رسم جوانمردي را آموخته ام

حسن شکوهي، متولد پانزدهم ارديبهشت ماه 1350 هستم. در محله امام زاده حسن متولد و در سلسبيل بزرگ شدم. از 9 سالگي ورزش کشتي را به صورت حرفه يي شروع کردم و زير نظر پهلوانان اين رشته، فنون کشتي و رسم و رسوم جوانمردي را آموختم و سعي کردم در زندگي شخصي به اين مرام و مسلک عمل کنم. تحصيلاتم هم در رشته ي مکانيک است.
چهارشنبه، 12 بهمن 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
رسم جوانمردي را آموخته ام

رسم جوانمردي را آموخته ام
رسم جوانمردي را آموخته ام


 

نويسنده: مژگان ترکماني




 

براي آنهايي که شما را نمي شناسند، خود را چگونه معرفي مي کنيد؟
 

حسن شکوهي، متولد پانزدهم ارديبهشت ماه 1350 هستم. در محله امام زاده حسن متولد و در سلسبيل بزرگ شدم. از 9 سالگي ورزش کشتي را به صورت حرفه يي شروع کردم و زير نظر پهلوانان اين رشته، فنون کشتي و رسم و رسوم جوانمردي را آموختم و سعي کردم در زندگي شخصي به اين مرام و مسلک عمل کنم. تحصيلاتم هم در رشته ي مکانيک است.

چه مسيري را طي کرديد تا به اين مرحله رسيديد؟
 

در سن 18 سالگي(سال 1368)، به خاطر ناراحتي قلبي از ورزش کشتي کناره گيري کردم و در رشته هنر، به فراگيري دانش بازيگري و صنعت سينما پرداختم. در سال 72 بطور حرفه يي وارد کار سينما شدم که حاصل آن بازي در فيلم ها و سريال هاي زير است:
گراند سينما(حسن هدايت)، دو پنجره(پاشا شاهنده)، بازگشت پرستوها(ابوالقاسم طالبي)، عروسکي براي الدوز(محسن چگيني)، باغ آلوچه(بهروز شعيبي)، عينک دودي (حسين لطيفي)، توکيو بدون توقف(سعيد عالم زاده)، هر چي تو بخواي(محمد متوسلاني)، پاورچين، نقطه چين، شب هاي برره (مهران مديري)، دست هاي خالي(ابوالقاسم طالبي) و ...
در بخش تهيه و توليد بسياري از سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي نيز شرکت داشتم.

مردم، بيشتر شما را با کدام کاراکتر مي شناسند؟
 

با کاراکتر جواني شيطان و پر شر و شور مثل ناصر(عينک دودي)، محسن توکيو(توکيو بدون توقف)، غلام (روز رفتن)، و عزيز خان(پاورچين).

سناريوي زندگي شما چگونه خواهد بود؟
 

خيلي ساده و بي ريا، مثل بسياري از مردم خوب کشورمان. بسيار ساده و خاکي زندگي مي کنم و هميشه خواسته هايم را از خداوند متعال طلب کرده ام.

بازيگري چه جذابيتي دارد که بيشتر جوان ها دوست دارند وارد اين حرفه شوند؟
 

حس شناخته شدن و معروفيت در وجود همه ي انسان ها نهفته است، فقط ميزان اين حس فرق مي کند. با توجه به اينکه مردم خوب ما، هميشه هنرمندان را دوست دارند و به آنها احترام مي گذارند، هنر بازيگري براي هر جواني در هر مقطع سني، جاذبه دارد. ولي بايد فراموش نکنيم که هر معروفيتي به هر قيمتي به درد نمي خورد، بلکه بايد اين نکته را بياموزيم که، محبوب باشيم نه معروف.

به نظر شما هر بازيگري مي تواند هر نقشي را بازي کند؟
 

نه آنطور که مد نظرتان است، چون بازيگري حرفه يي بسيار سخت و مشکل است. بعضي انسان ها با چهره و فيزيک خاص، مناسب يک سري از نقش ها نيستند، ولي بازيگراني هم وجود دارند که داراي چهره ي فتوژنيک و قابل تغييري هستند و نبايد اين را ناديده گرفت که آنها نيز بايد علم و استعداد بازي در نقش هاي مختلف را داشته باشند.

هر کارگرداني مي تواند بازيگر باشد، ولي هر بازيگري نمي تواند کارگردان باشد. به اين جمله اعتقاد داريد؟
 

خير، چون نه تنها در زمينه ي سينما، بلکه حرفه هاي ديگري چون ورزش، ما کارگردان ها و مربيان بسيار خوبي داريم که خودشان نه بازيگر بوده اند و نه از قهرمانان عرصه ي ورزش، ولي بازيگر را بسيار خوب هدايت مي کنند. در سينما هم، همينطور است.

در چه ژانرهايي بيشتر کار کرده ايد؟
 

بازي در فيلم هايي با ژانر جدي و درام را خيلي دوست دارم، ولي بيشتر در ژانر کمدي و کمدي موقعيت کار کرده ام. در حال حاضر هم مشغول تهيه ي سريالي به کارگرداني ابوالقاسم طالبي هستم به نام« به کجا چنين شتابان» که قرار است در آبان ماه پخش شود. در اين سريال که در ژانر جدي است، نقش يک آدم کش حرفه اي را بازي مي کنم.

از نظر روحي و القاي حس ، بازي کردن در کدام ژانر سخت تر است؟
 

به نظر من بازي در هر ژانري سختي هاي خودش را دارد و اصلاً آسان نيست، ولي بازي در ژانر کمدي بسيار سخت تر از ژانرهاي ديگر است.

حسن شکوهي در يک جمله؟
 

کساني که مرا مي شناسند مي گويند بسيار بي آلايش، مهربان و با انرژي مثبت هستم.

دو وجه متضاد شخصيت شما چيست؟
 

کارگردان هايي که در خدمت شان بودم، اينطور مرا تعريف مي کنند: حسن هميشه چشم هاي نافذي دارد که مي خندد، ولي اگر عصباني بشود، اين چشم ها بسيار تغيير مي کند و نمي شود به آساني آنها را نگاه کرد. در ماهنامه ي فيلم بعد از اکران عينک دودي، نوشته شده بود: چشم هايي که مرز بين خوبي و بدي را نشان مي دهد.

روزهايتان از چه ساعتي شروع و چگونه سپري مي شود؟
 

بر خلاف بسياري از هنرمندان، صبح ها خيلي زود بيدار مي شوم. چه، کار داشته باشم چه نداشته باشم، حدوداً ساعت 6/30 صبح بيدارم و زودتر از دوازده شب نمي خوابم. بيشتر اوقات هم سرم شلوغ است، يا مشغول تهيه ي فيلم و سريال هستم، يا توليد و بازي. در زمان هايي که کار ندارم، در کنار خانواده هستم، ورزش مي کنم و سناريو مي خوانم.

اگر قرار باشد باري از دوش همسرتان برداريد چه مي کنيد؟
 

جا دارد که همين جا از همسرم صميمانه تشکر کنم، چون هميشه به من کمک کرده و دلداري ام داده است. زندگي با هنرمند سخت است تا آنجا که بتوانم به او کمک مي کنم.

براي برقراري توازن، چه چيز را بايد از زندگي تان حذف کنيد؟
 

هيچ چيز در زندگي بهتر از صداقت نيست. بايد از همه ي چيزهايي که با صداقت منافات دارد، دوري کرد.

برگ برنده ي شما چيست؟
 

فکر مي کنم صداقتم. در زندگي ام هيچ موقع براي کسي بدي نخواسته ام و نخواهم خواست و هميشه در زندگي شخصي و اجتماعي ام به خداوند توکل کرده ام.
از خودم متنفر مي شوم وقتي که ...
نتوانم براي کسي کاري انجام بدهم.

بخشيدن چه کسي برايتان سخت است؟
 

خودم.

براي روح خودتان چه رنگي را انتخاب مي کنيد؟
 

سبز و آبي.

فرق بين روح زنانه و روح مردانه را در چه مي دانيد؟
 

احساس.

چه کاري از شما در حال پخش است؟
 

« هر چي تو بخواي» که هم اکنون در اکران سينماها است.

در حال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟
 

ساخت سريال « به کجا چنين شتابان؟»
 

براي آينده چه برنامه يي داريد؟
 

يک سريال 26 قسمتي با نام «طلاق» تصويب کرده ام، که اگر خدا بخواهد مي خواهم قبل از شروع آن، يک فيلم سينمايي بسازم.
در پايان اگر صحبتي مانده بفرماييد.
از شما، همکارانتان، خوانندگان مجله و مردم بسيار خوب مان و پدر و مادر و همسر مهربانم و همچنين استاداني که در زمينه ي علم، ورزش و سينما به من «چگونه زندگي کردن را آموختند» تشکر مي کنم. خاک پاي همه ي هم ميهنانم هستم.

رسم جوانمردي را آموخته ام

منبع: 7 روز زندگي شماره 84



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط