داستانی از داستان های مثنوی معنوی

پسر چنگ نواز و عمربن الخطاب

... در زمان خلافت عمربن الخطاب خلیفه دوم، پس از پیغمبر که بعد از ابوبکر بر مسند قدرت تکیه زده بود و خلیفه مسلمین شده بود، مردی زندگی می‌کرد که بسیار خوش آواز بود و چنگ را نیز بسیار خوب می‌نواخت. او هر جایی که
چهارشنبه، 8 مهر 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
پسر چنگ نواز و عمربن الخطاب
 پسر چنگ نواز و عمربن الخطاب

 

سروده ی مولوی
بازنویسی: مهرداد آهو



 

داستانی از داستان های مثنوی معنوی

... در زمان خلافت عمربن الخطاب خلیفه دوم، پس از پیغمبر که بعد از ابوبکر بر مسند قدرت تکیه زده بود و خلیفه مسلمین شده بود، مردی زندگی می‌کرد که بسیار خوش آواز بود و چنگ را نیز بسیار خوب می‌نواخت. او هر جایی که می‌رفت، چنگ خود را هم می‌برد و آن را می‌نواخت و خودش هم آواز می‌خواند. او سالهای سال کارش همین بود و در هر جشن و مهمانی و سور و شادی، ا و چنگ می‌نواخت و می‌خواند. او خواننده و نوازنده ای متبحر بود و در این کار کاملاً استاد بود. این مرد هفتاد سال از عمرش را روی این کار گذاشت و تمام عمر مشغول به نوازندگی و خوانندگی بود و از یاد خدا هم غافل بود تا اینکه پیری و ضعف و کهولت بر او چیره شد و بر کارش نیز تأثیر منفی گذاشت، چنانکه دیگر نمی‌توانست بخوبی بنوازد و دیگر صدایش مانند جوانی نبود، و نمی‌توانست رسا و شمرده بخواند، پس صدایش گرفته و لحن و قدرت صدایش کم شده بود، به گونه ای که دیگر کسی از او دعوت نمی‌کرد تا در محفل و یا جشنی و سروری حضور پیدا کند و به نوازندگی و خوانندگی بپردازد و او دیگر از این کار درآمدی نداشت. پس او در فقر و تنگدستی به سر می‌برد و به قرص نانی می‌ساخت و کاملاً تهیدست و مستمند شده بود.
روزی از روزها که دیگر هیچ چیز جز چنگ برای آن مرد پیر نمانده بود با خود و خدایش عهد کرد که دیگر فقط برای خدای خود چنگ بنوازد و بخواند و هرگز برای دیگران نه بنوازد و نه بخواند، پس همینطور که برای خدایش چنگ می‌زد، به سمت گورستان شهر حرکت کرد و وقتی به انجا رسید در گورستان آنقدر چنگ نواخت و آواز خواند تا خسته و نالان و گریان روی چنگش به خواب رفت.
در همین حال و در مرکز خلافت مسلمین، عمربن الخطاب خوابیده بود و در خواب دید کسی او را بانگ می‌زند که ای عمر در قبرستان مدینه شخصی هست که از مقربان درگاه ماست و نزد ما مقام و منزلت بالایی دارد، تو برو و از او دستگیری کن و هر چه می‌خواهد در اختیارش بگذار و آنچه که درخواست می‌کند برآورده ساز که او بسیار بلند مقام است. پس یک ندای غیبی چندین بار این جمله را برای عمر تکرار کرد و عمربن الخطاب، سراسیمه از خواب بیدار شد و بدنبال این ندای غیبی روبه سوی قبرستان به حرکت درآمد.
وقتی عمر به قبرستان رسید، بسیار گشت و کسی را نیافت، ولی ناگهان پیری را دید که روی چنگش خوابیده است. پس عمر پیش خود گفت: پیری که عمرش را به نوازندگی و خوانندگی گذرانده است، نمی‌تواند بنده خاص خدا باشد، پس دوباره همه قبرستان را گشت ولی باز هم کسی را جز همان پیر نیافت. پس فهمید که او باید همان پیر باشد.
سپس آهسته پهلوی آن پیرمرد نشست و عطسه‌ای کرد، با صدای عطسه عمر پیر چنگ نواز از خواب بیدار شد و ترسید و فکر کرد که عمر داروغه است و ترسان و سراسیمه خواست که فرار کند، ولی عمر به او گفت: از من نترس ای مرد چنگ نواز، تو در درگاه خدا مقام و منزلتی بالا داری و او توسط یک ندای غیبی مرا از وضعیت تو آگاه ساخته است پس کاملاً آسوده و راحت باش که دیگر دوران سختی تو به پایان رسیده و تو هر چه بخواهی من به تو می‌دهم و هر آرزویی داشته باشی، اگر در حد توانایی من باشد، آن را برآورده می‌سازم. مرد پیر چنگ نواز از این حرف عمر بسیار شگفت زده شده و در فکر فرو رفت، پس ناگهان برخاست و چنگش را برداشت و محکم بر زمین زد و چنگ خرد شد و از بین رفت، او به عمر گفت: ای خلیفه مسلمین بدان که چیزی که مرا از خدای خودم دور ساخته بود، همین چنگ بود و من با شکستن آن، این مانع بزرگ را از میان خود و خدایم از بین بردم و ای عمر! من از تو چیزی نمی‌خواهم فقط آنقدری می‌خواهم که بتوانم زنده بمانم و خدا را بیشتر ستایش و کرنش کنم و به بندگی و معرفت خدا مشغول باشم، پس عمربن الخطاب هفتصد دینار به او داد و به او گفت: که هر وقت به پول احتیاج داشتی به دارالخلافه بیا تا من به تو کمک کنم.
پس پیرمرد چنگ نواز پول را گرفت و تشکر کرد و رفت و از آن به بعد فقط به پرستش و عبادت خدا مشغول بود.
منبع مقاله :
مهرداد، آهو؛ (1389)، 62 داستان از (کلیله و دمنه- سیاستنامه- مرزبان نامه- مثنوی معنوی- تحفةالمجالس- سندبادنامه- قابوسنامه- جوامع الحکایات- منطق الطیر)، تهران: انتشارات سما، چاپ سوم



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بدون تعارف با نخبگان طلایی
play_arrow
بدون تعارف با نخبگان طلایی
لحظاتی از مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»
play_arrow
لحظاتی از مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
play_arrow
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
حمله هوایی اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه
play_arrow
حمله هوایی اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه
حمله دقیق پهپادی ارتش یمن به تجمعات و خودروهای زرهی مزدوران سعودی
play_arrow
حمله دقیق پهپادی ارتش یمن به تجمعات و خودروهای زرهی مزدوران سعودی
نوه شهید طهرانی مقدم از لحن سخنگوی قرارگاه خاتم رمزگشایی کرد
play_arrow
نوه شهید طهرانی مقدم از لحن سخنگوی قرارگاه خاتم رمزگشایی کرد
بازی تراکتور و پرسپولیس ۱۰۰ درصد بدون تماشاگر است
play_arrow
بازی تراکتور و پرسپولیس ۱۰۰ درصد بدون تماشاگر است
هدیه هیئت پارلمانی ایران به آستان مقدس علوی
play_arrow
هدیه هیئت پارلمانی ایران به آستان مقدس علوی
آیا برای وثیقه گذاشتن حتما باید سند ملک و زمین داشته باشید؟
play_arrow
آیا برای وثیقه گذاشتن حتما باید سند ملک و زمین داشته باشید؟
تعریف گواهی عدم افزار از زبان آقای قاضی
play_arrow
تعریف گواهی عدم افزار از زبان آقای قاضی
تصاویر ماهواره‌ای از بمباران باند پایگاه هوایی ابوظهور ادلب توسط اسرائیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از بمباران باند پایگاه هوایی ابوظهور ادلب توسط اسرائیل
آیا این مادر می‌تواند فرزند خود را در آتش بیفکند؟
play_arrow
آیا این مادر می‌تواند فرزند خود را در آتش بیفکند؟
مراسم چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید در قشم
play_arrow
مراسم چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید در قشم
حضور داریوش ارجمند در رواق دارالذکر
play_arrow
حضور داریوش ارجمند در رواق دارالذکر
حضور رهبر شهید در مراسم غبارروبی حرم رضوی طی سال‌های گذشته
play_arrow
حضور رهبر شهید در مراسم غبارروبی حرم رضوی طی سال‌های گذشته