تبيين دوره هاي سياست خارجي ج.ا.ا. از منظر تئوري هاي روابط بين الملل (3)

بحث از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوره آقاي احمدي نژاد شايد كمي زود به نظر برسد، لكن سيگنال هاي ارسال شده در اين مدت ما را مي تواند به مواردي رهنمون سازد كه ذيلاً به آن مي پردازم.
شنبه، 2 بهمن 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
تبيين دوره هاي سياست خارجي ج.ا.ا. از منظر تئوري هاي روابط بين الملل (3)

تبيين دوره هاي سياست خارجي ج.ا.ا. از منظر تئوري هاي روابط بين الملل (3)
تبيين دوره هاي سياست خارجي ج.ا.ا. از منظر تئوري هاي روابط بين الملل (3)


 

نويسنده: عليرضا رضايي*




 

5- دوره آرمان گرايي اصول محور (...-1384)
 

بحث از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوره آقاي احمدي نژاد شايد كمي زود به نظر برسد، لكن سيگنال هاي ارسال شده در اين مدت ما را مي تواند به مواردي رهنمون سازد كه ذيلاً به آن مي پردازم.
تسلط گفتمان آرمانگرايي اصول محور بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در اين دوره را مي توان متاثر از عوامل متعدد داخلي و بين المللي دانست. مساله هسته اي ايران، افزايش فشارهاي بين المللي در اين مورد بازرسي هاي متعدد نمايندگان آژانس از مراكز فعال در امر فرآوري هسته اي در كشور را مي توان يكي از آن عوامل دانست. به طوري كه رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد بارها در سخنراني هاي خود از عقب نشيني ها و سياست مماشات (1) آقاي خاتمي در اين مورد انتقاد كرده و بر حقوق هسته اي كشور پافشاري نموده اند. در همين راستا است كه در دوره آرمانگرايي اصول محور شاهد تعليق كليه همكاري هاي داوطلبانه هسته اي با نهادهاي بين المللي و جلوگيري از -به تعبيري - باج خواهي بيش از اندازه كشورهاي غربي، همراه با نوعي ابرام و ايستادگي بر حقوق هسته اي هستيم، كه سه قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد و تحريم هايي براي كشور تا كنون به دنبال داشته است.
راديكال شدن توسعه گرايي سياست محور در قالب عدول از اصول اساسي انقلاب اسلامي و ترويج نوعي كثرت گرايي نسبي گرايانه در جامعه، كه به زعم آنها سبب زير سوال بردن بسياري از اصول مي گرديد، مي توان به عنوان يك عامل ديگر طرح كرد. تاكيد دوباره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد بر محور رژيم اسرائيل از نقشه جهان در كنفرانس بين المللي هولوكاست در تهران، در حضور جمعي از انديشمندان خارجي و داخلي، تاييدي بر اصول اوليه انقلاب اسلامي بود كه بر مبناي ضديت با ايالات متحده آمريكا و اسرائيل شكل گرفته است. آقاي احمدي نژاد بارها مساله محو اسرائيل را در سخنراني هاي رسمي داخلي و بين المللي خود از جمله در سازمان ملل متحد، و حتي در كنفرانس بين المللي سازمان خواروبار و كشاورزي جهان (فائو) در مقرآن در رم، مورد تاكيد قرار داده است. حمايت از جنبش حماس و حزب ا... لبنان هم در اين راستا كاملاً جاي خود را در ديالوگ ها و سخنراني هاي رسمي رياست جمهوري و ساير مقامات اجرايي باز كرده است. هر چند بسياري از انديشمندان سياست بين الملل معتقدند كه جهت حفظ منافع ملي لزومي ندارد كه سياست هاي اعلاني يك دولت با سياست هاي اعمالي اش در سطح سياست خارجي يكي باشد.
بدين ترتيب مي توان تأييد دوباره آرمان هاي انقلاب اسلامي و تاكيد بر اصول آن را از مشخصه هاي اصلي دوره آرمانگرايي اصول محور در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران دانست. در اين راستا در سطح سياست خارجي ايران در اين دوره شاهد گسترش روابط خارجي ايران با كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس – عليرغم اختلافات مرزي – هستيم. به طوري كه آقاي احمدي نژاد علاوه بر حضور فعالانه و همه جانبه در شوراي همكاري خليج فارس، درخواست خود را مبني بر حضور در اتحاديه عرب – به عنوان كشورهاي دوست و مسلمان – رسماً اعلان مي دارد.
مخالفت با يكجانبه گرايي هژمونيك ايالات متحده آمريكا در سطح منطقه اي و بين المللي، از ديگر مشخصات اين دوره از سياست خارجي كشور است. كه بر اين مبنا مي توان بسياري از رفتارهاي سياست خارجي آقاي احمدي نژاد را تبيين نمود. گسترش روابط با كشورهاي آمريكاي مركزي و آمريكاي لاتين مخالف آمريكا، حضور فعالانه در كنفرانس سران سازمان همكاري شانگهاي (2) و تقاضاي تبديل وضعيت ايران از يك عضو ناظر به عنوان يك عضو دائم، پيشنهاد تشكيل اوپك گازي و سياست نگاه به شرق در سياست خارجي ايران در اين دوره را مي توان در قالب تحليل نمود.
در رابطه با مساله اخير شايان ذكر است كه اصولاً در سياست خارجي ايران شاهد سه رويكرد و استراتژي در ارتباط با قدرت هاي بزرگ بوده ايم. رويكرد نخست رويكرد نگاه به غرب است كه بر اساس آن گروهي تعامل با غرب را مهمترين محور سياست خارجي ايران تلقي مي كنند. از اين ديدگاه تعامل با كشورهاي غيرغربي بايد تابعي از رويكرد به غرب باشد. رويكرد دوم در نقطه مقابل رويكرد نخست به رويكرد نگاه به شرق مشهور است. آنها برآنند كه گرايش ايران به شرق و اتحاد با كشورهاي قدرتمند آسيايي -اغلب چين و روسيه- مي تواند منافع ملي ايران راتامين نموده و مساله فقدان متحد استراتژيك را براي ايران حل كند. رويكرد سوم در برابر هر دو رويكرد مذكور به رويكرد نه شرقي – نه غربي معروف است كه به اتخاذ يك نوع سياست موازنه منفي در مقابل شرق و غرب معتقدند (ثقفي عامري، 1385، 49).
گفتمان آرمان گرايي اصول محور با تاكيد بر سياست نگاه به شرق به عنوان رويكرد اصلي سياست خارجي اش بر آن است كه سياست جديد نگاه به شرق در واقع سياست تنش زدايي با رويكردي جديد است كه حول محور تعامل سازنده دور مي زند.
بر طبق سند چشم انداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران دكترين تعامل سازنده «اتخاذ سياسي فعال، پويا، تاثيرگذار، جهت دار با شناخت دقيق از معادلات سياسي به عنوان بازيگري قدرتمند در صحنه روابط بين الملل و منطقه و خروج از جايگاه متهم و استقرار در جايگاه مدعي و آن مرحله اي پيشرفته تر از سياست تنش زدايي مي باشد. اين سياست در سطوح مختلف جهاني، جهان در حال توسعه، جهان اسلام، منطقه خاورميانه، همسايگان و ملي قابل طرح و اعمال مي باشد.» (محمدي، 1386: 81).
منوچهر محمدي معاونت پژوهشي وزارت امور خارجه در اين دوره، در جديدترين اثر خود مي نويسد: «روند شكل گيري سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را قبل از تصويب سند چشم انداز بيست ساله مي توان در سه مرحله سياست هاي انفعالي (دوران دولت موقت)، تدافعي (دوران جنگ تحميلي) و تنش زدايي (دوران بعد از جنگ) ملاحظه نمود ... تشكيل دولت نهم نقش بسيار مهمي در برخورد مقتدرانه در صحنه سياست خارجي كشور ايفا مي كند» (پيشين، 83-82). به زعم وي دكترين تعامل سازنده در استراتژي سياست خارجي ايران بايد به گونه اي باشد كه منجر به افزايش هزينه هاي آمريكا گردد. چرا كه اگر آمريكايي ها با هزينه هاي هزينه هاي محدودي در روند مداخله گرايي روبرو شوند، در آن شرايط از انگيزه بيشتري براي تحرك عملياتي برخوردار خواهند بود.
تاكيد آرمان گرايان اصول محور بر برخي آرمان ها، و اعلان رسمي اين سياست ها از تريبون هاي رسمي با پيامدهايي در سطح ملي و بين المللي روبرو شده است. تشديد تحريم ها در سطح بين المللي سبب مسائل و مشكلات اقتصادي در سطح داخلي گرديده است كه پيش بيني مي شود يك طيف عمل گرايان اقتصاد محور را بر سياست خارجي ايران در دوره بعد حاكم سازد.
اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوره آرمانگرايي اصول محور را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:
1- ايستادگي و پافشاري بر حقوق هسته اي كشور و تحمل مشكلات ناشي از آن؛
2- مخالفت اعلاني و اعمالي با سياست هاي يكجانبه گرايانه (3) آمريكا در سطح بين المللي و خصوصاً منطقه اي؛
3- تاكيد بر آرمان هاي انقلاب اسلامي از جمله محو رژيم اسرائيل از نقشه سياسي جهان؛
4- حمايت از نهضت ها و جنبش هاي آزادي بخش در لبنان و فلسطين؛
5- اتخاذ رويكرد نگاه به شرق در سياست خارجي و نزديكي به چين و روسيه؛
6- تاثيرپذيري رويكردهاي سياست خارجي از ضرورت هاي ايدئولوژيك بيش از تحولات محيط بين المللي؛
7- گسترش و تعميق روابط با كشورهاي همسايه به خصوص كشورهاي عربي حاشيه جنوبي خليج فارس.
به نظر مي رسد كه اين دوره از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را نظريات آرمان گرايانه ليبراليستي بهتر مي تواند تبيين نمايد، چرا كه تاكيد دولت آقاي احمدي نژاد را مي توان در واقع باز توليد سياست خارجي ايران در دوره آرمان گرايي بسط محور دانست. با اين تفاوت كه هدف سياست خارجي بيش از آنكه گسترش، بسط و صدور انقلاب اسلامي باشد، با پذيرش اولويت ام القراء بر ساير كشورها، صرفاً در صدد شكل دهي به يك جبهه ي ضد يك جانبه گرايي ايالات متحده در سطح نظام بين المللي است. اين مساله از نوع كشورهايي كه طرف مذاكره با ايران قرار مي گيرند كاملاً مشهود است. همچنين در اين دوره از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، رفتار سياست خارجي كشور تا حد بالايي، بيش از آنكه تحت تاثير واقعيات و محذورات بين المللي باشد از سياست هاي آرماني مبتني بر يكسري اصول تاثير مي پذيرد. اين خود سبب مي گردد كه هنجارهاي بين المللي كمتر بتواند سياست خارجي كشور را تحت تاثير قرار دهد. شاهدي بر اين مدعا را مي توان تصويب سه قطعنامه در شوراي امنيت سازمان ملل در برابر فعاليت هاي ايران دانست.

