0
ویژه نامه ها

زاییده‌ی کلمه، زاینده‌ی کیهان

نماد تحوت، Thoth از خدایان مصری، لک لک مصری یا میمونی با سر سگ و از خدایان کهنی است که خاستگاهی راز آمیز داشت. از آن جا که با دیگر خدایان دلتا پیوند دارد او را از خدایان دلتا می‌دانند، اما بزرگ‌ترین مرکز کیش وی
زاییده‌ی کلمه، زاینده‌ی کیهان
زاییده‌ی کلمه، زاینده‌ی کیهان

نویسنده: ورونیکا ایونس
ترجمه باجلان فرخی


 

تحوت

نماد تحوت، Thoth از خدایان مصری، لک لک مصری یا میمونی با سر سگ و از خدایان کهنی است که خاستگاهی راز آمیز داشت. از آن جا که با دیگر خدایان دلتا پیوند دارد او را از خدایان دلتا می‌دانند، اما بزرگ‌ترین مرکز کیش وی در مصر میانه و در اشمونین Eshmunein یا هرموپولیس قرار داشت. تحوت دارای نقش‌های اسطوره‌ای بسیار اما احتمالاً نخستین نقش وی خدای مراسم تدفین بود.
در برخی روایات هرموپولیس او را همانا جب یا «غدغد کننده‌ی بزرگ» و پرنده‌ای می‌دانند که تخم کیهان را نهاد و جهان را آفرید. خدایان نه گانه هرموپولیس «روح تحوت» نام داشتند. تحوت از کلمه هستی یافت و هم بدین دلیل او را نوآور سخن می‌نامیدند؛ اما در روایات هرموپولیس تحوت را خود آفرید و خدائی می‌دانند که در آغاز زمان بر نیلوفری آبی نشسته بود.
تحوت در کیهان شناخت مردمان هرموپولیس و ممفیس دارای نقشی همانند و وی در روایاتی دیگر «دل رع»، تجسم هوش خدائی، و آفریننده سخن می‌دانستند. تحوت را از حامیان رع، سرنشین زورق خورشیدی او و شکست دهنده‌ی دشمنان وی می‌دانستند و بزرگ‌ترین خدمت او به رع پیدا کردن چشم رع به هنگام گریختن چشم در هیأت تفنوت به نوبه (نوبیا) بود؛ و هم در این روایت بود که تحوت در راه بازگشت با تفنوت ازدواج کرد.
می‌گفتند رع ماه را برای تحوت آفرید یا به تحوت اجازه داد ماه را بیافریند تا جانشین رع در آسمان شب باشد. در روایتی دیگر تحوت یکی از چشمان شاهین و جانشین عا Aah خدای کهن ماه است. نیز تحوت را «قرص سپید» و فرمانروای ستاره خدایان و از سوی دیگر «نر گاو ستارگان» می‌نامیدند.
پیوند ماه- خدا و زمان امری طبیعی و هم بدین دلیل تحوت «زمان پیما» نام داشت و چوبخط نخل در بسیاری از تصاویر نماد تحوت بود. در همین زمینه تحوت را آفریدگار ریاضیات، نجوم و معماری می‌دانستند و در این نقش حسابدار اموال خدایان و نیز منشی رع بود.
نزد مصریان باستان ریاضیات و نجوم با جادو و تفال پیوند مستقیم داشت و در این مسیر تحوت جادوگر بزرگ و در روایتی زمانی که در مقام وزیر به شاه اوزیریس خدمت می‌کرد بدو هنرهای شهروندی و تمدن وایزیس نیزار او جادوگری و افسون‌های مختلف را فرا گرفت و چنین شد که ایزیس ساحره‌ی بزرگ نام گرفت. ایزیس توانست به یاری افسون‌های تحوت تن اوزیریس را بازسازی و پس از مرگ وی باردار شود. ایزیس از تحوت افسون‌هایی را آموخت که با آن می‌توانست تمام بیماری‌ها را مداوا و هم در این مسیر بود که توانست حورس را در باتلاق‌های دلتا پرورش دهد و از گزند بیماری‌ها مصون بدارد.
زاییده‌ی کلمه، زاینده‌ی کیهان
تحوت با به وام گرفتن قدرت رع زهر کشنده‌ای را که در تن حورس جا گرفته بود از تن وی خارج ساخت. در این روایات چشم رع را بدو بازگردانید و در نقش پزشک – خدا چشم حورس را که در نبرد با ست، در هیأت گراز، آسیب دیده بود درمان کرد.
تحوت در نقش جادوگربزرگ آفریینده سخن و خط بود. در روایات آمده است که کتاب جادوی تحوت چهل و دو جلد در بردارنده رازهای آئینی و همه‌ی خرد جهان بود؛ می‌گویند در دوره‌ی سلسله‌ی هیجدهم این کتاب‌ها در دربار فرعون مرجع همه‌ی قوانین و تلاش در ایجاد نظم خدائی در قلمرو فرمانروائی فرعون بود.
تحوت را کاتب خدایان، گزارشگر کارهای آنان و شرکت جوینده در تصمیم گیری آنان می‌دانستند و در این نقش تحوت همانند هرمس در اساطیر یونان و پیامبر خدایان بود. تحوت در نقش کاتب و دبیر رع توسط همه‌ی کاتبان و فرهیختگان و کاهنان نیایش می‌شد و تلاش آنان بر آن بود که بر قدر و ارزش خدای حامی خویش بیافزایند. مثلاً می‌گفتند که فراعنه‌ی مرده در طول روز با رع یگانه می‌شوند و شب‌ها جذب تحوت و ماه می‌شوند. در دوران فرمانروایی آمون- رع نقش تحوت به عنوان کاتب و خدای خرد و وظیفه تثبیت شد و از خدائی ماه ساقط و دیگر خدائی جهان آفرین نبود.
تحوت در پیوند با باورهای اوزیریسی به نقش‌های جدیدی دست یافت، در این راه در نقش مصنف قوانین مقدس تحوت بنیانگذار عدالت و میانجی بین پرخاشگران و در ستیز حورس و ست نخستین نقش وی در این زمینه شکل گرفت. تحوت در این نقش پیش از هر چیز جویای حقیقت بود و هم بدین دلیل پس از بررسی ماجرا اعلام کرد در ماجرای ستیز این دو تنها حورس حقیقت گو است. تحوت اوزیریس را [به عنوان شاهد] به انجمن خدایان فراخواند. در این داوری وظیفه تحوت بسیار مشکل بود: حورس در برابر دادگاه جوانی کم تجربه و شایستگی وی برای فرمانروائی کم‌تر از ست بود؛ و ست که از نتیجه‌ی داوری نامطمئن بود پیشنهاد می‌کرد نتیجه‌ی این داوری با نبرد تن به تن وی با حورس مشخص شود. از سوی دیگر رع- حراختی حامی ست و با آن که خدایان دیگر جویای حقیقت بودند اما نمی‌توانستند با رع مخالفت و او را از حمایت ست باز دارند.
ماجرای این داوری [بسیار] به طول انجامید: در یکی از جلسات دادگاه ست چشم رع- حراختی را بلعید و او را واداشتند که چشم را استفراغ و به صاحب آن بازگرداند. در روایتی در طول همین داوری بود که تحوت هستی یافت، یا آن که دیگر بار زاده شد. ایزیس در این دادگاه جادوئی را به کار بست که بر اثر آن ست به سبب سودای آمیزش جنسی با حورس از وی آبستن شد. می‌گویند ست به خوردن کاهو رغبت بسیار داشت و ایزیس با استفاده‌ی از این ضعف ست مقداری کاهو فراهم ساخت و با نهادن کاهو بر ظرفی از برگ‌های تازه‌ی پیچک ظرف کاهو را در برابر ست قرار داد و ست با خوردن کاهو آبستن شد. ایزیس در این کار تمهیدی به کار بست و با آمیختن اسپرم پسرش حورس با کاهو توانست ست را به نیروی جادو آبستن کند. آبستن شدن ست راع- حراختی نشانه‌ی نادرست بودن اتهامات او علیه حورس تلقی کرد و چنین شد که نتیجه‌ی محاکمه [با برگفتن حمایت رع از ست] به نفع حورس پایان گرفت. پس از این داوری تحوت با تالار داوری اوزیریس پیوند می‌یابد. در بسیاری از تصاویر تحوت در این نقش نزدیک کفه‌های ترازو ایستاده است و گزارش انوبیس را از توزین گناه و ثواب مرده در دفتر گزارش‌ها ثبت و اوزیریس با توجه به توزین انوبیس و گزارش تحوت است که به داوری می‌پردازد.
چنین می‌نماید که بی تردید تحوت و کیش او با سقوط ست تحقق یافت، چرا که اگر تحوت همانند ست خدای نیل علیا می‌شد می‌توانست جای وی را در بسیاری از نقش‌های مهمی که ست به عهده داشت بگیرد. [در بسیاری از تصاویر] تحوت را همراه حورس می‌بینیم که در حال انجام مراسم تطهیر تاجگذاری و تعمیدی است که موجب تعالی شهریار و تفویض سروری دو جهان بدو می‌گردد. پس از این اگر ست در نقش‌های سلسله‌ای یادمان دودمان‌های کهن نمایان شود تصویر او غالباً تغییر یافته و به شکل تحوت نمایان می‌شود و مشابهت پوزه‌ی درازست با منقار دراز لک لک مصری این کار را آسان می‌کند.
تحوت اغلب به هیأت انسانی تصویر می‌شد با سر لک لک مصری و تاجی از هلال یا ماه بدو و «یوریس». در نقش عا بر نماد ماعت ایستاده است، در نقش یک مومیائی دارای سر تراشیده‌ای چون خنسو و هلال ماه یا ماه بدر است و زورق سیمین او مردگان را در آسمان شب حمل می‌کند؛ و گاه تحوت به نقش میمونی ترسیم می‌شود که دارای سر سگ و شبیه خدائی کهن یعنی استن Asten است.
منبع: ایونس، ورونیکا؛ (1385) اساطیر مصر، ترجمه باجلان فرخی، تهران، اساطیر، چاپ دوم.

 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما