معمارى‏هاى در تقابل با دریدا

دو گونه فضاى اندیشه‏اى - یکى در غرب و دومى در ایران - دو بینش متمایز به فضاى ساخته به دست مى‏ دهند که این به نوبه‏ ى خود دو گونه معمارى متمایز به وجود مى‏ آورد.
چهارشنبه، 15 شهريور 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
معمارى‏هاى در تقابل با دریدا
معمارى‏هاى در تقابل با دریدا

 

نویسنده:محمد منصور فلامکى*
منبع:راسخون


 

چکیده‏

دو گونه فضاى اندیشه‏اى - یکى در غرب و دومى در ایران - دو بینش متمایز به فضاى ساخته به دست مى‏ دهند که این به نوبه‏ ى خود دو گونه معمارى متمایز به وجود مى‏ آورد.
جو روى به یگانه شدن آدمیان، نمى‏تواند پذیراى تقابل، تبادل و سنجش اندیشه‏ها نشود؛ از این روى است که مى‏توانیم نظریه و مفهوم ساختارشکنى دریدا را به مثابه‏ى جلوه‏ى یکى از دو گونه فضایى که گفتیم در نظر بگیریم و به سنجش‏اش با آن‏چه در این سوى زنده جهان در همین باب گفته شده، بپردازیم.
معمارى از میان هنرها بیشتر به این میدان سنجش مى‏آید زیرا نه بى‏اندیشه و نظریه‏پردازى زاده مى‏شود و نه مى‏خواهد که آن‏چه را مى‏آفریند، بى‏ارزیابى کارآیى‏ها به مقیاس روز، به پیش نهد.
در این گذرا مى‏توانیم از زاویه‏اى که گفتیم به موضوع بنگریم.
کلیدواژه: معمارى، فضا، اندیشه‏پردازى، ایران، غرب‏

در زمینه‏ى پایه‏هاى نظرى‏

1. معمارى را به مثابه‏ى هنر، مى‏توان به دو گونه دید: یکى از بیرون، چه به نگرشى انتزاعى و چه به سادگى و به راه و رسم بهره‏ورى؛ و دومى از درون، هم به نگرشى انتزاعى و هم در تدوینى آفرینشى.
از دیدگاهى که پیش رو داریم این نکته را پى مى‏گیریم که چگونه دو جو فکرى‏اى - که از دو گونه نگرشى که گفتیم برمى‏خیزند و به آن متعلق مى‏شوند - جدا از یکدیگر تا آن اندازه رشد مى‏کنند که با هم تلاقى پیدا کنند چنان که رو در روى هم قرار مى‏گیرند.
2. اندیشه‏پردازى آدمیان، در جاى‏جاى جهان و در هر عصرى شکل و راه و روال خاصى دارد که از اقلیم فرهنگى‏اش برمى‏خیزد. از آن پرشمار جاى‏ها، دو جا را مى‏توانیم مورد توجه قرار دهیم: یکى، غرب که مهد اندیشه‏پردازى خوب شناخته شده‏اى و استوار بر منطق است؛ و دومى، ایران که خاستگاه و مهد عرفان دانسته مى‏شود، جایى که دستیابى به معانى و مفاهیم اشراقى، هم یافته‏هایى در علوم خالص به بار مى‏دهند و هم تغزل فرد، راه دستیابى به کائنات را همه روزه و براى همگان مى‏گشاید.
اگر قبول کنیم که منطق یا الزام در زندگى در گستره‏ى استنتاج، استدلال و استنباط راهگشا و راهنماى به دست دادن فرآورده‏هاى »این جهانى« و - از راه هنرها - »آن جهانى« است، وجود ساختارى ثبات یافته را در هر فرآورده‏اى پذیرا شده‏ایم، و در مقابل، جهانى دیگر داریم که فراى منطق مى‏اندیشد و مى‏زید و فرآورده‏هایى به دست مى‏دهد که هر یک، »خط سوم« دیگرى به شمار مى‏آیند.
سیر در پهنه‏ى این راه‏هاى دوگانه براى آفرینش اثر و اندیشه، هنر و مفهوم، فضا و معمارى... باید به دوستى، همراهى و به حرکتى استعلایى راه دهد حتى اگر در لحظه‏ها و مکان‏هایى گونه‏گون، تعارض، تفاوت، ستیز و نابرابرى به بار دهد.
3. برمبناى آن‏چه گفتیم، به سراغ برخى از نظریه‏هاى دریدا مى‏رویم که موضوع کار این محفل است؛ و نظریه‏ها را به مثابه‏ى ابزار گفت و شنودى مى‏گیریم که راه میان مصداق و مفهوم را کوتاه کند؛ فضاى ساخته و فضاى اندیشه‏اى را به سنجشى محدود به زمان و مشروط به بضاعت بس محدود این نویسنده، به میدان بیاورد؛ یا، چنان که در آغاز آمد، دو فضاى اندیشه‏اى، دو فضاى ساخته و آراسته‏ى ابزارمند و دو معمارى متمایز را به سنجش برد.

در زمینه‏ى نظریه‏ى دریدا

1. چنان که از عنوان نگارش برمى‏آید، این‏جا از معمارى و تقابل‏ها و سنجش آن خواهیم گفت. اما دریدا، همانند برخى دیگر از فیلسوفان معاصر، بعد از اعلام نظریه‏هایى که فراگیر و ژرف‏نگرند، به سراغ معمارى مى‏رود و آن را، خواه به تمثیل و خواه به گواه، مصداقى قابل تعمیم مى‏آورد. نخست به پایه‏هاى نظرى وى بنگریم.
ساختارشکنى پیشنهادى دریدا، هسته‏ى بحث ماست و به جاست که آن را درون چارچوبى بگذاریم که بهتر بنمایاندش. وجه تعمیم ساختارشکنى را در این جمله مى‏یابیم: »ساختارشکنى به دوره یا عصر خاصى متعلق نیست« (نک: دریدا - قدم اول )1380(، جف کالینز و بیل مى‏بیلن، ترجمه‏ى على سپیران، تهران: شیرازه، ص 135)
براى شناخت بهتر وجه تعمیم این نکته‏ى اصولى، به جاست یادآور شویم که جامعیت وضعیت انسانى که درون جامعه‏اش مورد توجه است، از »خودمحورى« برخوردار است و با »پنج قطب اساسى« مى‏تواند موضوع شناخت قرار گیرد که عبارت‏اند از: »خودمحورى - کلام محورى - لوگوسانتریسم )عقل محورى( - قوم‏مدارى - احلیل مدارى« (نک: ژاک دریدا و متافیزیک حضور )1379(، محمد ضیمران، تهران: هرمس، ص 158) این نکته آن‏گاه اهمیت بیشترى پیدا مى‏کند که سخن پژوهشگر بزرگ، دکتر محمد ضیمران، را به یاد آوریم که:
سیر و پیشرفت ذهن آدمى داراى مراتب و پویه‏هایى است که از مرحله‏ى طبیعى آغاز و سپس به مرحله‏ى حسى و سرانجام به شکوفایى و کارآیى صعود مى‏کند.
و این امرى است که »تنها در سایه‏ى تکامل شعور آدمى میسر مى‏شود«. (نک: همان ص 156)
چنان که پیداست، همه چیز بر انسان و ذات پویاى او متکى مى‏شود و از میان پنج قطب اساسى پیش گفته، عقل و »عقل محورى« بس بیشتر به میان مى‏آید. و این، همان جایى است که بیشترین میزان گلایه‏ى دریدا شنیده مى‏شود، چنان که مى‏خوانیم:
به گمان دریدا، مشکل اساسى فلسفه غرب ابتلاى آن به »عقل محورى« است. تمامى مفاهیم پایه‏اى فلسفه‏ى غرب مانند عقل، منطق، زبان، حقیقت، معنا و جز آن، اسیر »عقل محورى« هستند. (نک: گذار از مدرنیته؟ نیچه، فوکو، لیوتار و دریدا )1383(، شاهرخ حقیقى، تهران: آگاه، چاپ سوم، ص 179)
چنان که مى‏دانیم، به ویژه در دهه‏هاى پایانى سده‏ى بیستم، هر آینه سخنى اگر به ستیز و پرخاش آید، بیش‏تر بر دل مى‏نشیند و دل مشتاقان نوآورى و زدودن بازمانده‏ها و میراثهاى گذشته را به دست مى‏آورد. البته دریدا مى‏تواند به عنوان فیلسوفى دانسته شود که بس بیش بر فضاى پرخاشگر و در حال گذار، استوار و همسو با صلابتى که »هابرماس« نسبت مى‏داد، متکى است این نکته‏ى فرعى را مى‏توانیم نادیده بگیریم؛ اما نمى‏توانیم به خاطر نیاوریم که جامعه‏ى کنونى ما، به دلایلى شناخته و دانسته، بسیار بیش از آن‏چه مى‏سنجد عادت به سخن دارد و این چیزى است زاده‏ى مدیریت، وسایل و »کانال«هاى برقرارى ارتباطات و اطلاع‏رسانى جمعى.
2. ژاک دریدا را به دلیل شهرت بسیارش براى به میدان آوردن فکرى که آرام آرام به نظریه‏هایى تودرتو بدل شد و بس پسندیده و مقبول افتاد، همگان مى‏شناسیم و این، به همت پژوهشگرانى تحقق یافت که به بهانه‏ى دریدا ریشه‏هاى اندیشه‏ى غرب و نظریه‏هاى مهم اما در حال گذار آن را باز شناسانیده‏اند؛ چندان که زمینه براى تبادل نظرى سازنده فراهم شده است، به ویژه براى معماران - حرفه‏مندانى که نمى‏توانند، بى‏اندیشیدن و بى‏تدبیر و سنجش مفهوم‏ها و مصداق‏هاى کارشان - گامى که بتوانند بپسندند، بردارند.
اگر هر آینه به شناخت دقیق‏تر مفاهیمى بپردازیم که پژوهشگران ما انتشار داده‏اند (در این زمینه، برداشتى آزاد از کتاب گذار از مدرنیته؟...، ص 53 و آثار بابک احمدى صورت گرفته است)، مى‏توانیم، براى اختصار کلام، یادداشت‏هایى را براى نقل و سنجش در بخش سوم این گزارش، بدین شرح بیاوریم:
- ابزار )یا ابزارهاى( نفى یا رد یا فرو پاشیدن ساختار - خود - ثبات‏پذیر نیست. ابزار ساختارشکنى در هر مورد خاص، ابداع و به کار گرفته مى‏شود؛
- آن‏چه منظور و مطلوب است، نه دستیابى به تعینى ویژه در ساختارشکنى بلکه تحقق به واژگونى‏اى است مدام؛
- نظم‏یافتگى مفهوم‏ها و برخوردارى آنها از شالوده‏اى خاص، موضوعى است که هدف اصلى زدودن و واژگون کردن به شمار مى‏آید؛
این که هدف مدون‏هاى فلسفى و یا مجموعه باورها و اندیشه‏هاى قوام و ثبات یافته در طول زمان، و این که به چه عمرى فلسفه و اندیشه زیسته باشد، بر ساختارشکنى اثرگذارى ندارد؛
- شالوده‏شکنى - براى شالوده‏شکنان - امرى تعریف شدنى نیست؛ چندان که »تجربه‏اى محال« تلقى مى‏شود؛ تلقى‏اى گنگ و پرابهام از هر ساختارى که در میان باشد، به کار تعبیر آن براى تضاد با معنا مى‏آید و گشاینده‏ى راهى هموار براى فرو ریختن مدونهاست، چه معنایى باشند و چه کالبدى؛
- »ساختارشکنى«، در پى دوران کوتاهى به میان مى‏آید که »پست مدرنیسم« زمینه را براى گسستن از ارزش‏ها، نظریه‏ها و منشورهاى »نهضت مدرن« فراهم کرده است. پى‏درپى دو دوران نظریه‏پردازى - جدا از پلاتفورم میان دانشى زمانه - اقبال ساختارشکنى را فزونى بخشیده است.
3. در پى آن‏چه به اختصار گفتیم، این نتیجه‏گیرى را مى‏توانیم داشته باشیم: درهم کوفتن و سست و ناپایدار کردن هر آن‏چه در عالم معنا و در جهان سازمان یافته و ساخته شده یافت مى‏شود، خاستگاهى است بحث‏انگیز که نتیجه‏ى سنجش و کاوش آن مى‏تواند نه یک‏سره مقبول باشد و نه سراسر تهى و به دور از کارآیى‏هایى که روزمره‏ى آدمیان‏اند.
به این مهم، در بخشى که قصد داریم بر فراگیرى‏اش تأکید کنیم توجه خواهد شد.

فضاى تجربى و اندیشه‏اى ایران‏

1. چنان‏که دیدیم، ساختارشکنى، مقوله‏اى همزمان مقبول، بحث‏انگیز و مقارن با تحول مثبت و ویرانگرى است؛ همچنین مى‏دانیم که از میان برداشتن رسم‏ها، فکرها و رابطه‏هایى که نامطلوب جلوه مى‏کنند - یا چنین معرفى مى‏شوند - نه اقدامى است خاص نیمه‏ى دوم سده‏ى بیستم و نه خاص اروپاى مرکزى، که با تمامى »اسپینوزا«ها و »برونو«ها و »بوکاچو«هایش پیشینه‏اى مدون و شناخته شده را به جهانیان معرفى کرده است.
اول. آدمیان اندیشه‏هاى خود را براى دستیابى به شرایط بهتر زندگى، گسترده و به ژرفا برده‏اند تا مگر به تدبیرهاى نو در باب فضاى ساخته برسند و، بر مبناى آن معمارى بیافرینند؛
دوم. آدمیان بومى شده‏ى هر اقلیمى، آن‏چه را که اندیشیده، تدبیر کرده و یا ساخته‏اند، على‏رغم خاطره‏هایى که به آن وابسته‏اند، دگرگون کرده‏اند تا به وضعیتى بهینه برسند؛
سوم. دگرگون کردن فرآورده‏هاى فکرى و دست‏ساز آدمیان به قصد و دست خودشان، امرى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد؛ دگرگونى مدام، رمز و شگرد بهبودى دانسته مى‏شود و به تقابل با ثبات یافتگى مى‏آید، بى‏این که وجه دستورى پیدا کند.
بر این پایه از یک‏سو آفرینش مدام اندیشه، فضا و معمارى و از سوى دیگر، دگرگون کردن مدام همین سه گونه فرآورده‏ى پر قدر بشرى را در طول تاریخ مى‏توانیم ببینیم. این امر اما نزد دو جهان متمایز موضوع یادداشت ما، سیرى متفاوت دارد: اولى را که محفل غریبان بود به اشاره شناختیم و منطق (نک: شکل‏گیرى معمارى در تجارب ایران غرب )1371(، محمد منصور فلامکى، تهران: نشر فضا. نوشتارهاى ششم و هفتم )215 / 151( که به ترتیب تحت عنوان‏هاى »اندیشیدن منطقى و اندیشه‏ى منطقى« و »اندیشه‏ى عرفانى ایرانیان و جهان معمارى« آمده‏اند) را به عنوان استوارترین راه و روال اندیشه در آن یافته‏ایم. به دومى به مثابه‏ى سرزمین اندیشه‏اى و تجربى متفاوتى مى‏نگریم که درون‏اش، دگرگون کردن، فروپاشیدن و درهم شکستن مفهوم‏ها و، مصداق‏ها و ارزش‏هاى همیشه تجربه شده است. اکنون به گوشه‏هایى از ادب و فرهنگ ایران بنگریم.
2. دگرگردن رابطه‏هاى اجتماعى و اجتماعى - مدیریتى در ایران زمین از دیرباز وجود داشته است؛ هم دولت‏ها به آن دست مى‏یازیده‏اند و هم شهروندان.
دگرخواهى و بهینه‏خواهى به معناى متعالى آن را در آموزش‏هایى که به شاهزادگان داده مى‏شد مى‏بینیم؛ هم آنجا که »دیندارى« و »شهریارى«، یا »حکمت و حکومت«، به قید نظم و به معناى وظایفى تعریف شده، به پادشاه بعدى آموزش داده مى‏شود (نک: شهر زیباى افلاطون و شاهى آرمانى در ایران باستان )1352(، اثر فتح‏الله مجتبائى، تهران: انجمن فرهنگ ایران باستان، ص 115؛ همان، صص 95، 97، آن‏جا که به تداوم، نظریه در دوران‏هاى بعدى توجه داده مى‏شود: »در ادبیات ایرانى دوره‏هاى بعد نیز بارها از این آرمانى سخن به میان آمده و بهترین و کامل‏ترین حکومت‏ها، حکومتى دانسته شده است که در آن دین و دولت توأم و شهریار دیدار فرمانروا باشد«.
