يك امانت بزرگ
گاهي آدمها بيمار ميشوند. علاوه بر آدمها، حيوانات و گياهان هم بسيار ميشوند. مثلاً وقتي ما آدمها بيمار ميشوند كه غذاي مسموم ميخورند.
به جز گياهان و حيوانات و آدمها، گاهي زمين هم بسيار ميشود. وقتي زمين بيمار ميشود كه كارخانهها، دود سياهشان را توي صورت هوا فوت ميكنند.
زمين وقتي بيمار ميشود كه درختها بريده ميشوند.
زمين وقتي بيمار ميشود كه گلها و گياهان ديگر لبخند نميزنند.
زمين وقتي بيمار ميشود كه آبها بيمار ميشوند.
زمين وقتي بيمار ميشود كه من و شما، او را فراموش ميكنيم.
زمين امانت است، امانتي بزرگ در دست من و تو، امانتي كه من و تو در آن به دنيا ميآيم و در آن رشد و پرورش مييابيم، امانتي كه خانههاي ما و چيزهايي را كه دوست داريم، در دل خود جاي داده است. پس بياييد به هم قول بدهيم، مواظب اين امانت بزرگ باشيم و نگذاريم آسيبي به آن برسد.
منبع ماهنامه قاصدک شماره 52