای اصلی شکلگیری تمدنهای بزرگ جهان محسوب میشوند. بسیاری از نظامهای نوشتاری امروزی ریشه در همین خطوط باستانی دارند و مطالعه آنها ما را با مسیر طولانی تکامل فرهنگ و دانش بشری آشنا میسازد.
نظریه اسحاق تیلور و دیدگاه رایج قرن نوزدهم
در اواخر قرن نوزدهم، اسحاق تیلور یکی از مهمترین آثار مربوط به تاریخ الفبا را منتشر کرد. وی در کتاب مشهور خود تلاش نمود سیر تحول الفبا را از دوران باستان تا دورههای بعدی بررسی کند. بخش قابل توجهی از نظریات تیلور بر پایه مقایسه تمدنها و حدسهای تاریخی استوار بود و به همین دلیل کتاب او با عنوان «حدس درخشان» شناخته شد.
تیلور معتقد بود که بسیاری از الفباهای جهان از طریق اقوام سامی گسترش یافتهاند. وی منشأ بسیاری از حروف را در نظامهای نوشتاری اقوام خاور نزدیک جستجو میکرد. این نظریه برای سالها در میان بسیاری از پژوهشگران مورد پذیرش قرار گرفت و به دیدگاه غالب تبدیل شد.
با این حال، منتقدان معتقد بودند که نظریات تیلور بیش از اندازه مبتنی بر فرضیات است و شواهد باستانشناسی کافی برای اثبات آن وجود ندارد. همین انتقادات زمینه را برای ظهور نظریههای جدید فراهم کرد.
وادل و نظریه اصل آریایی الفبا
در سال ۱۹۲۷ میلادی، وادل، استاد پیشین دانشگاه لندن، کتابی با عنوان «اصل آریایی الفبا» منتشر کرد که یکی از مهمترین آثار انتقادی نسبت به نظریات رایج زمان خود به شمار میرفت. این کتاب در واقع پاسخی مستقیم به دیدگاههای اسحاق تیلور بود و تلاش داشت بنیانهای نظریه سامیبودن منشأ الفبا را به چالش بکشد.
وادل در مقدمه کتاب خود تصریح میکند که با وجود حجم گسترده تحقیقات انجامشده، منشأ واقعی الفبا همچنان ناشناخته باقی مانده است. به اعتقاد وی، بسیاری از نویسندگان بدون بررسی انتقادی و صرفاً بر اساس تکرار دیدگاههای پیشین، مخترعان الفبا را اقوام سامی معرفی کردهاند.
او معتقد بود که این فرضیه به مرور زمان به صورت یک باور پذیرفتهشده درآمده است، در حالی که شواهد تاریخی و باستانشناسی به اندازه کافی از آن حمایت نمیکنند. از دیدگاه وادل، بررسی دقیق آثار کشفشده در مناطق مختلف خاور نزدیک نتایج متفاوتی را نشان میدهد.
ارتباط خط سومری و منشأ الفبا
محور اصلی نظریه وادل بر این فرض استوار بود که الفبا از خط سومری منشأ گرفته است. او سومریان را قومی آریایی میدانست و معتقد بود که بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و تمدنی که بعدها به اقوام دیگر نسبت داده شد، در اصل ریشه در تمدن سومر داشته است.
وادل بر این باور بود که سومریان از نخستین اقوامی بودند که توانستند نظامی پیشرفته برای ثبت اطلاعات ایجاد کنند. به عقیده او، تحول تدریجی این نظام نوشتاری زمینه شکلگیری حروف الفبایی را فراهم کرد.
وی تلاش کرد از طریق مقایسه شکل حروف، نشانههای باستانی و آثار کشفشده در مناطق مختلف، پیوندی میان خط سومری و الفباهای بعدی برقرار کند. هرچند بسیاری از نتیجهگیریهای او مورد قبول همه پژوهشگران قرار نگرفت، اما نظریه وی بحثهای تازهای را در حوزه تاریخ خط ایجاد کرد.
اهمیت کاپادوکیه، آشور و مصر در پژوهشهای وادل
یکی از نکات مهم در پژوهشهای وادل توجه ویژه به یافتههای باستانشناسی مناطق کاپادوکیه، آشور و مصر بود. کاپادوکیه که در گذشته بخشی از آسیای صغیر محسوب میشد، از مراکز مهم تبادل فرهنگی میان تمدنهای شرق و غرب به شمار میرفت.
وادل معتقد بود که آثار کشفشده در این مناطق نشاندهنده ارتباط گسترده تمدنهای باستانی با یکدیگر است و نمیتوان منشأ الفبا را تنها به یک قوم خاص محدود کرد. او از این یافتهها برای تقویت نظریه خود درباره نقش تمدنهای آریایی استفاده میکرد.
مطالعه سنگنوشتهها، مهرها و آثار باقیمانده از این مناطق به نظر وادل نشان میداد که روند تحول خط بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را تنها به اقوام سامی نسبت داد.
دیدگاه دایرهالمعارف بریتانیا
اهمیت مسئله منشأ الفبا تا اندازهای بود که در چاپ چهاردهم دایرهالمعارف بریتانیا در سال ۱۹۲۹ نیز به آن اشاره شد. در این اثر معتبر علمی تصریح شده بود که هرچند تاریخ الفبا از دوران یونان باستان به بعد تا حد زیادی روشن است، اما تاریخ آن پیش از یونان همچنان با ابهام و تردید همراه است.
این اعتراف نشان میدهد که حتی در میان معتبرترین منابع علمی جهان نیز اتفاق نظر قطعی درباره منشأ الفبا وجود نداشته است. در همان چاپ اشاره شده بود که الفبا از خط برهمایی منشأ گرفته و خاستگاه این خط در شرق ایران باستان قرار داشته است.
این دیدگاه در زمان خود توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرد؛ زیرا نقش مناطق شرقی را در شکلگیری تمدن نوشتاری برجسته میساخت. هرچند بعدها نظریات دیگری نیز مطرح شد، اما این موضوع نشان داد که مسئله منشأ الفبا همچنان باز و قابل بحث است.
جایگاه ایران در مطالعات مربوط به الفبا
یکی از موضوعاتی که در بسیاری از پژوهشهای تاریخی مطرح شده، نقش ایران در انتقال و گسترش نظامهای نوشتاری است. موقعیت جغرافیایی ایران سبب شده بود که این سرزمین محل تلاقی تمدنهای بزرگ شرق و غرب باشد.
برخی پژوهشگران معتقدند که ایران نه تنها در انتقال فرهنگ نوشتاری نقش داشته، بلکه ممکن است در شکلگیری برخی نظامهای الفبایی نیز سهم قابل توجهی ایفا کرده باشد. اشاره به خط برهمایی و ارتباط آن با شرق ایران در برخی منابع تاریخی، اهمیت این منطقه را در مطالعات مربوط به تاریخ الفبا نشان میدهد.
افزون بر این، گستردگی شاهنشاهیهای ایرانی موجب انتقال دانش و فرهنگ میان مناطق مختلف شد و همین امر در توسعه نظامهای نوشتاری تأثیر قابل توجهی داشت.
ارزیابی نظریه وادل
نظریه وادل را میتوان یکی از مهمترین تلاشها برای بازنگری در تاریخ الفبا دانست. نقطه قوت اصلی این نظریه، تأکید بر ضرورت بررسی دوباره فرضیات پذیرفتهشده و توجه به شواهد جدید باستانشناسی بود.
با این حال، بسیاری از پژوهشگران معاصر معتقدند که برخی از نتیجهگیریهای وادل نیازمند شواهد بیشتری هستند. به ویژه انتساب مستقیم سومریان به اقوام آریایی موضوعی است که هنوز مورد اختلاف جدی میان متخصصان قرار دارد.
با وجود این انتقادات، اهمیت نظریه وادل در آن است که نشان داد تاریخ الفبا موضوعی بسته و پایانیافته نیست و همچنان میتواند موضوع پژوهشهای جدید قرار گیرد.
نتیجهگیری
پژوهش درباره منشأ خط و الفبا از مهمترین حوزههای مطالعات تاریخی و تمدنی محسوب میشود. بررسی دیدگاههای مختلف نشان میدهد که هنوز اجماع کاملی درباره خاستگاه نخستین الفبا وجود ندارد. نظریه وادل به عنوان یکی از مهمترین دیدگاههای قرن بیستم، تلاش کرد منشأ الفبا را در تمدن سومری و سنتهای آریایی جستجو کند و نظریات رایج درباره منشأ سامی الفبا را به چالش بکشد.
هرچند همه بخشهای این نظریه مورد پذیرش قرار نگرفته است، اما ارزش علمی آن در طرح پرسشهای جدید و گشودن افقهای تازه برای پژوهشهای بعدی نهفته است.
امروزه نیز با کشف آثار باستانی جدید و پیشرفت روشهای پژوهشی، مسئله منشأ الفبا همچنان یکی از جذابترین و پیچیدهترین موضوعات تاریخ تمدن بشر باقی مانده است. آنچه مسلم است، خط و الفبا از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی انسان بودهاند و نقش اساسی در شکلگیری تمدن جهانی ایفا کردهاند.
سخن پایانی
در پایان، بر خود لازم میدانم مراتب سپاس و قدردانی صمیمانه خویش را از اساتید فرهیخته و ارجمندم ابراز نمایم که با دلسوزی، صبوری و دانش ارزشمند خود، در مسیر آموزش هنر خوشنویسی و آشنایی با مبانی تاریخ و فرهنگ هنر اسلامی، راهنمای اینجانب بودهاند.
در کسوت شاگردی، از استاد گرانقدر جناب آقای استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد ناصر طاووسی و استاد ابوالفضل خزایی صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم که با انتقال دانش، تجربیات و آموزههای ارزشمند خود، سهمی ماندگار در رشد علمی، هنری و فرهنگی اینجانب داشتهاند.
بیتردید آنچه در این مسیر آموختهام، مرهون لطف، حمایت و راهنمایی این استادان بزرگوار است که با اخلاص و تعهد، در تربیت نسلهای جدید هنرمندان و پاسداشت میراث ارزشمند هنر اسلامی تلاش میکنند.
از درگاه خداوند متعال، سلامتی، عزت، توفیق روزافزون و استمرار خدمات علمی و هنری این اساتید ارجمند را مسئلت دارم و امیدوارم همواره منشأ خیر، برکت و تربیت شاگردان شایسته برای جامعه علمی و هنری کشور باشند.
با نهایت احترام و ارادت
شاگرد شما
ابوالفضل رنجبران
©کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.