گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مشاوره
افشای رازهای زندگی مشترک توسط همسر؛ بمانم یا جدا شوم؟
راز شوکهای قیمتی ۱۴۰۵؛ از واقعیت هزینههای حملونقل تا اثربخشی کالابرگ الکترونیک
هنگام ادار اگر ادار به پای من اصابت کند، چگونه تطهیر کنم؟
ناتوانی جنسی شوهر بعد از ازدواج؛ راهکارهای عملی، درمان و تصمیمگیری درباره ادامه زندگی
روش اصولی کاریابی برای تصویرگر و نقاش کارتونی
چگونه اسراف انرژی در ادارات و اماکن را گزارش کنیم؟ راهنمای ثبت شکایت در سامانه فؤاد (۱۲۸)
خشم از خانواده به خاطر وسواس نجاست؛ چگونه گذشته را بپذیریم و ذهنمان را آزاد کنیم؟
آیا تغییر نامی که برای فرزند نذر شده، جایز است؟
چرا وسط مسیر خسته میشویم؟ راهنمای کاربردی غلبه بر خستگی تغییر عادت
ابهام در رفتار دوست قدیمی؛ چگونه آرام و بالغ برخورد کنیم؟
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
علاقه به کف پای زن
علت علاقه شدید به لیسیدن کف پای زنان چیه؟
با سلام دختری 12 ساله هستم از کودکی خود ارضایی می...
واژه جاری در کارنامه به چه معناست؟
مشاوره مذهبی: حکم خوردن میوه ی درختی که پای آن ادرار می شود، چیست؟
اگر خود ارضایی رو ترک کنم خدا منو می بخشه چکار کنم؟
قضا شدن نماز صبح خللی در چهله ی زیارت عاشورا ایجاد می کند؟
مشاوره خانواده: بعد از ازدواج متوجه خیلی از کمبودهای شوهرم شدم و الان اصلا نمیتونم به زندگیم ادامه بدم" چه راهی هست؟
دچار مشکل استفراغ عمدی هستم، بگین چیکار کنم؟
آیا آبی که حین دیدن فیلم و بعد از آن خارج میشود در صورت شهوتی شدن غسل دارد؟
جستجوی عبارت مادر بیش از 774 نتیجه در بر داشت.
باسلام.دختر4ساله ای دارم که حدود2سال است اتاق خواب...
باسلام.دختر4ساله ای دارم که حدود2سال است اتاق خواب اوراازخودمان جداکرده ام.ولی چندماهی است که نیمه های شب ازاتاق خودبیرون آمده ودرکنارمامیخوابد.وباعث مشکلات زیادوجدی برای من وپدرش شده است این درحالی است که خودم هرشب درابتدای خواب کناراوخوابیده وبعدازاینکه به خواب رفت اوراترک میکنم
باسلام.دختر4ساله ای دارم که حدود2سال است اتاق خواب...
باسلام.دختر4ساله ای دارم که حدود2سال است اتاق خواب اوراازخودمان جداکرده ام.ولی چندماهی است که نیمه های شب ازاتاق خودبیرون آمده ودرکنارمامیخوابد.وباعث مشکلات زیادوجدی برای من وپدرش شده است این درحالی است که خودم هرشب درابتدای خواب کناراوخوابیده وبعدازاینکه به خواب رفت اوراترک میکنم
مشکل با مادر
سلام،مشکل اصلی من مادرم و برادرم هستن،برادرم خیلی لوس بار اومده وبا اینکه بیست و چهار سالشه متاسفانه مثله یک بچه رفتار میکنه،اخلاق خوبی نداره،مادرم هم مدام بهش پر و بال میده،این موضوع باعث درگیری هایی با فامیل هم شده و کم کم داره روابطمون قطع میشه،،من خیلی نگران این موضوع هستم،چون فامیلامون خیلی خوبن،ضمن اینکه اونا هم میدونن مشکل اصلی مادر و برادرم هستن و آینو ب من میگن،ولی هر چی باشد اینا مادر و برادر من و من باید اینو بپذیرم و هر چند رفتاراشون بد هست ولی وقتی کسی راجع بهشون بد میگه خیلی ناراحت میشم ولی تهه دلم میدونم که راست میگن،،این موضوع داره آینده منم خراب میکنه یه خواستگار خوب داشتم که یهو رفت و دگ پیگیر نشد،،هر چی ب مادرم میگم رفتارشو درست کنه فایده نداره،اصلا ب این فکر نمیکنه که آینده من داره خراب میشه،،من خیلی ابرو برام مهمه ولی کارای برادر و مادرم داره همه چیو خراب میکنه،دگ بردیم نمیدونم چیکار کنم:((((
نگهداری از پدر و مادر
با سلام خدمت شما .برادر گرامی. بعد از فوت پدر چون برادرم اهواز بود مادرم تنها بود مادر رو پیش خودم آوردم و با هم دو طبقه گرفتیم . و زنم متاسفانه گفت به برادرم گفت عوض نگهداری مادر یاید یه دونگ خونه به نام ما بشه و برادرم ناراحت شد و گفت اگه اینجوری هست مادر رو ببرم پیش خودم . و وضعیت بدتر شد تا قبول کرد و از قید اون یه دونگ خونه بزنه . گفت ولی زنم از روز اول ناراحتی کرد که چرا برادر و خواهر نگه نمیدارن من باید نگهدارم . وعده از کلی صحبت کردن و نصیحت کردن فامیل قبول کرد الان میگه من نمیتوانم نگه دارم . و باید برادری هم مادر رو نگهداری که مادر 3 ماه اینجا 3 ماه اهواز باشه . من به خاطر ناراحتی تشنج اعصاب مجبور شدم هر جا میرم مادر رو با خودم ببرم . زنم گیر داده که دیگه نمیتوانم نگهداری کنم . حالا ماندم چه کار کنم. قبلا هم چند بار زنم گفته اگه پول داشته منو ول میکردم میرفت تنها زندگی میکردم و هر وقت ناراحت میشه میگه . متاسفانه خواهر و دوستش طلاق گرفتن اینم فکر میکنه خوبه که طلاق بگیره تنها زندگی کنه . منم واقعا خسته شدم . ماندم مادرم رو نگهدارم یا زنم رو . و واقعا از مادرم خجالت میکشم که بهش بگم نمیتوانم ازش نگهداری کنم.
پرخاشگری با مادر :(
درود مشاور عزیز
من ی مدتی هس که رفتارم پرخاشگرانه شده و نمیتونم کنترل کنم...
احتمال زیاد دلیلش ۲ سال رابطه ای بوده ک داشتم ک طرف شددیدا عصبی بود و خودزنی میکرد و .... هرچی ک فکرشو کنین و این رفتارا رو من تاثیر داش. من خیلی اروم و ریلکس بودم و همچنین مشکلاتی ک با پدرمون داشتیم تو خونه شیشه مصرف میکرد و سر و صدا و دعوا و .... این بحثا به کنار
من الان با مامانم خیلی خیلی بد رفتار میکنم که در لحظه پشیمون میشم و از حرکتم ناراحت.
مامانم ی فرشتست ک این سالا مارو با این سختیا بزرگ کرده از خودم بدم میاد اکثر مواقع ک سوالی ازم میپرسه صدامو بالا میبرم خیلی بد شدم و همینکه این رفتار اذیتم میکنه وقتی ب مامانم نگا میکنم میگم چرا باهاش اینجوری رفتار میکنم...
ممنون میشم کمکم کنین دوس ندارم ادامه بدم ایجوری
تثبیت ارامش در خانواده توسط مادر
سلام
اگرفرزندی در خانواده دچار ضعف های روانی شده باشد و پرخاشگرباشد ایا مادر با ارامش با او رفتار کند یا با تنبیه؟
باسلام . از مادر بزرگ من ، به مادر من و برادرانش خانه...
باسلام . از مادر بزرگ من ، به مادر من و برادرانش خانه ای به ارث رسیده که دایی ام ، با هزینه شخصی آن خانه را کوبیده و یک مغازه در آن ساخته و برای فروش قرار داده تا هزینه شخصی اش را از پول فروش آن برداشته و بقیه را سهم الارث تقسیم کند . آیا به پولی که از فروش این مغازه به مادرم می رسد ، خمس تعلق می گیرد ؟
با تشکر - ما مقلد آیت ا... مکارم شیرازی هستیم .
با سلام من آوا یه مادر...
با سلام من آوا یه مادر 27 سالهو دارای یک دختر یک و نیم ساله خواهشا کمکم کنید من دچار اهمال کاری شدید هستم بیشتر در مورد دخترم نگران هستم خیلی سهلدانگاری میکنم همیشه کارهام رو به عقب یا روز دیگه موکول میکنم شب هزار تا تصمیم میگسرم صبح همشون یادم میره از دست خودم خسته ام یک آدم معمولی به درد نخور بهدچه درد این جامعه میخوره می دونم نباید منفی بافی کنم میدونم میتونم و هزار تا از این کلمه های امید بخش زدم به در و دیوار خونم اماااااا افسوووووووووس که هیچ فایده ای نداره تو رو خدا کمکم کنید نمیخوام یه آدم بی تحرک و بیخود باشم تا حالا چند کتاب روانشناسیرخوندم یکیشموکتاب لطفا گوسفند نباشید اما چه فایده 5 ساله لیسانسم رو گرفتم و میخوام ارشد بخونم هنوز اقدام نکردم از بس منفی بافم همسرم مثل بچه ها باهام رفتار میکنه مثل اینکه هر روز بخواد یه چیز جدید یادمدبد6دمیخوام خودم باشم حتی در بعضی موارد نمیتونم خودم تصمیم بگیرم متاسفانه به دلیل اینکه ازدواج اجباری داشتم با خانواده همسرم که همگی معتاد بودن و من یه دختر اجتماعی بودم خیلی برام گرون تموم شد لصلا اون چیزی که میخواستم نشد اما همسرم با اعضای خانوادش فرق میکنه نمیتونم یه تار موش رو با بقیه مقایسه کنم به شکر خدا همسر خوبی دارم و عالی اما خانوادش و فرهنگ پایین این خانواده من رو عذاب میده خانواده ای که نه اهل نماز هستن و نهداهل مذهب درست فقط خدا رو قبول دارن و امیدشون به اهل بیت هستش 7سته ام اصلا در یه سطح نیستیم رفت و آمد با خانواده همسرم فقط بیشتر از اینکه بوی زندگی بده بوی رقابت برای زندگی میده کمکم کنید چکار کنم 5 سال هر شب خودم رو در حال دعوا و نزاع با این خانواده و
جدایی اجباری از همسرم می بیننم و به این قضیه فکر میکنم یعنی نیمه شب از خواب که بیدار میشم هنوز به این ماجرا و رفتاری که من و تمسخر هایی که با من دارن فکر میکنم و دوباره میخوابم خواهسا من و زندگیم رو نجات بدین من همیسر و فرزندم و زندگیم رو خیلی دوست دارم
سلام: مادر زن تا چه میزانی محرم است؟ مثلا منظورم این...
سلام:
مادر زن تا چه میزانی محرم است؟ مثلا منظورم این است که اگر با رفتن به خانه ی مادر زن عطری را به خود زده باشد که باعث تحریک نسبی شود آیا حرام است و باید از او فاصله گرفت؟
سلام خسته نباشید من یک دختر 5/2 ساله دارم که به دلبل حساس بودن بدن در خانه صبح ها با مادر شوهرم (مادر...
سلام خسته نباشید
من یک دختر 5/2 ساله دارم که به دلبل حساس بودن بدن در خانه صبح ها با مادر شوهرم (مادر بزرگ)می ماندکه خیلی لجباز و شلوغ است و کمتر به اسباب بازی هایش اهمیت می دهد و بیشتر به وسایل خانه و به هم ریختن آنها علاقه مند است و مخصوصا وقتی بفهمد ما از کاری خوشمان نمی آید آن کار را تکرار می کند و به تازگی کمی هم حالت پرخاشگری پیدا کرده و به محض صحبت با او فریاد می کشد لطفا در رابطه با تربیت او مرا راهنمایی نمایید.