جمع بندي
 

در تحليل دوره سي ساله سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نخستين مساله اي كه ذهن هر پژوهشگر سياست خارجي را خواسته يا ناخواسته به خود معطوف مي كند اين است كه، نقطه آغازين در تحليل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران چه بايد باشد؟ از كجا شروع كنيم؟ به نظر مي رسد كه آغاز و شروع همه تحليل هاي سياست خارجي كشور از سرچشمه اي دوگانه آغاز مي شود. يعني
الف- يا مفروضات ذهني ما و دغدغه علمي مان از يافته هاي ما از درون كشور است، كه به اين ترتيب نگاهمان يك نگاه درون به بيرون است.
ب- يا بالعكس مفروضات ذهني ما و دغدغه علمي مان از يافته هاي ما از بيرون كشور است.
در اين صورت نگاه ما يك نگاه بيرون به درون است. به عبارت بهتر يا در بستر استقلال نسبي انقلاب و جمهوري اسلامي، مقتضيات بيروني تحليل مي شود، كه در اين پروسه توجه صرف ما به مقدورات و خواست هاي داخلي است. يا بر پايه مقتضيات بيروني بايدهاي سياست خارجي جمهوري اسلامي تشخيص داده مي شود، كه در اين صورت توجه ما صرفاً به محذورات و خواست هاي بين المللي است.
به نظر مي رسد پژوهشگراني در حوزه سياست خارجي، كه سعي نموده اند سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را بر مبناي تئوري هاي روابط بين المللي تحليل نمايند، با ديدي تقليل گرايانه در دسته دوم جاي مي گيرند. چرا كه سعي آنها در تحليل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر آن است تا بر مبناي تئوري اي كه فارغ از ارزش نبوده و در بستري متفاوت از جامعه ما بروز و ظهور يافته است به اين هدف نائل شوند. به همين خاطر با ديدي كاملاً انتقادي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را از ابتدا تا كنون، سراسر نقصان مي بينند و به آن انتقاد دارند. چرا كه فقط محذورات بين المللي مفروض شان است.
از طرف ديگر انديشمنداني در نقطه مقابل، با معطوف نمودن ديدگاه شان صرفاً به مقدورات ملي، چشم خود را بر محذورات بين المللي بسته و به تدوين سياست خارجي اي بسيار آرمان گرايانه و دور از واقعيت بين المللي مي پردازند و موجبات به هدر رفتن سرمايه هاي ملي را فراهم مي سازند. چرا كه آرمان گرايي دور از واقعيت به معني وادار نمودن ديگران به پذيرفتن وضعيتي است كه پردازندگان آن تئوري ها خود نسبت به نتايج آن سخت ترديد دارند. اين عده نيز در تحليل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران از ابتدا تا كنون، آنرا سراسر موفقيت و بدون نقصان مي بينند، چرا كه فقط معذورات ملي مفروض شان است.
به اين ترتيب در مقاله اي ديگر تلاش مي كنم تا ضمن بررسي چارچوب يك سياست خارجي مطلوب و كارآمد، اصول تحليل صحيح از سياست خارجي را بر آن مبنا طرح نمايم.

پي نوشت ها :
 

* عضو هيئت علمي گروه علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي همدان، دانشجوي دکتري تخصصي روابط بين الملل.
1- Appeasement Policy
2- Shanghai Cooperation Organization (SCO)
3- Unilateralism
 

فهرست منابع
1- ازغندي، عليرضا. (1381) سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران. تهران: نشر قومس.
2- ازغندي، عليرضا. (1378) تنش زدايي در سياست خارجي: مورد جمهوري اسلامي ايران 78-1367: فصلنامه سياست خارجي. سال سيزدهم، زمستان.
3- بازرگاني، مهدي. (1363) انقلاب ايران در دو حركت. تهران: نشر مظاهر.
4- بخشايشي اردستاني، احمد. (1375) اصول سياست خارجي ج.ا.ا تهران: نشر آواي نور.
5- بعيدي نژاد، حميد. (1384) سياست هسته اي خاتمي. فصلنامه سياست خارجي، سال نوزدهم، بهار.
6- ثقفي عامري، ناصر، (1385) در جستجوي افق هاي جديد در سياست خارجي ايران: «سياست نگاه به شرق»، پژوهشنامه رويكرد نگاه به شرق در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران. مركز تحقيقات استراتژيك: معاونت پژوهشهاي سياست خارجي، شماره 5.
7- دهشيري، محمدرضا. (1380) چرخه آرمان گرايي و واقع گرايي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران: فصلنامه سياست خارجي، سال پانزدهم، تابستان.
8- رضايي، عليرضا. (1381) پيامدهاي انقلاب اسلامي ايران و دگرگوني سياست خارجي ايالات متحده آمريكا در منطقه خليج فارس. پايان نامه كارشناسي ارشد روابط بين الملل. دانشگاه تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسي.
9- رمضاني، روح ا... (1386) چارچوبي تحليلي براي بررسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران. ترجمه عليرضا طيب. تهراني: نشر ني.
10- قوام، عبدالعلي. (1386) روابط بين الملل نظريه ها و رويكردها تهران: نشر سمت.
11- محمدي، منوچهر. (1386) آينده نظام بين الملل و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران. تهران: دانشكده روابط بين الملل وزارت خارجه.
12- مشيرزاده، حميرا. (1384) تحول در نظريه هاي روابط بين الملل تهران: نشر سمت.
13- موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني (ره)، (1378) صدور انقلاب از ديدگاه امام خميني (ره) تهران: موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني (ره).
14- نبوي، مرتضي. (1383) سياست خارجي ايران در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، همراه مصاحبه با آقاي هاشمي رفسنجاني، فصلنامه راهبرد، شماره 34.
15- ونت، الكساندر (1384) نظريه اجتماعي سياست بين الملل تهران: نشر وزارت خارجه.
16- Ramazani, R.K. (2001) Reflections on Iran's foreign policy: Defining the national interests. In John Esposito and R.K. Ramazani. Iran at the crossroads. New Yourk: Pal grave.



 



نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما