بوي گرم گرمك

درست وسط تابستان بود. بوي گرمك و طالبي آفتاب خورده دماغ را مي سوزاند. نشسته بود روي لبه هُرم گرفته ي دكان فالوده فروشي. نگاهش تا انتهاي سراب خيابان دويد. آبي ميني بوس لابه لاي سراب خيابان شده بود دو تا. برخاست؛ دستانش را ميان حجم داغ زده ي خيابان تكان داد؛ چند متر جلوتر ميني بوس غريد و ايستاد. تارسيدن به اولين پله ي
شنبه، 11 تير 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
بوي گرم گرمك

بوي گرم گرمك
بوي گرم گرمك


 

نويسنده: شوكا داعيه




 
درست وسط تابستان بود. بوي گرمك و طالبي آفتاب خورده دماغ را مي سوزاند. نشسته بود روي لبه هُرم گرفته ي دكان فالوده فروشي. نگاهش تا انتهاي سراب خيابان دويد. آبي ميني بوس لابه لاي سراب خيابان شده بود دو تا. برخاست؛ دستانش را ميان حجم داغ زده ي خيابان تكان داد؛ چند متر جلوتر ميني بوس غريد و ايستاد. تارسيدن به اولين پله ي ميني بوس چرك گرفته، يه نفس لنگ زد و دويد. سوزش آسفالت خيابان كف كفش هايش را ناخنك كشيد. دست پيش برد و دستگيره ي زنگ خورده ي در را، كه با فشار شلنگ يك متري محكم شده بود، فشرد. پايش اولين پله ي خسته ي ميني بوس را كه له كرد، بوي عطر گلاب عرق كرده پاشيد تا ته گلوش. در را كوبيد و آرام گرفت. نگاه هاي زخم خورده ي زائرين دلش را لرزاند؛ رفت و نشست پشت سر كودكي كه در آغوش مادرش گريه ي گرمازده اي سر داده بود. در اولين فرصت چشمانش را بست. شايد...صداي شكسته ي پيرمردي كه سال ها به عشق زيارت آقا خرمن كوبيده بود گوشش را خاراند.
ــ قبر امام هشتم را زيارت كن...دُيُّم صلوات را جلي تر ختم كن...
توي ته تهاي دلش، صلوات به خنكي يك ليوان آب تگري نشست. با آخرين ته مانده ي زورش شيشه را گشود. بوي سرخ حرارت نگرانش كرد. شايد...خواهد رسيد...نگاهش روي عقربه هاي بلند ساعت تكاني خورد و ايستاد. پرده ي پنجره جلو كه از اشك كودك خيس بود، چرخي خورد و محكم چسبيد به عرق گرم پيشانيش. تكان چرخ عقب ماشين پاهايش را مي لرزاند و يا شايد پاهايش ...
اين سومين دفعه بود كه به قصد غربت، غربت زده ترين حسش را كشانده بود تا پاي حرم. حاجت كه نگرفته بود، اما لااقل براي رفتن، حرم بهترين جا بود. شايد...
حاجت گم شده اش را بارها زير دندان هايش له كرده و قورت داد. چرتش با بوي سبزي تازه ي لقمه ناني كه ميان دستان دخترك چهار، پنج ساله ي صندلي بغل بود، پريد. دلش براي سبزي هاي خانم بزرگ غش رفت.
ترمز خيس ميني بوس روي آسفالت داغ شده، خيسي عرق رو تا زير پلكاش برد. برخاست. آخرين مسافر بود يا آخرين زائر. شايد...اما مطمئن بود اولين دلي كه تا نوك گنبد طلا پريد، مال خودش بود. رفت...رفت تا پشت حادثه، مويه و اشك ريخت. حس عرق و خيسي گلاب خادم رفت تا فراسوي ذهنش. پنجه هاي سوخته اش را برد لابه لاي خنكاي ضريح و طلب كرد براي رها شدنش كه هيچ راهي براي ماندن نمانده بود. دست كشيد. رمق داشت كم كم توي وجودش تار مي شد.
بوي عطر حرم پيچيد توي فكر تلخش و شيرين كرد ته مانده ي ذهنش را از بودن؛ و گرم شد سردي پنجره هاي ضريح. حاجت درون محوي چشمانش يك بار ديگر چرخيد. زلالي اشك چكيد تا روي برگه ي تا خورده ي زيارت نامه. آرام شد...نشست...داشت حس مي كرد...شيرين تر از اين لحظه را نمي شد براي رفتنش تصور كند. يادش آمد بارها و بارهايي كه مادرش آمد، نشست پاي ضريح و ضجه زد؛ و خيالش پر كشيد تا غروبي كه جواب آخرين آزمايش را با چشماني تر بارها ديد...نشد اين آخرين تصميم بود براي رهايي از يك زندگي گياهي. هرچه بود، ديگر نه ديد و نه بود. نه شنيد و نه...شايد...دانه ي درشت تسبيح لابه لاي انگشتش لغزيد و ريخت روي سنگ حاجت زده ي صحن.
صداي «لا اله الا الله» نديدنش را وادار به ديدن كرد و ديد جسم بي جانش را ميان دستان زائران. گل هاي صورتي محمدي، يكي يكي از مسند تابوت بلند شد و ريخت روي دستانش كه ديگر نه داغ زده بود و نه...سعي كرد تا بار ديگر بفشارد سردي ضريح را. شايد...صداي گرم صلوات ريخت توي دلش و آرام شد، همه سال هايي كه درد امانش را بريده بود. گمان كرد رفت...
چوب پَر رنگي خادم خورد روي پيشانيش...درد بي دريغ رفته بود...برگه ي آزمايش را از جيب تاخورده ي كتش كشيد بيرون و نگاه كرد، همه ي آنچه را كه بارها ديده بود. بوي عطري خنك مشامش را لبريز كرد.
منبع:‌ نشريه ثريا شماره 4




 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
play_arrow
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
play_arrow
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
play_arrow
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
play_arrow
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
play_arrow
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
play_arrow
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
play_arrow
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
play_arrow
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
play_arrow
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
play_arrow
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...
play_arrow
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...
روایت همکلاسی دانشگاه دختر شهید رهبر انقلاب
play_arrow
روایت همکلاسی دانشگاه دختر شهید رهبر انقلاب