
این نوسانات چندان قابل ملاحضه نبودند. دلار در کانال نزدیک به 13 تومان قرار دارد و نمیتوان نوسان شاخصی در دلار دید. به نظر من در شرایط فعلی کانال دوازده تومان مناسب است و شرایط اقتصادی به گونه ای نیست که بتوانیم در کوتاه مدت شاهد پایینتر رفتن نرخ دلار باشیم.
در مورد بودجه بسیاری بر این باورند که دولت میخواهد کسری بودجه خود را مثل هر سال با افزایش قیمت سکه و دلار تامین کند، چون بودجه ارائه شده امسال نیز مناسب ارزیابی نشده و احتمالا کسری بودجه بسیار بیشتر از سالهای گذشته به چشم میخورد. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
فکر نمیکنم دولت در شرایط فعلی درآمد ارزی قابل ملاحضه ای داشته باشد و بخواهد آن را با نرخ بالا در بازار بفروشد و کسری بودجه خود را تامین کند، اگر دولت به اندازه کافی درآمد ارزی داشت این مشکلات بروز نمیکرد من چندان با این نظر موافق نیستم و دولت نمیتواند با بالا بردن نرخ ارز و فروش ارز آنهم در قیمت بالا، کسری بودجه خود را تامین کند. من این را بعید می دانم. دولت تعهدات ارزی دارد و باید با همان نرخ ارز 4200 انجام بدهد و مازادی برای دولت باقی نمیماند تا آن را با نرخ بالاتری در بازار بفروشد و کسری خود را جبران کند.
دولت باید در این شرایط چه اقدامی انجام بدهد؟
به نظر من، ساده ترین کار برای دولت این است که حمایت از واردات کالاهایی که با ارز 4200 وارد می شوند را کمتر کند و نرخ 4200 را کمی بالاتر ببرد این کار ساده تر است و برای دولت مناسبتر خواهد بود. من بعید می دانم دولت به دنبال افزایش یافتن نرخ ارز در بازار آزاد باشد.ارزیابی شما از لایحه بودجه چیست؟ آیا با توجه به وضعیت اقتصادی موجود دولت توانسته بودجه را مناسب با وضعیت ببندد؟
دولت مشکل کسری بودجه دارد و این مساله چندان شفاف نیست و مشخص نیست دولت به چه میزان کسری دارد و این کسری بودجه را به چه شکلی میخواهد تامین کند. به نظر میآید بزرگترین چالش دولت در حال حاضر کسری بودجه است و اینکه چگونه با این مشکل برخورد میکند مساله ای است که من اطلاع دقیقی از آن ندارم. فقط این را میتوانم عنوان کنم که دولت باید تدابیر مناسبی را برای این موضوع بگذارد وگرنه شاید سال آینده وضعیت چندان جالبی نداشته باشیم.
شنیدهها حاکی از این است که در سال آینده، فروش نفت کاهش چشمگیری داشته باشد، در این وضعیت دولت باید چه استراتژیای بکار ببرد؟
اگر فرض بگیریم شرایط فعلی در سال آینده ادامه پیدا کند، فروش نفت ما از این که هست پایینتر نخواهد آمد چون امروز هم در پایینترین سطح خودش قرار دارد. در واقع درآمدی که دولت از محل فروش نفت در نظر گرفته و یا در مورد آن صحبت میشود از محل فروش نفت خام نیست و کلیه درآمدهایی که دولت از محل نفت و فراورده های نفتی کسب میکند در نظر گرفته شده است. البته با قیمت بنزین صرفه جویی قابل توجهی در این بخش اتفاق افتاد، که مازاد آن در اثر صرفه جویی و کم شدن مصرف روزانه میتواند صادر شود و درآمدی که از محل نفت در نظر گرفته شده است به فروش نفت مربوط نمیشود و به نفت و فرآورده های نفتی که امکان صادر کردن آن وجود دارد مربوط است. ولی اصلیچالش در سال آینده نیز چالش کسری بودجه است.دولت برای تامین این کسری چه راهی پیش رو دارد؟
به نظر من مهمترین راههای دولت برای سال آینده که بتواند جبران کسری بودجه را داشته باشد؛ یکی بحث مالیات است. اگر دولت بتواند نظام مالیاتی خود را ارتقا بدهد و از فرار مالیاتی جلوگیری کند میتواند بخشی از کسری بودجه را جبران کند. چون رقم قابل ملاحضه از اقتصاد ما به این مساله مرتبط است. دولت میتواند مالیات قانونی خود را از کسانی که مالیات نمیپردازند دریافت کند و پایه مالیاتی خود را گسترش بدهد. اینها امکانپذیر است و فشاری بر تولید وارد نمیکند و این به معنای بالا بردن نرخ مالیات نیست، بلکه به این معنی است که با بهبود نظام مالیاتی امکان شناسایی کسانی که مالیات نمیپردازند و از مالیات فرار میکنند فراهم شود. دولت بتواند در آمدهای متعلق به دولت را وصول کند. این راهی برای حل مشکل کسری بودجه در سال آینده است. راه دوم فروش اوراق بهادر است، البته اگر دولت بتواند این کار را به خوبی مدیریت کند و مشکلات مربوط به فروش اوراق را کم کند به نظر میرسد از این مسیر هم بتواند به طور قابل ملاحضهای کسری بودجه خود را رفع کند.