این نکته‏ى اساسى را، در صفحاتى پیش‏تر و به شرح وابستگى‏هاى موضوع به مفهوم اساسى »سعادت الاهى« یا »خوره‏ى ایزدى« و با یادآورى وجود مفهوم‏هایى که به صفت ترفیع مى‏آیند )خویشکارى همراه و همزاد با تواناتر بودن و نیرومند شد( مى‏بینیم؛ ص 53)، که اولى »فضیلت‏هایى چون قدرت، دلیرى و نیرومندى را دربرمى‏گیرد.« در این سخن، تکیه بر عدالت، خود نمایانگر تحرک اجتماعى است، چه در فضاى تعریف و تحدید شده‏ى شهروندان و چه در مجموع رابطه‏هاى اینها با برگزارکنندگان حکومت.
در چنین نظام و ساختار اجتماعى تعریف شده‏اى، آن‏چه میان شهروندان و میان اینها و ساختار طبقه‏بندى شده‏ى چهارگانه‏ى جامعه روى مى‏دهد، حکایت از تحرک اجتماعى گسترده‏اى دارد که پویندگانش، معدود شهروندانى‏اند که مى‏خواهند از طبقه‏اى که به آن پیوسته و وابسته‏اند، به طبقه‏اى که برتر است راه یابند. (نک: نامه‏ى تنسر به گشتسب )1354(، به تصحیح مجتبى مینوى، با همکارى محمد اسماعیل رضوانى، تهران: خوارزمى.) واین امر، چندان به قید شجاعت صورت مى‏گیرد و چندان رایج مى‏شود که »اذن« ویژه‏ى صادر شده از سوى پادشاه را مى‏خواهد؛ از همین روست که »عدالت«، مفهوم استاتیکى یا مقارن با سکون خود را به سود هوادارى از ترفیع و تعالى دگرگون مى‏کند.
در این گزارش فرصت چندانى نیست تا به کم و کیف موضوع، بیش از این بنگریم. (نک: نامه‏ى امیرمؤمنان )ع( به مالک‏اشتر که، به مناسبت، در کتاب فارابى و سیر شهروندى در ایران، در باب »دگر شدن مدام ارزش‏ها از آن«، به میان آورده شده است.) اما یادآورى این نکته‏ى اساسى را به جا مى‏دانیم که دگرخواهى شهروندان درون نظام سخت حکومتى ایران، در حقیقت امر، ستیز با ساختار است؛ چندان که نزاع میان شاهزادگان را نیز - اما در محفلى دیگر - دربرمى‏گیرد.
3. در ایران، ستیز با ساختار اجتماعى همیشه نزد شهروندان روى مى‏دهد؛ چه به »شهر سمک عیار« برویم و چه به جنگ‏ها و جدال‏ها و گلایه‏ها و ترفندهایى بنگریم که زمانه‏ى خواجه نظام‏الملک و یعقوب لیث صفارى را به زمانه حافظ و عبید مى‏برد؛ چنان‏که پیش از نیز در متن و بطن نظریه‏پردازى‏هاى فارابى به هنگام پژوهش در اندیشه‏هایى در راه پى افکندن »مدینه‏ى فاضله«اش مى‏یابیم؛ جایى که، با به میان آوردن سه شاخه‏ى آمیختگى اصلى و اساسى »تحصل«، »فیضان« و »شناخت« به شکستن تمامى راه و رسم‏هایى مى‏رود که فرودستى تهیدستان را ثبات مى‏بخشند. (نک: فارابى و سیر شهروندى در ایران، آن‏جا که به استنتاج از مطالبى پرداخته مى‏شود که در باب شاخصهاى »مدینه‏ى فاضله« فارابى پیش‏تر نقل و تفسیر شده‏اند)
در عصرى که شعله‏هاى فروزان و برشده‏اى در فضاى دانش و ادب و فرهنگ ایران زبانه مى‏کشد و سده‏هاى سوم و چهارم هجرى را بس ممتاز مى‏کند، در ادبیات نوشتارى ما، از میان رباعیات عمر خیام، رباعى‏اى را برگزیده‏ایم که - به زعم ما - مى‏تواند به بازشناخت زمینه‏هاى تعالى اندیشه نزد ایرانیان کمک کند:
داننده چو ترکیب طبایع آراست‏
باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست‏
گر نیک آمد، شکستن از بهر چه بود
ور نیک نیامد این صور عیب کراست‏
این گفته را به عنوان سرفصلى که گشاینده‏ى سخنى اساى و اصولى در باب مسئله‏ى کار امروز ماست آورده‏ایم. و بى‏این‏که تحلیل و نقد یک یک اجزاى سازنده‏ى شالوده آن را به میان بیاوریم به نکات پنج‏گانه‏اى که از گفتار خیام برگرفته‏ایم توجه مى‏دهیم:
الف. قطعیت در وجود آفرینشى که تدبیر تحقق یافته، آورده مى‏شود؛
ب. به دگرگون کردن آفریده، به مثابه‏ى شناخته شدن وضعیت بحرانى‏اى که باید به آن پرداخت، اعلان نیاز مى‏شود؛
ج. وجود بحران، به معناى گسترده‏ى واژه، تأیید مى‏شود؛
د. عزم در شکستن و فروپاشى به عمد ساختار آفریده - آفریده‏اى که به تدبیر زاده شده است - عنوان مى‏شود؛
ه. پایدارى بحران و بحران‏زایى، به مثابه‏ى سیرى ماندگار و به معناى ازلى بودن و همزاد با بحران بودن آفرینش، اعلان مى‏شود؛
و. چنان که مى‏دانیم، آفریده‏ى آفریدگان آفریدگر، بس بحران‏پذیرتر است و لزوم مداخله‏ى مدام در وضعیت هرگونه آفریده‏اى الزامى دانسته مى‏شود؛ چه مداخله براى بهبودى نسبى به فرآورده باشد و چه براى درهم شکستن آن؛ چنان که خیام مى‏اندیشد.
4. چنان که در آغاز گفتیم، دو گونه فضاى اندیشه‏اى، دو گونه از مجموعه ضابطه‏هایى که فضاى ساخته را سازمان مى‏دهند - و الزاما - دوگونه فرآورده‏ى معمارى را در مغرب زمین و در ایران مى‏شناسیم. پس از شناخت آن‏چه در چارچوبى فراگیر در ایران مى‏گذرد، نیاز به یادداشتى که محسوس‏تر و ملموس‏تر افتد راه را براى بازاندیشى به نظریه‏هایى در باب ساختارشکنى و سخنگوى اصلى آن، ژاک دریدا، مطرح مى‏شود. به این نیاز، سخنى را که به ما نزدیک‏تر است بازگو مى‏کنیم، جایى که حافظ - حافظ معمار - به تعریف فضاى زندگى روزمره‏ى مى‏پردازد.
»زاهد خلوت‏نشین« حافظ، با دو گونه زمان روبه‏رو است: یکى حقیقى و دیگرى مجازى؛ وى، همچنین با دو گونه مکان درمى‏آمیزد که آنها نیز حقیقى - واقعى - روزمره‏اند و هم مجازى؛ زاهد ما، همچنین با دو گونه شخصیت که در ماجرا نقش دارند و در آن مداخله مى‏کنند روبه‏رو است که اینها نیز حقیقى‏اند - واقعى‏اند - و هم مجازى.
فضاى معمارى ترسیم شده و تدوین و قوام یافته‏ى حافظ، داراى ساختارى بس منظم و منسجم است و چنان به لطف و به دقت ترسیم مى‏شود که مى‏توان خود را درون‏اش بیابى؛ این ساختار اما، تا لحظه‏اى مى‏ماند که کار زندگى در آن و تجربه کردن‏اش هنوز پایان نیافته؛ آن‏گاه که »نرگس ساقى« و »آیت« افسونگرى‏اش به میان مى‏آیند، همه چیز درهم فرو مى‏ریزد و واژگونى فضاى ساخته شده به دست حافظ معمار را سبب مى‏شود. »حلقه‏ى اوراد« نخست »مجلس افسانه« مى‏شود تا بتواند همگون »بارگه پادشاه« گردد. (نک: شکل‏گیرى معمارى در تجارب ایران غرب، همان، صص 194 – 193)

نتیجه‏گیرى‏

در فضاى اندیشه‏اى معماران ایرانى، پس از آفرینش‏هاى کم و بیش مهاجم صفویه و على‏رغم آمدن هاتف‏ها به جاى وحشى‏ها و بناى مسجد شاهان به جاى مسجد جامع، هنوز جا براى دگراندیشیدن و دگر خواستن وجود دارد؛ و این امرى است در توازى و همسوى با آنچه هر »دریدا«یى مى‏تواند در دهه‏هاى پایانى سده‏ى بیستم، عنوان کند.
در سال‏هاى نخستین سده‏ى بیستم، زمینه‏هاى فکرى ایرانیان پس از صفویه، ساختارى نو را براى شعر تدوین کردند؛ نگرش به هنرها و چگونگى‏هاى استقراء در آنها، فضایى تازه به وجود آورد که تلاش براى پژوهش‏هاى بازشناختى و تدوین‏هاى موسیقایى را در پى داشت؛ زمینه‏هاى تئاتر، آرام آرام طعم فضاى اندیشه‏اى خاصى را یافت که بهترین ثمرهایش در سینما نمایان گشت. محدودیت‏هایى که براى رقص داشتیم، عرصه‏ى نقاشى و عرصه‏ى مجسمه‏سازى را فراخ کردند.
اندیشیدن معمار، سیرى را پیش گرفت که براى آفرینش معمارى، ساختارهاى مرسوم زمانه را پیشنهاد مى‏کرد؛ عقل‏گرایى همراه با گریزهاى هنرى‏اى - که بسیار ظاهرى بودند - نگران بر مضامین مفهوم، راه و رسم آفرینش معمار را رقم زدند که خود این به معناى دور ماندن معمارى‏هاى مدرسى و دولت‏ساز، از نوسازى نظرى و ساختارى این رشته به شمار مى‏آید. (نک: مقاله‏ى شهاب کاتوزیان )1378(، تحت عنوان »فضا و آزادى آن در معمارى آستانه‏ى هزاره‏ى سوم«، تهران: مجله‏ى معمارى و شهرسازى، شماره‏هاى 53 و 52، صص 14 – 4)
برون از مدرسه‏ها و آزاد از قیدهایى که کارفرمایان فرمانروا بر دست و نقش‏سازى معمارى معاصر ایران مى‏زنند، زمینه‏ها و ابزارهاى فکرى پیش‏رو جارى‏اند: نه ساختارشکنى‏هاى برخاسته از سرزمین منطقیان کهنسال، بلکه بازنگریهاى اساسى و اصلى براى آفرینش آن‏چه مى‏توان به عشق و سلیقه‏ى روز پسندید و زندگى محدود اما موقرى را تجربه مى‏کنند؛ از این باب است که سر از سنجش‏ها و گزینش‏هاى بزرگ جهانى برون مى‏آورند چنان که در »یوکوهاما« مى‏بینیم.
امروز شاید بیش از دهه‏هاى پایانى سده‏ى بیستم، نیاز به آن است که هر سخن تازه‏اى را که داریم به سنجشى ببریم که، به مهر، کوچکى جهان چندپاره شده‏ى ما را به یادمان مى‏آورد.

