هرکه سعي بد کند در حق خلق
هرکه سعي بد کند در حق خلق شاعر : انوري همچو سعي خويش بد بيند جزا هرکه سعي بد کند در حق خلق ليس للانسان الا ما...
شنبه، 28 اسفند 1389
ايا صدري که از روي بزرگي
ايا صدري که از روي بزرگي شاعر : انوري فلک را نيست با قدر تو بالا ايا صدري که از روي بزرگي غمي از دست و طبعت ابر...
شنبه، 28 اسفند 1389
آفتاب سخا حميدالدين
آفتاب سخا حميدالدين شاعر : انوري دور از مجلس تو مرگ فجا آفتاب سخا حميدالدين شاعرم هم به مدح و هم به هجا ني...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي بر عقاب کرده تقدم ثواب را
اي بر عقاب کرده تقدم ثواب را شاعر : انوري وي بر خطا گزيده طريق صواب را اي بر عقاب کرده تقدم ثواب را مست از خطا...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي صدر نايبي به ولايت فرست زود
اي صدر نايبي به ولايت فرست زود شاعر : انوري معزول کن شهابک منحوس دزد را اي صدر نايبي به ولايت فرست زود آخر شمار...
شنبه، 28 اسفند 1389
اين فلک پيش طالع نيکت
اين فلک پيش طالع نيکت شاعر : انوري کرده بردار اختر بد را اين فلک پيش طالع نيکت قلب ديماه شاخ بسد را فتح باب...
شنبه، 28 اسفند 1389
خطابي با فلک کردم که از راه جفا کشتي
خطابي با فلک کردم که از راه جفا کشتي شاعر : انوري شهان عالم‌آراي و جوانمردان برمک را خطابي با فلک کردم که از راه...
شنبه، 28 اسفند 1389
کرا عقل باشد زبر دست شهوت
کرا عقل باشد زبر دست شهوت شاعر : انوري چرا زيردستي کند هيچ زن را کرا عقل باشد زبر دست شهوت که فرمان بر زن کند...
شنبه، 28 اسفند 1389
چون بهاء الدين اعز را شاخ عزت بارور شد
چون بهاء الدين اعز را شاخ عزت بارور شد شاعر : انوري شکر آن نعمت به واجب کرد اله‌العالمين را چون بهاء الدين اعز را...
شنبه، 28 اسفند 1389
گفت با خواجه يکي روز ازين خوش مردي
گفت با خواجه يکي روز ازين خوش مردي شاعر : انوري خنک آنکس که زن خوب بميرد او را گفت با خواجه يکي روز ازين خوش مردي...
شنبه، 28 اسفند 1389
طوطي اي آنکه ز انصاف تو هر نيم‌شبي
طوطي اي آنکه ز انصاف تو هر نيم‌شبي شاعر : انوري بلبل شکر به عيوق کشد زمزمه را طوطي اي آنکه ز انصاف تو هر نيم‌شبي...
شنبه، 28 اسفند 1389
مي‌نبيني که روزگار چه کرد
مي‌نبيني که روزگار چه کرد شاعر : انوري به فلک برکشيد دوني را مي‌نبيني که روزگار چه کرد آنچنان خر فراخ کوني را...
شنبه، 28 اسفند 1389
به جاي باده‌ي نابم تو سرکه دادي ناب
به جاي باده‌ي نابم تو سرکه دادي ناب شاعر : انوري هلاک جان و دل خود بر آن نبود شراب به جاي باده‌ي نابم تو سرکه دادي...
شنبه، 28 اسفند 1389
خدايگانا مهمان بنده بودستند
خدايگانا مهمان بنده بودستند شاعر : انوري تني دو دوش به سيکي و نقل و رود و شراب خدايگانا مهمان بنده بودستند که...
شنبه، 28 اسفند 1389
ايا دقيق نظر مهتري که گاه سخا
ايا دقيق نظر مهتري که گاه سخا شاعر : انوري تواني ار بچکاني همي از آتش آب ايا دقيق نظر مهتري که گاه سخا به جاي...
شنبه، 28 اسفند 1389
گفته بودي که کاه و جو بدهم
گفته بودي که کاه و جو بدهم شاعر : انوري چون ندادي از آن شدم در تاب گفته بودي که کاه و جو بدهم کاه کهتاب باد و...
شنبه، 28 اسفند 1389
مير حيدر ايا که خيزد جود
مير حيدر ايا که خيزد جود شاعر : انوري از کف تو چو از شراب طرب مير حيدر ايا که خيزد جود جز به يادت ز دوستداري...
شنبه، 28 اسفند 1389
من و نگار من امروز هر دو رگ زده‌ايم
من و نگار من امروز هر دو رگ زده‌ايم شاعر : انوري من از حرارت عشق و وي از حرارت تب من و نگار من امروز هر دو رگ زده‌ايم...
شنبه، 28 اسفند 1389
دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا
دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا شاعر : انوري در وي نهند ده کدوي تر نه بس عجب دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا...
شنبه، 28 اسفند 1389
گرچه در دور تو اي دريادل کان دستگاه
گرچه در دور تو اي دريادل کان دستگاه شاعر : انوري مدتي گرگان شبان بودند و دزدان محتسب گرچه در دور تو اي دريادل کان...
شنبه، 28 اسفند 1389