نخست باید بگوییم : همان گونه که شیخ مفید(رحمه الله)در کتاب«فصول المختاره»می گوید: نظر شیعه بر این است که امیرالمومنین(ص)هرگز با ابوبکر بیعت نکرد، ولی برخی برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات خلفا این گونه وانمود کرده اند که در جریان سقیفه پس از تهدیدات عمر، همه کسانی که در خانه امیرالمومنان(ع)بودند، از خانه خارج شدند و جملگی به همراه آن حضرت به صورت عادی با ابوبکر بیعت کردند.
ما در این فصل به گوشه ای از روایات اهل تسنن در این زمینه اشاره می کنیم تا شیوه بیعت گرفتن از امیرالمومنان(ع)بنابر آن چه اهل تسنن نقل نموده اند برای خوانندگان محترم مشخص شود.
ما در این فصل به گوشه ای از روایات اهل تسنن در این زمینه اشاره می کنیم تا شیوه بیعت گرفتن از امیرالمومنان(ع)بنابر آن چه اهل تسنن نقل نموده اند برای خوانندگان محترم مشخص شود.
1-ابن قتیبه دینوری در«الامامه و السیاسه»، جلد اول، صفحه13 می نویسد:«(عمر و اطرافیانش) پشت در خانه فاطمه جمع شدند و تهدید کردند، مردم با شنیدن صدای فاطمه شروع به گریه کردند و سپس متفرق شدند؛
اما عمر و عده ای اندک همان جا ماندند و علی را با زور از خانه خارج نموده و به طرف ابوبکر کشاندند، و به و گفتند: بیعت کن! علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می کنید؟ گفتند: به خدایی که جز او خدایی نیست، اگر بیعت نکنی گردنت را خواهیم زد!».
2-بلاذری در«انساب الاشراف» جلد اول، صفحه587، می نویسد:«ابوبکر، عمر را به دنبال علی فرستاد و به وی دستور داد: علی را با بدترین صورت نزد من حاضر کن!!).
3-مسعودی در «اثبات الوصیه»، صفحه142، می نویسد:«آنها می خواستند از علی بیعت بگیرند اما علی ممانعت کرد و گفت: هرگز چنین کاری نخواهم کرد، پس به وی گفتند: تو را می کشیم. علی گفت: اگر مرا بکشید همانا بنده خدا و برادر رسول خدا(ص)را گشته اید.
در این هنگام دست علی را در حالی که مشت کرده بود و باز کردنش برای آن ها سخت بود به طرف ابوبکر کشیده، و بالاخره دست ابوبکر را به دست علی کشیدند، و این در حالی بود که دست علی مشت و بسته بود!».
4-ابن ابی الحدید معتزلی در«شرح نهج البلاغه»جلد دوم، صفحه121می نویسد:«روایات در مورد جریان سقیفه مختلف است، آن چه که شیعه می گوید با توجه به آن چه عده قابل توجهی از محدثان اهل تسنن بیشتر آن را نقل کرده اند، آن است که همانا علی از بیعت با ابوبکر خودداری کرد تا آن که آن حضرت را به زور از خانه خارج کردند!».
سپس ابن ابی الحدید می نویسد:«گفته شده که عمر خودش شمشیر را از دست زبیر گرفت و آن را به سنگ زد تا آن که شکست و سپس تمام آن ها(علی(ع)و افرادی که در خانه او بودند ) را به طرف ابوبکر کشاندند و در مقابل ابوبکر قرارشان دادند.»
همچنین در جای دیگری از قول جوهری می نویسد:«عمر داخل خانه شد و به علی گفت: برخیز و بیعت کن! علی از بلند شدن خودداری کرد؛ سپس به زور علی را به خارج جانه کشاندند و او و کسانی را که از بیعت سرباز زده بودند، با صورتی بسیار بد می کشاندند تا با ابوبکر بیعت کنند و این در حالی بود که کوچه های مدینه پر از جمعیت بود».(شرح نهج البلاغه:ج6، ص48)
5-ابن کثیر در«سیره النبویه»جلد چهارم، صفحه495،می نویسد:«ابوبکر بالای منبر رفته و نگاهی به چهره های مردم انداخت؛ ولی علی را ندید، پس پرسید: علی کجاست؟ در این هنگام عده ای از انصار برخاستند و او را به زور حاضر کردند».
6-ابوبکر جوهری در «السقیفه»می نویسد:«هنگامی که علی را با زور برای بیعت کردن حاضر نمودند، آن حضرت از بیعت امتناع ورزید و هر چه او را تهدید کردند، حضرت بیعت نکرد پس به خانه برگشت و بیعت نکرد».
7-عبدالفتاح عبدالمقصود، در«السقیفه و الخلافه»، صفحه15، می نویسد:«مورخان مهم و معتبر نقل کرده اند که علی از بیعت با ابوبکر خودداری نمود تا اینکه به زور با ریسمانی(که به گردنش آویختند)او را کشان کشان جهت بیعت کردن، بردند».
و همچنین ابن عبدربه در«عقدالفرید»، جلد دوم، صفحه285، و ابوالحسن نوفلی در «الاخبار»، صفحه144،اشاره به اعمال زور در مساله بیعت گرفتن از حضرت علی(ع)دارند.آری! این بخش از تاریخ اسلام، بسیار تلخ و دردناک است؛ زیرا هرگز تصور نمی شود که به گونه ای عمل کنند که شخص پلیدی مثل معاویه آن را به صورت طعنه در نامه خود به امیرمنان علی(ع)آورده و بگوید:
«...تا آنجا که دستگاه خلافت تو را مهار کرده و همچون شتر سرکش برای بیعت، به طرف مسجد کشاندند»، و امیر المومنان(ع)در پاسخ نامه معاویه تلویحاً اصل موضوع را پذیرفته و آن را نشانه مظلومیت خود دانسته و بنویسد:
«گفتی که من بسان شتر سرکش برای بیعت، سوق داده شدم، به خدا سوگند خواستی از من انتقاد کنی؛ ولی در واقع مرا ستودی، و خواستی رسوایم کنی، اما خود را رسوا کردی؛ هرگز بر مسلمانی ایراد نیست که مظلوم واقع شود»(شرح نهج البلاغه:).
بنابر آن چه اهل تسنن در کتاب های خود مبنی بر اجبار در بیعت گرفتن از حضرت علی(ع)آورده اند، آشکار می شود که آن حضرت با این کار، مخالفت شدید خود را از دستگاه حاکم و غاصبان خلافت ابراز داشته است تا نسل های آینده تاریخ هرگز تحت تاثیر تحریف های جاهلان و متعصبان قرار نگیرند و این مسلمات تاریخ اسلام را به فراموشی نسپارند.
۱ - معنای بیعت
اولاً باید دید که بیعت بهچه معنا است.
بیعت، پیمانی است میان شهروند و حاکم که امروزه با رفراندوم و انتخابات در میان مردم رایج است. در آن زمان بیعت، به اینصورت بوده است که مردم با اختیار خودشان میرفتند و دست خود را در دست حاکم قرار میدادند.
۲ - عدم بیعت امام نزد اهلسنت
این نوع بیعت از امام علی (علیهالسّلام) با هیچیک از خلفای سهگانه صورت نگرفته است.از دیدگاه اهلسنت، آنطور که در صحیحترین کتابهای اهلسنت آمده است، امیرالمومنین (علیهالسّلام) در شش ماه اول حکومت ابوبکر با او بیعت نکردند و تنها زمانی که حضرت صدیقه طاهره به شهادت رسیدند، این بیعت آن هم از روی اجبار و اکراه صورت گرفته است.
بخاری، در صحیحترین کتاب اهلسنت، مینویسد:
وعاشت بعد النبی (صلیاللهعلیهوسلم)، ستة اشهر فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا ولم یوءذن بها ابا بکر وصلی علیها وکان لعلی من الناس وجه حیاة فاطمة فلما توفیت استنکر علی وجوه الناس فالتمس مصالحة ابی بکر ومبایعته ولم یکن یبایع تلک الاشهر.[۱]
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) بعد از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شش ماه زنده بود. بعد از آنکه از دنیا رفت، شوهرش علی او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر که حاکم اسلامی بود و معمولاً نماز بر میت را حاکم اسلامی میخواند، به او اعلام نکردند. در این شش ماه با آقای ابوبکر بیعت نکردند.
امام علی (علیهالسّلام) در نهج البلاغه نامه ۲۸ میفرماید: انّی کنت اقاد کما یقاد الجمل المخشوش حتی ابایع. [۲]مرا از خانهام کشان کشان به مسجد بردند؛ همان گونهای که شتر را مهار میزنند و هرگونه فرار و اختیار از او میگیرند.
و جالب این است که میگوید وقتی آقا امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) وارد مسجد شد، گفتند با ابوبکر بیعت کن. حضرت فرمود: اگر من بیعت نکنم، چه میشود؟ گفتند: قسم به خدای که شریک ندارد، گردنت را میزنیم. حضرت فرمود: در این هنگام بنده خدا و برادر پیامبر را کشتهاید. ابوبکر ساکت شد و چیزی نگفت.
فقالوا له: بایع. فقال: ان انا لم افعل فمه؟ ! قالوا: اذا والله الذی لا اله الا هو نضرب عنقک! قال: اذا تقتلون عبدالله واخا رسوله. وابو بکر ساکت لا یتکلم.[۳]
و از آن جالبتر این که در اثبات الوصیه مسعودی آمده است که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) را کشان کشان بردند به طرف آقای ابوبکر و گفتند که باید بیعت کنی. دست علی (علیهالسّلام) مشت بود و باز نبود. تمام اینها جمع شدند تا مشت آن حضرت را باز کنند و در درون دست ابوبکر قرار دهند، نتوانستند. جناب ابوبکر تشریف آورند جلو و دست خود را بر روی دست بسته امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) بهعنوان بیعت کشیدند.
فروی عن عدی بن حاتم انه قال: والله، ما رحمت احدا قط رحمتی علی بن ابی طالب (علیهالسّلام) حین اتی به ملببا بثوبه یقودونه الی ابی بکر وقالوا: بایع، قال: فان لم افعل؟ قالوا: نضرب الذی فیه عیناک، قال: فرفع راسه الی السماء، وقال: اللهم انی اشهدک انهم اتوا ان یقتلونی فانی عبدالله واخو رسول الله، فقالوا له: مد یدک فبایع فابی علیهم فمدوا یده کرها، فقبض علی انامله فراموا باجمعهم فتحها فلم یقدروا، فمسح علیها ابو بکر و هی مضمومة....[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱]
۳ - عدم بیعت امام نزد شیعه
از دیدگاه شیعه هم، هیچ بیعتی حتی یک لحظه هم صورت نگرفته است.
شیخ مفید در کتاب الفصول المختاره، میفرماید: قد اجمعت الامّة علی ان امیر الموءمنین (علیهالسّلام) تاخّر عن بیعة ابی بکر... والمحققّون من اهل الامامة یقولون: لم یبایع ساعة قطّ. [۱۲]
اجماع امت است که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در آن شش ماه بیعت نکرده است. و بعد هم اهلسنت میگویند که بیعت کرده است. محققین از شیعه بر این عقیده هستند که علی (علیهالسّلام) حتی یک ساعت هم با خلفا بیعت نکرده است.
بنابراین، اولاً هیچ بیعتی صورت نگرفته است و اگر صورت گرفته باشد، از روی اختیار نبوده؛ بلکه از روی اجبار و اکراه بوده است.
پی نوشت:
۱. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۳۹.
۲. امام علی (علیهالسّلام)، نهج البلاغه، نامه۲۸.
۳. ابن قتیبة دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامة والسیاسة، بتحقیق الشیری، ص۳۰، باب کیف کانت بیعة علی بن ابی طالب.
۴. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۱۴۶.
۵.ابن اثیر، مبارک بن محمد، الشافی، ج۳، ص۲۴۴.
۶. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، علم الیقین، ج۲، ص۳۸۶-۳۸۸.
۷. محدث قمی، شیخ عباس، بیت الاحزان، ص۱۱۸.
۸. مسعودی، محمد فاضل، الاسرار الفاطمیّة، ص۱۲۲.
۹. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، علم الیقین، ص۶۸۶، المقصد الثالث.
۱۰. مهدی، عبدالزهرا، الهجوم علی بیت فاطمة (سلاماللهعلیها)، ص۱۳۶.
۱۱. مهدی، عبدالزهرا، الهجوم علی بیت فاطمة (سلاماللهعلیها)، ص۳۴۳.
۱۲. شیخ مفید، محمد بن محمد، الفصول المختاره، ص۵۶.
https://fa.wikifeqh.ir/بیعت امام علی با ابوبکر
این مقاله در تاریخ 1404/1/31 بروز رسانی شده است
اما عمر و عده ای اندک همان جا ماندند و علی را با زور از خانه خارج نموده و به طرف ابوبکر کشاندند، و به و گفتند: بیعت کن! علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می کنید؟ گفتند: به خدایی که جز او خدایی نیست، اگر بیعت نکنی گردنت را خواهیم زد!».
2-بلاذری در«انساب الاشراف» جلد اول، صفحه587، می نویسد:«ابوبکر، عمر را به دنبال علی فرستاد و به وی دستور داد: علی را با بدترین صورت نزد من حاضر کن!!).
3-مسعودی در «اثبات الوصیه»، صفحه142، می نویسد:«آنها می خواستند از علی بیعت بگیرند اما علی ممانعت کرد و گفت: هرگز چنین کاری نخواهم کرد، پس به وی گفتند: تو را می کشیم. علی گفت: اگر مرا بکشید همانا بنده خدا و برادر رسول خدا(ص)را گشته اید.
در این هنگام دست علی را در حالی که مشت کرده بود و باز کردنش برای آن ها سخت بود به طرف ابوبکر کشیده، و بالاخره دست ابوبکر را به دست علی کشیدند، و این در حالی بود که دست علی مشت و بسته بود!».
4-ابن ابی الحدید معتزلی در«شرح نهج البلاغه»جلد دوم، صفحه121می نویسد:«روایات در مورد جریان سقیفه مختلف است، آن چه که شیعه می گوید با توجه به آن چه عده قابل توجهی از محدثان اهل تسنن بیشتر آن را نقل کرده اند، آن است که همانا علی از بیعت با ابوبکر خودداری کرد تا آن که آن حضرت را به زور از خانه خارج کردند!».
سپس ابن ابی الحدید می نویسد:«گفته شده که عمر خودش شمشیر را از دست زبیر گرفت و آن را به سنگ زد تا آن که شکست و سپس تمام آن ها(علی(ع)و افرادی که در خانه او بودند ) را به طرف ابوبکر کشاندند و در مقابل ابوبکر قرارشان دادند.»
همچنین در جای دیگری از قول جوهری می نویسد:«عمر داخل خانه شد و به علی گفت: برخیز و بیعت کن! علی از بلند شدن خودداری کرد؛ سپس به زور علی را به خارج جانه کشاندند و او و کسانی را که از بیعت سرباز زده بودند، با صورتی بسیار بد می کشاندند تا با ابوبکر بیعت کنند و این در حالی بود که کوچه های مدینه پر از جمعیت بود».(شرح نهج البلاغه:ج6، ص48)
5-ابن کثیر در«سیره النبویه»جلد چهارم، صفحه495،می نویسد:«ابوبکر بالای منبر رفته و نگاهی به چهره های مردم انداخت؛ ولی علی را ندید، پس پرسید: علی کجاست؟ در این هنگام عده ای از انصار برخاستند و او را به زور حاضر کردند».
6-ابوبکر جوهری در «السقیفه»می نویسد:«هنگامی که علی را با زور برای بیعت کردن حاضر نمودند، آن حضرت از بیعت امتناع ورزید و هر چه او را تهدید کردند، حضرت بیعت نکرد پس به خانه برگشت و بیعت نکرد».
7-عبدالفتاح عبدالمقصود، در«السقیفه و الخلافه»، صفحه15، می نویسد:«مورخان مهم و معتبر نقل کرده اند که علی از بیعت با ابوبکر خودداری نمود تا اینکه به زور با ریسمانی(که به گردنش آویختند)او را کشان کشان جهت بیعت کردن، بردند».