پی‌نوشت‌ها:

* عضو هیئت علمى دانشگاه تهران

منبع: مقالات هم اندیشی های بارت و دریدا، انتشارات فرهنگستان هنر - 1386

/ج

 

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
حضرت زهرا (س) در ماجرای مباهله، نقش زن در دفاع از حقیقت
حضرت زهرا (س) در ماجرای مباهله، نقش زن در دفاع از حقیقت
جنگ زیرساختی؛ ابعاد تقابل ایران و آمریکا و راهبردهای واکنش تهران
جنگ زیرساختی؛ ابعاد تقابل ایران و آمریکا و راهبردهای واکنش تهران
تقابل کایل اسنایدر و عبدالرشید سعدالله‌یف دو غول وزن ۹۷ کیلوگرم
play_arrow
تقابل کایل اسنایدر و عبدالرشید سعدالله‌یف دو غول وزن ۹۷ کیلوگرم
شکار یک پهپاد جاسوسی و فریب آمریکایی در غرب تنگهٔ هرمز
play_arrow
شکار یک پهپاد جاسوسی و فریب آمریکایی در غرب تنگهٔ هرمز
پزشکیان: بچه‌های میناب و لامرد تروریست بودند؟
play_arrow
پزشکیان: بچه‌های میناب و لامرد تروریست بودند؟
دانیال سهرابی: داوران نمی خواستند ما همه مدال‌ها را بگیریم
play_arrow
دانیال سهرابی: داوران نمی خواستند ما همه مدال‌ها را بگیریم
حضور سخنگوی دولت در دربی بانوان
play_arrow
حضور سخنگوی دولت در دربی بانوان
آمریکا پاسخ دهد که چرا کودکان ما را کشت!
play_arrow
آمریکا پاسخ دهد که چرا کودکان ما را کشت!
تخریب منازل در روستای الولجه غرب بیت‌لحم
play_arrow
تخریب منازل در روستای الولجه غرب بیت‌لحم
افشاگری برادر دوقلوی رنگرز از یک پیشنهاد وسوسه انگیز!
play_arrow
افشاگری برادر دوقلوی رنگرز از یک پیشنهاد وسوسه انگیز!
پهلوی در خدمت پروژه اسرائیل؛ از آشوب‌سازی تا رؤیای تجزیه ایران
play_arrow
پهلوی در خدمت پروژه اسرائیل؛ از آشوب‌سازی تا رؤیای تجزیه ایران
سردار فدوی: شکست ابرقدرت‌ها حقیقت قدرت واقعی ایران را به جهانیان نشان داد
play_arrow
سردار فدوی: شکست ابرقدرت‌ها حقیقت قدرت واقعی ایران را به جهانیان نشان داد
شکست یزدانی مقابل آرش + فیلم
play_arrow
شکست یزدانی مقابل آرش + فیلم
اعتراف ترامپ به قدرت سردار سلیمانی + فیلم
play_arrow
اعتراف ترامپ به قدرت سردار سلیمانی + فیلم
ادعای ترامپ درباره نامه ونس به محسن رضایی: ایران به کمک برای تأمین تجهیزات پزشکی دارد + فیلم
play_arrow
ادعای ترامپ درباره نامه ونس به محسن رضایی: ایران به کمک برای تأمین تجهیزات پزشکی دارد + فیلم