عشق تو به گرد هر که برگردد شاعر : خاقاني از زلف تو بيقرارتر گردد عشق تو به گرد هر که برگردد چون دائره جمله تن کمر گردد تاج آن دارد که پيش تخت تو چون آينه جمله رخ سپر گردد مرد آن باشد که پيش تيغ تو کايينه سيه شود چو تر گردد در عشق تو تر نيامدن شرط است گر سد سکندر است درگردد بر هر که رسيد زخم هجرانت چندان که به آفتاب درگردد زر خواستهي جهودم ار دارم کار همه کس به زر چو زر گردد زر داند ساخت کار من آري فردا همه کارها دگر گردد ...