
ترامپ سیاست فشار حداکثری در خصوص ایران در پیش گرفته است. دال مرکزی این سیاست "به صفر رساندن صادرات نفت جمهوری اسلامی" است. اجرایی شدن این سیاست در گام اول با فشار به یمن و کنترل تنگه باب المندب و قاطعیت در عملیات دریایی امکان پذیر است. کاخ سفید با تکرار گزاره هایی نظیر اینکه انصارالله و حمایت ایران از آن، آزادی تجاری بین المللی و امنیت ملی آمریکا را به خطر انداخته است، درصدد مشروعیت جنگ طلبی خود می باشد. بنابراین مهار کنشگری قدرت نوظهور مقاومت یمن در دریای سرخ، منافع راهبردی متعددی برای آنها در بردارد که ادامه به آنها پرداخته خواهد شد؛
انصارالله بهعنوان بال قدرتمند جبهه مقاومت، قدرت ژئوپلیتیکی مقاومت را توسعه داده، قدرت دریایی آمریکا را به چالش کشانده، بندر راهبردی ایلات را تعطیل، طرح کلان کریدور آی مِک و منطقه گردشگری بین المللی مثلث ایلات در منتهی الیه خلیج عقبه که به دنبال پیوند اقتصادی و اجتماعی حوزه عربی و عبری است، را با چالش اساسی مواجه نموده است. پس حذف و یا حداقل مهار قدرت انصارلله باعث می شود ظرفیت استراتژیک مقاومت در دریای سرخ از بین برود و رژیم صهیونی به راحتی دستاوردهای میدانی خود را تثبیت و به دستاورد استراتژیک تبدیل کند.
نکته بعدی این است، کنترل باب المندب نقطه شروع فشار پرشدت دریایی علیه منافع اقتصادی و به صفر رساندن صادرات نفت ایران از طریق توقیف نفتکش های ایرانی است. در واقع با سلطه بر باب المندب مرز تقابل دریایی با آمریکا به هرمز و حوزه دریایی استراتژیک ایران منتقل خواهد شد که این مسئله به طور مستقیم امنیت ملی و منافع ملی جمهوری اسلامی را درگیر می کند و به تبع گسل های اجتماعی در داخل را فعال خواهد کرد و گام بلندی در راستای اجرایی شدن دکترین ترمیدور محور مقاومت و تحمیل مذاکره تَحکُمی و مهار جمهوری اسلامی است.
کنترل امریکا بر مثلث راهبردی مالاکا- باب المندب- هرمز نقش بسیار مهمی در رقابت استراتژیک و ژئوپلیتیکی با چین دارد. واقعیت این است که آمریکا به طور مستقیم، درصدد فشار نظامی به ایران به منظور تحمیل اراده خود است. جمهوری اسلامی و هم پیمانان آن نباید اجازه دهند خواب ترامپ تعبیر شود و باید با قدرت به جنگ طلبی آمریکا پاسخ دهد، بدلیل اینکه عقب نشینی در این خصوص به طور مستقیم معیشت و امنیت مردم ایران را با چالش اساسی مواجه خواهد کرد.
چنانچه آمریکا بر سیاست جنگ طلبی خود پافشاری نماید فرصت تاریخی برای جمهوری اسلامی ایران است که قدرت ویرانگر خود را به دشمنان بفهماند و محاسبات و به تبع معادلات را تغییر دهد. ایران بیش از سه دهه است برای تقابل دریایی با آمریکا قدرت سازی کرده است و نگرانی در این خصوص ندارد به دلیل اینکه منافع حیاتی و استراتژیک آمریکا بشدت منهدم خواهد شد، آیا عقلای آمریکا اجازه به ترامپ می دهند که این کشور وارد تقابل با قدرت نظامی ویرانگر ایران شوند؟ در پایان می توان پیش بینی کرد که دوره ترامپ، زمان فروپاشی رژیم تروریستی صهیونی و اخراج امریکا از منطقه است. /علی محمدی
جبهه یمن، آینده ساز منطقه
آمریکا از تمام ابزارهای فشار خود برای تضعیف نیروهای انصارالله یمن استفاده کرده و در واکنش، یمن نیز نیروهای آمریکا در منطقه را با موشکها و پهپادهای خود هدف قرار داده است. گروه فارس پلاس: در روزهای اخیر فشارهای همهجانبه از سوی ایالاتمتحده به یمن وارد میشود. وزارت امور خارجه آمریکا در 4 مارس 2025 طی بیانیهای نیروهای انصارالله یمن را یک سازمان تروریستی معرفی کرد و طبق دستور اجرایی 14175 رئیسجمهور آمریکا، فعالیت یمنیها را، بهعنوان تهدید برای نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه معرفی کرد.فرماندهی مرکزی ایالاتمتحده در خاورمیانه(سنتکام) که از سوی ایران بهعنوان نیروی تروریستی معرفی شده است، در 15 مارس 2025 اعلام کرد: «عملیات گستردهای را علیه حوثیهای تحت حمایت ایران در یمن آغاز کردیم.» شبکه آمریکایی ABC News نوشت: «حمله آمریکا به حوثیها برای روزها یا هفتهها ادامه خواهد داشت.» این اقدام نظامی آمریکا منجر به شهادت غیرنظامیان و حتی کودکان یمنی شد. رهبر انصارالله یمن در اقدامی متقابل اعلام کرد: «تا زمانیکه آمریکا به یمن حمله کند، ناوها و کشتیهایش را هدف قرار خواهیم داد. این حملات باعث میشود که ما قدرت نظامی خود را افزایش دهیم. افزایش تنش را با افزایش تنش پاسخ میدهیم.» نیروهای مسلح یمن، ناو هواپیمابر هری ترومن را با موشک و پهپاد هدف قرار دادند که منجر به عقبنشینی نیروهای آمریکایی گردید.
