
در سايه قرآن
نويسنده: بتول جمشيديان
استاد حسين انصاريان: در شهر لندن در يک مرکز اسلامي منبر مي رفتم. ساعتي پس از سخنراني من جلسه ديگري از شيعيان عرب بود که گوينده عرب زبان با بلاغتي فصيح و دانش بالا براي آنان سخنراني مي کرد و در پايان سخنراني اش همچون يک روحاني و مداح متخصص براي اهل مجلس ذکر مصيبت مي نمود.
من به احترام برادران عرب زبان در يکي از جلسات ايشان شرکت کردم و براي شناخت سخنران درباره اش جوياي حال شدم. گفتند او اهل مصر است و داراي دکتراي حقوق مي باشد و حدود سي سال در دادگاه هاي مدني مصر با مديريت قوي و پست هاي حساس همچون دادستاني مشغول فعاليت بوده و از نظر مذهبي قبلاً جرگه اهل سنت بوده اما اکنون شيعه مي باشد.
وقتي اين مطلب را شنيدم بر آن شدم تا به وسيله خودش از موضوع آگاه شوم. بعد از اتمام جلسه به سراغش رفتم، ايشان در اين رابطه اين چنين گفت: آن روزها در دادگاه مشغول کار بودم و مذهب اهل سنت داشتم، جواني مسيحي همراه همسرش به دادگاه آمد و تقاضاي طلاق کرد، طلاق در مکتب مسيحيان مصر فقط به شرطي واقع مي شود که ثابت شود زن با مردي بيگانه رابطه نامشروع داشته است. به همين دليل گاه پيش مي آيد که مردان مسيحي تقاضاي طلاق مي کنند. من يک جلسه با آن مرد صحبت کردم تا شايد از اين کار صرف نظر کند ولي حاضر نشد. در جلسه اي جداگانه با زن صحبت کردم و او را پاک دامن يافتم و در نهايت برايم ثابت شد که مرد براي آنکه بتواند از او جدا شود متوسل به تهمت شده است. مرد را خواستم و او را نصيحت کردم که چرا با تهمت دست به چنين اقدامي زده است، اما همچنان بر عقيده خود اصرار مي کرد و بهانه جويي مي نمود.
من از اين وضعيت بسيار ناراحت شدم و در حالت عصباني به او گفتم: عجب آيين مزخرفي داريد، که براي به هم زدن کانون يک خانواده بايد متوسل به دروغ و تهمت شويد تا به هدف برسيد. اين چه قانوني است که رنگ ديني دارد و نتيجه اش ظلم و ستم بر يک بي گناه است.
جوان مسيحي هم در جواب گفت: مزخرف تر از آيين ما آيين شما مسلمانان است که هر زمان بخواهيد و ميلتان اجازه بدهد مي توانيد بدون هيچ شرطي از همسرتان جدا شويد و با يک بار گفتن انت طلاق ثلاثه او را طلاق دهيد. و بناي خانواده را به راحتي تخريب کنيد و مادري مهربان را از فرزندش جدا کنيد و با اين کار هر روز بر تعداد زنان مطلقه مي افزاييد که در بسياري از موارد به خاطر عدم برخورداري از ايمان آن ها باعث شيوع فساد و رواج گناه در جامعه مي شوند. پس مرحبا به آيين مسيحيت که چنين شرايط سختي را براي طلاق معين کرده است.
من از گفتار آن جوان مسيحي يکه خوردم و از جواب دادن به او بازماندم و ديدم پيوند زناشويي ميان اهل سنت بدون هيچ شرط و ملاحظه اي به راحتي از هم مي گسلد و خرمن زندگي را مي سوزاند و زن بي گناه را به محروميت از بسياري امور مجبور مي کند.
آن روز به خانه آمدم و به جستجوي شرايط طلاق در قرآن و ساير مذاهب اسلامي پرداختم. توجهم به سمت سوره اي مجزا با عنوان طلاق جلب شد. وقتي به آن سوره مراجعه کردم بسياري از احکام طلاق در آن سوره آورده شده بود.« يا ايها النبي اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن و أحصوا العدة و اتقوا الله ربکم لا تخرجوهن من بيوتهن و لا يخرجن»( سوره طلاق، آيه 1) اي پيامبر هرگاه زنان را طلاق دهيد به وقت عده طلاق دهيد و زمان عده را بشماريد و از خدايي که آفريننده شماست بترسيد، آن زنان را تا عده آنان باقي است از خانه بيرون مکنيد...
به اين سوره خوب توجه کردم و به اين باور رسيدم که همين زمان سه ماهه عده مي تواند مانع خيلي از طلاق هاي حتمي شود. در اين سوره عده زنان آبستن تا پايان وضع حمل است و طلاق پس از زايمان جاري مي شود که اين هم خود دليلي است که مي تواند با متولد شدن فرزند و به وجود آمدن دلبستگي هاي بيشتر به او مانع بسياري از طلاق ها شود.
پس از آنکه در قرآن جستجو نمودم و به آيات زيادي در اين زمينه برخورد کردم به سراغ فقه در مذاهب اسلامي رفتم و پس از بررسي متوجه شدم مسائل طلاق در فقه اهل بيت به روشني بيان شده است و طلاق بر سه نوع است: رجعي، خلع، مبارات و هر يک داراي شرايطي است که زن و مرد به راحتي نمي توانند پيوند زناشويي را بگسلند و خانه ي ازدواج را خراب کنند. علاوه بر آن پس از توافق مرد و زن به طلاق، زن بايد از ايام قاعده پاک باشد، دو عادل بايد صيغه طلاق را بشنوند تا طلاق واقع شود و اگر طلاق رجعي باشد قبل از پايان سه ماه بدون عقد جديد در صورت پشيمان شدن از طلاق، مي توانند به آساني به يکديگر برگردند و زندگي مشترک خود را از سرگرفته، تداوم دهند.
استواري و استحکام فقه اهل بيت(ع) بر اساس آيات قرآن بود و نظرم را جلب کرد و عقيده ام از فقه اهل سنت برگشت. نهايتاً در درونم تغيير حال به وجود آمد و احساس کردم به مکتب شيعي کشش عجيبي در دلم پيدا شده است و سعادت دنيا و آخرت خود را در تمسک به آن يافتم و به اين نتيجه رسيدم که فقه اهل بيت(ع) همچون قرآن نسبت به مردم در همه شرايط است.
منبع: نشريه قرآني بشارت شماره 74
من به احترام برادران عرب زبان در يکي از جلسات ايشان شرکت کردم و براي شناخت سخنران درباره اش جوياي حال شدم. گفتند او اهل مصر است و داراي دکتراي حقوق مي باشد و حدود سي سال در دادگاه هاي مدني مصر با مديريت قوي و پست هاي حساس همچون دادستاني مشغول فعاليت بوده و از نظر مذهبي قبلاً جرگه اهل سنت بوده اما اکنون شيعه مي باشد.
وقتي اين مطلب را شنيدم بر آن شدم تا به وسيله خودش از موضوع آگاه شوم. بعد از اتمام جلسه به سراغش رفتم، ايشان در اين رابطه اين چنين گفت: آن روزها در دادگاه مشغول کار بودم و مذهب اهل سنت داشتم، جواني مسيحي همراه همسرش به دادگاه آمد و تقاضاي طلاق کرد، طلاق در مکتب مسيحيان مصر فقط به شرطي واقع مي شود که ثابت شود زن با مردي بيگانه رابطه نامشروع داشته است. به همين دليل گاه پيش مي آيد که مردان مسيحي تقاضاي طلاق مي کنند. من يک جلسه با آن مرد صحبت کردم تا شايد از اين کار صرف نظر کند ولي حاضر نشد. در جلسه اي جداگانه با زن صحبت کردم و او را پاک دامن يافتم و در نهايت برايم ثابت شد که مرد براي آنکه بتواند از او جدا شود متوسل به تهمت شده است. مرد را خواستم و او را نصيحت کردم که چرا با تهمت دست به چنين اقدامي زده است، اما همچنان بر عقيده خود اصرار مي کرد و بهانه جويي مي نمود.
من از اين وضعيت بسيار ناراحت شدم و در حالت عصباني به او گفتم: عجب آيين مزخرفي داريد، که براي به هم زدن کانون يک خانواده بايد متوسل به دروغ و تهمت شويد تا به هدف برسيد. اين چه قانوني است که رنگ ديني دارد و نتيجه اش ظلم و ستم بر يک بي گناه است.
جوان مسيحي هم در جواب گفت: مزخرف تر از آيين ما آيين شما مسلمانان است که هر زمان بخواهيد و ميلتان اجازه بدهد مي توانيد بدون هيچ شرطي از همسرتان جدا شويد و با يک بار گفتن انت طلاق ثلاثه او را طلاق دهيد. و بناي خانواده را به راحتي تخريب کنيد و مادري مهربان را از فرزندش جدا کنيد و با اين کار هر روز بر تعداد زنان مطلقه مي افزاييد که در بسياري از موارد به خاطر عدم برخورداري از ايمان آن ها باعث شيوع فساد و رواج گناه در جامعه مي شوند. پس مرحبا به آيين مسيحيت که چنين شرايط سختي را براي طلاق معين کرده است.
من از گفتار آن جوان مسيحي يکه خوردم و از جواب دادن به او بازماندم و ديدم پيوند زناشويي ميان اهل سنت بدون هيچ شرط و ملاحظه اي به راحتي از هم مي گسلد و خرمن زندگي را مي سوزاند و زن بي گناه را به محروميت از بسياري امور مجبور مي کند.
آن روز به خانه آمدم و به جستجوي شرايط طلاق در قرآن و ساير مذاهب اسلامي پرداختم. توجهم به سمت سوره اي مجزا با عنوان طلاق جلب شد. وقتي به آن سوره مراجعه کردم بسياري از احکام طلاق در آن سوره آورده شده بود.« يا ايها النبي اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن و أحصوا العدة و اتقوا الله ربکم لا تخرجوهن من بيوتهن و لا يخرجن»( سوره طلاق، آيه 1) اي پيامبر هرگاه زنان را طلاق دهيد به وقت عده طلاق دهيد و زمان عده را بشماريد و از خدايي که آفريننده شماست بترسيد، آن زنان را تا عده آنان باقي است از خانه بيرون مکنيد...
به اين سوره خوب توجه کردم و به اين باور رسيدم که همين زمان سه ماهه عده مي تواند مانع خيلي از طلاق هاي حتمي شود. در اين سوره عده زنان آبستن تا پايان وضع حمل است و طلاق پس از زايمان جاري مي شود که اين هم خود دليلي است که مي تواند با متولد شدن فرزند و به وجود آمدن دلبستگي هاي بيشتر به او مانع بسياري از طلاق ها شود.
پس از آنکه در قرآن جستجو نمودم و به آيات زيادي در اين زمينه برخورد کردم به سراغ فقه در مذاهب اسلامي رفتم و پس از بررسي متوجه شدم مسائل طلاق در فقه اهل بيت به روشني بيان شده است و طلاق بر سه نوع است: رجعي، خلع، مبارات و هر يک داراي شرايطي است که زن و مرد به راحتي نمي توانند پيوند زناشويي را بگسلند و خانه ي ازدواج را خراب کنند. علاوه بر آن پس از توافق مرد و زن به طلاق، زن بايد از ايام قاعده پاک باشد، دو عادل بايد صيغه طلاق را بشنوند تا طلاق واقع شود و اگر طلاق رجعي باشد قبل از پايان سه ماه بدون عقد جديد در صورت پشيمان شدن از طلاق، مي توانند به آساني به يکديگر برگردند و زندگي مشترک خود را از سرگرفته، تداوم دهند.
استواري و استحکام فقه اهل بيت(ع) بر اساس آيات قرآن بود و نظرم را جلب کرد و عقيده ام از فقه اهل سنت برگشت. نهايتاً در درونم تغيير حال به وجود آمد و احساس کردم به مکتب شيعي کشش عجيبي در دلم پيدا شده است و سعادت دنيا و آخرت خود را در تمسک به آن يافتم و به اين نتيجه رسيدم که فقه اهل بيت(ع) همچون قرآن نسبت به مردم در همه شرايط است.
منبع: نشريه قرآني بشارت شماره 74