انواع بازارها
نويسنده:دکتر ابوافضل شهرآبادی
ندابشیری
ندابشیری
پارس تاجران
الف) بازار کالا و خدمات:
ما می توانیم نقدینگی خود را وارد این بازار کرده و به همان راحتی از بازار خارج کنیم. بازار کالا و خدمات, به دلیل قدمت و به دلیل تامین کننده نیازهای کلی انسان ها از وسعت بسیار زیادی برخوردار است. در این بازار آنچه که ارزش کالا و خدمات را تعیین می کند عرضه و تقاضاست. تقاضا متناسب با نیاز انسان ها تغییر می کند. در قبال افزایش تقاضا و ثبات عرضه, افزایش قیمت ها حادث می شود که امروزه ما آن را به نام تورم می شناسیم, از تورم به عنوان بیماری اقتصاد نام برده می شود و اکثریت و یا بهتر است بگوییم کلیه حکومت ها تلاش می کنند تا تورم را به حداقل ممکن برسانند. تورم باعث ایجاد شغل های کاذب و کاهش تولید, یا تمایل به تولید می شود. به همین دلیل دولت ها و شبکه اقتصادی کشورها سعی می کنند با ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا, تورم را کنترل کنند.
ب) بازار پول:
اما با گسترده شدن دنیا و مناسبات اقتصادی و ایجاد دادوستدهای گسترده وظایف و مسئولیت های جدیدی برای بانک ها تعریف شده. در این زمان, دولت ها یاد گرفتند که شاید بتوان از بانک ها به عنوان ابزاری برای کاهش تقاضا در بازار کالا و خدمات استفاده کرد.
به همین دلیل شروع به تبلیغ برای جذب نقدینگی مازاد مردم در حساب های بانکی کردند, تا به این وسیله حجم نقدینگی در دست مردم را کاهش داده و کنترل نمایند و از سرازیر شدن ناگهانی این حجم عظیم نقدینگی به بازار کالا جلوگیری کنند و به این طریق, بتوانند تقاضا و نهایتا تورم را در بازار کالا و خدمات کنترل کنند. از طرف دیگر نقدینگی جمع شده در حساب های بانکی خود می توانست به صورت وام و تسهیلات در اختیار بخش های تولیدی جوامع قرار گیرد و تولید را افزایش دهد
بانک ها در قبال وام و تسهیلات پرداختی به شرکت ها و موئسسات بهره دریافت می کردند و از طرف دیگر به سپرده های مردم نیز بهره ای را می پرداختند و مابه التفاوت این دو نرخ بهره به عنوان درآمد بانک ها شناخته می شد.
بازار پول تا مدتها توانست نقش تعادل آفرین بین عرضه و تقاضا در بازار کالا و خدمات را بازی کند تا این که بحث کنترل نقدینگی در بازار پول به میان آمد.
با ایجاد بحران ها مردم به بانک ها هجوم آوردند و نقدینگی حساب های خود را طلب می کردند و در این مقطع و زمان بود که ضعف اصلی بازار پول نمایان گر شد. در واقع بازار پول توان لازم برای کنترل و حفظ تعادل بین عرضه و تقاضا در شرایط بحرانی را به طور کامل نداشت. پس باید راه دیگری یافته و به کار گرفته می شد.
ج) بازار سرمایه:
کم کم نحوه سرمایه گذاری در بورس و خرید سهام شرکت های بورسی را یاد گرفتند و به این ترتیب بازار سرمایه در جامعه ای انسانی هر روز شناخته تر شد.
در بورس اوراق بهادار که نمود بارزی از بازار سرمایه می باشد, سهام و سرمایه شرکت ها مرد معامله قرار می گیرد. این امر باعث می شود که مازاد نقدینگی افراد به جای سرازیر شدن به بازار کالا, به شرکت ها سرازیر شده و باعث تامین مالی شرکت ها شده و در نهایت تولید را افزایش دهد.
تولید بیشتر, عرضه را متعادل تر کرده و می تواند به تقاضای فزاینده در بازار کالا و خدمات پاسخ داده و مانع تورم شود. از طرف دیگر شرکت به یک منبع ارزان قیمت تامین مالی دسترسی داشته در نتیجه, قیمت تمام شده محصولاتشان, افزایش ناگهانی نخواهد داشت. افراد قبل از خرید سهام شرکت ها و در صورت عملکرد مطلوبشان, در سود(زیان) آن ها شریک می شوند و در نتیجه تقاضا برای خرید سهام شرکت های سودآور هر روز بیشتر می شود و چرخه رقابت بین شرکت ها برای کسب سود بیشتر و در نتیجه جذب نقدینگی وسیع تر و بیشتر شده و این رقابت سالم می تواند تمامی گروه های فعال در بازار سرمایه را منتفع سازد. شرکت ها از منابع مالی ارزان قیمت, منتفع می شوند, سهام داران در سود شرکت ها شریک می گردند, شراکت این دو بخش چرخه تولید را به گردش در می آورد و تولید بیشتر شکوفایی اقتصادی را به همراه خواهد داشت.
اتفاق مهم دیگری که در بازار سرمایه می افتد این است که نقدینگی به محض ورود به بازار سرمایه, به عنوان یک شریک, درگیر بازار گشته و در مواقع بحرانی, دولت ها می توانند ورود و خروج نقدینگی از این بازار را کاملا تحت سیاستهای خود قرار دهند.
در واقع نقدینگی وارد شده در بازار سرمایه در صورتی می تواند از این بازار خارج شود که جایگزینی داشته باشد و این مهم, جبران کننده نقض بازار پول است. چرا که نقدینگی در بازار پول, می توانست هر موقع که مایل باشد و بدون هیچ جایگزینی از بازار پول خارج شده و دولت را در اعمال سیاست های خود بر آن بازار محدود کند. در واقع نگارنده, بازار سرمایه را به"زندان جذاب و زیبای نقدینگی" تعبیر می کند. در این زندان جذاب, نقدینگی به انتفاع از نقاط مثبت و سازنده بازار می پردازد و دولت ها نیز این امکان و فرصت را می یابند تا بر این حجم نقدینگی اعمال سیاست کنند و افسار گسیختگی آن را مهار نماید. کاری که شاید در بازارهای دیگر اصلا امکان پذیر نیست و به همین دلیل است که دولت ها و مجموعه های اقتصادی وابسته, تمایل بسیار زیادی به گسترش و تعمیق بازار سرمایه دارند. در واقع بازار سرمایه نه تنها یک وسیله, بلکه یک نیاز غیر قابل جایگزین در این مقطع از اقتصاد جهانی است.
نوع دیگر تقسیم بندی بازارها(بازارهای مالی) براساس مدت زمان بدین گونه است:
بازارهای مالی در هر کشوری به دو گروه تقسیم می شود:
▪ بازار پول
▪ بازار سرمایه
منبع:آفتاب
ارسال توسط کاربر محترم سایت : omidayandh
/ج