در تجاوز اخیر آمریکا، حتی عربستان سعودی که سالهای پیش مستقیما مسئول حمله به یمن بود، از این اقدام حمایت نکرد و گفت که نقشی در این حمله نداشته است.همزمان با این رخدادها آمریکا، ایران را در تنش میان خود با یمنیها، مسئول دانست. رئیسجمهور آمریکا نوشت: «هر تیری که حوثیها شلیک میکنند، از این نقطه به بعد، تیری است که از سوی سلاحها و رهبری ایران شلیک شده و ایران مسئول خواهد بود و عواقب آن را متحمل میشود و آن عواقب وحشتناک خواهد بود.»
مایک والتز، مشاور امنیت ملی آمریکا، مواضع ترامپ را تکرار کرد و ضمن مسئول دانستن ایران گفت: «همه گزینهها روی میز است. حوثیها دفاع هوایی فوقالعاده پیچیده و موشکهای کروز ضد کشتی دارند.» در واکنش به این اظهارات، نماینده ایران در سازمان ملل اعلام کرد: «محکومیت قاطع خود را نسبت به اظهارات خصمانه اخیر مقامات ارشد دولت ایالاتمتحده آمریکا، ازجمله رئیسجمهور این کشور ابراز میکنم. جمهوری اسلامی ایران قاطعانه این اظهارات بیپروایانه و تحریکآمیز را رد و محکوم میکند. جمهوری اسلامی ایران هشدار میدهد که هرگونه اقدام تجاوزکارانه، پیامدهای وخیمی در پی خواهد داشت که مسئولیت کامل آن بر عهده ایالاتمتحده آمریکا خواهد بود. جنبش انصارالله و مقامات یمنی، مستقلانه در تصمیمگیری و اقدامات خود عمل میکنند.»
همزمان با این تحولات، رژیم صهیونیستی با هماهنگی کامل و چراغ سبز آمریکا، تجاوز به غزه را از سر گرفت. در پی حمله ارتش صهیونیستی، بیش از 300 نفر از مردم غزه شهید شدند که اکثر آنها غیرنظامی و کودک هستند. جبهه مقاومت یمن در ادامه تحولات منطقه، نقش محوری دارد. آمریکا تصور میکند با حمله به مواضع یمنی و تهدید ایران، میتواند مقاومت یمن را نابود کند. اگرچه ایران بهصراحت اعلام کرده هیچ نقشی در اقدامات یمن نداشته و آنها مستقلا عمل میکنند؛ اما باید دانست که در حال حاضر، هیچگونه عقبنشینی برابر نیروهای آمریکایی پذیرفته نیست و خلاف منافع ملی و منطقهای است.
ترامپ برنامه فشار حداکثری را در دستور کار قرار داده و در مذاکره با ایران، حذف برنامه هستهای و قدرت موشکی و پهپادی، در یککلام خلع سلاح ایران را میخواهد. در حالی که به اعتراف ترامپ، ایران اکنون بسیار قدرتمند است و هیچیک از مؤلفههای قدرت خود را در مذاکره واگذار نکرده، تهدیدات اخیر را علیه ایران مطرح کرده است. اگر ایران توان خود را کنار میگذاشت، بدون شک با تهدیدات نظامی مستقیم مواجه میشد. ادامه اقدامات یمنیها علیه نیروهای متجاوز آمریکایی، تنها راه مقابله با گسترش جنگ و ناامنی در منطقه است. /علی رضایی