قبل از آفتاب

هي صدايم زد:حسن، حسن جان، پاشو عزيزم، بلند شو وقت نماز است، پاشو.دير شد!يك يا علي بگو و بلند شو.حسن جان !اوف ،خواب زده ام كرد، اما وقتي رفتش ،خود م را زد م به خواب.او هم خسته شد و رفت.نكند حالا بابا بيايد؟اين ها نوبتي مي آيند .بابا نماز ميخواند.مامان مي آيد صدايم مي زند.او كه مي رود نماز بخواند ، ‌بابا مي آيد.كاري ندارد.دوباره خودم را به خواب مي زنم.حالا هم چشم هايم را ببندم شايد خوابم ببرد صبح به اين زودي آد م حيفش مي آيد....
شنبه، 20 خرداد 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
قبل از آفتاب

قبل از آفتاب
قبل از آفتاب


 

نويسنده:علي مهر




 
هنوزم خوابم مي آيد.يك كم ديگر هم بخوابم.مثل اينكه اين پهلو بهتر است، آخيش.اين جاي بالشت چه قدر خنك است، اما خوابم نمي برد.همه اش تقصير مامان است كه هي صدايم زد.
 
هي صدايم زد:حسن، حسن جان، پاشو عزيزم، بلند شو وقت نماز است، پاشو.دير شد!يك يا علي بگو و بلند شو.حسن جان !اوف ،خواب زده ام كرد، اما وقتي رفتش ،خود م را زد م به خواب.او هم خسته شد و رفت.نكند حالا بابا بيايد؟اين ها نوبتي مي آيند .بابا نماز ميخواند.مامان مي آيد صدايم مي زند.او كه مي رود نماز بخواند ، ‌بابا مي آيد.كاري ندارد.دوباره خودم را به خواب مي زنم.حالا هم چشم هايم را ببندم شايد خوابم ببرد صبح به اين زودي آد م حيفش مي آيد....
اووووه،‌چه خبرت است بق بقو راه انداختي.جاي ديگري نبود جز روي ناودان ما لانه بسازي؟ اوف...اگر مامان بود مي گفت: دارد تسبيح خدا را مي گويد.
-مامان تسبيح چيه؟
-تسبيح يعني ستايش،‌يعني نماز خواندن.
اي بابا، ملافه را بكشم روي سرم شايد صدايش را نشنوم.مامان مي گويد:خروس هم صبح هاي خيلي زود اذان مي گويد.همان قوقولي قوقولش در واقع ذكر خداست.اه مثل اين كه شنيد!خروس هاجر خانم است.اي خدا چه طور بخوابم؟ يكي اذان مي گويد يكي نماز مي خواند!
بابا مي گويد:همه موجودات،از پرنده ها تا چرنده ها و خزنده ها ، همه و همه شكر خدا مي كنند.آن وقت اين آد م خيلي بي انصاف است.تازه سهمش هم از همه آن ها بيش تر است، چون عقل دارد.
مامان مي گويد:نماز يعني تشكر از خدا، تشكر به خاطر همه نعمت هايي كه به ماداده.
-چه نعمت هايي؟
-اين همه نعمت.بد ن سالم،‌عقل،‌چشم،‌گوش،‌دهان و بيني.انواع خوردني ها،‌ميوه ها،سبزي ها و پوشيدني ها.روز براي كار كردن و شب براي خوابيدن.
مي خندد و باز مي گويد:بابا و مامان خوب.
مي گويم:بچه خوب!
مي گويد:و خيلي چيزهاي ديگر كه نمي شود شمردشان.
بابا مي گويد:آن وقت تو براي دو ركعت نماز، چه قدر آه و ناله مي كني!
مامان مي گويد:به خاطر صدا زدن تو، تمام همسايه ها بيدار مي شوند،‌ولي تو... .
بابام مي گويد :آد م خوب نيست تنبل باشد.
مي گويم:خب ،‌من هم مي خوانم.
بابا مي گويد:كي؟
مي گويم:خب ...بعد هم مي شود خواند.
بابا مي گويد:نمازي كه به موقع خوانده نشود، مثل غذايي است كه مانده و ماسيده باشد و همه خاصيت هايش را از دست داده باشد. فقط براي پركرد ن شكم و سير شد ن خوب است،‌اما قوت و انرژي ندارد.
خب باشد بلند مي شوم،‌اما حيف است.چه قدر خوابم مي آيد.فقط چند ثانيه.چند ثانيه كه خيلي ديرنمي شود.قبل از اين كه آفتاب طلوع كند.واااي اين كبوتر هم دست بردار نيست.انشاءالله تخم هايت بشكند تا اين همه سرو صدا نكني.اي خدا نماز صبح چه قدر است!
بابا مي گويد:به خاطر سختي كاراست كه به آد م پاداش مي دهند، وگرنه به آدمي كه گوشه اي نشسته و كاري نمي كند پاداشي نمي دهند.
-ممكن است آدم يك وقتي خيلي خسته باشد،‌يعني خيلي خيلي.مثلاً امتحان هايش تازه تمام شده شده باشد.براي همين مي خواهد كمي بيشتر بخوابد.
بابا مي خندد:بخوابد، هر چه قدر دوست دارد بخوابد، اما نماز را فراموش نكند،آد م بايد در سخت ترين شرايط هم نماز را فراموش نكند ، مثل امام حسين(ع).
هم از بابام قصه اش را شنيده ام، هم از آقا معلم، هم از آقا سيد:ظهر عاشورا، وقت نماز كه شد،‌امام از لشكريزيد خواست بگذارند او و يارانش نماز بخوانند و بعد جنگ را شروع كنند، اما سپاه يزيد قبول نكرد.امام و يارانش مجبور شدند همان طور كه دشمن به طرف آن ها نيزه و تير پرتاب مي كردند، نماز بخوانند.
-باشد بلند مي شوم.
مامان مي گويد:تو هم داري با شيطان مي جنگي.شيطان مي خواهد تو بخوابي و نماز نخواني، ولي تو نبايد به حرف او گوش كني. بايد بلند شوي و نماز بخواني.هه هه هه، ولي آن دفعه معلوم نشد كدام مان برنده شديم.از رخت خواب بلند شدم، وضو گرفتم و برگشتم،اما به جاي اينكه جانماز را پهن كنم و نماز بخوانم،‌رفتم تو رخت خواب و همان طور كه خوابيده بودم، نمازخواندم.يك دفعه مامان صدايم زد.چشم هايم را كه باز كردم،‌هردو تايشان بالاي سرم ايستاده بودند و مي خنديدند.
ها...كبوتر پرزد و رفت.انگار فقط مي خواست مرا بيدار كند،‌اما من كه خودم بيدار بودم.مثل اينكه صداي پا مي آيد.اين دفعه نوبت باباست، اما احتياجي به آمدن او نيست.من خودم بلند مي شوم.آفتاب هم هنوز نزده.كافي است بگويم :«يا علي».
منبع:انتظار نوجوان شماره 69



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
پزشکیان: آمریکا استعمارگر و قاتل است
play_arrow
پزشکیان: آمریکا استعمارگر و قاتل است
تصاویری از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در حال تدریس
play_arrow
تصاویری از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در حال تدریس
پیام به مردم همیشه در میدان خیابان های کشور
play_arrow
پیام به مردم همیشه در میدان خیابان های کشور
باتری خودرو؛ راهنمای کامل انتخاب، خرید و نگهداری باتری خودرو
باتری خودرو؛ راهنمای کامل انتخاب، خرید و نگهداری باتری خودرو
شهرک‌نشین‌ها اموال فلسطینی‌ها را به آتش کشیدند!
play_arrow
شهرک‌نشین‌ها اموال فلسطینی‌ها را به آتش کشیدند!
شعر خوانی هادی جانفدا در مدح امیرالمومنین علیه السلام
play_arrow
شعر خوانی هادی جانفدا در مدح امیرالمومنین علیه السلام
حمیدرضا رجب زاده مداح جوانی که در خون خود غلطید
play_arrow
حمیدرضا رجب زاده مداح جوانی که در خون خود غلطید
آیا روند عدلیه در مقابله با فساد تغییری کرده است؟
play_arrow
آیا روند عدلیه در مقابله با فساد تغییری کرده است؟
شرط سخنگوی سپاه برای بازگشایی تنگه هرمز
play_arrow
شرط سخنگوی سپاه برای بازگشایی تنگه هرمز
عراقچی: «حق ایران در دریای خزر داده شد و رفت» اصلاً واقعیت ندارد
play_arrow
عراقچی: «حق ایران در دریای خزر داده شد و رفت» اصلاً واقعیت ندارد
اظهارات مهم معاون امنیتی وزیر کشور درباره بررسی ابعاد مختلف قتل حمیدرضا رجب‌زاده
play_arrow
اظهارات مهم معاون امنیتی وزیر کشور درباره بررسی ابعاد مختلف قتل حمیدرضا رجب‌زاده
رهبر حزب حاکم کوزوو در پارلمان مورد حمله تخم مرغ قرار گرفت
play_arrow
رهبر حزب حاکم کوزوو در پارلمان مورد حمله تخم مرغ قرار گرفت
حاجی‌بابایی: ما هیچ‌وقت با آمریکا به تفاهم نمی‌رسیم/ باید آمریکا را وادار کنیم ایران قوی را بپذیرد
play_arrow
حاجی‌بابایی: ما هیچ‌وقت با آمریکا به تفاهم نمی‌رسیم/ باید آمریکا را وادار کنیم ایران قوی را بپذیرد
تمرین سخت جراحی با بادکنک
play_arrow
تمرین سخت جراحی با بادکنک
جی دی ونس: ما در میانه بازی جنگ با ایران هستیم
play_arrow
جی دی ونس: ما در میانه بازی جنگ با ایران هستیم