قلم و جوهر

روزی روزگاری دوست نویسنده‌ای که به خانه‌ی او آمده بود و روی میز او را نگاه کرد و چشمش به جوهر افتاد. پس با تعجب به نویسنده گفت: «عجیب است که از این جوهر سیاه این چنین نوشته‌هایی خلق می‌شوند!»
چهارشنبه، 6 آبان 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
قلم و جوهر
 قلم و جوهر

 

نویسنده: هانس کریستین آندرسون
برگردان: کامبیز هادی‌پور



 

روزی روزگاری دوست نویسنده‌ای که به خانه‌ی او آمده بود و روی میز او را نگاه کرد و چشمش به جوهر افتاد. پس با تعجب به نویسنده گفت: «عجیب است که از این جوهر سیاه این چنین نوشته‌هایی خلق می‌شوند!»
جوهر که این حرف را شنید به خودش مغرور شد و به بقیه‌ی لوازم روی میز گفت: «واقعاً هم که چه کارها که از من برنمی‌آید. چه مطالبی که با من نمی‌نویسند. من فوق‌العاده‌ام؛ می‌توانند با من شعر بنویسند، داستان بنویسند. نویسنده‌ها با من آدم‌ها و شخصیت‌های مختلفی را می‌نویسند، گل‌ها و درختان و مناظر بسیار زیبا را با من روی کاغذ نقاشی می‌کنند. دخترهای قشنگ و جوان با من خلق می‌شوند. جنگ‌ها و شجاعت‌ها با من نوشته می‌شوند. من خودم هم از این که می‌تونم این همه کار انجام بدم تعجب می‌کنم.»
قلم گفت: «اگه کمی فکر کنی می‌فهمی که این‌ها اصلاً کار تو نیست بلکه همه اینها کار من است. تو فقط یک جوهر بی‌ارزش هستی، اما این من هستم که همه‌ی این چیزها را خلق می‌کنم؛ آدم‌ها، جنگ‌ها، منظره‌های زیبا و خلاصه همه‌ی چیزهارو منم که خلق می‌کنم.»
جوهر گفت: «با این که عمری از تو گذشته اما هنوز نفهمیدی که فقط دستیار من هستی و هر کاری که من می‌گم تو انجام می‌دهی. در اصل من نویسندم و تو فقط هر کاری که من می‌گویم باید انجام بدهی. چطور تا حالا این را نفهمیدی؟! آن کسی که شما قلم‌ها را در من فرو می‌کند و نوشته‌هایی از من می‌دزده تا حالا قلم‌های جورواجور زیادی خریده و توی من زده. فقط نمی‌دونم چرا همه به اون می‌گن نویسنده!»
قلم از روی خشم به جوهر گفت: «‌ای جوهر زشت و سیاه کثافت!» وقتی که آخر شب شد، نویسنده به خانه برگشت. او از یک کنسرت ویولون برگشته بود و هنوز غرق نوازندگی آن ویولون زن بود. آن نوازنده‌ی ویولون که در کارش یک استاد ماهر بود، به خوبی آرشه را روی سیم‌های ویولون می‌نواخت و هر صدایی که می‌خواست ایجاد می‌کرد؛ صداهای جذاب و زیبا و شنیدنی. نوازنده در حقیقت کسی بود که به آن دو شیء بی‌جان، جان می‌داد و آثار هنری خوب می‌آفرید.
نویسنده افکار آن شبش را بر روی کاغذ نوشت:
«چه مسخره بود اگر آرشه و ویولون فکر می‌کردند که آنها هستند که خلق می‌کنند. چه قدر مسخره بود اگر آنها به خودشان مغرور می‌شدند. البته می‌خواهم بگویم که بیشتر ما انسان‌ها این طوری هستیم. تا در یک موقعیت خوب و مهم قرار می‌گیریم دچار غرور می‌شویم. در حالی که ما در خلقت هیچ چیز نیستیم و خداست که همه چیز را عهده‌دار است!»
وقتی نویسنده اثرش را تمام کرد، اسم آن را گذاشت «نوازنده و ویولون»
قلم و جوهر که شاهد نوشتن آن اثر بودند با هم گفت و گو کردند. قلم به جوهر گفت: «حالا این اثر، از غرورت کم کرد یا نه؟ حالا دیدی که این اثر متعلق به من است یا نه؟»

جوهر حاضر جوابی کرد و گفت: «تو چیزی را نوشتی که من گفتم. در حقیقت من صاحب این اثرم. چیزهایی را که توی این اثر آوردم واقعاً حرف دلم بود. اما می‌بینم که تو باز هم درس نگرفتی.»

قلم با داد و بی‌داد گفت: «برو جوهر بد ترکیب پرحرف!»
جوهر هم داد زد و گفت: «قلم لاغر مردنی خرچنگ قورباغه نویس!» آنها تا مدت‌ها با هم بحث می‌کردند و سر هم غر می‌زدند اما شاعر هنوز در فکر آهنگ خوش ویولون بود و لذت می‌برد.
در حالی که نویسنده به این نتیجه رسیده بود که خالق همه‌ی قشنگی‌های دنیا خداست و بس.
منبع مقاله :
اندرسن، هانس کریستین؛ (1394)، مجموعه 52 قصه از هانس کریستین آندرسن، ترجمه کامبیز هادی‌پور، تهران: انتشارات سماء، چاپ سوم



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
play_arrow
لگوهای ایرانی این‌‎بار وزیر امور خارجه آمریکا را هدف گرفتند!
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
play_arrow
وضعیت عربستان بعد از حملات موشکی یمن
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
play_arrow
ایران چگونه گره اتصال پایگاه‌های آمریکا را کور کرد؟
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
play_arrow
خودزنی پاتریوت آمریکایی در بحرین
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
play_arrow
۵۰ درصد مسیر نجف به کربلا مجهز به سایبان شد
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
play_arrow
گزارشی از کشتی‌های متوقف‌شده در تنگۀ هرمز
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
play_arrow
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
play_arrow
روایت مرحوم اکبر عبدی از احوال پرسی رهبر شهید انقلاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام سیستم دفاع هوایی پاتریوت در اربیل
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
play_arrow
بیلبورد قدردانی اهالی یمن از ایران بخاطر شکست محاصره هوایی
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
عملیات شکار ترامپ و نتانیاهو
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
play_arrow
قصه ماندگارترین سکانس «مادر» از زبان زنده‌یاد اکبر عبدی؛ اشکی که علی حاتمی را هم متاثر کرد
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
play_arrow
آخرین تصویر از ماکان نصیری و هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
play_arrow
لحظه عملیات استشهادی یک فلسطینی علیه صهیونیست‌ها
حملات پهپادی ایران علیه مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی ایران علیه مواضع دشمن آمریکایی در منطقه