نویسنده:همایون اقلیما
من "جک اریکسون" هستم، دانشمند تازه کار سازمان مطالعات و تحقیقات علمی (O.S.I.R) در پنسلوانیای آمریکا. نام رئیس و استادم "جو" است. البته جو نام مستعار اوست؛ خودش می خواهد نام اصی اش خارج از سازمان فاش نشود.
از او پرسیدم: "نامت چیست؟ من این جا چه می کنم؟"
جواب داد: "نام من الیتا است، و جواب دومی را چون دانشمند خاصی هستی به تو می گویم."
- خاص! ولش کن ادامه بده
- تودو بشقاب پرنده دیدی. اما هر دو از یک گروه نیستند.
- چرا؟
- یکی متعلق است به گروهی بد با اهدافی شوم، و دیگری یعنی دومی برعکس آن است.
- هر دو که از یک سیاره هستید؟
- بله. ما از کهکشان آندرومدا به این جا می آییم.
- فکر نمی کنید کمی زیادی دوره؟
- البته ولی مقر فرماندهی ما در کهکشان ان جی 147 و مقر آنها در کهکشان های بیضوی کوچک است.
- چرا با هم دشمن شدید؟
- بگذار برای جلوگیری از سوال های اضافی، خودم از اول برایت تعریف کنم. نسل ما بسیار قدیمی تر از شماست. برای همین از چند هزار سال پیش در این سیاره به سر می بریم. ابتدای خلقت مان، خود را در دریا یافتیم؛ برای همین رنگ پوستمان مانند جلبک سبز بود. سپس بعضی ها به خشکی رفته و رنگ پوستشان سفید شد، ولی بیشتر ما هنوز سبز رنگند. پس از سپری کردن دوره ترقی و پیشرفت، با ساکنان سیاره دیگری در منظومه کنارمان آشنا شدیم و با هم پیشرفت کردیم، بنابراین خیلی از شما جلو افتادیم. الان آنها نیز در گوشه دیگری مشغول کارند. محل ورود ما به زمین، قطب های مغناطیسی دوازده گانه زمین است، که عبارتند از دو قطب شمال و جنوب، مثلث برمودا و مثلث شیطان ژاپن که ما الان در آن هستیم، آب های غرب استرالیا، آب های شمال نیوزلند، آفریقای جنوبی ولی کمی متمایل به راست، محدوده غرب ایران و پاکستان و افغانستان، محدوده روی کشور مراکش، آب های جنوب شرقی جزایر پیتکرن انگلیس در پولینزی، آب های شمال شرق هاوایی و آب های جنوب شرقی برزیل. اگر توجه کنی، ما در این قسمت ها زیاد دیده شده ایم.
- ولی انگار این مناطق را آمودسن مشخص کرده بود؟
- درسته. او نیز فهمید. ولی حالا اهدافمان را به تو می گویم. شما به قولی اشرف کائناتید. ما قبل از دو دستگی، برای تحقیق به روی شما به اینجا آمدیم تا شکل و ظاهر و آناتومی شما را نمونه برداری کنیم. چون که سر و وضع شما زیباتر از ماست و من نیز کسی هستم که این گونه ظاهری دارم. بعد از دو دستگی، ما این کار را ادامه دادیم و آنها برای اهداف جاسوسانه می آمدند. در مورد سفینه هایمان، باید بگویم که روزها به حالت عادی و شب ها پرنورند، و وقتی می خواهند روی زمین بنشینند، خساراتی وارد می کند. حالا تو هم همه چیز را می دانی. فقط بعضی ها داستان را می دانند مانند استادت.
- کی؟ جو؟
- بله. الان ارتفاع را کم کرده ایم و جو پایین منتظر توست.
- البته. ملاقات خوبی بود الیتا.
- بله جک اریکسون. به امید ملاقات های آینده.
دو سیاره با هم می توانند خیلی پیشرفت کنند.
منبع:دانشمند-ش551
برای رویداد عجیبی به جزایر "دایتو" ژاپن عظیمت کردیم. محلی ها از وجود دایره هایی در زمین هایشان می گفتند؛ قسمت هایی که علف ها از بین رفته و زمین خشک شده است. این رویداد برای استادم تکراری است. بنابراین کار سختی را پیش رو نداشتیم.
و اما اصل داستان از اینجا شروع می شود. یک روز بعد از غروب خورشید در حالی که هوا کمی روشن بود، برای یک بررسی اجمالی به محل حادثه فرستاده شدم. ناگهان در حین بررسی، از شمال نور ملایمی به من نزدیک شد. ابتدا فکر کردم هواپیمای جنگنده ژاپنی است که از طرف جزیره اصلی ژاپن به طرفم می آید؛ ولی فهمیدم که نه، انگار یوفو است، و سعی کرد مرا به طرف خود بکشد. در این بین یک یوفوی دیگر آمد و بینشان درگیری صورت گرفت، و بالاخره دومی مرا بالا برد. تقریباً بی حس بودم. وقتی متوجه اطراف خود شدم، موجوداتی دیدم شبیه همان ها که هر کس با یک یوفو روبه رو شده بود، از آنجا می گفتند: موجودات سبز رنگ! اما یکی از آنها قیافه اش فرق داشت. آن یکی، شبیه ما انسان ها بود. سپس همه از اتاق خارج شدند جز او.از او پرسیدم: "نامت چیست؟ من این جا چه می کنم؟"
جواب داد: "نام من الیتا است، و جواب دومی را چون دانشمند خاصی هستی به تو می گویم."
- خاص! ولش کن ادامه بده
- تودو بشقاب پرنده دیدی. اما هر دو از یک گروه نیستند.
- چرا؟
- یکی متعلق است به گروهی بد با اهدافی شوم، و دیگری یعنی دومی برعکس آن است.
- هر دو که از یک سیاره هستید؟
- بله. ما از کهکشان آندرومدا به این جا می آییم.
- فکر نمی کنید کمی زیادی دوره؟
- البته ولی مقر فرماندهی ما در کهکشان ان جی 147 و مقر آنها در کهکشان های بیضوی کوچک است.
- چرا با هم دشمن شدید؟
- بگذار برای جلوگیری از سوال های اضافی، خودم از اول برایت تعریف کنم. نسل ما بسیار قدیمی تر از شماست. برای همین از چند هزار سال پیش در این سیاره به سر می بریم. ابتدای خلقت مان، خود را در دریا یافتیم؛ برای همین رنگ پوستمان مانند جلبک سبز بود. سپس بعضی ها به خشکی رفته و رنگ پوستشان سفید شد، ولی بیشتر ما هنوز سبز رنگند. پس از سپری کردن دوره ترقی و پیشرفت، با ساکنان سیاره دیگری در منظومه کنارمان آشنا شدیم و با هم پیشرفت کردیم، بنابراین خیلی از شما جلو افتادیم. الان آنها نیز در گوشه دیگری مشغول کارند. محل ورود ما به زمین، قطب های مغناطیسی دوازده گانه زمین است، که عبارتند از دو قطب شمال و جنوب، مثلث برمودا و مثلث شیطان ژاپن که ما الان در آن هستیم، آب های غرب استرالیا، آب های شمال نیوزلند، آفریقای جنوبی ولی کمی متمایل به راست، محدوده غرب ایران و پاکستان و افغانستان، محدوده روی کشور مراکش، آب های جنوب شرقی جزایر پیتکرن انگلیس در پولینزی، آب های شمال شرق هاوایی و آب های جنوب شرقی برزیل. اگر توجه کنی، ما در این قسمت ها زیاد دیده شده ایم.
- ولی انگار این مناطق را آمودسن مشخص کرده بود؟
- درسته. او نیز فهمید. ولی حالا اهدافمان را به تو می گویم. شما به قولی اشرف کائناتید. ما قبل از دو دستگی، برای تحقیق به روی شما به اینجا آمدیم تا شکل و ظاهر و آناتومی شما را نمونه برداری کنیم. چون که سر و وضع شما زیباتر از ماست و من نیز کسی هستم که این گونه ظاهری دارم. بعد از دو دستگی، ما این کار را ادامه دادیم و آنها برای اهداف جاسوسانه می آمدند. در مورد سفینه هایمان، باید بگویم که روزها به حالت عادی و شب ها پرنورند، و وقتی می خواهند روی زمین بنشینند، خساراتی وارد می کند. حالا تو هم همه چیز را می دانی. فقط بعضی ها داستان را می دانند مانند استادت.
- کی؟ جو؟
- بله. الان ارتفاع را کم کرده ایم و جو پایین منتظر توست.
- البته. ملاقات خوبی بود الیتا.
- بله جک اریکسون. به امید ملاقات های آینده.
دو سیاره با هم می توانند خیلی پیشرفت کنند.
منبع:دانشمند-ش551