اعجاز

شخصي دعوي نبوت کرد، پيش خليفه اش بردند. از او پرسيد که: “معجزه ات چيست؟” گفت: “معجزه ام اين که هرچه در دل شما مي گذرد، مرا معلوم است؛ چنان که اکنون در دل همه مي گذرد که من دروغ مي گويم!”
سه‌شنبه، 8 آذر 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اعجاز

اعجاز
اعجاز


 

نويسنده :عبيد زاکاني




 
شخصي دعوي نبوت کرد، پيش خليفه اش بردند. از او پرسيد که: “معجزه ات چيست؟” گفت: “معجزه ام اين که هرچه در دل شما مي گذرد، مرا معلوم است؛ چنان که اکنون در دل همه مي گذرد که من دروغ مي گويم!”

پلنگ
 

بازرگاني زني خوش صورت، زهره نام داشت. عزم سفري کرد. از بهر او جامه اي سفيد بساخت و کاسه اي نيل (1) به خام داد که: “هرگاه از اين زن حرکتي ناشايست در وجود آيد، يک انگشت نيل بر جامه او زن تا چون بازآيم، اگر تو حاضر نباشي، مرا حال معلوم شود.” پس از مدتي خواجه به خادم نبشت که:
چيزي نکند زهره که ننگي باشد
بر جامه او ز نيل، رنگي باشد
خادم بازنبشت که:
گرز آمدن خواجه درنگي باشد
چون باز آيد، زهره پلنگي باشد!

رسم بندگي
 

آن يکي گستاخ رو اندر هري (2)
چون بديد او خود غلام مهتري،
جامة اطلس، کمر زرين روان
روي کردي سوي قبلة آسمان
کاي خدا، زين خواجة صاحب منن (3)
چون نياموزي تو بندة داشتن؟
بنده پروردن بياموز اي خدا
زين رئيس و اختيار شاه ما
تا يکي روزي که شاه آن خواجه را
متهم کرد و ببستش دست و پا
و آن غلامان را شکنجه مي نمود
که: دفينه ي خواجه بنماييد زود
سرّ او با من بگوييد اي خسان
ورنه برّم از شما حلق و لسان
مدت يک ماه شه تعذيب کرد
روز و شب اشکنجه و افشار و درد
پاره پاره کردشان و يک غلام
راز خواجه وانگفت از اهتمام
گفتش اندرخواب هاتف: کاي کيا (4)
بنده بودن هم بياموز و بيا!

اجراي حد
 

آورده اند که دو مرد را به نزديک والي ولايت آوردند؛ يکي را به زندقه منسوب کردند و ديگر را حد خمر بر او ثابت شد. امير فرمود که:”زنديق را بکشيد و شارب الخمر را حد بزنيد”. موکلان خواستند که هر دو را از پيش امير بيرون برند. آن شخص را که حد فرموده بودند، بازگشت و گفت: “ايها الامير، مرا به دست شخصي ديگر حد فرماي.” امير گفت: “چه تفاوت مي کند؟” گفت: “مي ترسم که آن مرد غلط کند که او را حد بزند ومرا بکشد، بعد از آن تدارک آن سهو نتوان کرد!” امير را از اين سخن خنده آمد و بفرمود تا او را اطلاق (5) کردند.
فرج بعد از شدت

پي نوشت ها :
 

1. لاجورد
2. هرات
3. صاحب بخشش
4. بزرگ، بزرگوار
5. رها

منبع: یزدان پرست، حمید؛ (1388) نامه ایران: مجموعه مقاله ها، سروده ها و مطالب ایران شناسی، تهران، اطلاعات، چاپ نخست.



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
مرزهای دخالت و مشورت در روابط با خانواده همسر
مرزهای دخالت و مشورت در روابط با خانواده همسر
اولین تصاویر از آمبولانسی که در حمله به لار مورد اصابت قرار گرفت
play_arrow
اولین تصاویر از آمبولانسی که در حمله به لار مورد اصابت قرار گرفت
شعرخوانی بذری در مراسم بزرگداشت رهبر شهید در مصلی تهران
play_arrow
شعرخوانی بذری در مراسم بزرگداشت رهبر شهید در مصلی تهران
بازداشت جاسوس ارسال‌کننده مختصات نقاط حساس به خارج
play_arrow
بازداشت جاسوس ارسال‌کننده مختصات نقاط حساس به خارج
نگاه ویژه رهبر شهید بر تنگه هرمز به روایت رحیم صفوی
play_arrow
نگاه ویژه رهبر شهید بر تنگه هرمز به روایت رحیم صفوی
رحیم پور ازغدی: از همه موارد وقیح‌تر تروریسم دولتی است
play_arrow
رحیم پور ازغدی: از همه موارد وقیح‌تر تروریسم دولتی است
حملات پهپادی ارتش به سمت پایگاه‌ آمریکا در اردن
play_arrow
حملات پهپادی ارتش به سمت پایگاه‌ آمریکا در اردن
رهبر شهید انقلاب چه نظری در مورد افزایش توان موشکی داشتند؟
play_arrow
رهبر شهید انقلاب چه نظری در مورد افزایش توان موشکی داشتند؟
نماهنگ/ خیلی دعا کردم براتون...
play_arrow
نماهنگ/ خیلی دعا کردم براتون...
بازخوانی شعری که حدادعادل برای رهبر شهید سروده بود
play_arrow
بازخوانی شعری که حدادعادل برای رهبر شهید سروده بود
روایت مستند از لحظات دلهره‌آور حمله موشکی به دادگستری لار
play_arrow
روایت مستند از لحظات دلهره‌آور حمله موشکی به دادگستری لار
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به سلفیت در کرانه باختری
play_arrow
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به سلفیت در کرانه باختری
ما می‌کشیمت!
play_arrow
ما می‌کشیمت!
شور و اشتیاق زائران رضوی در جوار مرقد امام شهید
play_arrow
شور و اشتیاق زائران رضوی در جوار مرقد امام شهید
شلیک موشک‌های کروز علیه شناورهای متخاصم دشمن آمریکایی
play_arrow
شلیک موشک‌های کروز علیه شناورهای متخاصم دشمن آمریکایی