کار گيتي را نوائي مانده نيست

کار گيتي را نوائي مانده نيست شاعر : خاقاني روز راحت را بقايي مانده نيست کار گيتي را نوائي مانده نيست يادگار اکنون گيايي مانده نيست زان بهار عافيت کايام داشت روشنم شد کشنايي مانده نيست وحشتي دارم تمام از هرکه هست زانکه داند با وفايي مانده نيست دل ازين و آن گريزان مي‌شود چون کنم کانده زدايي مانده نيست زنگ انده گوهر عمرم بخورد در جهان آهن ربايي مانده نيست کوه آهن شد غمم وز بخت من خوش دلي امروز جايي مانده نيست با عنا مي‌ساز خاقاني از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
کار گيتي را نوائي مانده نيست
کار گيتي را نوائي مانده نيست
کار گيتي را نوائي مانده نيست

شاعر : خاقاني

روز راحت را بقايي مانده نيستکار گيتي را نوائي مانده نيست
يادگار اکنون گيايي مانده نيستزان بهار عافيت کايام داشت
روشنم شد کشنايي مانده نيستوحشتي دارم تمام از هرکه هست
زانکه داند با وفايي مانده نيستدل ازين و آن گريزان مي‌شود
چون کنم کانده زدايي مانده نيستزنگ انده گوهر عمرم بخورد
در جهان آهن ربايي مانده نيستکوه آهن شد غمم وز بخت من
خوش دلي امروز جايي مانده نيستبا عنا مي‌ساز خاقاني از آنک
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط