|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سفر با کودکان آداب دارد
 براي بيشتر والدين، سفر کردن به معني ايجاد تغييري در زندگي روزمره است. هنگام سفر آنها ميتوانند مدتي کار و وظايف روزمره را کنار بگذارند و آزاد و رها زندگي کنند اما براي بيشتر کودکان، سفر نميتواند مانند تعطيلات باشد زيرا آنها به احساس امنيت در خانه، اسباببازيها، رختخواب و غذاي خانگي وابسته هستند. ...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شنبه 13 تیر 1388
|
صدفی برای گوهر - ویژه نامه روز عفاف و حجاب
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نظرات کاربران درباره این مقاله
|
|
|
|
|
|
|
چهارشنبه 24 تیر 1388
|
ليلا دماوندي کمالی
|
|
|
واقعاً مقاله جالبیه . متشکرم
|
|
|
چهارشنبه 24 تیر 1388
|
محسن علي بيکي
|
|
|
مقالاتتان بسیار خوب بودند
|
|
|
پنج شنبه 25 تیر 1388
|
Ali Ghanamijaber
|
|
|
متاسفانه نامه چارلي چاپلين به دخترش كه يكي از كاربران ارسال كرده اند اصلا وجود ندارد و ماجراي آن نامه به شرح زير است :
ماجرا به سال 1345 بر میگردد و چایخانه ای در مرکز شهر تهران. مجله هفتگی «روشنفکر» صفحهای داشته به اسم «فانتزی» که نویسنده اش هم فرج اله صبا بوده. آن روز موقع چاپ، مجله یک صفحه کم آورده و آقای صبا هم در چاپخانه متوجه شده که فرصتی برای سفارش دادن مطلب نیست. خواسته خودش دست به کار شود و وقتی که دنبال ایده میگشته، چشمش به گراوری از عکس چارلی چاپلین در کنار دخترش میافتد که احتمالا برای مطلب دیگری بوده و در شماره دیگری هم چاپ شده بود. ایده ای به ذهن آقای صبا میآید. کاغذ را بر میدارد و نامه را مینویسد و زیر فشار غرغرصفحه بندها، به سوز و گداز نامه اضافه میکند نامه پراحساسی که با «جرالدین دخترم، این جا شب است؛ یک شب نوئل، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند...» شروع میشود و با «من فرشته نبودم اما تا آن جا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم. تو نیز تلاش بکن که حقیقتا ً آدم باشی.» به اتمام میرسد.
این نامه پراحساس خیلی زود مورد توجه قرار گرفت. متنش بارها و بارها دست به دست شد، از رادیو سر در آورد، به شکل نوار کاست و کتاب درآمد، به ترکی و آلمانی ترجمه شد و تا به امروز هم به صورت مداوم در مطبوعات چاپ میشود؟ (سال 1363 در کتابی به نام «آخرین تصویر از چارلی» جواب جرالدین به این نامه هم آمده بود).
فرج اله صبا خودش در سال 1356 در گفت وگویی، جعلی بودن نامه و ماجرای نگارشش را تعریف کرد اما کسی گوشش بدهکار نبود. مایکل چاپلین _ پسر چارلی چاپلین _ هم وقتی در سال 1380مهمان جشنواره فجر شد، به خبرنگارها گفت که پدرش آن قدر گرفتار بوده که فرصت نداشته برای بچههایش نامه بنویسد اما باز هم کسی باورش نشد. هوشنگ گلمکانی _سردبیر مجله «فیلم» که در شمارههای متعدد مجله اش نسبت به جعلی بودن ماجرا هشدار داد _ هم یک بار چنان از سوی یکی از مطبوعات مورد حمله واقع شد که خود مجله فیلم هم عاقبت (در شماره 304 خود) متن آن نامه را چاپ کرده و آن را «به خاک پای همه اندرز گویان و گمراهان عالم» تقدیم کرد.
منبع:همشهري جوان
|
|
|
سه شنبه 13 مرداد 1388
|
سید صادق
|
|
|
خیلی مفید بود
ما میخوایم یه طرح حجاب تو حرم شهرمون بزاریم
اگه میتونید راهنماییمون کنید
یا حق
|
|
|
جمعه 27 شهریور 1388
|
msit_ir
|
|
|
ماجرای نامه چارلی چابین را برای اولین باردیدم...
اگر درست باشد باید بگوییم
نامه صبا به دختران ....
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|