در صف اوّل ایستادن شخصی که تلفظ حروفش صحیح نیست


شکسته شدن نماز واسطۀ اتصال جماعت


قرار گرفتن شخص ویلچری در صف نماز جماعت


ایستادن مستحاضه در صف اوّل جماعت


بلندتر بودن جای وسائط اتصال از مأمومین دیگر


قطع اتصال صفوف نماز


مراد از استحباب نزدیک بودن به امام جماعت


حدوث حایل بین صفوف نماز


فاصلۀ امام و مأموم


وجود فاصله بین مأمومین در صف اوّل جماعت