و همچنین ابن عبدربه در«عقدالفرید»، جلد دوم، صفحه285، و ابوالحسن نوفلی در «الاخبار»، صفحه144،اشاره به اعمال زور در مساله بیعت گرفتن از حضرت علی(ع)دارند.آری! این بخش از تاریخ اسلام، بسیار تلخ و دردناک است؛ زیرا هرگز تصور نمی شود که به گونه ای عمل کنند که شخص پلیدی مثل معاویه آن را به صورت طعنه در نامه خود به امیرمنان علی(ع)آورده و بگوید:
«...تا آنجا که دستگاه خلافت تو را مهار کرده و همچون شتر سرکش برای بیعت، به طرف مسجد کشاندند»، و امیر المومنان(ع)در پاسخ نامه معاویه تلویحاً اصل موضوع را پذیرفته و آن را نشانه مظلومیت خود دانسته و بنویسد:
«گفتی که من بسان شتر سرکش برای بیعت، سوق داده شدم، به خدا سوگند خواستی از من انتقاد کنی؛ ولی در واقع مرا ستودی، و خواستی رسوایم کنی، اما خود را رسوا کردی؛ هرگز بر مسلمانی ایراد نیست که مظلوم واقع شود»(شرح نهج البلاغه:).
بنابر آن چه اهل تسنن در کتاب های خود مبنی بر اجبار در بیعت گرفتن از حضرت علی(ع)آورده اند، آشکار می شود که آن حضرت با این کار، مخالفت شدید خود را از دستگاه حاکم و غاصبان خلافت ابراز داشته است تا نسل های آینده تاریخ هرگز تحت تاثیر تحریف های جاهلان و متعصبان قرار نگیرند و این مسلمات تاریخ اسلام را به فراموشی نسپارند.
۱ - معنای بیعت
اولاً باید دید که بیعت بهچه معنا است.
بیعت، پیمانی است میان شهروند و حاکم که امروزه با رفراندوم و انتخابات در میان مردم رایج است. در آن زمان بیعت، به اینصورت بوده است که مردم با اختیار خودشان میرفتند و دست خود را در دست حاکم قرار میدادند.
۲ - عدم بیعت امام نزد اهلسنت
این نوع بیعت از امام علی (علیهالسّلام) با هیچیک از خلفای سهگانه صورت نگرفته است.از دیدگاه اهلسنت، آنطور که در صحیحترین کتابهای اهلسنت آمده است، امیرالمومنین (علیهالسّلام) در شش ماه اول حکومت ابوبکر با او بیعت نکردند و تنها زمانی که حضرت صدیقه طاهره به شهادت رسیدند، این بیعت آن هم از روی اجبار و اکراه صورت گرفته است.
بخاری، در صحیحترین کتاب اهلسنت، مینویسد:
وعاشت بعد النبی (صلیاللهعلیهوسلم)، ستة اشهر فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا ولم یوءذن بها ابا بکر وصلی علیها وکان لعلی من الناس وجه حیاة فاطمة فلما توفیت استنکر علی وجوه الناس فالتمس مصالحة ابی بکر ومبایعته ولم یکن یبایع تلک الاشهر.[۱]
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) بعد از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شش ماه زنده بود. بعد از آنکه از دنیا رفت، شوهرش علی او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر که حاکم اسلامی بود و معمولاً نماز بر میت را حاکم اسلامی میخواند، به او اعلام نکردند. در این شش ماه با آقای ابوبکر بیعت نکردند.
امام علی (علیهالسّلام) در نهج البلاغه نامه ۲۸ میفرماید: انّی کنت اقاد کما یقاد الجمل المخشوش حتی ابایع. [۲]مرا از خانهام کشان کشان به مسجد بردند؛ همان گونهای که شتر را مهار میزنند و هرگونه فرار و اختیار از او میگیرند.
و جالب این است که میگوید وقتی آقا امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) وارد مسجد شد، گفتند با ابوبکر بیعت کن. حضرت فرمود: اگر من بیعت نکنم، چه میشود؟ گفتند: قسم به خدای که شریک ندارد، گردنت را میزنیم. حضرت فرمود: در این هنگام بنده خدا و برادر پیامبر را کشتهاید. ابوبکر ساکت شد و چیزی نگفت.
فقالوا له: بایع. فقال: ان انا لم افعل فمه؟ ! قالوا: اذا والله الذی لا اله الا هو نضرب عنقک! قال: اذا تقتلون عبدالله واخا رسوله. وابو بکر ساکت لا یتکلم.[۳]
و از آن جالبتر این که در اثبات الوصیه مسعودی آمده است که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) را کشان کشان بردند به طرف آقای ابوبکر و گفتند که باید بیعت کنی. دست علی (علیهالسّلام) مشت بود و باز نبود. تمام اینها جمع شدند تا مشت آن حضرت را باز کنند و در درون دست ابوبکر قرار دهند، نتوانستند. جناب ابوبکر تشریف آورند جلو و دست خود را بر روی دست بسته امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) بهعنوان بیعت کشیدند.
فروی عن عدی بن حاتم انه قال: والله، ما رحمت احدا قط رحمتی علی بن ابی طالب (علیهالسّلام) حین اتی به ملببا بثوبه یقودونه الی ابی بکر وقالوا: بایع، قال: فان لم افعل؟ قالوا: نضرب الذی فیه عیناک، قال: فرفع راسه الی السماء، وقال: اللهم انی اشهدک انهم اتوا ان یقتلونی فانی عبدالله واخو رسول الله، فقالوا له: مد یدک فبایع فابی علیهم فمدوا یده کرها، فقبض علی انامله فراموا باجمعهم فتحها فلم یقدروا، فمسح علیها ابو بکر و هی مضمومة....[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱]
۳ - عدم بیعت امام نزد شیعه
از دیدگاه شیعه هم، هیچ بیعتی حتی یک لحظه هم صورت نگرفته است.
شیخ مفید در کتاب الفصول المختاره، میفرماید: قد اجمعت الامّة علی ان امیر الموءمنین (علیهالسّلام) تاخّر عن بیعة ابی بکر... والمحققّون من اهل الامامة یقولون: لم یبایع ساعة قطّ. [۱۲]
اجماع امت است که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در آن شش ماه بیعت نکرده است. و بعد هم اهلسنت میگویند که بیعت کرده است. محققین از شیعه بر این عقیده هستند که علی (علیهالسّلام) حتی یک ساعت هم با خلفا بیعت نکرده است.
بنابراین، اولاً هیچ بیعتی صورت نگرفته است و اگر صورت گرفته باشد، از روی اختیار نبوده؛ بلکه از روی اجبار و اکراه بوده است.
پی نوشت:
۱. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۳۹.
۲. امام علی (علیهالسّلام)، نهج البلاغه، نامه۲۸.
۳. ابن قتیبة دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامة والسیاسة، بتحقیق الشیری، ص۳۰، باب کیف کانت بیعة علی بن ابی طالب.
۴. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۱۴۶.
۵.ابن اثیر، مبارک بن محمد، الشافی، ج۳، ص۲۴۴.
۶. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، علم الیقین، ج۲، ص۳۸۶-۳۸۸.
۷. محدث قمی، شیخ عباس، بیت الاحزان، ص۱۱۸.
۸. مسعودی، محمد فاضل، الاسرار الفاطمیّة، ص۱۲۲.
۹. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، علم الیقین، ص۶۸۶، المقصد الثالث.
۱۰. مهدی، عبدالزهرا، الهجوم علی بیت فاطمة (سلاماللهعلیها)، ص۱۳۶.
۱۱. مهدی، عبدالزهرا، الهجوم علی بیت فاطمة (سلاماللهعلیها)، ص۳۴۳.
۱۲. شیخ مفید، محمد بن محمد، الفصول المختاره، ص۵۶.
منبع:
جمعی از نویسندگان، (1387)، شهادت مادرم زهرا(س) افسانه نیست، قم، نشر عطر یاس.https://fa.wikifeqh.ir/بیعت امام علی با ابوبکر
این مقاله در تاریخ 1404/1/31 بروز رسانی شده است